صفحه اولآرشيوجستجوتماس با ماپيوندهاورزشيخبرنامه
 نسخه چاپي خبر  ارسال به دوستان   iran web hosting & web design


آیا به صرف نشان دادن اتومبیل گران‌قیمت «فراری» و «لامبورگینی»، یک خانم با دست‌های آرایش شده مراکشی، چادر عربی که یک جفت چشم فقط از آن معلوم است، موسیقی‌های تند عربی، شعارهایی مانند: دوبی به مراتب بهتر از ترکیه است، در دوبی هر چیزی پیدا می‌شود یا بدتر، جمله وقیحانه؛ نباید با این یائسه‌ها زندگی کرد، باید این‌ها را سر کیسه کرد! می توان یک فیلم سینمایی اجتماعی و اخلاقگرا را به پرده نقره‌ای سینماهای وزارتخانه اصولگرا آورد؟!

۱۹ خرداد ۱۳۸۶ - بعد از ظهر ۲۰:۱۰ تعداد بازديد: 49109 كد خبر: ۶۸۸۴۴

این روزها با مجوز وزارت ارشاد یک رپرتاژ آگهی صرف به نفع بندر دوبی و به هدف زیر سوال بردن تفریح گاه های ترکیه در سینماهای کشور به نمایش درآمده که در کمال تعجب پس از 3 سال ممنوعیت اکران در دولت گذشته، سرانجام به قول کارگردان با حوصله اش موفق به دریافت مجوز شده است تا برای نخستین بار تبلیغ مستقیم دوبی، امکانات اقتصادی این شهر مانند سیتی سنتر، دانشگاه آمریکایی ها و خیابان آل مکتوم به راحتی به پرده سینماهای ایران کشیده شود.

به گزارش خبرنگار «بازتاب»، در شرایطی که سینمای هالیوود با ساخت فیلم تاثیرگذار و موثر «بی وفایی» به دنبال ترساندن منطقی جامعه آمریکا و خانواده های این کشور از بی بندوباری های اخلاقی و خیانت به خانواده در زندگی یانکی هاست، در این سوی جهان و در پناه فرهنگ اصیل ایرانی، برای نخستین بار با مجوز وزارت ارشاد فیلمی در سینماهای ایران به نمایش درآمده که به صورت عملی راه های مختلف ضبط تصاویر خصوصی از افراد، راه های وسوسه زنان شوهردار و روش های خیانت را به زنان شوهردار آموزش داده و متاسفانه تا امروز نه کسی در وزارت ارشاد متوجه این ماجراهای آشکار شده و نه منتقدی برایش صرف می کند که با این محصول 100 درصد اقتصادی و تبلیغاتی مقابله فرهنگی کند!

در این فیلم سراسر اغراق و بزرگ نمایی شده از جذابیت های ساختمانی، تزیینی و ژورنالیستی دوبی که با شعارهای اقتصادی به نفع سرمایه گذاری خصوصی برای این بندر همراه است، یک سری اتفاق بی سر و ته بهانه ای می شود که موضوع ازدواج پسران در قفس امروزی با زنان مسن در هوس دیروزی به روایت تصویر کشیده شود.

داستانی که در سراسر آن روش های سوء استفاده از زنان به شیوه های گوناگون آموزش داده می شود و چقدر جالب است که سازمان های غیر دولتی دفاع از حقوق بانوان و سینه چاکان حقوق فمنیستی حتی ذره ای هم از محتوای این فیلم دلخور و آزرده نمی شوند!

البته شاید فضای فانتزی و ویترینی این فیلم حتی توانسته شوالیه های حقوق فمنیستی را هم خام کند تا کسی از وزارت ارشاد جمهوری اسلامی سوال نکند، به چه ارزشی چنین محصولاتی را بر پرده سینما آورده و زندگی اجتماعی خانواده ها را به مخاطره می اندازید؟

آیا به صرف نشان دادن اتومبیل گران قیمت «فراری» و «لامبورگینی»، یک خانم با دست های آرایش شده حنای مراکشی، چادر عربی که یک جفت چشم فقط از آن معلوم است، موسیقی های تند عربی، ضرب آهنگ تدوین تصاویر با مراکز تجاری دوبی، شعارهایی مانند: دوبی به مراتب بهتر از ترکیه است، در دوبی هر چیزی پیدا می شود، اینجا پر از رستوران های ایرانی است! یا بدتر، جمله وقیحانه؛ نباید با این یائسه ها زندگی کرد، باید این ها را سر کیسه کرد! می توان یک فیلم سینمایی اجتماعی و اخلاقگرا را به پرده نقره ای سینماهای وزارتخانه اصولگرا آورد؟!

