صفحه اولآرشيوجستجوتماس با ماپيوندهاورزشيخبرنامه
 نسخه چاپي خبر  ارسال به دوستان   iran web hosting & web design


سخني با مسعود ده‌نمكي

۲۸ فروردين ۱۳۸۶ - بعد از ظهر ۱۴:۲۶ تعداد بازديد: 41060 كد خبر: ۶۴۸۸۲

فؤاد صادقي

شايد در نگاه نخست، عنوان اين يادداشت و مقايسه دو اثر سينمايي كه از نظر خاستگاه، تكنيك، ايدئولوژي و هدف، تفاوت‌هاي بنياديني دارند، بي‌معنا به نظر برسد، اما با مقداري تأمل، مي‌توان وجوه تشابهي علاوه بر هم‌زماني اكران بين اين دو فيلم يافت.

هر دو فيلم پيش از نمايش، جنجال آفريدند و حواشي آنها، عامل عمده جذابيتشان شد.
هر دو اثر سينمايي از نگاه اكثر منتقدان، فاقد ارزش‌هاي فني و حرفه‌اي قلمداد شدند.
هر دو اين آثار با اقبال عمومي در نمايش روبه‌رو شده و به فروش غيرمنتظره‌اي دست يافتند.
كارگردانان هر دو اثر، فاقد تجربه جدي در سينما بودند و ساخت چنين آثار جنجالي از آنان انتظار نمي‌رفت.

و سرانجام هر دو فيلم،‌ از سينما به عنوان ابزاري براي مبارزه استفاده كردند. «300» وسيله‌اي براي ايجاد ذهنيتي توهم‌‌آميز به غرب در برابر شرق به ويژه ايران و «اخراجي‌ها» به گفته سازنده‌اش به ابزاري براي مبارزه فرهنگي و تداوم مسير دفاع مقدس و انقلاب.

هرچند تاكنون موفقيت «300» در راستاي هدف از پيش‌تعيين‌شده آن تضمين شده و اقبال كم‌نظيري از اين اثر در جامعه ايالات متحده شده كه همچنان دچار التهاب ناشي از حادثه 11 سپتامبر و سپس دو جنگ پياپي در خاورميانه است و شايد اين فيلم وظيفه آماده‌سازي مردم آمريكا براي تهاجمي ديگر را بر عهده دارد؛ اما آيا مسعود ده‌نمكي نيز همانند «زاك اسنايدر» در مبارزه خود موفق بوده است؟

در «اخراجي‌ها»، ده‌نمكي فرم و محتواي خود را تا حد زيادي از مجموعه تلويزيوني «خوش‌ركاب» ساخته علي شاه‌حاتمي كه چهار سال پيش در ايام نوروز از سيما به نمايش درآمد، وام گرفته است، هرچند «خوش‌ركاب» هم از سوي منتقدان، تأثيرگرفته از «ليلي با من است» كمال تبريزي ارزيابي مي‌شد.

داستان، كشانده شدن لوطي‌ها به جبهه است كه البته در اين دو اثر، ناشي از اجبارهاي متفاوت است؛

داستان، كشانده شدن لوطي‌ها به جبهه است كه البته در اين دو اثر، ناشي از اجبارهاي متفاوت است؛ اما در هر دو، تشابهات فراواني به جهت تيپ‌سازي، ديالوگ‌ها، استفاده از اشعار و ترانه‌هاي پيش از انقلاب، تقابل با شخصيت‌هاي سنتي جبهه و حضور رزمنده‌اي كه نقش مرشد را براي لوطيان در حال اصلاح ايفا مي‌كند، به چشم مي‌خورد. هرچند از نظر شاخصه‌هاي فني، اثر شاه‌حاتمي به رغم تلويزيوني بودن برتري‌هاي محسوسي در فيلمنامه، كارگرداني، تدوين و حتي بازيگري نسبت به اثر ده‌نمكي دارد، اما همين تكرار موفق نيز جالب توجه است. با اين حال، «اخراجي‌ها» از آنجا مورد ترديد قرار مي‌گيرد كه دچار تنها نقطه‌ضعف بزرگ «خوش‌ركاب» مي‌گردد و آن‌قدر در كوچه پس‌كوچه‌هاي حاشيه و جذاب‌سازي اثر ـ كه در فرهنگ عاميانه و كوچه‌بازاري لوطي‌ها متمركز شده ـ خود را درگير مي‌كند كه فرصت و توان پرداختن به متن كه همان بستر تحول‌ساز جبهه‌هاست، در فيلم گرفته مي‌شود، بنابراين «اخراجي‌ها» نيز همچون «خوش‌ركاب» موفق به جذب مخاطب مي‌شود، اما توان برقراري ارتباط عميق و انتقال پيام بطني خود را با بيننده نمي‌يابد. هرچند ممكن است شاه‌حاتمي در «خوش‌ركاب» اصولا مدعي چنين انتقالي نباشد و همين اثر ايجادشده را مطلوب بداند، اما از ده‌نمكي كه به بيان خود، فيلمسازي را ابزاري براي اهداف بالاتر و انتقال و القاي آرمان‌هايش به مخاطب مي‌داند، چنين نتيجه‌‌اي پذيرفته نيست.

