صفحه اولآرشيوجستجوتماس با ماپيوندهاورزشيخبرنامه
 نسخه چاپي خبر  ارسال به دوستان   iran web hosting & web design


شنيده‌ام گفته‌اند اگر هر يك از اعضاي هيأت علمي دانشگاه‌ها يك مقاله در ISI داشته باشند ايران در عداد ده كشور برتر علمي جهان قرار مي‌گيرد. وقتي اين را شنيدم گفتم چرا نوشتن دو مقاله را پيشنهاد نكنيم تا يكي از پنج كشور باشيم؟ ولي مخفي، زيرا اگر كشورهايي که بالاتر از ما هستند متوجه شوند، شايد دانشمندانشان دو مقاله بنويسند.

۲۳ مرداد ۱۳۸۶ - بعد از ظهر ۱۴:۲۳ تعداد بازديد: 8447 كد خبر: ۷۳۲۰۰

دكتر رضا داوري اردكاني، در مقاله‌اي كه به تازگي به چاپ رسانده، از نگاه انحصاري و سطحي به ISI و تبديل آن به ملاك توليد دانش و توسعه علمي به شدت انتقاد كرد.

اين فيلسوف برجسته كشور كه اين مقاله را با كنايه بخشي از وصيتنامه خود به عنوان «يك پير دانشگاهي» خوانده، ضمن پذيرش مفيد بودن استفاده از فهرست‌نويسي ISI به عنوان يك ابزار، به رسميت شناختن اين ملاك به عنوان تنها معيار توسعه علمي را خطرناك خواند.

در بخشي از مقاله دكتر رضا داوري اردكاني آمده است: ISI سازمان خوبي است كه در حدود پنجاه سال پيش تأسيس شده است. اين سازمان مقاله‌هايي را كه در مجله‌هايي كه خود به رسميت شناخته و چاپ شده است، فهرست مي‌كند و وسيله‌اي فراهم مي‌كند كه طالبان، به مقاله‌هاي مورد نظر خود به آساني دست يابند و البته با رجوع به آن مي‌توان پيشرفت علم در جهان و در كشورها را با تقريب اندازه گرفت و سطح علم كشورها را سنجيد. پيداست كه فهرست ISI به عنوان ميزان سنجش چندان دقيق نيست اما به هرحال يكي از موازيني است كه بايد با ميزان‌هاي دقيق تر تكميل شود. دانشمندان ما هم از چندين سال پيش به اهميت چاپ مقاله‌ها در مجله‌هاي ISI پي برده‌اند و در اين كار كم و بيش اهتمام كرده‌اند.

اين اهتمام بويژه از جهت سياسي و حفظ حيثيت كشور موجه است زيرا سرعت رشد پيشرفت علمي و تناسب يا بي تناسبي پژوهش در كشورها و رتبه علمي هر كشور را به تقريب معلوم مي‌كند. تا اينجا نه فقط هيچ اشكالي بر ISI وارد نيست بلكه اقبال به آن شايسته و لازم به نظر مي‌رسد. قضيه وقتي دشوار مي‌شود كه ISI نه فقط ملاك مطلق در رتبه بندي علمي كشورها و تعيين مقام و مرتبه دانشمندان مي‌شود بلكه مقام بلندي پيدا مي‌كند و به صورت هيكل مقدسي درمي آيد كه چون و چرا در مطلق بودن آن جهل و كفر به شمار مي‌رود. در اين صورت چه بسا كه ISI به كلي بي فايده و حتي مضر شود. ISI را بايد همان كه هست بازشناخت و پذيرفت و از آن فايده برد. ISI مركزي است كه مقاله‌ها را فهرست مي‌كند و البته مقاله‌هاي همه مجله‌ها در فهرست آن نمي‌آيد... .