در بخشی از این فیلم سراسر توهین و افترا به زنان بزرگ ایرانی که در محتوای فرهنگی دست کمی از محصول آمریکایی پسند «پرسپولیس» و فیلم ضد ایرانی «300 » ندارد، دو پسر یا بهتر بگوییم، دوست پسر دو زن بیوه متمول در پی حادثه ای با هم آشنا شده و با سوار کردن یک سری کلک های عاشقانه و دوستی های غیر مشروع و البته اظهار محبت های غیر متداول با فرهنگ ایرانی و بیشتر شبیه فرهنگ کشورهای غربی، زنان عقدی خود را وارد بازی کثیفی می کنند.

در این بازی این زنان در پس نمایش های ظاهری مجبور می شوند به شوهران خود خیانت کرده و مراحل این شکسته شدن حریم های اخلاقی با دوربین مخفی ضبط می شود تا از آنها ضمن اخاذی، طلاق شرعی گرفته شود و در مقابل قهرمانان خوشگل و خوش تیپ با درآمد هنگفت این کار در دوبی رستوران بزنند!

این موضوع ها در شرایطی به راحتی به تصویر کشیده شد که جامعه ایران سال گذشته چندین مورد حادثه تلخ در انتشار فیلم های خصوصی پشت سر گذاشت و حتی دستگاه های فرهنگی و قضایی در یک مورد خاص و حساسیت برانگیز به دنبال راهکارهای برخورد منطقی و قانونی با این حرمت شکنان بودند.

اما در قامت چنین فیلم سینمایی به اصطلاح اجتماعی که تصاویر تبلیغاتی آن سراسر پایتخت را در اختیار گرفته، ضبط تصاویر غیر اخلاقی از یک زن شوهردار به صورت کامل آموزش داده شده و حتی در برخی از لحظات بازیگران چنان با قدرت، راه های تنظیم زاویه دوربین و روش های فنی آن را اجرا می کنند که می توان حالت رضایت مندی مخاطب را در خنده های تماشاگران و صورت های هیجان زده آنها دید.

اما در نمونه مشابهی از یک فیلم آمریکایی که سینمای هالیوود آن را ساخته ، زنی راضی از زندگی با شوهر و پسرش که در حومه نیویورک ساکن است. برای خرید لوازم تولد پسرش راهی مرکز شهر می شود. 

در این میان حادثه ای موجب می شود، او وارد خانه پسر جوان فرانسوی شود که در نهایت به زوال اخلاقی و خیانت او به شوهرش ختم می شود، شوهر در مقابل برای اعاده حیثیت خود پسر فرانسوی را می کشد و پس از اینکه پلیس از پس اثبات جرمش برنمی آید، تصمیم می گیرد برای نجات زندگی اش راهی مکزیک شود.

در این فیلم تکان دهنده که در لحظاتی وجدان درد آشکار از انجام یک گناه بزرگ را به نمایش کشیده و سعی دارد آن را به مخاطب القا کند، کارگردان با هشیاری تمام برای سکانس پایانی دو نتیجه گیری کرده و حتی در نسخه DVD  سکانس سفر به مکزیک در متن اصلی فیلم قرار داده شده و برداشت دومی به عنوان سکانس حذفی باقی می ماند.

در برداشت دوم از سکانس پایانی مرد ضمن آرزوی روزهای خوش برای خانواده اش در برابر چراغ قرمز اداره پلیس از ماشین پیاده می شود تا خودش را به پلیس معرفی کند.

جالب است که در ینگه دنیا که دوستان حتی ذره ای مردم و هنر آنها را به دینمداری و فرهنگی بودن قبول ندارند، این گونه ظریف یک بحران اجتماعی به تصویر کشیده می شود، ولی در کشور ما که فرهنگ های مهاجم هر آن منتظر حمله به سوی سرمایه های اخلاقی و اجتماعی ما هستند، این گونه براحتی ناموس فروشی و خیانت را آموزش داده و در قالب فیلمی جذاب برای نوجوان و جوانان، آینده کشور را به مخاطره می اندازیم.

