صفحه اولآرشيوجستجوتماس با ماپيوندهاورزشيخبرنامه
 نسخه چاپي خبر  ارسال به دوستان   iran web hosting & web design


آيا زمينه‌سازي براي تعامل‌گرايي يكسو و ايجاد دولت گرايي پارلماني، به ويژه در بخش نظارتي، زمينه سازي براي غلبه گفتمان‌هايي نيست كه هم اكنون ما را از آن مي‌ترسانيد؟ آيا مي‌توان با ادامه برخي رفتار‌هاي ناموجه و با لاپوشاني و عدم آگاهي مردم، با هر عمل و توجيهي، جلوي اين رخداد را گرفت؟

۹ مرداد ۱۳۸۶ - قبل از ظهر ۹:۴۹ تعداد بازديد: 13154 كد خبر: ۷۲۳۸۴

دکتر عماد افروغ امروز در نطق صریح یش از دستور خود در مجلس گفت: از ما نخواهید به دلیل مصلحت‌سنجی‌های کاذب جناحی سکوت اختیار کنیم.

به گزارش صدرا متن نطق افروغ به این شرح است:

قال علي (ع): اِنَّما يُقيمُ اَمْرَ اللهِ سُبْحانَه مَن لا يُصانِعُ و لا يُضارِعُ و لا يَتَّبِعُ المَطامِعْ

همگان به ياد داريم كه مجلس هفتم در فضايي مملو از آرزو‌هاي ديرينه ديني، اخلاقي، انقلابي، تحول خواهي، عدالت طلبي، ساده زيستي و صداقت محوري در بستري از نقادي و انبساط روشنفكري در رجعت به آرمان‌ها و انديشه‌هاي اصيل انقلاب اسلامي و امام راحل(ره) شكل گرفت. مردم خسته و بيزار از مناقشات بي ثمر، ناسازگارو ناهمخوان باهويت تاريخي و با نياز‌ها و حقوق واقعي و جامع خود و انزجار از نگرش هاي ماكياوليستي وحضور پي در پي گفتمان‌هاي كليشه‌اي وغربي اقتصادزده و سياست‌زده غير فرهنگي، يكسويه و شتابان و مشاهده رفتار‌هاي كودكانه، احساسي و شالوده شكنانه برخي از رجال سياسي در قالب تحصن‌ها ،نامه نگاري‌ها،استعفا‌هاي دسته جمعي وشعارتغيير قانون اساسي وبرگزاري رفراندوم ، به كساني رأي دادند كه حقيقت گرايانه و در قالب گفتمان انقلاب اسلامي دو وظيفه تقنيني و نظارتي را در راستاي تحقق بخشيدن به نياز‌ها و حقوق همه جانبه خود به خوبي ادا كنند. آنان به طور طبيعي توقع سلامت و پاكي، قناعت وساده زيستي، شجاعت و مقاومت، استقلال راي وعدم ورود در بازي‌ها و لابي‌هاي بي حاصل سياسي و اقتصادي حقيقت سوز، فهم عميق و جامعه نگري در مسائل را از نمايندگان خود داشته اند.

به طور قطع ملت شريف ايران بيش از آنكه به ما رأي داده باشند به اين آرمان‌ها و شعارها رأي داده اند و با كسي نيز عقد اخوت نبسته اند. اصول گرايي حقيقي كه محصور در اين فراكسيون و آن فركسيون نيست، به كسي اطلاق مي شود كه عملا" پاي بند به اين شعارها و آرمان‌هاي متعالي باشد. اما بگذاريد تا ملاك‌ها و معيار‌ها و سنجش‌هاي برخاسته از اين معيار‌ها با ما سخن بگويند. بگذاريد تا مردم از نزديك ببينند و داوري كنند كه آيا مجلس در تحقق آرمان هاي آنان موفق بوده است يا خير ؟ بگذاريد تا پرده‌ها كنار رود و مردم از سلامت نفس و ساده زيستي و قناعت ونظارت حق طلبانه نمايندگان خود مطمئن شوند. بگذاريد به دور از فضاي سنگين و ريزش همه جانبه مصلحت و مصلحت انديشي‌هاي كاذب و جناحي، حقايق در قالب نقدي شفاف، آشكار شود وعشق و علاقه مردم نسبت به نمايندگان اصول گراي خود دو چندان شود.