ما از ابتدا تلقي صحيحي از ISI نداشتيم و چون تازه وارد راه علم سنجي شده بوديم و ملاك و ميزان نداشتيم (و اگر هم داشتيم و داشته باشيم به طور معمول به ملاك‌هاي خودي اعتماد نمي‌كنيم) ناگزير ISI را ملاك مطلق علم و جهل فرض كرديم و به كسي كه مقالاتش در فهرست ISI درج نشده است، نمره صفر داديم و او را در علم بي صلاحيت دانستيم. اين يك ظلم ساده نيست بلكه مي‌تواند اقدامي در جهت سست كردن رشته ارتباط علم با جامعه علمي كشور و فراهم ساختن مجال براي ظاهرسازي و مقاله پردازي باشد. اين ظلم ناشي از يك جابه جايي كوچك است. علاقه و اعتقاد پژوهندگان و متصديان اداره علم كشور به ISI چندان هم بي وجه نيست... .

حرفي نيست، مقاله نويسي در مجله‌هاي ISI را تشويق كنيم اما الزام دانشمندان به اين كار و موكول كردن ارتقا در مراتب دانشگاهي به داشتن مقاله در ISI نشانه خوبي نيست و شايد با روح علم ناسازگار باشد. اين الزام‌ها كه با نظر به بعضي ملاحظه‌هاي سياسي توجيه مي‌شود، تدبيري است كه نه سياست مداران بلكه دانشگاهيان نه چندان آشنا با سياست اتخاذ كرده اند. اكنون هم چنان از ISI دفاع مي‌كنند كه گويي كعبه و مقصد نهايي علم است و اگر به آن رو كنيم، رستگار مي‌شويم و بي اعتنايي به آن عين كفر و جهل است. نيت آنان به احتمال قوي نيت خير است اما تدبيرشان يا بهتر بگويم تحكم شان هيچ سودي براي علم كشور ندارد. مهمترين حجتي كه در دفاع از الزام به نوشتن مقاله در ISI دارند اين است كه ما ملاك دقيق ديگري نداريم. پاسخ اين است كه هرجا علم هست ملاك هم هست پس بگرديم و ملاك يا ملاك‌ها را پيدا كنيم... .

وقتي نوشتن مقاله در ISI شرط لازم باشد و كسي كه صد مقاله محققانه دارد اگر در فهرست ISI چيزي نداشته باشد، دانشمند شناخته نمي‌شود و ارتقا به درجات دانشياري و استادي بر او حرام است، ISI ديگر در رديف ملاك‌هاي ديگر نيست بلكه ملاك قطعي و تعيين كننده و مطلق است... .

شنيده‌ام كه گفته‌اند اگر هر يك از اعضاي هيأت علمي دانشگاه‌ها يك مقاله در ISI داشته باشند ايران در عداد ده كشور برتر علمي جهان قرار مي‌گيرد.

(من وقتي اين را شنيدم گفتم چرا نوشتن دو مقاله را پيشنهاد نكنيم تا يكي از پنج كشور صاحب علم باشيم؟) اين ظاهراً تدبير خوبي است ولي بهتر آن است كه عجالتاً آن را مخفي بداريم زيرا اگر كشورهايي كه در رديف‌هاي بالاتر از ما قرار دارند مثل ما متوجه شوند كه با ثبت مقاله بيشتر در فهرست ISI علمشان ترقي مي‌كند، شايد به هريك از پژوهندگان و دانشمندانشان تكليف كنند كه هريك دو مقاله بنويسند. در آن صورت اين خطر وجود دارد كه ما رتبه فعلي را هم از دست بدهيم. من به علم كشورم و به دانشمندان آن جسارت نمي‌كنم. فقط مي‌خواهم بدانم كه آيا درد علم و آموزش و فرهنگ در كشور ما كمبود مقاله در فهرست ISI است و مؤسسات علمي وظيفه‌اي جز اين ندارند كه به هر وسيله‌اي اين كمبود را جبران كنند؟ به طور معمول مقاله‌هايي كه براي بالابردن ارقام و آمار نوشته مي‌شود سطحي و بي مايه است. ما به جاي اين كه به دانشمندان مجال بدهيم كه تأمل و تحقيق كنند و آثار خوب پديد آورند، آنها را ملزم نكنيم كه رفع تكليف كنند و مقاله بي مايه براي مجله‌ها بفرستند و احياناً نوشته‌هاي خود را با پرداخت پول آگهي چاپ كنند... .

