ماشين زمان
ماشينهاي زمان بر دو قسمند، يك نوع خارجي كه معمولا در داستانهاي تخيلي و فيلمهاي هاليوودي وجود دارند و خب البته غيرواقعي و فانتزي هستند و يك نوع كه وطني و لاجرم ساخت «دانشمندان جوان ايراني» است و واقعي و پركار بوده (يا به قول معروف بهتر از مشابه خارجي) يكي از دلايل وجود همچنين ماشيني هم، اتفاقات عجيبي است كه رئيسجمهور عزيزمان ميافتد. مثلا ايشان بعد از دادن خبر عفو ملوانان انگليسي (متجاوزين سابق به آن) آنها را در هنگام خروج ميبينند و آن ماجراها پيش ميآيد، يا بدون اطلاع رئيسجمهور در روز معلم، خانم معلمشان با دستكش در مراسم حضور مييابد و ماجراي بوسه و ... .
چند روز قبل هم آقاي احمدينژاد، طي يك بازديد سرزده در اردوي تيم ملي تكواندو حاضر شدند و يك دست لباس اندازه ايشان به همراه يك شال و هشت تا دان ناقابل (يا همان دان هشت!) و گواهينامه مربوطه در آنجا موجود بود و به طور افتخاري به ايشان اهدا شد.
من كه مطمئن هستم سعيدلو، و چند نفري از محارم، هر شب با يك ماشين زمان، به آينده سفر ميكنند و بعد از خبردار شدن از بازديدهاي سرزنده و امورات مشابه، به زمان حال برميگردند و «لوازم» اتفاقات آينده (مثل دستكش خانم معلم و لباس تكواندوي اندازه و گواهينامه اندازه تر!) را جور ميكنند.اين است که طرفداران اصولگراي ايجاد رابطه با آمريکا زياد نا اميد نباشند؛ هيچ بعيد نيست که در همين روزها به طور اتفاقي احمدي نژاد با رايس يا پلوسي يا حتي خود بوش در حال خروج يا ورود به جايي ديدار کند و برو بچز هم از قبل لوازم را چيده باشند و ... بادا بادا مبارک بادا، ايشاالله مبارک بادا...
مبارزه تكواندوي استاد احمدينژاد
اين «رابطه» آنقدر چيز شيريني ست که حرفش هم که ميشود، من از خود بيخود ميشوم و ياد «شب مراد» ميافتم، ولي عجالتا اين «دان هشت» استاد هم بدجوري من را از خود بيخود ميکند، به قدري که حتي از تصور صعود يکساعته دکتر احمدي نژاد به قلههاي ورزش و افتخار (در خط الراس قلههاي علم و افتخار) آنقدر هيجانزده ميشوم كه نزديک است قلبم از حلقم بزند بيرون! (پاراف سردبير: جناب «م.ف»، خونت به جوش نيايد! آن موقع كه دكتراهاي افتخاري را به كساني مثل هاشمي و خاتمي و عبادي ميدادند، كجا بودي؟!)
صحنه: روز ـ داخلي ـ تشك مبارزه تكواندو
[استاد با لباس و كمربند مشكي و نشان دان هشت در طرف راست با كاور قرمز و يك تكواندوكار ديگر در سمت چپ با كاور آبي. داور سوت آغاز مبارزه را ميكشد. تكواندوكار آبي كه تا به حال در عمرش يك استاد دان هشت نديده،تعظيم مفصلي ميكند و بعد از مسلط شدن به خودش، ترسان به رقص پا ميپردازد].
استاد: من در همين جا از فرصت استفاده ميكنم به همه آنهايي كه ميخواهند تلافي شكستهايشان را با چوب لاي چرخ ما گذاشتن جبران كنند، هشدار ميدهم... اونهايي كه با سياستهاي غلطشان ...
