صفحه اولآرشيوجستجوتماس با ماپيوندهاورزشيخبرنامه
 نسخه چاپي خبر  ارسال به دوستان   iran web hosting & web design


دوربرگردان م.ف

۳ خرداد ۱۳۸۶ - بعد از ظهر ۱۷:۱۸ تعداد بازديد: 24923 كد خبر: ۶۷۷۰۹

كارت سوخت‌هاي ويژه براي اصلاح‌طلبان
ديروز دوم خرداد بود، امروز سوم خرداد است و احتمالا وقتي كه بخش‌هايي از اين مطلب را به صورت شير بي يال و دم و اشكم منتشر شود، چهارم خرداد خواهد بود و اصولا معلوم نيست شما كي اين نوشته را بخوانيد، ولي به هر حال، ديروز دوم خرداد 86 و دهمين سالگرد مرحوم دوم خرداد 76 بود. قاعدتا ديروز هم اتفاق خاصي نيفتاد، مگر اين‌كه جمعي از اصلاح‌طلبان (كه اين روزها معلوم نيست چرا ديگر از اين‌كه «دوم خردادي» ناميده شوند، ابا دارند) دور هم جمع شدند و حسرت فرصت‌‌هاي گذشته را خوردند. سازمان بهينه‌سازي مصرف سوخت هم قرار شده به خاطر هشدار به مردم در مورد مصرف بي‌رويه سوخت، اين روز را كه نماد فرصت‌سوزي است، از سال آينده به عنوان «عزاي عمومي» اعلام كند. ضمنا مقرر شده تا اگر دري به تخته خورد و به مدد شاهكارهاي بي‌نظير تيم احمدي‌نژاد، مردم دوباره به اصلاح‌طلبان روي آورند و آنان را بر سر كار آورند، براي جلوگيري از فرصت‌سوزي بي‌رويه، تمام اصلاح‌طلباني كه مسئوليتي به آنان واگذار شد، فرصت‌ها را بر اساس سهميه و با كارت سوخت بسوزانند. البته در همين راستا، قرار شده است به بزرگاني چون خاتمي و كروبي، كارت سوخت بوئينگ تحويل داده شود!

شرق و هم‌ميهن
در اين روزها، «شرق» و «هم‌ميهن» از توقيف درآمدند و تقريبا به طور هم‌زمان منتشر شدند. حالا اين‌كه چطور پس از اين همه مدت و از بين اين همه روزنامه توقيفي، اين دو روزنامه كارگزاراني رفع توقيف مي‌شوند، اين چيزي است كه من كوچكتر از آني هستم كه درباره آن پيامي داشته باشم و به هر حال و به هر دليلي از رفع توقيف نشريات، خوشحال مي‌شوم. ولي كلا اوضاع بامزه‌اي شده است:

بچه‌هاي «شرق» كه رفته بودند و «اعتماد» را درمي‌آوردند و تا همين پيش از عيد مي‌خواستند بروند روزنامه «اخبار»، كه قرار بود سردبيري آن با سردبير سابق «شرق» باشد، برگشتند «شرق»، اما متوجه شدند كه كادر رهبري «شرق» رفته‌اند «هم‌ميهن» و جمعي از دبيران «شرق»، شوراي سردبيري اين روزنامه را تشكيل داده‌اند و... !

بامزه‌تر اين‌كه بخشي از روزنامه‌نگاران شديدا چپ و راديكال شرق سابق كه هفت برابر كتاب «كاپيتال» ماركس تا به حال در دفاع از ماركسيسم مطلب نوشته بودند و آنقدر راديكال بودند كه حتي ماركوزه را هم ليبرال مي‌دانستند، در روزنامه آقاي كرباسچي مشغول به كارند و روزنامه نخبه‌گراي «شرق» ويژه‌نامه چهار صفحه‌اي براي سريال «جواهري در قصر» بيرون مي‌دهد! انگار شاه‌بابا راست مي‌گفت كه همه چيزمان به همه چيزمان مي‌آيد.

ديگه چه خبر؟
در حالي كه نمايندگان مجلس ايران، مشغول جنگ و دعوا بر سر تشكيل گروه دوستي با نمايندگان پارلمان آمريكا هستند و نيروي انتظامي، در حال برخورد با بدحجابان است و استادان زبان و ادبيات پارسي در نامه‌اي نسبت به خطر «اس‌ام‌اس‌ها» براي ادبيات پارسي ابراز نگراني كرده‌اند و شركت مخابرات هم سخت مشغول تهيه لوازم فيلترينگ MMSهاست و مديرمسئول جريده «كيهان» هم گزارش لحظه به لحظه از ژرفاي قلب مقام معظم رهبري مي‌دهد، 9 كشتي جنگي عظيم آمريكا وارد خليج فارس شدند. در اين 9 كشتي (كه دو تاي آنها ناوهاي هواپيمابري هستند كه 140 جنگنده را عين دسته گل همراه خودشان آورده‌اند)، هفده هزار نيروي نظامي نيز حضور دارند.
آها... ضمنا داشت يادم مي‌رفت، در پارلمان آمريكا هنوز گروهي از نمايندگان، خواستار تشكيل گروه دوستي ايران و آمريكا نشده‌اند و از اقدامات امنيتي پليس آمريكا و دغدغه استادان ادبيات انگليس و فيلترينگ MMSها در آمريكا هم خبري نرسيده است.

گزارش البرادعي
محمد البرادعي، گزارش جديد خود از وضعيت تأسيسات و اقدامات هسته‌اي ايران را منتشر كرد. چون شما هم احتمالا مثل من، نه حال و حوصله خواندن اين گزارش را داريد و نه اگر بخوانيد چيز زيادي دستگيرتان مي‌شود، فقط بند «ح»؛ يعني جمع‌بندي اين گزارش را نقل مي‌كنم.