آیا به واقع وزارت ارشاد قبلی حق نداشت که 3 سال پیش مجوز اکران به این فیلم نداده بود؟!



  •   من منكر احتمال برداشت بد از اين فيلم نميشم ولي فكر نميكنيد همون نمونه هاي مستندي كه به اونا اشاره كرديد و و توسط روزنامه چي هايي كه جز پول هيچي نميشناسن به تفصيل جزء به جزء قضيه تو روزنامه ها مشروح شد، همه اون كسايي كه نميبايست، فهميدن ميشه از صحنه هاي اغفال يه دختر فيلم هم گرفت. مطمئن باشيد اوني كه اهل فيلم گرفتن باشه راه و چاه قايم كردن دوربين رو هم بهتر از اين فيلم بلده.
    اگه كسي آدم حسابي باشه، از داستان غير قابل پيشبيني اين فيلم لذت ميبره و بس.اوني هم آدم كه مشكل داريه، از فيلماي غير مشكل دار هم بدآموزي كه ميخواد رو جذب ميكنه.
    من با خانمم اين فيلم رو تماشا كردم. از نظر من مسئاله بدي نداشت. درسته كه خيانت يه زن شوهر دار رو به تصوير كشيده بود. ولي مگه خداوند در قرآن نفرمودن پناه به تو از شر زنان حيله گر. شما فكر ميكنيد مرد حيله گر وجود نداره؟
    مگه ش.ج. ميلياردي پول بالا نكشيد؟
    يكي اون جوري حيله گر ميشه يكي هم مثل اين بابا تو اين فيلم. گفتم، هر كي به مناسب حال خودش از اين فيلم برداشت ميكنه.آدم ناسالم از سالم ترين چيز هم استفاده بد ميكنه.
    ولي خداييش از تبليغاتي كه واسه دوبي شده بود خيلي ناراحت شدم.
    ميخوام به اونايي كه اهل آب شنگولي و ولنگ و وازي هستن و با پول دماقشونو ميگيرن بگم:
    آخه ميرين پول تو جيب اماراتي هايي ميريزيد كه دم به ديقه واسه ما شاخ و شونه ميكشن؟
    اگه بخوام بگم بياين متدين بشين كه گوش نميكنين. پس لااقل بيياين مردو مردونه ايروني باشيدو اون پول لامصب و ببرين يه جاي ديگه خرج اون كاراتون بكنين.نه تو دبي.
    به خدا اينا الان با سه جزيره شروع كردن ولي اگه زورشون ميرسيد ادعاي درياي خزر رو هم ميكردن.
    بالاغيرتا" اگه اون كاراتونو كنار نميخواين بذارين، حداقل اين يه كارو بكنين و پول تو جيب اين اماراتي ها نريزيد.
    ا.ر.ا

  •   بنام خدا
    ظاهرا تمام كفن پوشان عزيزي به هر بهانه اي در دولتهاي قبلي به خيابانها ميريختند و اعتراض ميكردند ، يا به مرخصي اجباري رفته اند يا خوابند. كجاست آن عزيزي كه در محضر مقام معظم رهبري رفتن به سينما در زمان دولت آقاي خاتمي را شرم آور توصيف ميكرد (يكي از منتقدين عزيز سينما) تازه آن موقع فيلهائي تا اين حد غير اخلاقي يا ساخته نميشد و اگر هم ساخته ميشد حداقل اجازه اكران نميگرفت بايد به وزير محترم ارشاد دولت عدالت محورمان و ساير عوامل جايزه داد!!!
    شايد هم مصلحت در اين است كه عزيزان كفن پوش فعلا در مرخصي باشند ولي خدا كند كه حداقل بازخريد نشده باشند؟؟؟