[تكواندوكار حريف كه اندكي اعتماد به نفس يافته با احتياط يك ضربه به استاد ميزند و فورا به گوشه تشک عقبنشيني ميکند]
استاد: آخ ... نامرد! بله همينطور كه همه ميبينند، همينها كه ما رو به انتقادناپذيري متهم ميكنند حتي تحمل يك نقد كوچك رو هم ندارند و اين طور با ما مقابله ميكنند.
[تكواندوكار حريف كه نميفهمد چرا مبارز قرمز با تماشاچيها حرف ميزند، گيج و منگ از رقص پا ميماند و محو او ميشود. داور به هر دو مبارز اخطار كمكاري ميدهد].
استاد: [به داور] آيا اين عدالته؟ آيا اينه معناي قضاوت؟ چرا با اين حركات مقابله نميشه؟
[داور به خاطر اعتراض به داوري به استاد تذكر ميدهد]
استاد: [رو به جمعيت] بفرماييد، اعتراض هم كه ميكنيم، به جاي برخورد با خاطيان، با خود ما برخورد ميكنند! حالا خدا نكنه ما كوچكترين عملي عليه آنها انجام بدهيم. فورا وارد عمل ميشوند.
[تكواندوكار حريف كه از فنون استاد سر درنميآورد، با احتياط فراوان به او نزديك شده و ضربهاي ميزند اما چون حريف دان هشت دارد، باز هم ترجيح ميدهد به جاي ادامه كار، فورا عقبنشيني كند]
استاد: خدا عوضت بدهد نامرد ... بله، ميبينيد كه ... در همين جا يك مطلبي هم بگم درباره اونهايي كه يك عمري ميخواستند اقتصاد رو دولتي كنند، اما حالا سنگ اصل 44 رو به سينه ميزنند ... بايد به اين عده گفت ...
[تكواندوكار آبي با آنكه معناي حرفهاي حريفش را نميفهمد، محو كارهاي او شده و به اين فكر ميافتد كه احتمالا اين يك تكنيك جديد تكواندو است كه استاد دان هشت مشغول اجراي آن است]
استاد: يا مثلا در مورد بانك پارسيان و بيمه ايران ... من قبلا در جمع مردم شريف نظرآباد كرج هم افشاگري كردم ... يك مشت خلافكار رانتخوار فاسد جمع شدهاند ... .
[تكواندوكار حريف كه مطمئن شده اين يك فن جديد است كه استاد در حال اجراي آن و گرفتن امتياز است، به تقليد از استاد، در طرف ديگر رو به جمعيت كرده و سعي ميكند به زبان خودش با آنها حرف بزند. در اين لحظه استاد، فن ويژه خودش را اجرا ميكند. مبارز آبي در خارج تشك ميافتد و تا داور بخواهد به استاد تذكر بدهد، ده، پانزده نفر از ورزشكاران خوشرايحه به روي تشك ريخته و داور و رئيس تشك و بقيه تحت جو حاكم قرار ميگيرند ...]
استاد: [به جمعيت] ديدين گفتم ... به ما ميگن كم تحملايم اما خودشون تحمل يه ضربه كوچيك رو هم ندارن... پس كجا رفت عدالت، چي شد قضاوت؟ ... من از همين جا ...
مجلس توي چه فکريه؟
در راستاي اينکه مساله سهميه بندي بنزين حل شده و اعتراضات معلمان فروکش کرده و معضل گراني بي سابقه مسکن بر طرف شده و آلودگي جوي و ترافيک تهران به مرز قابل قبولي رسيده و طبيعتا بيکاري هم بيداد نمي کند و اصولا تعداد معتادين بعد از انقلاب هم زياد نشده و در صنعت حمل و نقل هوايي هم با مشکل خاصي روبرو نيستيم و دويست سي صد تا از اين مسايل حل شده، طرح پيگيري انتقال دفتر سازمان ملل از آمريکا در مجلس شوراي اسلامي در دست تهيه است. با تهيه و تصويب اين طرح که بنا به گزارش ايسنا، مهدي کوچک زاده اعلام کرده تا به حال 214 نماينده هم آن را امضا کرده اند، وزارت خارجه ايران موظف خواهد شد تا بطور جدي انتقال دفتر سازمان ملل متحد از نيويورک را پيگيري کند و هر 6 ماه يک بار هم روند پيشرفت کار را به مجلس شوراي اسلامي گزارش کند. جالب اينكه خبرنگار مسائل پشت پرده «دوربرگردان» كسب اطلاع كرد كه تعدادي از همين 214 نفر، همزمان خواستار تشكيل گروه دوستي پارلماني ايران و آمريكا شدهاند!