مقايسه اين دو اثر با آثار فيلمساز منحصر به فرد و برجسته سينماي ايران، ابراهيم حاتمي‌كيا، كه در ژانر دفاع مقدس ساخته شده، اما در اكثر آثار خود به ويژه «ديده‌بان»، «مهاجر»، «آژانس شيشه‌اي» و «روبان قرمز» تا حدود زيادي موفق به انتقال پيام اصلي مورد نظر خود مي‌شود، نشان مي‌دهد كه سوژه جذاب، اقبال مخاطب، بودجه سنگين و حتي شرايط مساعد فرهنگي و سياسي روز جامعه نيز به منزله موفقيت يك فيلمساز در مقصود خود نيست، هرچند نگارنده نه مدعي نقد تخصصي سينماست و نه تمايل چنداني به ورود به اين عرصه پرمدعي دارد؛ اما از آنجا كه به بهانه اكران «اخراجي‌ها» در سينما و فروش ميلياردي اين فيلم، پديدآورنده آن مجال بي‌سابقه‌اي براي طرح دغدغه‌ها، عقايد و تمايلات فرهنگي و اجتماعي خود يافته است، طرح اين مقدمه نسبتا طولاني سينمايي را ضروري دانستم تا از زاويه آن به نقد گذشته و حال صاحب اين اثر، يعني مسعود ده‌نمكي بپردازم.

پشت صحنه اخراجي‌هابه ياد دارم دوازده سال پيش، مسعود ده‌نمكي كه به تازگي فعاليت‌هاي اجتماعي و خياباني گسترده را آغاز كرده بود، به همراه مهندس مسعود و حسين الله‌كرم، گروه «انصار حزب‌الله» و نشريه اين گروه (ماهنامه «يالثارات‌الحسين(ع)») را اداره مي‌كردند و در محافل دانشگاهي نيز، مسئول وقت بسيج دانشجويي دانشگاه علوم پزشكي تهران را جهت سخنراني به نمايندگي برمي‌گزيدند. صاحب اين قلم نيز آن زمان در مسئوليت گروه مطالعاتي بسيج دانشجويي دانشگاه اميركبير به فعاليت مي‌پرداخت و همچون ده‌نمكي و ديگر نيروهايي كه در هر لباس و صنف، دغدغه دفاع از ارزش‌هاي انقلاب را داشتند، درگير نگراني مشتركي نسبت به رسوخ انديشه‌هاي ليبراليستي و پيامد آن، لائيسم و نفي ايدئولوژي در فضاي دانشگاه‌ها بوديم.

سمبل اين جريان فكري مهاجم، دكتر عبدالكريم سروش بود. اما با وجود آن‌كه ما و اين برادران در دغدغه و تشخيص مشكل مشترك بوديم، راه‌حل‌هاي متفاوتي براي رويارويي در اين جبهه فرهنگي برگزيديم. پيشنهاد ما توانمندسازي فكري و ايجاد چالش نرم‌افزاري با جريان فرهنگي مهاجم بود و راه‌حل اين دوستان جلوگيري از حضور فيزيكي اين انديشه در فضاي دانشگاه.

هرچند همان‌گونه كه پيش‌بيني مي‌شد،‌ مسئولان امر، نظر دوستان را بر نظر ما ترجيح دادند و ما ناگزير به طي مسير نرم‌افزاري به تنهايي گشتيم كه تنها بخشي از آن ايجاد تشكلي فرهنگي و توانمندسازي فكري نيروهاي انقلاب بود. اما حوادث سال‌هاي بعد نشان داد ايجاد مانع فيزيكي توسط اين دوستان نيز جز تسريع و تقويت جريان فكري مذكور، تأثيري نداشت، كما اين‌كه عرضه اين نوع نگرش و برخورد در ماهنامه «يالثارات» و هفته‌نامه «شلمچه» نيز فتح‌الفتوحي ديگر را براي جريان فرهنگي ليبراليسم در ميدان مطبوعات به همراه آورد.

شايد ده‌نمكي به ياد داشته باشد به جهت انتشار آخرين شماره نشريه «شلمچه» در آستانه دوم خرداد عليه خاتمي، حقي بزرگ بر گردن رئيس‌جمهور سابق ايران دارد و تداوم آن رويكرد ماهنامه «شلمچه» و «يالثارات» در عرصه مطبوعاتي توسط متوليان امروز فرهنگ كشور طي دوره نخست دولت اصلاحات، يكي از عللي بود كه بر رونق فعاليت اصلاح‌طلبان افزود و پيروزي‌هايي پياپي را براي آنان به ارمغان آورد و با آراي بي‌‌نظير سيدمحمد خاتمي در 18 خرداد 1380 تكميل شد.

اما اكنون انتظار مي‌رود مسعود ده‌نمكي كه اكنون لباس فيلمساز صاحب‌ گيشه و مخاطب را به تن كرده و مسئول وقت بسيج دانشجويي كه امروز با تكيه بر صندلي نمايندگي مجلس در قانون‌گذاري و نظارت كشور نقش ايفا مي‌كند، مهندس مسعود كه از مديران مؤثر نفتي كشور است و الله‌كرم كه گفته مي‌شود به تازگي به دستگاه ديپلماسي كشور وارد شده است، دريابند كه دوازده سال پيش چگونه از مسير حقيقي خود منحرف شدند و نه تنها به تحقق آرمان‌هايشان كمك نكردند، بلكه وسيله‌اي براي تسريع و تشديد موفقيت جرياني شدند كه بناي مقابله با آن را داشتند.