جمع‌بندي
«هرچند آژانس قادر است عدم انحراف موارد هسته‌اي اعلام‌شده در ايران را راستي‌آزمايي كند، آژانس همچنان قادر نيست پيشرفت بيشتري در تلاش‌هاي خود براي راستي‌آزمايي برخي از ابعاد مربوط به دامنه و ماهيت برنامه هسته‌اي ايران داشته باشد».

خب حالا كه به جاي آن‌كه چيز زيادي دستگيرتان نشود، هيچي دستگيرتان نشد، فقط اين را بدانيد كه آمريكا از اين گزارش خوشش نيامده و البرادعي را تحت فشار گذاشته است. فرانسه هم اعلام كرده از فشار آمريكا بر البرادعي پشتيباني مي‌كند. البرادعي هم فعلا دارد فشارها را تحمل مي‌كند و كمكي نمي‌خواهد چون به خوبي مي‌داند كه اگر كسي هم براي كمك بيايد، براي كمك به آمريكا مي‌آيد!

مسكن كمتر مصرف كنيد
عضو شوراي عالي داروخانه‌هاي ايران به خبرنگار مهر گفت: ايرانيان، پارسال 24 ميليارد تومان استامينوفن خريدند.
از آنجايي كه اين ميزان مصرف استامينوفن كه يك داروي ضددرد است، براي سال 85 خيلي زياد و حتي شگفت‌آور مي‌نمايد، يك كارشناس امور داروخانه‌اي، در گفت‌وگويي با «دوربرگردان» از مردم «هميشه در داروخانه» خواست براي كاهش مصرف داروهاي ضددرد و مشابه، موارد زير را رعايت كنند:

1ـ براي كاهش سردرد، از دنبال كردن اخبار در زمينه‌هاي سياست داخلي، سياست خارجي، امنيت داخلي، اقتصاد و مسكن، خودداري كنند.
2ـ براي كاهش سرگيجه از خواندن گزارش‌هاي مربوط به سفرهاي استاني و عزل و نصب‌هاي دولتي پرهيز كنند.
3ـ براي كمتر مبتلا شدن به حالت تهوع، از تماشا و شنيدن سريال‌‌هاي خارجي با دوبله صداوسيما، ميزگردهاي اقتصادي، تحليل‌هاي كارشناسي و راهكارهاي ضربتي دوري كنند.

4ـ براي دوري از گرفتاري به خنده‌هاي شديد كه منشأ دل درد هستند، از شنيدن اخبار اختراعات عجيب و غريب محققان خلق‌الساعه، كشف انرژي هسته‌اي در منزل دخترهاي نوجوان و وعده‌هاي مربوط به مهار گراني مسكن و خواندن «دوربرگردان» خودداري كنند.
5ـ براي پرهيز از گريستن شديد كه باعث سردرد و چشم‌درد مي‌شود، خود را از حوزه اخبار مربوط به تربيت بدني و ميراث فرهنگي و باستاني دور نگه دارند.

6ـ براي جلوگيري از تشديد كمردرد، زير بار قرض و وام‌هاي خوش آب و رنگ بانك‌ها نرويد كه دق دلي اقتصاد دستوري را سر شما خواهند آورد.
7ـ كلا يك كاري كنند عوض بشه!

كاهش نرخ سود
آقاي احمدي‌نژاد در يك اقدام احمدي‌نژادي ديگر، دستور كاهش بيشتر نرخ سود بانكي را صادر كرد كه ان‌شاءالله با همين روند، چند سال بعد، تمام وام‌گيرندگان از بانك‌ها هر ماه سودي را هم به عنوان بهره دريافت خواهد كرد و در مقابل، سپرده‌گذاران هر ماه پولي را به عنوان كارمزد به بانك‌ها خواهند پرداخت. اينها البته در صورتي است كه تا چند سال آينده، اثري از سيستم بانكداري در ايران بر جاي مانده باشد و تمام نقدينگي كشور در بخش زمين و مسكن سرمايه نشده باشد. عجالتا يادي كنيم از كارشناسي اقتصادي؛ رحم الله من قرأ الفاتحة مع الصلوات!

دست‌انداز
از هر ده تا نظري كه براي مطالب جديد من ارسال مي‌شود، يكي دو تايش راجع به «م.ف» تقلبي است، با اين تفاوت كه بعضي‌ها معتقدند چون اين مطلب بي‌مزه است، لابد يك «م.ف» تقلبي پيدا شده و بعضي‌ها معتقدند چون اين مطلب بامزه شده، پس به جاي «م.ف» تقلبي دوباره «م.ف» واقعي برگشته! از اين حسن نظر شما ممنونم، ولي هيچ «م.ف» تقلبي‌ در كار نيست، بلكه اين «م.ف» مثل بعضي اجناس چيني است كه از اساس تقلبي توليد مي‌شوند و به همين خاطر تقلبي ندارند!

اين هم كه بعضي مطالب يكجوري است، بيشتر از «م.ف» تقلبي، به سردبير واقعي مربوط است كه قيچي را كناري نهاده، قلم برداشته و به جاي سانسور، مطالب من را دوباره‌نويسي‌ مي‌كند! (تو رو خدا اگه باهاش رفيقيد، بگوييد اين كار را نكند. اين كار مثل آن است كه به جاي اصلاح سر يك نفر، سرش را ببريد يكي ديگه جايش بچسبانند!).

به هر حال «دوربرگردان»ها را من مي‌نويسم، «ديدني‌هاي روز» را هم از اول امسال يكي ديگر مي‌دهد.



نظرات و پیشنهادها:
آدرس پست الکترونيکي :