آقا من پيشنهاد ميکنم بعد از انتقال سريع دفتر سازمان ملل توسط وزارت خارجه ايران، وزارت رفاه يا کار هم موظف شود اقلام زير را تهيه و هر چه سريعتر در اختيار دوستان قرار دهد:
1- مگس کش 214 عدد
2- منچ 107 عدد
3- جدول کلمات متقاطع 214 عدد
4- کارت بازي 4 نفره (از نوع شرعي) 54 دست
5- ميل بافتني و کاموا 43 جفت
6- بيلچه گلکاري 175 عدد
7- کتاب «چگونه از اوقات فراغت خود لذت ببريم؟» 214 جلد
ضمنا وزارت مربوطه موظف است هر 6 روز يک بار گزارش پيشرفت کار را به اطلاع ما برساند.
طرح صلح اعراب
در حالي که گروه هاي مسلح فلسطيني اين روزها شديدا سرگرم دفاع هستند و در همين راستا در درگيري هاي روز گذشته بين نيروهاي حماس و فتح در نوار غزه 9 فلسطيني کشته شدند، ملک عبدالله با ايهود المرت در عقبه اردن ديدار کرد و طرح صلح اعراب را به طرف اسرائيلي پيشنهاد کرد. اين طرح به اسراييل تضمين ميدهد در قبال «عقب نشيني از سرزمينهاي اشغال شده در سال «؟؟؟؟»، «تأسيس يک حکومت فلسطيني» و «بازگشت مهاجران فلسطيني به کشورشان» روابطي کاملا عادي با کشورهاي عربي خواهد داشت. يک کارشناس ارشد مسايل خاورميانه در اين رابطه به دوربرگردان گفتم... ببخشيد گفت: اولمرت پس از شنيدن اين طرح با فشردن صميمانه لپ ملک عبدالله گفت: اگه قرار بود بريم سر مرزهاي 67 و فلسطينيها هم برگردند و حکومت هم تشکيل بدن، ديگه اسرائيل نبوديم و ديگه چرا با شما رابطه داشته باشيم عبدلي؟!
دست انداز:
به نظر شما کداميک از عوامل زير دليل آن است که ما مردم خيلي عزيز و با فرهنگ و مهربان و باحال که ضمنا فرهنگي 7 هزار ساله داريم، در خيابان ها آشغال ميريزيم و جوي ها و رودها را آلوده ميکنيم و به سرعت در حال نابودي طبيعت و اکوسيستم خودمان هستيم؟
1- خاتمي و اصلاحطلبان که نتوانستند شعارهاي خودشان را محقق کنند و در نتيجه ما مجبوريم که طبيعت و محل زندگي خودمان را آلوده کنيم تا مبارزه منفي کرده باشيم.
2- احمدي نژاد و اصولگراهاي حامي او که گفتند نفت ميآورند سر سفره ها و نياوردند و در نتيجه اگر ما کشورمان را زير زباله دفن کنيم، دلمان خنک ميشود.
3- هاليوود و سازندگان فيلم ضد ايراني 300 که مذبوحانه تلاش ميکنند تا تاريخ 7 هزار ساله درخشان ما را زير سوال ببرند و ما بايد آنقدر کشور خودمان را تخريب کنيم که کسي نتواند زير سوال ببردش.
4- سران صهيونيست نشنال جئوگرافي که تا به حال چند بار سعي کرده اند به جاي «خليج فارس» نام مجعول خليج عربي را ثبت کنند.
5- ساکنان سيارک آ 567
6- کلا همه به جز خودمان!