البته حافظه تاريخي جامعه هنوز به اندازه‌اي مبتلابه فراموشي هست كه تصوير ساخته‌شده از حزب‌الله و انصار حزب‌الله توسط حريفان دانا و دوستان نادان كه صرفا براي مقابله با بدحجابي و لباس جوانان يا جلوگيري از حضور روشنفكران در محافل دانشگاهي را بپذيرد، اما آيا به راستي آرمان اين گروه و صحنه مبارزه اصلي آنان، بر همان كليشه ساخته‌شده در افكار عمومي منطبق است؟ آيا دست‌هايي در داخل اين طيف و فراتر از آنان به آرامي حزب‌الله را ـ كه در ابتدا خود را دشمن جريان استحاله اقتصادي و مديريتي كشور و تغيير ساختار اثرگذاري بر جامعه مي‌دانست ـ، به سوي برخورد با اين‌گونه ظواهر، آن هم با نسنجيده‌ترين شكل ممكن آن، منحرف نكرد؟

اكنون كه مسعود ده‌نمكي سخن از باقي ماندن در مبارزه مي‌گويد، بايد سخن وي را بپذيريم و بر حسن نيتش ارج نهيم، اما كمترين وظيفه ما هشداري است به او كه در دام انحرافي از مسير اصلي مبارزه كه در دهه 70 او را با خود به سويي ديگر برد، فرو نيفتد.

مبارزه امروز در عرصه فرهنگ و هنر و در بطن جامعه، مؤلفه‌هاي فراواني را مي‌طلبد كه فراتر از خنداندن و گرياندن تماشاچي سينماست. هرچند اين مخاطب بهترين فرصت براي آغاز حركت است، اما حركتي صحيح به مقصدي از پيش برنامه‌ريزي شده ـ آن‌گونه كه «300» مخاطب خود را برمي‌انگيزاند و در مسير مبارزه به راه مي‌اندازد ـ نياز دارد. اما «اخراجي‌ها» هنوز دچار اختلاف‌فاز بيست ساله با عرصه مبارزه است، مسئله امروز جامعه ما تبديل به دستمال‌يزدي اراذل «اخراجي‌ها» به كلاشينكف بسيجيان نيست، چراكه امروز نه توده‌هاي دچار غفلت جامعه از جنس اين اراذلند نه در مبارزه اصلي كلاشينكف و ديگر تسليحات ما اثر جدي دارند. مبارزه امروز، چالشي جدي و نرم‌افزاري با فرهنگ خودساخته و القاشده‌اي است كه روح انقلاب و ارزش‌ها را به استحاله كشيده است، مبارزه‌اي است كه ديگر قابل تطبيق با مرزهاي خاكي و آبي نيست؛ بلكه در همه جا رخ مي‌دهد و حريف در هر لباسي رخ مي‌نماياند.

همان‌گونه كه انحراف دوازده سال قبل به خروج از مقابله با تغيير بسترهاي اقتصادي و مديريت جامعه به برخورد با ظواهر و مقابله فيزيكي با جريان فرهنگي بود، مبارزه به خطر انحراف امروز سطح‌گرايي، عوام‌فريبي، فرو افتادن در بستر ستيز با شعار و دن‌كيشوت‌وار به مقابله با جرياني رفتن است كه پروژه «300» يكي از حملات مقدماتي آن در عرصه فرهنگي است.



  •   باسلام
    من آشپز نيستم و آشپزي هم نمي دانم لطفا اجازه دهيد در مورد شور يا بي نمكي آشي كه من در حال خوردن آن هستم خودم نظر دهم براي من مهم نيست آشپز براي پختن آش چه كار كرده و كجا رفته و چه هدفي دارد . لطفا از ديد آشپزي به قضيه نگاه نكنيد ببينيد آش چه مزه اي دارد

  •   با سلام
    فيلم اخراجيها را ديدم و همچنين مصاحبه آقاي ده نمكي رو از شبكه 5 (برنامه شب شيشه ائي ) فقط يك سوال از ايشان دارم آقاي ده نمكي همه مسائل ما حل شده و فقط رسالت پيام رساني مرام و فرهنگ جنگ مانده ؛ حال رو ول كردن و به گذشته پرداختن ؛ رانت خوران كه بقول خود شما نخواستيد جزو آنها باشيد كه مسبب تمام مسائل اقتصادي و سود جوي ها هستند بماند ؛ مهم نيست ولي اعتراض يك دانشجو بعلت بدي غذا و يا غيرو ضد امنيت كشور ميباشد و شما امثالهم با چوب و چاقو فرهنگ را انتقال داديد آيا آن سالها فكر نكرديد كه خود از اخراحيها بوديد ولي رنگ و شكلتان فرق كرده بود حاج مرتضائي بود ؛ حاج مسعود از كي متوجه شدي اصالت به ريش نيست به ريشه است ؛ توي اين سالها يادت نبود كه تيغت رو رو به اوناهائي بكشي كه بكشورت دارند عملا خيانت ميكنند نه به دانشجو هاي بي دفاع در خوابگاه يا جوانان نسل انقلاب دست پروده انقلاب در خيابان ها ؛ آقا مسعود خيلي دوست داشتي زود ميرسدي كه به شما ماشين ميداند ولي حيف دير متوجه شدي مملكت مال شماست نه مال هر ايراني ........................ نمايندگي شوپاپ اطمينان

  •    نویسنده این مقاله نیک میداند که دلیل فروش این فیلم چیست. ایده گیشه سازی فیلم از فیلمهایی که الهام گرفته اند نبوده است بلکه از فیلم رضا مارمولک بوده است. هم در رضا مارمولک و هم در اخراجی ها این تمسخر نظام و رو کردن دست فرصت طلبان و متلکهایی که به آنها وارد میشود است که گیشه را مشغول کرده است. در چنین حالتی دق دلی مردم خالی میشود. لذا تا فرصت باقی است، آنها که خودی هستند و قر قدر هم بی اخلاق کنند مورد اعتراض حسین شریعتمداری قرار نمی گیرند باید بشتابند و با ردیف کردن یک سری متلک و کلفت و نازک به روحانیت و جبهه و حزب الله با خرج کم پول زیادی به جیب بزنند. همینقدر که به همه چیز طعنه بزنید و متلکی نثار کنید کافیست