متن كامل را در ستون «مقالات» بخوانيد.



  •   به عنوان یک نویسنده ای که در مجله های آی اس.آی تا کنون شش مقاله منتشر کرده و مقالاتی در دست انتشار دارم بر این باور هستم که اگر بخواهیم عادلانه قضاوت کنیم سطح مجله های نمایه شده توسط شرکت تامسپون یا آی.اس.آی. بالاست و برخی از آنها واقعاً جزو مجله های دسته نخست و منبع اصلی اطلاعات در رشته خود هستند. بزرگترین مشکلی که بارها خود آی.اس.آی مطرح کرده استفاده از نمایه های استنادی برای ارزیابی و ارتقای سطح پژوهشگران و اساتید است. البته این که باید در مجله های معتبر مقاله چاپ کرد، به خودی خود بد نیست، ولی باید به مجله های در حال رشد هم توجه کرد و در سایر مجله هایی که به هر دلیلی نمایه سازی نمی شوند نیز توجه کرد. برای اندازه گیری هر چیزی به یک خط کش یا یک شاخص برای ارزیابی آن نیاز است، شاخص ارزیابی علمی و سطح تولید علمی کشورها هم مبتنی بر آی.اس.آی. است. مشکل اصلی ما به عنوان یک کشور در حال توسعه این است که مجله های ملی خود را رها کرده، ساماندهی نمی کنیم و سطح علمی و چاپ آنها را ارتقاء نمی دهیم. چگونه انتظار داریم که خارجی ها به مجله های ما توجه کنند، در حالی که بسیاری از مجله های ایرانی هنوز یک وبگاه یا یک صفحه وب مخصوص خود ندارند. در نهایت باز هم سخن گارفیلد که در مقدمه شماره اول مجله علم سنجی منتشر شده است تکرار می کنم: هدف از نمایه های استنادی تسهیل دسترسی به اطلاعات علمی و بازیابی اطلاعات است نه علم سنجی و ارزیابی کشورها، دانشگاه ها و پژوهشگران.

  •   با سلام
    در ماه فوریه 2007 در جلسه دفاعیه دکتری یک دانشجوی ایران ی در دانشگاه همبولت برلین شرکت کردم که ایشان درباره پارامتر های اندازه گیری ISI تز دکتری را ارائه کردندو اتفاقا نظر استاد را تایید می کنند و در آن جلسه بحث شده بود که هر کشوری بایستی سیستم علم سنجی حودش را طراحی کند و امروزه فقط نمی توان ISIاکتفا نمود.
    این تز به آلمانی نوشته شده و نگارنده مطلع است که جناب نگارنده تز عضو هیات علمی گروه کتابداری دانشگاه شاهد است
    امید است که مسئولان محترم به داده ها و نتایج این رساله توجه و روش صحیح را برگزینند.
    جبرئیل نوکنده دانشجوی دکتری باستان شناسی دانشگاه آزاد برلین

  •   با سلام
    ضمن تایید بیانات استاد, می خواستم مطلبی را اضافه کنم. در پژوهشگاههای کشور نیز ارتقاء به درجه هیئت علمی منوط به ارائه دو مقاله ISI شده است و این آفت بزرگی به همراه دارد. طبیعت کار پژوهشگاههای صنعتی در کشور تحقیقات کاربردی و حل مشکلات صنعت کشور است و همه می دانند که در کارهای تحقیقات کاربردی بیشتر کمک به حل مشکل است و استخراج مقاله به خصوص مقاله ISI از آن به سختی امکان پذیر است. ضمن اینکه بیشترین وقت محقق درگیر کارهای فنی و عملی می شود. ارزیابی محققان پژوهشگاههای صنعتی کشور با مقاله ISI باعث افت فعالیتهای مرتبط به مشکلات صنعت کشور شده و در واقع فعالیتها به سمت کارهای دانشگاهی سوق داده می شود که در این صورت هدف تاسیس چنین مراکزی مخدوش می شود. پیشنهاد بنده این است که ملاکهای دیگری نیز برای ارزیابی شناسایی شود. به عنوان مثال کارهای تحقیقات کاربردی که مشکلات صنعت کشور را حل کند می تواند یک ملاک دیگری به حساب آید. مطمئنا این کار باعث تشویق محققان و دانشجویان در جهت انجام تحقیقات کاربردی در کنار تحقیقات نظری خواهد بود. بدیهی است که کشور به هر دو نوع تحقیقات نیاز دارد و باید توازن و تعادلی در توزیع آنها بوجود آید
    با تشکر از نظرات دیگر دوستان- یک پژوهشگر