همواره از برخوردها و بازگشت برخي از صاحب منصبان سياسي سالهاي گذشته نگرانيم و در اين زمينه به مردم هشدار مي دهيم و حتي بانقادي‌هاي حق طلبانه برخي از نمايندگان اصول گرا با انگ هايي از قبيل همسويي با رقيب، ريختن آب در آسياب دشمن، به مصلحت نبودن و غيره مقابله مي كنيم و بدين وسيله و تا حدودي باتغافل از مسئوليت‌هاي حال و گذشته خود فراكني مي كنيم. بنده نيزدر اين نگراني با شما هم عقيده ام و اگر به ياد داشته باشيد در اولين نطق خود از اين دسته از افراد به عنوان اباحه گرايان دولتي ياد كرده ام، اما اولااين نوع ازيابي‌ها با همه اهميتش، ثانوي، بالعرض و غير ماهوي و تا حدودي سلبي است و طبعا" ما را از ارزيابي‌هاي دقيق و ايجابي موضوع عطف به ملاك‌هاي اصلي، يعني ارزيابي مربوط به انجام مسئوليت‌ها و وظايف خود، باز مي‌دارد، ثانيا"از باب يادآوري، هيچ از ريشه‌هاي پيدائي اين جريان پرسيده‌ايد؟ آيا در ظهور اين جريان و ريشه‌هاي آن در مورد نقش خود به كنكاش نشسته ايد ؟ آيا به نظر شما اگر عمل گرايي مفرط، البته غالبا"بدون توجيهات ديني و در قالب مديريت علمي پس از جنگ و برخي فاصله گيري‌ها از آرمان‌ها و حقايق تعريف شده انقلاب اسلامي، از يك سو و سكوت توجيه، تطهير و حتي تقديس شما، از سوي ديگر نبود، نوبت به اين گفتمان مي رسيد؟ اي كاش بازگشت به گذشته و نمايش اتفاقات، فراز و فرود‌ها، گلايه‌هاو خون دل خوردن‌ها و رويت مواضع گروه‌ها وجريانات مختلف سياسي ميسور بود تا به راحتي نتوانيم با غفلت از حافظه تاريخي مردم و با نا آگاه پنداشتن آنان تغيير موضع دهيم، هر چند اسناد و مدارك به حد كافي گوياي بسياري از حقايق تاريخي اند و آيا هم اكنون و در شرايط نسبتا" مشابه به اين گستره عمل گرايي با توجيهات ديني و سكوت مصلحت انديشانه و رفتار‌هاي يك جانبه و مغاير با حقوق همه جانبه و جامع مردم، ظاهر گرايي و مخالفت با آزاد انديشي و محتوا گرايي وتداوم فرماليسم درعلم ،اغواگرايي وتصوير سازي كاذب از واقعيات، توهم گرايي و سمبوليسم رفتاري، بسط جمود و قشري گري و عوام زدگي و ايجاد فضاي عمومي خودسانسوري و محدود كننده حس آزادي و شجاعت بيان آزادانه انديشه و تقويت كننده روحيه ستايش، مصانعه، مداهنه و تملق دامن نمي‌زنيد؟ و آيا اين شما نيستيد كه بر سر شاخ نشسته و بن مي‌بريد؟باز هم تغافل؟!

قال علي (ع) : لا اَري اِصلاحِكُم بِاِفسادِ نَفسي
من اصلاح شما را به تباه ساختن خويش جايز نمي شمارم.
آيا زيبنده مجلس به ما هو مجلس است كه اسير نگاه‌هاي ذره اي و جزئي نگرشود و در فقدان يك نگاه ساختاري و فرآيندي زمينه را براي گفتمان‌هايي فراهم كند كه هيچ سنخيتي با انقلاب و فرهنگ و تاريخ اين زاد و بوم ندارد ؟ چرا نبايد از فرصت به دست آمده در جهت بسط و نشر نقد درون گفتماني كمال بهره را برد ؟ اتفاقا" وظيفه ما در حاكميت بيش از قواي ديگر، به نظارت و نقادي نزيك است. آيا عدم توجه گسترده به اين وظيفه، در نهايت بي توجهي از وظيفه اصلي و جفا در حق مردم نيست ؟ آيا زمينه سازي براي تعامل گرايي يك سو و ايجاد دولت گرايي پارلماني، به ويژه در بخش نظارتي، زمينه سازي براي غلبه گفتمان‌هايي نيست كه هم اكنون ما را از آن مي‌ترسانيد ؟ آيا ميتوان با ادامه برخي رفتار‌هاي نا موجه و با لاپوشاني و عدم آگاهي مردم، با هر عمل و توجيهي، جلوي اين رخداد را گرفت ؟