  •   در این مملکت همه نوع رانتی هست یکی هم رانت عبور از خط قرمزهاست که هر کسی مجوزشو نداره که آقای ده نمکی با استفاده از اون فیلم ضعیفی از منظر هنری ساخت و تمامی جک هائی که بطور زیرزمینی بین عامه مردم رد و بدل میشه رو در قالب فیلم اخراجیها آورد و بار خودشو بست . خدا میدونه تا کی بایستی از امکانات مملکت یک عده ای خاص استفاده کنند و جوانهای با استعداد این مرزو بوم سر خورده و مغموم باشند و حسرت بخورند .

    محمود

  •   باسلام و احترام
    دست مريضاد آقاي ده نمكي،از حضور پر قدرتتان در عرصه سينما سپاسگذاريم،انشاالله در ادامه شاهد كارهاي بهتر و ديدني تري از شما باشيم.

  •   سلام من هردوفیلم 300واخراجی هارامتاسفانه دیده ام 300رابخاطر اینکه میخواستم بفهمم که ماایرانی هاراچگونه به تصویرکشیده اندواخراجی هارابه خاطرجاروجنجال های آقای ده نمکی واینکه این فیلم ،فیلم برگزیده تماشاچیان جشنواره فجربودولی حیف ازوقتی که برای این فیلم حدرکردم ومن فکرمیکنم که آقای ده نمکی نشان داداصلاٌجبهه وجنگ راندیده وازایشان سوال میکنم که اگرشخص دیگری این فیلم رامیساخت ایا سینماراآتش میزدندیاخیروخواهش میکنم نام حاتمی کیا وکمال تبریزی رادرکنارنام ده نمکی نیاورید چون اصلاٌبه هم ربطی ندارندوفیلم هایشان قابل قیاس نیستند ولی واقعاٌباعث تاسف است که جنگ اعتقادی ماکه خوشبختانه من هم مدتی آنجابوده ام واتفاقاٌباجنوبی ترین بچه های تهران درلشکر10 که اکثراٌبچه های شهرری بودند هرگزچنیین صحنه های ندیدم شاید جبهه آقای ده نمکی اینطوربوده ولی جالب این است که ایشان دست بردارهم نیستندومیخواهند سه گانه ماتریکس یاجنگ ستارگان خودراتکمیل کنندوقسمتهای دیگرآنرابسازندولی خوب بافروش بالای این فیلم مشخص میشود که مردم عامه عاشق این فیلم هاهستند پس منتظرقسمتهای بعدی میمانیم فقط میترسم مثل سریال زیرآسمان شهرآخرش خوش نباشد.واگرامکان داردازجانبازان ،آزادگان وخانواده شهدادرمورداین نظرسنجی کنید.وسلام

  •   من اين فيلم را ديدم. اما به نظرم اين فيلم بيشتر ارزش جبهه ها را لوس كرده تا اينكه تقويت كند كارگردان كه خود مدعي رزمنده بودن هست به خوبي ميداند كه به خصوص در اوايل جنگ همه كساني كه به جبهه مي رفتند افراد مخلصي مثل شهيد همت ها بودند. اين فيلم تصوير بسيار لوث و بي ارزشي را از جبهه براي نسل جوان تداعي مي كند به نظر من كارگردان بيشتر دنبال تجارت بوده است و براي رسيدن به آن هر كاري كرده در ايران هميشه همه كارها افراط و تفريط بوده و بيشتر بدليل باند بازي هاي كه وجود دارد در هر برهه اي از زمان يكي آمده و با همدستي عوامل دولتي جديد نفعي برده و رفته به نظر من اصلا اين فيلم نبايد پروانه نمايش مي گرفت. فيلم ليلي با من است يك اثر سينمايي و طنز گونه هنري به جبهه دارد بدون لودگي بيهوده و از بين بردن قداست جبهه ها به هر حال اگر همه ما از نزديك جبهه را نديديم به هر حال هر كس در خانواده فردي را در جبهه داشته است و تا به حال به اين سياهي كه در اين فيلم نمايش داده شده نبوده است بله شايد بعد از 3 يا 4 سال كه از جبهه گذشت ترفند هاي مادي را براي ايجاد انگيزه و كشاندن عده اي به جبهه قرار دادند اما رشادت هاي جوانان عزيزي كه واقعا الگو بودند از نسل باقي مانده انقلاب بودند و همه شان در اوايل جنگ شهيد شدند نسل بعد براي گرفتن حق رزمندگي براي كنكور و يا ساير مسائل مادي به جبهه مي رفتند.كه از سياست غلط دولت بود به هر حال از ديدن اين فيلم بسيار متاسف شدم اگر در جاي معضلات نشان داده مي شود نبايد تيشه به ريشه تمام هستي زد اميدوارم دولتمردان بيشتر به اين مسئله توجه كنند خنده خوب است اما نه به هر قيمتي

  •   در اين كه اين فيلم بسيار بسيار سطحي ساخته شده شكي نيست ولي اين كه ده نمكي خودش و عوامل فيلمش را مستحق سيمرغ بلورين ميدانست خيلي جالب توجه است از طرفي اگه كسي ديگه اين فيلم رو چند سال پيش ميساخت آيا ده نمكي ودارو دستش سينما رو به آتيش نمي كشيدند؟