  •   با سلام،
    با تشكر از استاد محترم، اينجانب به عنوان عضو هيات علمي در اين رابطه مي توان به نكات زير نيز توجه كرد:
    1) تا آنجا كه اينجانب اطلاع دارم نه در آيين نامه فعلي ارتقا و نه در آيين نامه اي كه جديدا" تدوين شده است ISI ملاك مطلق نيست.
    2) در هر زمينه اي كه نياز به سنجش باشد وجود معيارهايي لازم است حال اگر تعيين كنندگان اين معيارها خودشان صاحب نفع نباشند تا حدودي اين معيارها از اعمال نظرهاي ناصواب به دور خواهند بود.ISI يكي از معيار هاي جهاني است. در كشور ما نيز مي تواند يك معيار سنجش باشد. بويژه اينكه از اعمال نظر به دور است. هر چند كه ISI معيار كاملي نيست و مجلاتي در ليست آن وجود دارند كه ارزش علمي چنداني ندارند و در مقابل مجلاتي در خارج از ليست آن وجود دارند كه از ارزش علمي بسيار بالايي برخوردارند. اما درصد بالايي از مجلات آن در جامعه علمي شناخته شده مي باشند. و اين ليست درصد بالايي از مجلات معتبر را شامل است و تقريبا" هر دانشمندي كه تعداد قابل توجهي آثار علمي داشته باشد تعدادي از مقالات او ناخواسته در مجلاتي از آن ليست خواهد بود.

    3) اغلب اعتراض ها به ISI از طرف كساني صورت مي گيرد كه آثاري در آن نداشته اند. به نظر اينجانب با توجه به گستردگي زياد ليست ISI ، هر شخص توانمندي در علوم مي تواند نتايج علمي ارزشمند خود را به راحتي در مجلات ليست ISI چاپ كند.

    4) در آشفته بازار مجلات به ظاهر علمي (كه اغلب هر مطلب خالي از وجه علمي را در مقابل اخذ مبلغي چاپ مي كنند) شا يد توجه به ISI خالي از فايده نباشد بويژه در جامعه پژوهشي نوپاي ما.

    5) براي بالا بردن رتبه كشور در ليست ISI نه نيازي به تبليغ است و نه مي توان آن را با دستور بالا برد بلكه اگر واقعا" پژوهش هاي اصيل (چه بنيادي چه كاربردي) در كشور رشد پيدا كند خود به خود رتبه علمي كشور در ISI نيز بالا خواهد رفت.

  •   ضمن تشكر از استاد فرهيخته جناب اقاي دكتر اردكاني
    حرف دل بسياري از دانشجويان مقطع تحصيلات تكميلي و اساتيد دلسوخته را در كلام ايشان خواندم.
    متاسفانه عدم سياست گذاري صحيح از سوي وزارت علوم و تعيين ملاك يك بعدي از قابليت هاي علمي معضل بزرگي است.
    چرا مثلاَ در رشته هاي مهندسي يا علوم تجربي هيچ وزني به تزها يا پروژه هايي كه در راه رفع مشكلات صنعتي يا عملي كشورمان تعريف شده اند اختصاص نمي يابد؟
    و يا چرا پارامترهاي ديگري كه قابليت هاي علمي و عملي را نشان دهد در ارتقاي افراد دخيل نيست؟
    همه ما شاهديم كه بسياري از استادان دانشگاه بدون اينكه اطلاع چنداني از زواياي علمي مقاله اي كه به نامشان چاپ شده فقط اسم كاري را كه دانشجويشان زحمت آن را كشيده يدك مي كشند و هيچ نهادي قادر به نظارت بر كار آنان نيست؟
    توصيه مي كنم گزارش هاي جامع تري از سطح دانشگاههاي كشور به خصوص دانشجويان تحصيلات تكميلي تهيه كنيد.
    دانشجوي دكتري مهندسي- دانشگاه صنعتي شريف