  •   باسلام
    خداوند نگهدار ايران بادبايد عرض شود كه امارات متحده عربي (دوبي)
    كشور نيست ايالتي از ايلتهاي امريكاست كه در خاورميانه است چون بعضي از مسئولان خائن ايران جهت سرپوش گذراي يك كارهائي
    كرده اند كه امارات سهل است وشرايط از هرنظراجاذه ميدهد براي مثال عرض مكنم (((رطب ثمين المتاز كه در پائين باخط ريز خرماي بم نوشته شده است مال يك از اين مسئولين خائن است كه با اغفال دولت بر اينكه من تاجرهستم وبه ايران ارز اوري ميكنم مورد تشويق
    است وازطرفي با تاسيس شركتي در دوبي وواردات خرماي ايران به قيمت ناچيز بعد ازبسته بند باماك خارجي به قيمت بالا به كشور
    عزيزمان ايران صادر مي كند اين چنين گرگهائي دنبال گوسفند دويدن نمي خواهد گوسفندخودش به پيش اينها مي ايد مرگ باد برمنافقان عالم كه اينچنين رابطان خائن در دوبي فراوان هستندكه اگر خريدار داشته باشدخاك ايران راهم مي كشندومي برند ودرانجا
    مي فروشند لعنت بر انها انهائي كه حيا ندارند
    انهائي كه شرم ندارند انهائي كه فكر وذكرشاننفوذ كردن ونفوذ دادن وريشه دواندن هستند

  •   من فیلم رو بعد از خواندن این صفحه دیدیم. باید بگم به نظر من فیلم خئلی خوبی بود.این این انتقادات هم اصلا وارد نیست.داستان زیبایی داشت.اگه میگین تبلیغاتی بموده که راست میگن جنسه خوب باید تبلیغ کرد. شما ناراحتی نرو دبی. چرا جلو بقیرو میخوای بگیری.جوانای مملکت هم انقد شعور دارند که خوب رو از بد تشخیص بدن.احتیاجی به خرد مندی شما نیست. خیلی ممنون.اگر هم نمی تونه خوب رو از بد تشخیص بدن گه خاک بر سره منه جوان.

  •   اگر وجدان داريد نظرات من را قرار دهيد در سايتتان . آخر متن فوق يعني يك متن سطحي نگرانه محض و سراسر كج نگرانه ، مجعول ، موهوم و گمراه كننده ، جز نشان دادن جمود فكري و تحجر محض نويسنده و همفكرانش چه چيزي مي تواند داشته باشد براي خواننده اي كه فيلم را ديده باشد و واقعيات راجع به آن را بداند و حداقلي هم قدرت درك و فهم داشته باشد؟ آيا اين هوچي گري و گمراه كردن و فريب دادن خواننده متن و تخريب فيلم و عوامل آن نيست كه قسمت هايي از ديالوگ هاي فيلم انتخاب و بزرگنمايي شوند آن هم ديالوگ هايي كه در متن فيلم و در ارتباط با ساير قسمت هاي فيلم معنا و كاركرد خودشان را به خوبي براي بيننده فهيم بيان مي كنند (ديالوگ هايي كه از زبان شخصيت هاي منفي فيلم و به عنوان نظرات آنها بيان ميشوند نظير اين ديالوگ :"نباید با این یائسه‌ها زندگی کرد، باید این‌ها را سر کیسه کرد") ؟ من فقط سه مورد را مي گويم و شما نويسنده متحجر به معناي عمقي كلمه و گمراه كننده خلق را به خدا واگذار مي كنم : 1 - اين فيلم يك تم اصلي اش يك پديده اجتماعي است به نام خيانت برخي زنان به شوهرانشان و از آن طرف سواستفاده برخي مردان از اين قضيه ، پديده اي كه نه تنها در جامعه كم و بيش وجود دارد (بنده به عنوان يك محقق كاركرده در اين زمينه عرض مي كنم ) و كم و بيش هم كتمان مي شود ، بلكه پديده هاي بدتر از آن هم در جامعه ايراني وجود دارد و به انحا طرق سعي مي شود كه انكار و لاپوشاني شوند. آيا پرداختن يك كارگردان به يك پديده اجتماعي بسيار مهم كه مولود شرايط مختلف اجتماعي ،سياسي ،فرهنگي و . . . است ، جرم است ؟ تا كي مي خواهيم واقعيات اجتماع را لاپوشاني و كتمان كنيم كه نتيجه اش بحران هاي مختلف و وحشتناكي است كه گريبانگير اين جامعه شده است كه يكي از مهمترين اين بحران ها عقده سكس است كه حتي در سطوح تحصيلكرده و متاهل هم كم و بيش وجود دارد . 2 - تا كي ميخواهيد به بي ظرفيتي و تحجر خود در مقابل واقعيات عريان اجتماع ادامه دهيد و بر آنها سرپوش گذاريد ؟ تا وقتي كه اين مملكت را به نابودي عظماي مورد نظر خودتان برسانيد؟ 3 - كارگردان اين فيلم به هر حال براي جبران هزينه 700 ميليون توماني ساخت آن مجبور به يك سري تبليغات بوده است ، ولي جالب است بدانيد كه براي نشان دادن قتل و پليدي و . . . در دبي (مثلا اين كه نشان داده است در آنجا به "راحتي" قتل انجام مي شود) نه تنها با مقامات آنجا درگيري داشته است (مقاماتي كه ميخواهند نشان دهند كه دبي از هر نظر ايمن ، مطمئن و به نوعي كعبه آمال است)، بلكه به خاطر همين موضوع كارگردان فيلم نقاب از دبي اخراج شده است . همچنين (به عنوان مثال) نامبرده در اظهارات رسمي اش در جمع دانشجويان يك دانشگاه بيان كرده كه سرمايه گذاري در دبي به خاطر قوانين منفور آنجا ( مثلا اين كه 51 درصد سهام يك سرمايه گذار خارجي بايد به نام يك اماراتي باشد) اساسا استثمارگرانه است .