  •   بسیارفیلم قشنگی بود افرین برشماجناب اقای ده نمکی .مدتهابودکه اینقدرنخندیده بودم.احسنت برشما لطفاتامیتوانیدازاین فیلمها بسازید

  •   با سلام و احترام
    به نظر بسيار ساده انگارانه است كه تصور كنيم اينهمه حرف درست و عامه پسند كه در اخراجي ها مطرح مي شود و به دليل درست بودن مورد توجه عموم قرار مي گيرد و نيز ساختارشكني ده نمكي كه اگر با ادبيات پارك لاله و روبروي دانشگاه تهران مي خواست در جشنواره فجر اعتراض كند، پركارترين بخش جشنواره اورژانس آن مي شد، از روي تحول كسي مثل ده نمكي است. كاش مي شد از... تا حالا كه هنوز .....را به صورت فيلم درآورد تا ببينيم كداميك بيشتر مي فروشد؟! اگر واقعا تحول بود كه حداقل يكي ديگر هم بايد از جايي ديگر سر بر مي آورد.بيچاره ملتي كه ..سمبل فرهنگ و شجاعت بيان و هنرش مي شوند و استاد كيارستمي اش و سركار خانم نيكي كريمي اش كه به جشنواره راه مي يابند در بايكوت خبري قرار مي گيرند. باورش سخت است، سخت ...

  •   اگر ايشان فيلم فقر وفحشا را به تصوير ميكشند وفروش دختران ايراني را بايد بدانند اينها همه نتيجه گروههاي فشار وكساني بود كه در دهه شصت براي استفاده از عينك دودي روي دست دختران تيغ ميكشيدندواگر حالا اخراجي ها را ميسازند مطمئنا وجدانشان ناراحت است چرا كه تاقبل از فيلم ليلي با من است هميشه نشان ميدادند همه با خلوص كامل به جبهه ميروند اما درآن فيلم وتعدادي ديگري ديديم كساني با مجروح كردن عمدي فقط سابقه حضور در جبهه را ميخواستند تا بعد از جنگ وكيل وسفير بشوند واكثر كساني كه ماندند واز مملكت دفاع كردند از همين قشر فيلم اخراجي ها بودند كه مرام را ميشناختند پس ايشان با اين فيلم در حقيقت از اين قشر مظلوم كه حالا باقيمانده هاي آنها معلوم نيست مسافر كش هستند يا كارگر حلاليت بطلبد انشاا... خدا قبول كند.

  •   سلام
    اخراجي ها چند نكته خيلي واقعي دارد :
    1. بسياري از سرداران محترم جنگ ، خيلي هم سردار نبوده اند. بعنون مثال در صحنه درگيري هيچ اثري از حاجي ها و كمالي و بقيه نيست. روي مين هم فقط بسيجي ها ميروند نه حاجي ها.
    2. بيت المال فقط در مورد ديگران است نه در مورد حاجي ها. نمونه اش زن حاجي چاق فيلم است كه با ماشين خدمت به زيارت ميرود.
    3. بسياري از زرنگان جبهه وقتي به جبهه مي رفتند كه اصلا جنگي نبوده است.
    اين موارد را شخصا هزاران بار ديده ام.
    مي دانم كه چاپ نمي كنيد. ولي مهم نيست. همين كه خودتان بخونيد كافيست.

  •   سلام
    کعبه آن سنگ نشانی است که ره گم نشود حاجی احرام دگر بند ببین یار کجاست

    بهتره از موضوع دور نشیم .
    موضوع تضاد بین 2 قشر از جامعه است با 2 نوع جهانبینی متفاوت .
    در پایان چیزی که منطقی تر و به واقعیت نزدیکتر هست برنده میشه .
    این فیلم حاصل تجربه آقای دهنمکی از اشتباه هات و مسائلی بوده که با اونها درگیر شده و وقتی میبینه که اینطور افکار به جایی نمیرسه به اشتباه خودش پی میبره و این فیلم رو می سازه .
    به نوعی میشه گفت اون دسته از افرادی که در فیلم مخالف وجود این افراد لوتی در جبهه بودند نشانی از تفکر قدیم آقای کارگردان هست و کسانی که موافق با وجود افراد لوتی در جبهه بودند نشانی از تفکر ات کنونی کارگردان می باشد
    نتیجه گیری :
    و در نهایت به این نتیجه می رسیم که وظیفه ما دعوت کردن افراد به حق است و هدایت کننده خداوند .

  •   با سلام به نويسنده محترم اين مقاله! اگر ايشان اهل جبهه و جنگ باشند شايد يادشان باشد كه دقيقا گروههايي كه در غالب بسيج از ابتداي جنگ وارد جبهه ها شدند، از اغشار پايين و محله هاي جنوبي شهرها كشور با فرهنگها و اصطلاحات خاص خود بودند. و همين تيپ افراد در سراسر جبهه ها ديده مي‌شدند كه پس از گذشت چندي تحت تأثير فضاي معنوي جبهه ها خود به خود تأثير گرفته و حماسه هاي جاودان دفاع مقدس را آفريدند. اين نه به گزافه رفتن است نه معكوس كرن واقعيت. پس چرا از بازگويي واقعيت هرچند ضعيف و در قالب فيلمي مانند «اخراجيها» نگران باشيم. مطمئن باشيد چنانچه در آينده ايران اسلامي دچار چالشي همانند زمان دفاع مقدس شود باز همين نيروها حماسه سازان صحنه مقاومت مردم خواهند بود.