  •   بعنوان يک عضو هيئت علمی در مرتبه دانشياری رشته مهندسی نظر خود را در مورد ميزان اهميت را بعرض مي رسانم:
    1- در اين موضوع که ارتباط مستقيمی بين پيشرفت همه جانبه در کشورها وتعداد مقاله منتشر شده در ISI وجود دارد مي توان قطعا شک نمود. اما درمورد ارتباط مستقيم بين پرداختن به علم وتحقيقات (با هر عنوان) و تعداد مقالات چاپ شده نمي توان شک کرد.
    2- مقالات ISI، بر اساس همين نياز به سنجش پيشرفت علمی بوجود آمده و تا کنون نيز برای تمامي کشورها معتبر بوده است. شايد بايستی مشکل را درجای ديگر جستجو نمود. البته در مورد ارتقاي اساتيد، هرچند تکيه به مقاله ISI وجود دارد، اما شرايط ايجاب آن (در برخی موارد تنها داشتن يک مقاله ISI) چندان دشوار نيست.
    3- هرچند برخی مقالات ايندکس شده، ممکن است براحتی چاپ شود، اما همه مي دانيم که اعتبار مجله نيز با فاکتور اثر (Impact Factor) سنجيده مي شود. اگر تحقيقي دارای اصالت بالاتری باشد، طبعا محقق متمايل به چاپ آن در مجله معتبرتر مي باشد که اين خود بنوعي نشانگر درجه اعتبار علمی آن تحقيق مي باشد. طبيعتا اين مقالات دارای درجه دانش افزايي بيشتری بوده و مراجعين بيشتری خواهد داشت (contribution to knowledge). اما اگر يک تحقيقي دارای اصالت کمتری باشد، احتمال چاپ آن در مقالات با درجه اعتبار بالا، کمتر خواهد بود و در نتيجه ميزان کمک آن با دانش بسيار کمتر و يا هيچ خواهد بود. در واقع اين محقق، نسبت به عرضه کالای خود (دانش توليد شده که در مقاله آورده شده) دارای اعتماد کمتری بوده و در نظر ندارد که آنرا مورد قضاوت افراد برجسته تر (داوران آن مجله معتبرتر) قرار دهد. بنابراين درنظر گرفتن فاکتور اثر راه حلی برای جلوگيری از قضاوت سريع در مورد ميزان پيشرفت مي باشد.
    4- نوشتن يک مقاله با فرمت مجلات معتبر نيز خود يک مرحله مهم ميباشد. با توجه به ضعف زبان خارجی (بخصوص در دانشجويان و حتی برخی اساتيد)، اعتماد بنفس کمتری در ارسال مقالات به مجلات خارجی بوجود مي آيد. بنابراين، اين خود يک معيار برای تلاش بيشتر اساتيد و دانشجويان خواهد بود (برای عرضه کالای خود به صاحبنظران در عرصه جهانی).
    5- مشکل مجلات داخلی، يک مشکل کاملا عمده است که اساتيد فعال، متمايل به ارسال مقالات خود به اين مجلات نمي باشند. مشکلاتی مانند اعتبار پايين مجله و بخصوص زمان بسيار زياد برای چاپ آن که علت اصلی آن طويل شدن زمان داوری است. يعنی اساتيد کشور کمتر وقت خود را صرف داوری مجلات داخلی مي کنند و به آن اعتبار نمي بخشند. مجلات معتبر دارای يک محدوده زمانی مشخص (معمولا حداکثر سه ماه) برای داوری دارند. اما برای مجلات داخلی حتی تا دوسال هيچ جوابی نداشته و در برخی مواقع کسی هم پاسخگو نمي باشد.