  •   پس از سالها براي اولين بار از همسرم خجالت كشيدم كه به تماشاي چنين فيلم تهوع آوري نشستيم . بايد به مسوولين ارشاد تبريك گفت . چون كه در دوره قبلي كه فيلمهايي مثل خيلي دور خيلي نزديك و زير نور ماه و .... ساخته و پخش مي شد آقايان از سينما رفتن خجالت مي كشيدند . حتما الان كاملا راضي هستند ....محمد...تهران

  •   از كارگردانها خواهشمندم كه فيلمي توليد كنند كه بتوان با همسر و فرزند تماشايش كرد. بسياري از فيلمهاي خارجي را نمي توانيم دلمان به فيلمهاي ايراني خوش بود كه اين هم تقش درآمد

  •   این کفن پوش های حرفه ای که در گذشته مثل برق و باد ظاهر می شدند کجا هستند؟ وقتی از همه چیز استفاده ابزاری می شود نتیجه همین است. آدم از غصه می خواهد دق کند. چطور ارشاد به چنین فیلم های کثیفی مجوز می دهد؟

  •   بهتر است نظر سازندگان فيلم را هم جويا شد شايد جالب باشدبدانيم آنها چه هدفي از ساخت اين فيلم داشته اند و اينكه آيا به هدف خود رسيده اند ؟

  •   عزیز من لطفاً یک بار دیگه فیلم را نگاه کن. در این فیلم تاکید فیلمساز بر این است که پشت زیبایی های ظاهری اتفاقات ناخوشایندی می افتد. دبی نیز دارای یک ظاهر زیبا و پرزرق و برق می باشد ولی در پشت صحنه این شهر پلیدی های بسیاری وجود دارد.

  •   براي شونصدمين بار پيغام ميذارم كه رويت نميشه ولي نميتوانم بي تفاوت باشم من اين فيلم را توي خونه ديدم واقعا كه موضوع فيلم خيلي زشت بود نميدانم خيلي اتفاقها ممكنه توي جامعه بيفته ولي نمايش آن بصورت اكران عمومي باعث ميشه از زشتي ان کم بشه درست مثل گرفتن معشوقه یا زن دوم که اینقدر توی تلویزیون سریال وفیلم در این مورد نشون داده که اقایون فکر میکنند حق طبیعی اونهاست که یک یا چند زن صیغه ای ومخفیانه داشته باشند

  •   با سلام
    جا دارد که مسولین ودستگاههای مربوطه بررسی لازم را انجام دهند که این همه تبلیغ برای دوبی برای چه صورت گرفته و چه اشخاصی از این موضوع نفع بردند؟ در ضمن عواملی که مجوز اکران داده اند نیز باید پاسخگو باشند. وقتی در کشور خودمان چنین فیلمهایی پخش میشود آنوقت میخواهیم کشور های دیگر فیلمی مانند 300 پخش نکنند؟