آينه چو روي به بنمود راست خود شكن آينه شكستن خطاست
بدون ترديد انجام وظيفه نظارتي مجلس، تا حدودي در گروي وجود يك روحيه نقاد و يك نقد از درون مجلس است. مجلس هفتم تا كنون چند جلسه غير علني به ارزيابي عملكرد تقنيني و نظارتي خود و استفاده از نقادي‌ها و راه حل‌ها و پيشنهادات نمايندگان اختصاص داده است. متأسفانه محدود كردن تذكر نمايندگان، بنا به تفسيري خاص، به نحوه اداره جلسه، نه تنها به بسط وظيفه نمايندگاني در جامعه كمك نكرده است، بلكه عملا و احتمالا به نام هدر ندادن وقت و اداره قاطعانه مجلس، او را از منش نقد از درون نيز محروم كرده است. داوري بنده اين است كه به دليل عدم نقش نظارتي و عدم پاسداشت شأن مجلس از سوي هيأت رئيسه محترم، نظارت‌ها و پي گيري‌هاي نمايندگان و حتي كميسيون‌ها به ثمر نمي نشيند. بي توجهي به طرح مصوب تسهيل ازدواج جوانان توسط دولت و تقليل آن به وام ازدواج و غفلت از مواد چند گانه آن، به ويژه احداث و واگذاري موقت مسكن ، عدم ارائه پاسخ به گزارش مكتوب كميسيون فرهنگي درباره عملكرد سازمان ميراث فرهنگي، گردش گري و صنايع دستي دراين مورد به خصوص، به رغم يادداشت به رئيس جمهور محترم، و غير قانوني بودن آيين نامه ساماندهي فعاليت سايت‌هاي اينترنتي از سوي دولت و ناديده انگاشتن نقش قوه قضاييه و حتي مجلس در تصويب آن و در سطح كلان رواج بي‌اخلاقي و ماكياوليسم مذهبي يا استفاده ابزاري از دين، از موارد فرهنگي اين نظارت‌هاي بي ثمر است.

به هر حال، شايسته است كه مجلس، حداقل در جلسات داخلي خود به نقد و ارزيابي تمامي وعده ها و آرمانهايي كه از دل آن برخاسته است بپردازد و ميزان موفقيت خود را در تمام زمينه‌هاي تقنيني و نظارتي مربوط به عرصه‌هاي فرهنگي، سياسي و اقتصادي گزارش دهد. اشتباه نشود منظور حجم كمي مصوبات نيست، منظور ميزان موفقيت و كارايي اين مصوبات در جامعه است. براي نمونه، آيا گراني مهار شده است و قدرت خريد مردم افزايش يافته و عدالت اقتصادي مستقر و يا در حال استقرار است ؟ در اين بين عملكرد اقتصادي مجلس و به طور خاص در تصويب بودجه و متمم آن چه نقشي در افزيش نقدينگي و تبعات آن داشته است ؟ ميزان تحقق برنامه پنج ساله چهارم و در راستاي سند چشم انداز در چه وضعيتي است. آيا برنامه‌هاي اقتصادي دولت وحتي مجلس در راستاي اين سند، اين برنامه و رئوس سياست‌هاي ابلاغي اصل 44 از سوي مقام معظم رهبري است ؟ مجلس تاكنون در راستاي وظايف نظارتي خود، چند گزارش فرآيندي در اختيار نمايندگان گذاشته است ؟

پر واضح است كه بنده نيز به فراز‌ها ونقاط قوت و مستمر اين مجلس در وجه استقلال طلبي و عزت مداري در روابط بين الملل و سياست خارجي و پرهيزاز مناشقات بي ثمر و بي بنياد و همچنين نقاط قوت نظارتي آن، به طور عمده در دو سال اول، به ويژه جلسات مربوط به رأي اعتماد به دولت نهم واقفم. اما همانگونه كه اشاره شد، بتدريج اين وجه فعال نظارتي، پيش پاي تعامل گرايي يك سويه رنگ باخته است و طبعا" زنگ خطري را به صدا در آورده است. يك سال باقي مانده از عمر مجلس فرصت خوبي براي اين باز نگري‌ها و نقد‌هاي از درون و فعال كردن بخش نظارتي آن است. طبعا يكي از بهترين اشكال كمك به دولت همسو نيز انجام همين وظيفه نظارتي است.

دو محور ديگر مربوط به سلامت اقتصادي و ساده زيستي نمايندگان و رعايت اخلاق و موازين شرعي در برخورد‌ها و رفتارهاي سياسي است. آيا مجلس مراقبتي در خصوص بهره مندي مستقيم و غير مستقيم نمايندگان خود از رابطه ساختاري قدرت ـ ثروت و سرمايه‌هاي سياسي، فرهنگي و اقتصادي در پس اين رابطه و همچنين ميزان تنعم آنها از امكانات و امتيازات مختلف نمايندگي به دست داده است. از ذكر مثالها وموارد صرفنظر وان را به وقت ديگر موكول مي كنم و همچنين از افشائ حقايقي در مورد مسببان اصلي جعل شبنامه عليه خودنيز بنا به مصلحت نظام خودداري وآن را به مجالي ديگر موكول مي‌كنم. اما اميدوارم قوه قضاييه با فرمايشات اخير مقام معظم رهبري در خصوص برخورد با كساني كه به طرق مختلف از جمله شبنامه، پيا مهاي كوتاه، سايت‌ها ،وبلاگ‌ها و .... مبادرت به هتك حرمت و حيثيت افراد مي‌كنند، اقدام جدي تر و قاطع تري در مقايسه در مقايسه با گذشته انجام دهد و بتواند با همكاري نهاد‌هاي ذي ربط ريشه اين مسأله غير اخلاقي را بخشكاند و زمينه را براي رويارويي‌ها و رقابت‌هاي سالم و اخلاقي و جوانمردانه فراهم كند. البته جاي اين سؤال باقي است كه چرا دولت باوجود آيين نامه مربوط به انضباط سايت‌هاي اطلاع رساني مصوب خود نسبت به سايت‌هايي كه ظاهرا" به گونه اي به دولت وصل بوده و همواره به هتك حرمت افراد و زدن انگ‌هايي از قبيل خيانت، نفاق و غيره مبادرت مي‌ورزند، بر خلاف فيلتر كردن سايت‌هاي ديگر، سكوت اختيار كرده است.بدون ترديد جواب اين سوال در غير قانوني بودن همان ايين نامه مستتر است.

