چند ماه پيش يک خانم سوئيسي به نام Elvire Corboz، دانشجوي دوره دکتري در دانشگاه آکسفورد براي نگارش پايهنامهاش که درباره نقش خاندان آيتالله حکيم و آيتالله خويي در تحولات عراق است، به ايران آمد.
ايشان مدتي در تهران و قم مشغول تحقيق بود و به کار جمعآوري کتابها و مدارک در باره موضوع خود مشغول بود. فرصتي دست داد تا در باره موضوع تحقيق و همين طور همکاري مراکز پژوهشي و کتابخانهاي و اسنادي ايران با وي از ايشان پرسشهايي را مطرح کنيم. ايشان پس از رفتن از ايران، پاسخها را نوشته و فرستاد. سعي کرديم نثر فارسي وي را دستکاري نکنيم و تنها غلطهاي املايي واضح را اصلاح کنيم. اين مصاحبه دست کم نشان ميدهد که يک زن اروپايي چه اندازه و با چه آساني ميتواند از مراکز پژوهشي و اسنادي ايران استفاده کند و نه تنها در تهران، بلکه در قم هم بدون مشکل کارش را به پيش ببرد.
سوژه تحقيق شما جالب است، خيلي معاصر است. در ايران معمولا در رشتههاي تاريخ، موضوع معاصر نمي دهند. در كشور شما چگونه است؟
درست است که سوژه تحقيق من بين رشتههاي تاريخ و سياست است. ولي به نظر من صورت تاريخي سوژه من بسيار جالب و مهم است چونکه فکر ميکنم تاريخ ميتواند سياست را (مثلاً واقعههاي جاري در عراق) توضيح بدهد. به اين دليل من از اسناد آرشيوي استفاده ميکنم (مثلاً اسناد مرکز اسناد انقلاب اسلامي).
اين مدتي که به ايران آمدهايد، چه قدر پيشرفت کاري داشتهايد؟ راضي هستيد؟
راضي هستم چون اولين بار بود که من تحقيق در ايران درباره اين موضوع کردم. پيش از آمدن ايران نميدانستم کجا ميتوانم اطلاعات و مصادر و اسناد خوبي پيدا بکنم. استاد من در دانشگاه اکسفورد هم راضي بود چون که او فکر کرد که من کمتر مصادر در طول سه ماه جمع خواهم کرد. کار من زياد پيش رفت و مثلاً:
1) اطلاعات دقيقي درباره خاندانهاي حکيم و خوئي جمع کردم: عضوهاي اين خاندانها کي هستند، با کي ازدواج ميکنند و کجا زندگي ميکنند يا کردند.
2) چند مجلهاي که از گروههاي معارض عراقي (حزب الدعوه، جمعيت العلماء، المجلس الاعلي للثوره الإسلاميه في العراق) پيدا کردم.
3) حالا نقش و فعاليتهاي وکلاء در مرجعيت آيت آلله حکيم و خوئي را بهتر ميفهمم.
4) در اسناد ساواک اطلاعات زياد درباره فعاليتهاي سيدمهدي حکيم را بعد از خروجش از عراق پيدا کردم.
5) کتب درباره تحرک اسلامي در عراق و درباره حوزههاي علمي در عراق پيدا کردم. نميتوانستم اين کتب را در انگلستان يا سوئيس پيدا کنم. اين کتب خيلي مهم است چونکه اطلاعات دقيقي را شامل است.
وضع همکاري مراکز پژوهشي با شما چطور است؟ موسسات دولتي و کتابخانهها چه قدر با شما کار ميکنند؟
وضع همکاري خيلي خوب بود. به هر کتابخانه يا مؤسسه دولتياي که من به اين رفتم اجازه دادنند تا من آنجا بتوانم تحقيق کنم. در طور کلي کارمندهاي همه کتابخانه ها و مرکز اسناد انقلاب اسلامي براي پيدا کردن کتب و اسناد مفيد و براي فتوکپي کردن کمک زياد دادند.
مراکز اسنادي چطور؟ با شما خوب کار مي کنند؟
اين بسيار خوب بود! به مرکز اسناد انقلاب اسلامي تقريباً دو روز هفتهاي ميرفتم. اين بسيار خوب بود چونکه سيستم ترتيب ممتاز است و استفاده از اين سيستم خيلي آسان است تا اسناد مفيد براي تحقيق من پيدا کنم (واقعاً ترتيب اين اسناد بهتر از ترتيب در اسناد ملي انگلستان است). آنجا من هم مصاحبههايي با چند عضوهاي خانواده حکيم را پيدا کردم که اين مرکز ضبط کرد. و مدير اين مرکز آقاي حسينيان به من کمک داد تا من بتوانم با کسي از خاندان حکيم تماس بگيرم.