  •   من اين فيلمو نديدم..ولي حتمآ خواهم ديد. به نظر اين حقير وقتي كه جامعه فيلم سازي ايران دچار بي مسيوليتي بشه.وقتي به نام اسلام و يك كشور مسلمان ...فيلم هايي بي ارزش كه حتي فرهنگ غرب رو هم ترويج نميكنند و يحتمل در حال ترويج فرهنگ موجودات فضايي هستند!!! ساخته بشه و هيچ يك از مسوولان حرفي نزنند بايد انتظار ساخته شدن همچين فيلمي رو هم داشت...متآسفانه مردم عزيز كشور هم مهر تاييد به اينگونه فيلم ها ميز نند...با رفتن به سينمايي كه فيلم در اون در حال نمايشه و يا همون به قول شما خنده هاي تماشاگران و حس هيجاني كه دارند...همه مسووليم ....همين...
    يا بايد خودمونو درست كنيم يا اينكه......!!!!

  •   واقها جاي بسي تاسف

  •   جالب ابنجاست كه آخرين سكانس اين فيلم هم (انتقام گيري مرد قمار باز پس از مرگش با قرار دادن بمب در ماشين) از يك فيلم قديمي غربي بنام "حرفه اي" ربوده شده است (شما بخوانيد: برداشت شده است)

  •   اين فيلم رپرتاژ تبليغاتي دوبي است و روي دست تراته اسي در تمجيد از دبي است

  •   مرگ بر هر چه و هر كس كه منظورش خراب كردن و زوال فرهنگ ناب ايراني و اسلام ناب محودي است افسوس كه هر چه به جلو مي رويم به واقع پس مي زنيم.افسوس

  •   من هم در كانادا وقتي اين فيلم را ديدم تعجبم گرفت كه چگونه اين فيلم را اجازه داده اند كه در ايران شاخته و پخش ود. درست است كه اين اتفاقات وجود دارند و اين كه بعضي ايراني ها در هر گوشه دنيا دنبال كلك زدن و زير ابي رفتن هستند ولي تعجبم از انجاست كه براحتي همه جور بد اموزي به جوانان نديده ايراني داده ميشود. مشكل ما در ايران اين است كه جوانان ما مثل خاك تشنه هستند و خيلي سريع تحت تاثير فيلم هاي اين چنيني قرار مي گيرند كه مانند شخصيت هاي فيلم تقليد كنند.

  •   آقا این چه حرفهای مفتیه که می زنید، چرا شما به جای نقد فیلم بیانه سیاسی صادر می کنید؟ مگه وجدان ندارید تیغ انتقادتون رو برداشتید گذاشتید رو گردن یک کارگردان که چی؟ نقد کردن فیلم با بیانیه سیاسی دادن خیلی فرق داره.

  •   باید مسوولین اماراتی به خاطر این همه تبلیغات کشورشان و ساختمانهایش دراین فیلم یک جایزه ویژه به تهیه کننده وبازیگران این فیلم بدهند.

  •   تازه کاش فیلمنامه از خودشون بود نه کپی از فیلم بلوف.با صحنه ایی که یک شوفاز خوشگل که روش توری انداختند توی خونه شیک در دبی!!آقایات تازه تاراحت کپی غبر مجازند واقعا خدا ما را از شر دبی خلاص کند

  •   تفاوت در اين است كه خاتمي جرات نكرد برود امارات ولي حالا كه احمدي نژاد توانسته برود چرا چنين فيلمهايي اكران نشود؟ كارهاي خاتمي همه اش مشكل دار بود. احتمالاَ اگر زمان خاتمي چنين فيلمي پخش مي شد كفن پوشان از قم به سمت تهران راه مي افتادند؟!؟!

  •   با سلام: من سالهاست در آمريكا زندگي ميكنم. بيشتر سعي ميكنم خانواده ام فيلمهاي ايراني را تماشا كنند, چندي پيش كه اين فيلم را تماشا ميكرديم,من و همسرم,خيلي عصبي شديم. ميگن در جهنم عقربهاي هست كه آدم به مار غاشيه پناه ميبره,در هاليوود هم براي خانوادها چنين فيلمهاي ساخته نميشه, واقعا تعجب ميكنم,وزير ارشاد با اين همه ادعا؟

  •   ارشاد قبلی کافر و بی دین و اصلاح طلب بود !!!!!



  • نظرات و پیشنهادها:
    آدرس پست الکترونيکي :