آيا زيبنده مجلس اصولگراست كه يكي از نمايندگان به اصلاح اصولگراي آن در همسويي با يكي از سايت‌هاي دولتي عليه يكي ديگر از نمايندگان اصول گرا مبادرت به انواع هتك هرمت‌ها و حيثيت‌ها و بكار گيري الفاظي از قبيل "ملحد"، "ضد ولايت فقيه " ،"اظهارات گستاخانه "و امثالهم بنمايد ؟و احتمالا"از پاداشهايي نيز برخوردار شود و موجب خوشحالي و مسرت زايد الوصف برخي از هم جناهي‌هاي خود شود، اما با او هيچ برخوردي صورت نگيرد ؟

خدايا! كرامت وعزت مؤمنانه به ما ميگويد سكوت، اما اين بي حرمتي‌ها و ريا كاري‌ها به ما مي‌گويد، فرياد. به كجا مي رويم، چرا در اعمال خود بازنگري نمي كنيم. چرا مدام فرا فكني مي كنيم، خود را اهل مصلحت و طرفدار نظام ميدانيم و ديگردان را متهم به ناديده انگاشتن مصالح نظام ميكنيم و عملا" مصالح جناحي را با مصالح نظام خلط ميكنيم. چرا واقعيت‌ها را نمي بينيم. اگر نماينده اي سالم و ساده زيست بود و نداي حق گرايانه و انقلابي سر داد و خود را بر كنار از هر گونه برخورداري‌هاي غير متعارف طبيعي و غير طبيعي نمود، به صرف نقد متهم به مصلحت سوزي، الحاد و ضديت با ولايت فقيه مي‌شود و حقيقت سوزان، منفعت طلبان و هتاكان، مؤمن، طرفدار ولايت فقيه و مصداق حقيقت و صواب ميشوند.

غافل از اينكه 1. به تعبير استاد شهيد مرتضي مطهري، " اسلام در ذات خود يك حقيقت است نه يك مصلحت " 2. ولايت فقيه ابزار توجيه مصلحت و دستيابي به منافع كاذب نيست كه ريسمان تحقق حقيقت است.
ره به كدام سوي مي‌بريم. برادران و سروران اصولگرا با شما بر سر اصول و آرمان‌ها پيمان بسته ايم و تاكنون نيز بر سر اين پيمان بوده ايم و عهد نشكسته ايم. اما از نخواهيد بدليل مصلحت سنجي‌هاي كاذب جناحي و يا عدم بهره برداري سياسي جناح‌هاي رقيب در برابر عهد شكني ها و سياست‌ها و رفتار‌هاي غير اصول گرايانه برخي از به اصطلاح اصول گرايان سكوت اختيار كنيم. چرا كه اصول گرايي با اصول گرايان تعريف نمي شود. تا زماني كه بر سر عهد و پيمان باشيد، خاك پاي شما طوطياي چشم ماست، در غير اين صورت نه تنها با شما نخواهيم بود كه با تمام قامت در برابر شما خواهيم ايستاد.

خدايا نداي حق طلبانه و عزت مؤمنانه مرا از گزند مصانعه و مداهنه، مصلحت‌هاي حقيقت سوز و توجيهات ناروا، جمود و فشارهاي كور و متعصبانه، تحريكات عوامانه و فضاهاي رياكارانه، تهديد‌ها و تطميع‌هاي اصحاب قدرت، تملق‌هاي دروغين و ستايش‌هاي از ياد برنده است، مصون و محفوظ بدار.
خدايا مرا از موهبت درد هاي بزرگ وشيرين انجام وظيفه در راه اعتلاي اسلام،انقلاب وجمهوري اسلامي بهره مند فرما!


نظرات و پیشنهادها:
آدرس پست الکترونيکي :