sokhany1383@yahoo.com
ترديد داشتم درباره روز پزشک مطلبي بنويسم. گمان ميکردم هر چه بنويسم به حساب تعصبات صنفي گذاشته شود، ولي با خود گفتم: اگر اينگونه باشد، هيچ روحاني نبايد از عظمت يا مشکلات روحانيت چيزي بگويد و هيچ مطبوعاتي نيز نبايد از روز خبرنگار و مشکلات خبرنگاران چيزي بنويسد که البته غير منطقي است.
حال ديگر مردد نيستم، ولي اينبار ماندهام بايد از کجا آغاز کنم!
در زادروز نابغه بزرگ مسلمان و سرشناسترين چهره علمي و جهاني ايراني و مسلمان حضرت «شيخالرئيس ابو علي سينا» و در روزي که به برکت تولّد مردي براي همه فصول ـ که يک فصل از کتاب کم طول اما پر عرض زندگي او ابداعات و ابتکارات و کشفيات بينظير او در تشخيص و درمان بيماريهاي گوناگون با کمترين امکانات است ـ چگونه ميتوان سخن تلخ گفت؟
از سوي ديگر، هنگامي كه به آخر و عاقبت کساني که پس از سالها مشقّت وصف ناشدني ـ که به قول اهل کلام «يدرک و لا يوصف» است ـ و گذراندن بيش از هفت سال از عمر خود، آن هم نه در ميانسالي و کهنسالي که صرف ُگل ِ عمر خود؛ يعني اوج سالهاي پر نشاط جواني در تحصيل علم و براي گرفتن مدرکي که در همه جاي دنيا حتّي عقب افتادهترين آنان، شأني و حرمتي دارد و سپس سردرگمي و بلاتکليفي فارغالتحصيلان ارزشمند اين رشته که باهوشترين و فرهيختهترين جوانان و سرمايههاي عظيم فکري و فرهنگي اين ملّتند نگاه ميکنم، با خود ميگويم: چگونه سخن شيرين بگويم؟
«کي شعر تر انگيزد خاطر که حزين باشد يک نکته از اين معني گفتيم و همين باشد»
تصور کنيد خانوادهاي را که جواني 20 يا 21 ساله در خانه دارد با همّتي بلند و استعدادهاي ذهني و فکري کمنظير كه همه توان خود را براي مطالعه متون درسي گذاشته و پس از دوازده سال، وارد دانشگاه ميشود و خانواده او استرس و اضطرابهاي کشنده و خردکننده او را در امتحانات دوره طولاني و بسيار دشوار پزشکي به ويژه در چهار ـ پنج سال آخر و به خصوص در کشيکهاي پر التهاب بيمارستانها ديدهاند و ذوب شدن شمع وجود جوان بانشاط خود را در آزمونهاي علمي و عملي و روبهرو شدن با بيماران اورژانسي و تصادفي ـ که صحنههاي آنها تا سالها در ذهن و دل و فکر اين جوان باقي مانده و گاهي حتّي موجب تنشهاي شديد روحي براي او شده ـ با چشمان خود ديدهاند و اين وضعيت فرزندشان را با جوانان ديگر مقايسه کردهاند که در اوج لذت و نشاط به جواني خود مشغولند و يا در رشتههاي بياسترس ديگري مشغول به تحصيلند و خود و فرزندشان را به آيندهاي روشن و درخشان و سراسر رفاه و خوشي حوالت دادهاند و اکنون با سياستهاي خردمندانه مسئولان! جوان 22 سالهاي كه وارد دانشگاه شده (اگر چند سالي هم پشت کنکور براي دستيابي به رشته پزشکي مانده باشد) و 29 ساله يا 29 سال و نيمه خارج شده است و تازه ميخواهد از مشقاتي که متحمّل شده، براي آينده خود و پيشرفت کشورش و مردمي که به آنها عشق ميورزد بهرهاي بگيرد، به طرح اعزام ميشود و در اين دوره با حقوقي نصف حقوق يک کارگر بيسواد ساختماني! بايد اين دوره دو ساله را بگذراند.
حال در سن 31 سالگي، نه شغلي ندارد، نه سرمايهاي، نه آينده معلومي و نه طبيعتا امکاني براي تشکيل يک زندگي معمولي همچون ديگر مردم عادي که هيچکدام از اين محنتها را تحمل نکردهاند. چه احساسي دارند اين جوان و آن خانواده؟!