  •   سواي ديدگاه هاي هنري و فكري كه بر آثار سينمايي همچون اخراجيها مترتب است , بايد ديد كه چرا اين آثار همچون ليلي با من است و يا مارمولك در جذب مخاطب اينقدر موفق است , ايا نبايد از منظر روانشناختي جامعه هم به اين مقوله پرداخت كه مردم منتظر اين هست كه افرادي با جسارت وارد مقولات مقدس شوند و بازبان طنز يا اننقاد ديدگاهي متفاوت از برخي موضوعات را بيان كنند كه كمتر بدان پرداخته شده است

  •   نقد اخراجي ها يا نقد ده نمكي!!!!!!!!!
    نقد هاي زيادي اخيرا بر اخراجي ها نوشته شده اگر چه معتقدم فيلم خالي از ارزش هاي سينمايي است و بيشتر شبيه كلاژي خام دستانه از فيلم هاي اخير سسينما و تلويزيون و حتي فيلم هاي قبل از انقلاب است اما به نظرم بيش از هفتاد يا هشتاد درصد از كساني كه روي اين فيلم نقد نوشته اند در واقع نقد ده نمكي نوشته اند نه نقد اخراجي ها و فكر مي كنم نويسنده اين مطلب هم تا حدودي به همين معضل دچارند ، اينكه ده نمكي بزن بهادر قبلي و كارگران امروز شده خودش بحثيه اما مربوط به فيلم نمي شه بهتره به فيلم جداي از ده نمكي بودن ده نمكي نگاه كنيم.

  •   فيلم جالبي بود دست اقاي ده نمكي درد نكند . وقتي يك كارگردان اينقدر عرضه دارد كه همه اقشار مردم را با سلايق وعقايد وطرز تفكرات مختلف دريكجا جمع وجذب كند اين نشان از قدرت وتوانايي او دارد . البته هر اثر هنري منتقداني دارد كه اشكالي هم ندارد ولي خدا وكيلي از روي غرض ومرض نباشد

  •   با توجه به اينكه چند سالي از دانشجو بودنم در رشته ي حقوق دانشگاه شيراز ميگذرد كاملا متوجه شده ام كه هميشه بيانات را بايد با توجه به اطراف ان و مجرد آن بررسي كرد وقتي كسي ميگويد دموكراسي با يد خود دموكراسي را به مجرد آن يررسي كرد و بعد هم ديد انها كه انرا تبليغ ميكنند وان را اجرا ميكنند به چه نتيجه اي رسيده اند و چگونه اند اگر اين فيلم به صرف فيلمي با اين مايه و محتواي هنري و...جداي از كارگردان تهيه كننده و... و سابقه ي آنان اشاره به موضوعي بود كه بايد ميشد و در تاثير گذاري مثبت هم موثر بود بايد تحسين شود(كه البته در نظر من فاقد آن بود) و سپس بايد ديد در نظر بوجود اورنده ي آن در چه مقام و معنايي بر انگيخته شده است(كه در نظر من همان سو استفاده از نكات و لحظات مورد توجه و جذاب براي اعمال و انتقال بك ايدئولوژي بي پشتوانه است).وعجيب انكه بسياري از ما كه نه فيلم 300 نه فيلم ايشان را قابل تامل نمي دانيم با اين حال با صرف هزينه و خريد سي دي يا رفتن به سينما هاي ايشان انان را حمايت مادي و معنوي ميكنيم.

  •   سلام
    کسانیکه فروش بالا و تعداد زیاد تماشاگرا ن را دلیل موفقیت این فیلم میدانند کافیست نمایشنامه "زارع شیکاگو" اثر "مارک تواین" که در سالهای نه چندان دور بارها از رادیو پخش شده را بشنوند یا کتاب آنرا بخوانند.

  •   با سلام همیشه خاطرات خیلی زود از یادمان میرود وقتی فیلمی با مضامین مورد علاقه مردم ساخته میشود وقتی خرد جمعی از موضوعی استقبال می کند چرا باید در برابر آن جبهه گرفت؟!! آن موقع که قاچاق انسان آنهم از نوع مونث آن به کشور های عربی شدیدا رایج داشت و همه بجای مطرح کردن آن و مقابله با آن رویشان را بر می گرداندند و انگار نه انگار هر روز اتفاقی می افتد ایشان فیلم فقر و فحشا را ساختند و آمار حقیقت را آشکار میسازد که چند نسخه از آن تکثیر شد حالا هم آمار فروش این فیلم در تاریخ سینما ماندگار خواهد شد.شاید فیلم گاو هم در زمان خودش توسط رژیم وقت از آن استقبال نکرد ولی با گذر زمان واقعیت خودش را آشکار کرد.

  •   باعرض سلام - من نه نظريه پرداز اجتماعي ام و نه ناقد فقط به عنوان يك مخاطب فيلم اخراجي ها تنها چيزي كه ميتوانم بگويم اين است كه هر ناقد بايد نقدش تمام جنبه هاي اثر مورد نقد را در بگيرد و نقد كاملا آگاهانه و ازادانه انجام گيرد در فيلم اخراجي با اين كه ما شاهد يك عده لوطي گري ها و يا به عبارت بهتر ناهنجاري ها هستيم اما در كشور و جامعه ما يك معضل بسيار اساسي وجود دارد كه همه با ان گريبانگير هستيم و ان معضل ريا و ظاهر سازي است به نظر حقير فيلم اخراجي ها در نشان دادن چنين موردي بسيار موفق بوده است كه چرا كه جامعه ما هنوز به اين باور كه ظاهر ادمها نشانگر كل وجود انسانها نيست و ما نبايد ملاك قضاوتمان در جامعه فقط قيافه ادمها باشد چرا كه مثلا انسانهايي الان وجود دارد كه با وجود شيش تيغ بودن صورتشان اما دلي به پاكي دريا دارند و بر عكس مذهبي ماباني داريم كه از هزاران هزاز جاني هم خطرناك تر هستند كه خون مردم بيگناه را به شيشه كرده اند بايد در اثر اخراجي ها به اگاه گري در اين مورد نمره بيست را داد ولي در هر حال نقاط ضعفي را هم دارد البته ناقد محترم مطلبشان مطلب جامع و مانعي بود

