سكه از كهنترين يادگارهاي بشر، به ويژه در بعد اقتصادي، اجتماعي و سياسي است. در همه زمانها، سكه يك پادشاه، به معناي تسلط و حاكميت وي در يك مقطع معين بوده و مردم آن را نشانه قدرتمندي او ميدانستند.
اهميت سكه به عنوان يكي از كهنترين يادگارهاي بشري، از مسائلي است كه در 150 سال گذشته، مورخان بيش از هر دوره ديگر به اهميت آنها پي برده، روي آن تحقيق و تأمل كرده و تاكنون هزاران مقاله و كتاب در اين زمينه منتشر شده است.
اهميت سكه از هر نوع و شكل، از چندين جنبه قابل تأمل و بررسي است. تنها يك بعد قضيه جنبه «تاريخي» آن است كه خود اين جنبه هم مباحث گوناگوني را در خود دارد. جنبه هنري و به ويژه جنبه نمادين آن براي شعارها و باورهاي ديني و مذهبي در جامعهاي كه سكه در آن ضرب ميشود، از مباحث اصلي مربوط به ضرب سكه است.
هر سكه به لحاظ تاريخي، حاوي چند مطلب است: نام سلطان، محل ضرب، تاريخ ضرب، شعارها و باورهاي ديني كه معمولا در يك يا دو جمله خود را نشان ميدهد. اين مطالب معمولا در پشت يا روي سكه، به صورت متن و حاشيه و گاه روي لبههاي سكه در دورادور آن حك ميشود.
فوايد تاريخي كه يك مورخ ميتواند از يك سكه به دست آورد نيز به لحاظ اتقان تاريخي و به عنوان يك سند مهم ، تنها با اسناد رسمي قابل مقايسه است و بدون ترديد بر متون تاريخي و خاطرات و ديگر منابع تاريخي، ترجيح دارد. اين را براي اين جهت تأكيد كردم كه سكه به عنوان يك يادگار ملي تا چه انداز براي تاريخ اهميت دارد.
بدين نكته هم بايد توجه داشت كه ضرب سكه، اعم از طلا يا نقره و حتي مس، گاه به صورت تزييني، اما به طور عمده براي استفاده اقتصادي ميان مردم است.
تا آنجا كه به تاريخ برميگردد، برخي از اطلاعات روي سكهها، به ويژه از برخي ادوار تاريخي، چنان و چندان منحصر به فرد است كه تنها منبع برخي از اطلاعات مربوط به يك دولت و قوم به شمار ميآيد.
به تازگي كه نويسنده اين نوشتار، به برخي از ادوار تاريخ بحرين و قطيف مشغول بود، متوجه اين نكته شد كه دولت عيوني كه اميران، نزديك 175 سال در اين منطقه در قرن پنجم تا هفتم حكومت كردند، تنها نشانه تشيع آنان سكههاي فراوانشان است كه جمله «علي ولي الله» روي همه آنها حك شده است.
اكنون روي سخن نويسنده با دستاندركاران ضرب سكه در ايران است. مقصودم تنها سكههاي طلا نيست كه در قالب سكههاي بهار آزادي يا به مناسبتهايي چون سال پيامبر (ص)، امام علي (ع) يا امام خميني منتشر ميشود، بلكه حتي سكههاي معمول از نقره و مس و در دسترس مردم است كه با پشتوانه دولت، ارزش اقتصادي و مبادله اي دارد. در كنار اين، بايد اسكناس را هم افزود، زيرا از اين زاويه، اسكناس هم اهميت خاص خود را دارد، هرچند باقي ماندن آن براي هزاران سال در تاريخ، قدري محل تأمل است، اهميت آن به عنوان نمادي براي شعاير ديني و ملي در روزگار حاضر و تا چند صد سال داراي اهميت است.

تأكيد خاص نويسنده در اين نوشتار، روي شعاير ديني و مذهبي است و جز آن جنبههاي ملي يا حكومتي مورد توجه كنوني من نيست. سابقه ضرب سكه در جهان اسلام، نشان ميدهد كه تقريبا در همه دولتهاي اسلامي، شهادتين روي سكهها حك ميشده و جمله «لا اله الا الله» و «محمد رسول الله» به عنوان پايه ثابت سكههاي اسلامي مطرح بوده است.
افزون بر آن، دولتهاي شيعه دست كم با دو شعار، هويت خود را روي سكهها نشان ميدادند؛ نخست با تعبير «علي ولي الله» كه روي سكههاي دولتهاي شيعي مانند آلبويه يا سربداران و صفويان ديده ميشده و دوم نام مبارك دوازده امام كه روي سكههاي ايلخاني دوره الجايتو به عنوان يك سلطان شيعه ديده ميشود، سكههايي كه حوالي سالهاي 709 ـ 712 در شهرهاي ايران ضرب شده است.
بگذريم كه روي بيشتر سكههاي دوره صفوي، به ويژه عهد شاه عباس اول (996 ـ 1038) تعبير «كلب آستان علي» يا اين جمله «از بهر خير اين سكه را كلب علي عباس زد» نيز حك ميشد. يا روي سكههاي اسماعيل دوم، اين شعر آمده بود كه: «ز مشرق تا به مغرب گر امام است ـ علي و آل او ما را تمام است». يا سلطان محمد پدر شاه عباس روي سكهاش نوشت: «غلام امام مهدي عليهالسلام». و يا عباس دوم نوشت: «به گيتي آن كه اكنون سكه صاحبقراني زد ـ ز توفيق خدا كلب علي عباس ثاني زد». چنان كه پشت سكههاي صفوي معمولا نام دوازده امام يا چند تن از آنان حك ميشد.
نويسنده توجه دارد كه برخي از آنچه در جمع روي سكهها يا اسكناسهاي جمهوري اسلامي هست، نشاني از تشيع و ولايت و امامت اهل بيت دارد، اما در جمع به نظر ميرسد سياست منسجمي براي اين كار در بانك مركزي وجود ندارد. دليل آن اين است كه به دنبال نوعي انقطاع كه در تاريخ قديم و جديد ما رخ داده، آن شعارها از محدوده تعريف شده براي ضرب سكه حذف شده و شعارهاي تازهاي جايگزين آنها شده است.
اين كه به طور موقت سكهاي به نام امام رضا (ع) ضرب شده و يادي از سكههايي است كه زمان مأمون به نام حضرت بوده نميتواند نشانگر سياست رسمي در ضرب سكه تلقي شود.
و صد البته متشكريم كه به نام نامي رسولالله، در سال پيامبر (ص) يادگارهايي ضرب شد، اما آنچه درخواست نويسنده از بانك مرکزی در امر سياستگذاري در ضرب سكه است، توجه به شعارهاي اساسي اسلام و تشيع است، هرچند با توجه به دست به دست شدن سكهها، بايد مراقب بياحترامي نكردن به نامهاي مبارك هم بود.