کساني که بيمحابا و به قصد ارايه بيلان کاري آبرومند! فوج فوج دانشجوي پزشکي پذيرفتند و هنوز هم در برخي دانشگاهها بيحساب و کتاب در اين رشته فارغالتحصيل توليد ميکنند و هم به درمان اصولي جامعه و هم به شأن و قداست و حرمت اين رشته در چشم مردم لطمات جبران ناشدني وارد کرده و ميکنند، بايد در پيشگاه خدا پاسخي براي توجيه اين ندانمکاريها و خيانتهاي انشاءا... سهوي داشته باشند.
توزيع نامناسب پزشکان در کشور، فراهم نبودن امکانات يک زندگي آبرومند براي پزشکاني که در روستاها و مناطق محروم خدمت ميکنند، اجرا نشدن طرح پزشک خانواده و در واقع، اجراي سيستم ارجاع که در بسياري از کشورهاي حتّي در حال توسعه هم سالهاست عملي شده است، پرداخت نكردن حقوق مناسب به دستياران رشتههاي پزشکي که پس از گذراندن 21 سال از عمر خود در تعليم و تعلّم، تازه بايد دورهاي سه تا چهار ساله را با کمترين امکانات و حقوق (حدود 200 هزار تومان) با مشکلات عجيب و غريب دست و پنجه نرم کنند و در عين حال بر درمان بيماران تمرکز داشته باشند که امري محال است و... بخشي از مشکلات پزشکان خدوم اين مرز و بوم اسلامي است که بسياري از اين مشکلات در کشورهاي همسطح ما دهها سال است که رفع شده است.
بزرگداشتهاي لفظي و خم و راست شدنهاي بيخاصيت و تقديرهاي زباني و مقطعي، هيچ مشکلي را از مشکلات اين قشر فداکار و بسيار تأثيرگذار رفع نخواهد کرد. بسياري از تخلفاتي که متأسّفانه در عرصه پزشکي رخ ميدهد و مردم را ميآزارد، از قبيل رواج پديده زشت «پول زير ميزي» و نپذيرفتن عقد قرارداد با بسياري بيمهها از سوي بسياري از پزشکان و بالا رفتن ضريب خطا و عوارض پس از عمل به دليل اصرار به افزايش کميت اعمال جراحي براي دستيابي به پول بيشتر و افت کيفيت خدمات درماني و بي اعتنايي به بيماران، در بستر بياعتنايي به خواستهاي بحق و انتظارات بديهي جامعه پزشکي و معين نبودن منطقي تعرفههاي پزشکي و انداختن بار ناتواني حاکميت در گسترش بيمههاي اجتماعي و فعالسازي بخش خصوصي در اين زمينه بر دوش کم توان جامعه پزشکي است.
اميد است دستاندرکاران بهداشت و درمان کشور به اين معضلات با ديد آسيبشناسانه بنگرند و هر ساله، در روز پزشک، شاهد رفع يکي از معضلات کلان بخش بهداشت و درمان کشور باشيم. در اين روز عزيز، مردم شريف ايران را به پاسداري از سلامتي خود با تمرکز بر پيشگيري با تغذيه مناسب و استفاده کمتر از نمک، چربيها و مواد و غذاهاي چرب، ورزش و فعاليتهاي فيزيکي، دوري از استرس و اختصاص زماني از ساعات شبانه روز خود به تفريحات سالم در کنار خانواده و حسنظن به اطرافيان و توکّل بر خدا و راز و نياز با او و همکاران عزيز خودم را به مدارا با مردم و دستگيري از ضعفا و توجه به کيفيت خدمات درماني و اميد به لطف و توجهات الهي و اعتماد به حمايتهاي بيدريغ خداوندي (از کساني که کار خود را مخلصانه و با همه توان انجام ميدهند) و مهرباني و حوصله در برخورد با بيماران و مسئولان کشور را به ريشهيابي معضلات درماني کشور و پرهيز از اقدامات تبليغاتي و کماثر و رسانهاي و گرهگشايي از کار پزشکان و مردم توصيه ميکنم.
روز پزشک بر همه مجاهدان حافظ مرزهاي سلامت و نشاط مردم شريف و مسلمان ايران خجسته باد.