  •   بيشترين رشد مقالات ISI کشور مربوط به رشته شیمی است در حالیکه اگر در این رشته اساتید بر روی مسائل کابردی کار کنند می تواند بیشترین ارزش افزوده در نفت و مواد معدنی را برای کشور بدست آورند.

  •   به عنوان یک دانشیار دانشگاه که حدود 35 مقاله آی اس آی دارم باید بگویم که به هرحال این معیار یک معیار جهانی و پذیرفته شده است. واقعیت این است که چاپ مقاله در این ژورنالها چندان ساده نیست و بر خلاف یکی از دوستان که گفته اند با صرف هزینه شخصی قابل انجام است، به دلیل دقتهای خاص داوری امکان چاپ مطالب غیر بدیع تقریبا صفر است. بررسی های شخصی اینجانب نشان می دهد که مخالفان آی اس آی غالبا از چاپ مقاله در این ژورنالها به هر دلیلی ناتوانند، خواه به دلیل حوزه خاصی چون علوم انسانی (که البته جای تامل دارد که چرا نمی شود درحالی که تعداد زیادی ژورنال آی اس آی در این مقوله اند)، خواه بنا به دلایل فردی مثلا عدم صرف وقت و توان کافی و... . ما نمی توانیم یک معیار علمی درست را فدای مقاصد خاص خویش کنیم حتی اگر این معیار بر آمده از فرهنگ غربی باشد. این معیار ،معیار درستی است و باید حفظ شود. اینجانب که تربیت چندین دانشجوی دکتری و کارشناسی ارشد را به عهده دارم پیشنهاد می کنم که علاوه بر حفظ معیار فوق ، آن را به طور جدی تر در دستور کار قرار دهیم و به علاو محققان را به سمت چاپ مقاله در ژورنالهایی با آی اف بالاتر تشویق کنیم و تشویقات خاصی برای کسانی که مقالاتی با ارجاع مناسب دارند قائل شویم. به هر حال حذف یا کم اثر جلوه دادن و تردید در یک معیار علمی درست و بین المللی به هر بهانه ای ضربات جبران ناپذیری به پیکره پژوهش کشور می زند.
    با سپاس:یک دانشیار دانشگاه

  •   سلام
    در ISI مقاله دادن جهت دریافت رتبه علمی نیز از دیگر سیاست های استعماری و انحصارگرایانه ای است که متاسفانه کورکورانه درحال تعقیب آن هستیم. چرا مانند ژاپن مجلات به زبان مادری و انگلیسی با توان علمی بالا نداشته باشیم که در کشور خودمان دانش بومی شود و فهرست ISI از مجلات ما خواهش کند به عضویت آن درآییم نه اینکه ما به دنبال آنها ملتمسانه روان شویم. دانشجویان دکتری می شناسم که بیش از 12 ماه منتظر پذیرش مقالاتشان در مجلات ISI هستند و زندگی علمی و تحقیقاتی و عادی آنها فلج شده است. در حالی که در آلمان، استرالیا و . . . اینگونه نیست؟
    واقعا چرا مانند کبک سرمان را در برف پنهان کرده ایم. روال نادرستی را در جامعه تحصیل کرده و مدیران تحصیل کرده در حوزه آموزش عالی
    شاهدیم که توقع می رود آن را با سرعت و درایت حل نمایند. حتی من شنیده بودم مقام معظم رهبری تاکید داشته اند محققان كشورهای اسلامی در کشورهای خودشان مجله داشته باشند و فقط برای آن مجلات نتایج کارهایشان را ارسال کنند ولی متاسفانه مسئولان رده میانی این مساله را جدی نگرفته اند.
    محمد از تهران