نيز يک بار به مرکز اسناد وزارت خارجي رفتم ولي تصميم گرفتم آنجا تحقيق نمي کنم. چون که آنجا اسناد تا سالهاي 1960 بود و سيستم ترتيب بسيار خوب نبود.
وقت نداشتم به مرکز اسناد ملي بروم ولي اميدوارم که بار آينده ميتوانم آنجا بروم و ببينم اگر اين مرکز اسناد مفيد براي تحقيق من داشته باشد.
در تحقيق خودتان چه قدر کار ميداني و مصاحبه کردهايد؟ آيا در اين زمينه موفق بودهايد؟
من تقريباً بيست مصاحبه کردهام. اکثريت اين مصاحبهها با خويشاوندان آيت آلله خوئي و حکيم و با نفرهايي که طلبههاي ايشان بودند و با روحانيان ديگر کردهام.
آيا وضعيت با آنچه از قبل در ذهن شما بود، متفاوت است؟ مثلا شما جور ديگري فکر ميكرديد و حالا چيز ديگري ميبينيد؟
نميتوانم از چيز خاصي فکر ميکنم.
قبل از آمدن به ايران، هراسي هم براي آمدن داشتيد؟ فکر مي کنيد وضع چطوري است؟
من دو سال و نيم پيش به ايران آمدم و فکر ميکنم که وضع در اين مدت عوض نشد. براي من به عنوان نفري خارجي زندگي کردن در ايران آسان است.
شما راجع به آيتالله خويي کار ميکنيد، از خويشاوندان ايشان چه قدر کمک گرفتهايد. همکاريشان چطور است؟ همينطور خانواده آقاي حکيم؟
من کمک زياد از چند پسر بزرگ آيت آلله خوئي گرفتم و به خصوص از آقاي .. که براي من چند ملاقات با خويشوندان آيت آلله خوئي و اشخاص ديگر ترتيب دادند. به من فرصت دادند از دو مدرسه اي که از طرف آيت آلله خوئي تاسيس شد (مدينه العلم در قم و مدرسه آيت آلله خوئي در مشهد) ديدن کنم.
وقت بيشتر طول کشيد تا ميتوانستم با خويشاوندان آيت آلله حکيم تماس بگيرم ولي پيش از رفتن از ايران با چند نفري ملاقات کردم و ايشان به من کمک دادند. نيز به من شماره تلفن خويشاوندانشان يا اشخاصي نزديک ايشان را دادند که در لندن زندگي ميکنند.
اما راجع به قم؟ چه تصوري در اين مدت از قم داريد؟ عجيبترين چيز در قم چه بوده است؟ جالبترين خاطره و بهيادماندنيترين آنها؟
خيلي خوشحال بودم ديدن قم بکنم چونکه در طول دراسات من زياد درباره اين شهر خواندم (مثلاً درباره واقعههاي 1963 و واقعههاي انقلاب اسلامي در ايران). ديدن شهري که در اين زندگي گِرد تدريس و تعليم علوم ديني و گرد دين و زيارت تنظيم است خيلي جالب بود. متأسفانه فرصت نداشتم چون که زني هستم با طلبه صحبت کنم و بيشتر درباره دروسشان و زندگي ايشان بآموزم.
شما تشييع جنازه آيتالله تبريزي بوديد يا نه؟ اگر بوديد چه چيز براي شما جالب بود؟
بله تشييع جنازه آيت آلله تبريزي بودم و خيلي ممنون که شما به من آگاهي داديد در اين واقعه شرکت کنم. عدد بزرگ از مؤمنين که آنجا بودند و احترام بزرگي که مردم نشان دادند خيلي جالب بود. من همه چيزي که در بلندگو گفتند نفهميدم ولي احساس کردم که نيرومند بود وقتيکه هزاران نفر اين شعارها را تکرار کردند.
از کتابخانههاي قم چه تصوري داريد؟ اصلا سطح کار کتابخانهاي را چه طور ميبيند. مثلا مشکلات يا آنچه که راحت است.
فکر ميکنم که کتابخانه تاريخ در قم بسيار خوب است. واقعاً راضي بودم وقتي ديدم که اين کتابخانه کتب تازه و بسيار جديد خريد (اقلاً درباره موضوع من). اکثريت کتبي را که من در ايران فتوکپي کردم دراين کتابخانه پيدا کردم. هم در کتابخانههاي ديگر در ايران عدد زياد از مجلهها مثل در کتابخانه قم نديدم. سيستم ترتيب خوب است و از استفاده کردن اين سيستم آسان است. شايد فقط يک مشکل ميببينم و اين است که فقط يک کمپيوتر براي search کردن اسم و موضوع کتب است.
منبع: كتابخانه تاريخ اسلام و ايران