  •   باسلام
    من هردو فيلم 300 و اخراجي ها را ديدم و به نظر ميرسد كه در فيليم اخراجي ها بيشتر به لوث كردن وجهه رزمندگان و تمسخر هم وطنان آذري پرداخته شده تا با دامن زدن به مسائل هاشيه اي فروش بيشتر را نسيب سازندگان آن كند از طرف ديگر اين شائبه درذهن مي آمد كه گويا تهيه كنندگان و توليد كنندگان اين فيلم اصلا درجبهه نبوده اند و يا حد اقل يك نفر از افرادي كه پايش به جبهه ريسيده است را به عنوان مشاور انتخاب نكرده اند شما اگر 15 دقيقه آخر فيلم را نگاه كنيد يك مشت سردرگمي و شلوغي را ميبيند كه اگر به فرض اين فيلم بجز لودگي چيزي هم براي گفتن داشت در اين چند دقيقه آخر آن را گم كرد
    من فيلم ليلي بامن است را بيش از 10 بار ديدم و هنوز هم اگر فرصت كنم آن را با دقت نگاه ميكنم اما از همين وقتي هم كه براي تماشاي فيلم اخراجي هاگذاشتم متاسفم

  •   با سلام

    عادت بد ما ايرانيها بزرگ كردن افراطي و كوچك كردن غير منصفانه همه چيزاست.
    من اين فيلم را شايد ده بار از طريق اينترنت ديدم و بدنبال سوژه جديدي بودم و بايد بگويم
    هيچ چيز جديدي پيدا نكردم.
    آقاي ده نمكي موفقيت خودشان را مديون هنرمندان بزرگ اين فيلم هستند.ايشان با استفاده از لوده گوييهاي زننده و استفاده از
    لهجه زيباي تركي مردم را وادار به خنده كردند.

    آيا اگر اين فيلم را هنرمنداني تازه كار و گمنام
    بازي مي كردند باز هم اميدي به پرفروش بودنش بود.
    اشتباه بزرگ آقاي ده نمكي اين است كه از راه نرسيده خود را با مخملباف مقايسه مي كند.
    مرور دوباره فيلمهاي مخملباف شايد قدري كمكمان كند كه بفهميم كه جامعه ايران يك
    كارگردان خلاق و با هوش را از دست داد.
    اميدوارم آقاي ده نمكي در اين راه همواره در كنار همه مردم باشند و آينه اي براي منعكس كردن دردهاي همه آنها.


  •   با سلام- من اين فيلم را 2 بار ديدم. با توجه به اينكه فيلم داراي حواشي زيادي بود مخاطب زيادي جلب كرد و همه مشتاقتند تا فيلم را ببينند. به نظر من اين فيلم در اين برهه از زمان براي نسل جواني كه هيچ شناختي از جبهه و جنگ نداشت خيلي جلب بود. اين فيلم توانست محيط و فضاي واقعي جنگ را به خانه هاي مردم بياورد. اين فيلم با توجه به نگاه واقعي تري كه نسبت به جنگ داشت ان روي جنگ را براي آنهائي كه به جبهه نرفته بودن را نشان داد. در واقع مي شود گفت اين فيلم نسل جديدي از فيلمهاي واقع گرا در مورد جنگ است و به نظر مي رسد در اينده نيز شاهد حضور فيمهاي زيادي از اين دست باشيم.

  •   با سلام
    درفيلم اخراجي ها بايد به چنئد نكته اشاره كرد
    1-بازكردن نگاه جديد كارگردان به سمت جنگ
    2- مانبايد نگاهمان به زندگي سياسي قبل از كرگرداني آقا ده نمكي داشته باشيم
    3- موفق بودن ايشان در اولين كار نسبت به كارگردان هاي ديگر مثل گرگردانهايي چون تهمينه ميلاني كهدر10 كارخود تتوانسته به فروش قابل توجه اي برسد.و.....
    4-واردشدن كارگردان به حرف هاي عام وموفق بودن ايشان دراين مورد
    (((((ويك مطلب بسيار مهم كه فيلم سينمايي رانمي توان باسريال مقايسه كرد)))))
    واين كاربه پيشرفت كمك نميكند.

  •   آیا واقعا فیلم اخراجی ها اختلاف فاز 20 ساله با مسئله ی امروز ما داره؟حرف این فیلم درد امروز ماست،تلنگری به آدمهایی که دور خدا دیوار کشیدنو میگن :خدا مال ماس دین مال ماس اسلام مال ماس...اگه همرنگ اونا نشی مرتدی!اگه چادری نباشی بی دینی اگه ریش نداشته باشی و تسبیح نگردونی بی خدایی...حرف این فیلم فقط خندوندن و گریوندن نیست دعوت به دیدن باطن آدماست ...چرا اینقدر مغرضانه نقد میکنیم ...من نه گذشته ی ده نمکی رو تایید میکنم نه میدونم تو آینده این آدم چیکار میکنه ...اما حرف این فیلم قابل دفاع و قابل تحسینه و من نسل سومی میگم که جامعه ی امروز ما دقیقا همینقدر آدم ها رو خط کشی میکنه و گروهی که خودشون رو بر حق میدونن در مورد بقیه قضاوت میکنن و به جای خدا بهشتی ها و جهنمی ها رو مشخص میکنن!این درد امروز جامعه است .تا دیر نشده گوش کنید