  •   اینجانب پیشنهاد میکنم بجای اینکه بگوییم اگر هر استادی یک مقاله ISI داشته باشد ایران جزو 10 کشور علمی دنیا میشود باید بگوییم اگر هر استادی یک مشکل علمی، فنی و یا صنعتی را در کشور حل کند ایران جزء 10 کشور صنعتی خواهد بود. پس باید کفت ملاک سنجش علم رفع حد اقل یک مشکل از مشکلات کشور باشد. در کشور بیش از چند هزار کارخانه وجود دارد که با اطمینان میتوان گفت 70 درصد آنها دچار مشکلات هستند. اگر در هر کارخانه متوسط 100 مشکل وجود داشته باشد کشور مواجه با مثلا 350000 مشکل میباشد. لذا باید ملاک ارتقاء اعضا هیات علمی رفع حد اقل یک مشکل کشور باشد. البته ارقام فوق در زمینه مشکلات فنی و مهندسی است. در مسائل اجتماعی نیز مشکلات زیادی وجود دارد که دانشگاهیان میتوانند با ارائه راهکارهای موثر آنها را حل کنند که میتواند ملاک خوبی برای ارتقاء باشد. البته برای همکارانی که عادت به نوشتن مقاله دارند و کمتر به مسائل عملی میپردازند امتیازی نیز برای ارائه مقاله در نظر گرفته شود که ایشان نیز دلگیر نشوند.

  •   اين معيار در همه دنيا معتبر است و مختص به ايران نيست و بعيد به نظر مي رسد به توصيه اين دانشمند محترم اين معيار حذف و معيارهاي مورد نظر ايشان جايگزين شود. از طرف ديگر بسياري از مقالات چاپ شده در اين مجلات كاربردي و معمولا منحصر به فرد است. نمي دانم چرا فكر مي كنيم كارهاي قابل چاپ كاربردي نمي توانند باشد؟ البته بديهي است كارهاي كپي برداري شده و تكراري معمولا در اين مجلات منتشر نمي شوند كه صد البته با توجه به سادگي و ... در كشور ما فراوان صورت مي گيرند. البته بحث ميزان مراجعه به يك مقاله نيز معيار ديگري است كه در اين كوتاه نمي گنجد ولي به آن نيز بايد در نظام ارتقا كشور توجه ويژه شود. از طرفي چاپ مقاله در اين مجلات كار ساده اي نيست كه صرفا با تقاضا مسوولين يك كشور انجام شود و هر استاد دانشگاه كشور و يا كشورهاي ديگر يك يا دو يا ... مقاله به دستور اين استاد محترم و وزير محترم به چاپ برسانند! مقالات ماحصل كارهاي تحقيقاتي هستند كه خود وابسته به توان مالي و علمي استاد و ... مي باشند. لذا بازهم به نظر مي رسد تعداد مقالات معتبر معیاری مناسب برای ارتقا و رتبه بندی است و مانع اعمال سلیقه و پارتی بازی که آفتی بزرگ در مدیریت کشور می باشد، هست.
    باتشکر
    دانشجوی دکترا در هلند

  •   متاسفانه اين مسئله سبب شده است كه در دوره دكتري پايان نامه هايي تعريف شوند كه بتوان از آن ها مقاله چاپ كرد و اينگونه پايان نامه ها هيچ مشكلي را از كشور حل نمي كنند.
    دانشجوي دكتري مهندسي برق دانشگاه تربيت مدرس

  •   بسمه تعالي
    با تشكر از استاد فرهيخته بنده به عنوان كسي كه دستي بر اين اموزش دارم چند مورد را اضافه ميكنم:
    اولا ارايه مقاله در حوزه علوم انساني و پذيرش ان در برخي رشته ها تقريبا محال است پس به جاي اينكه مشكل شناخت و معيار را حل كنيم به تغيير صورت مساله فكر ميكنيم.
    دوما همه اساتيد دانشگاهي ميدانند كه با هزينه شخصي و پرداخت پول ميتوانند در برخي رشته ها به راحتي در ISI
    پذيرش بگيرند.
    و آخر اينكه اساس تحقيق محقق بايد بر مبناي مسايل و مباحث كاربردي كه مورد نياز شديد جامعه است باشد و اين انظار تقريبا فقط از اساتيد دانشگاه است پس با اين ملاك ها وضعيت را خرابتر نكنيم .
    و من الله توفيق

  •   با سلام

    متاسفانه از زماني كه چاپ مقاله ملاكي براي ارتقاء استادياران و دانشياران محترم شده است دانشجويان نردبان ترقي اساتيد محترم شده اند. اما با توجه به عقب ماندگي تاريخي كشور در بسياري از زمينه هاي صنعتي چنانچه دانشجويي موضوع تز خود را در جهت رفع اين مشكلات تعريف نمايد امكان چاپ مقاله از آن تز بسيار كاهش مي يابد. لذا اغلب دانشجويان و اساتيد محترم مجبور به انجام تحقيقاتي شده اند كه صرفا از آن مقاله آي اس آي استخراج گردد بطوريكه بسياري از اساتيد بدون هيچ برنامه معين يا دورنماي مشخص فقط و فقط به دنبال موضوعاتي هستند كه از آن به راحتي مقاله استخراج گردد. اما با توجه به كمبود امكانات در بسياري از دانشگاهها و عجله دانشجويان براي جذب شدن به بازار كار، بسياري از دانشجويان خود را مجاز به ديتا سازي مي دانند. مساله ديتا سازي كاملا واقعي و دردتاك است و كسي نمي تواند آن را انكار كند كه شاهد آن در تمام دانشگاههاي كشور وجود دارد. چنانچه دانشجويي صادقانه كار كند ولي نتواند به موقع از تز خود دفاع نمايد مشمول كسر نمره مي گردد اما چنانچه دانشجويي با عددسازي و ارائه نتايج كاملا غير واقعي (و البته كاملا دقيق و حساب شده) از تز خود دفاع نمايد نمره بالاتري مي گيرد!!
    انشاا.. روزي اين مساله به نحوي مطلوب مورد بررسي قرار گيرد.

    يك دانشجوي دكتري مهندسي از معتبرترين دانشگاه كشور

  •   کاملا صحیح بیان فرموده اند ولی برای سنجش علمی در آتیه باید فکری کرد.

  •   با احترام فراوان نسبت به نقطه نظرات محقق جناب آقاي دكتر رضا داوري اردكاني، به عنوان يك عضو هيئت علمي وظيفه خود مي دانم نكات زير را به عرض برسانم:
    1- بيشتر از 85 درصد از علوم جديد دنيا براي اولين بار در ژورنال هاي ISI به چاپ می رسند. به عنوان مثال مفهوم کربن 60 که پایه علم نانوتکنولوژی به شمار می رود برای اولین بار در مجله نیچر به چاپ رسید.
    2- شاید سه یا چهار سال پیش بسیاری نوشتن یک مقاله ISI را باعث افتخار خود می دانستند ولی به تدریج با آشنا شدن بسیاری از محققین کشور با نحوه نگارش و چاپ مقاله در این مجلات این تابو دیگر از میان رفته و بسیار از دانشجویان مقاطع تحصیلات تکمیلی و یا حتی در مقطع کارشناسی در مقالات معتبر ISI مقالات خود را به چاپ می رسانند.
    3- شاید با یک نگاه به مجلات داخلی غیر علمی پِژوهشی متوجه شویم که در بعضی از گرایش های مهندسی حتی یک محقق نیز به کار آنها رجوع نکرده و صرفا مقاله جنبه توسعه و ترویج علم را پیدا نموده است.
    با این وجود از یک جنبه می توان نگارش مقاله ISI را کم ارزش دانست و آن هم بعد از یک پریود 5 سال است که محققی ده ها و یا شاید صدها مقاله ISI بنویسد و لی کسی به آنها ارجاع نداده باشد!



  • نظرات و پیشنهادها:
    آدرس پست الکترونيکي :