  •   محض اطلاع تجزيه طلباي بيمزه:
    مادر آقاي ده نمكي تبريزي هستند
    در ضمن كي گفته برداشت ما از اين فيلم لات بودن همه رزمنده هاست اين تحليلهاي سطحي وآبكي كه از خود فيلم بدتره ..مگه تو فيلم سيد جواد هاشمي نبود

  •   من این فیلم رادیدم
    یک گوشه ای از جبهه به تصویر کشیده شده بود
    ولی نمیشه گفت تمام رزمنده ها این شکلی بودند و از طرف دیگر بد تر اینها هم در جبهه بوده به نظر من اعتراض بیجاست و این تصور آقای دهنمکی از جبهه میباشد و جای تقدیر را دارد
    اونهایی که فکر میکنند جبهه فقط عشق و اخلاص بوده درست نیست بلکه به یقین افراد اراذل هم بوده اند که بخاطر مسایل جنبی به جبهه رفته اند و یا شهید شده اند و یا برگشته اند و در زیر لاک انقلابیگری اسب خود را میتازانند بارها مشاهده کردیم من دیده ام وشما نیز دیده اید و میدانید.
    باز هم چاپ نکنید

  •   اين فيلم فقط به درد خنديدن مي خورد وبس وگرنه هيچ ارزش فني و هنري نداشت . بنده به عنوان يك ايراني خارج از كشور كه حدود 5 سال در جبهه حضور داشتم با افراد زيادي كه با انگيزه هاي مختلف به جبهه مي امدند مواجه بوده ام . از جمله افرادي كه داراي سوابق اخلاقي نا مطلوبي بودند . اما تحول انها يك دوره تكاملي را طي مي كرد كه منجر به حضور انها در جبهه ها ميشد
    مطلب ديگر اينكه اقاي ده نمكي در برنامه شبهاي روشن كه از شبكه جام جم 3 ژخش شد عكس شهيدي را از جيب خود در آورد و به بينندگان نشان داد و گفت اين يكي از لات و لوتهاي خيابان اتابك بود كه سردسته يك سري لاتهاي ديگر بود (دقيقا عين عبارت است) كه آمد جبهه و متحول و سژس شهيد شد. ايا شنيدن چنين عبارتي در خصوص يك شهيد آن هم از دهان كسي كه متولي امر فرهنگ در جامعه است صحيح است . به هر حال صرف ژر بيننده بودن يك فيلم دليل ارزشمندي آن نيست.

  •   من این فیلم رادیدم
    یک گوشه ای از جبهه به تصویر کشیده شده بود
    ولی نمیشه گفت تمام رزمنده ها این شکلی بودند و از طرف دیگر بد تر اینها هم در جبهه بوده به نظر من اعتراض بیجاست و این تصور آقای دهنمکی از جبهه میباشد و جای تقدیر را دارد
    اونهایی که فکر میکنند جبهه فقط عشق و اخلاص بوده درست نیست بلکه به یقین افراد اراذل هم بوده اند که بخاطر مسایل جنبی به جبهه رفته اند و یا شهید شده اند و یا برگشته اند و در زیر لاک انقلابیگری اسب خود را میتازانند بارها مشاهده کردیم من دیده ام وشما نیز دیده اید و میدانید.
    باز هم چاپ نکنید

  •   این آقا که ادعا داره از رو واقعیت این فیلم رو ساخته چرا سعی نکرده فضاهای فیلم هم واقعی باشه ؟؟؟ در صحنه آزادی مجید سوزوکی از زندان مامور زندان لباس و کلاه نیروی انتظامی تنش هست ... لباس سبز با درجه های جدید ... یکی نیست به این آقای پرادعا بگه که زمان جنگ هنوز نیروی انتظامی وجود نداشت و اداره زندانها زیرنظر شهربانی بود ... لباس فرم اونا هم آبی همراه با کلاه افسری بود ... نیروی انتظامی و لباس جدید اون مال سالهای 69 تا اوایل دهه 70 هست ... به این می گن یه سوتی بزرگ در فیلمی از روی واقعیت ... سال 67 که داستان این فیلم مربوط به اونه هنوز این لباسها و این درجه ها باب نشده بود ... تو عکسی هم که در مطلب بازتاب وجود داره این سوتی آقای ده نمکی واضحه ...

  •   به اين فيلم از جنبه هاي مختلفي مي توان پرداخت
    1- باور پذير نبودن تحول افراد لات به انسانهاي شهادت طلب دراين فيلم تحول انسانها را چيز بسيار سطحي كه در عرض چند روز به راحتي انجام ميگيرد نمايش داده است .
    2- تحقير ولوث نمودن مضاميني چون شهادت -شربت شهادت نوشيدن و روي مين رفتن و ...
    ما افراد زيادي داشتيم كه دچار تحول قرار گرفته و چه بسا شهيد هم شده باشند ولي اين كجا و قهرمانان فيلم اخراجي ها كجا
    3- اگر اين فيلم در زمان خاتمي ساخته مي شد مطمئنا با آن برخوردهاي فيزيكي شديدي صورت ميگرفت

  •   فيلم 300 را نديده اما فيلم آقاي ده نمكي واقعا هيچ چيز براي گفتن نداشت اما يك چيز داشت آن هم مسخره كردن هموطنان عزيز آذري!

  •   گرچه می دانم چاپش نمی کنید اما باید بگویم
    من هم مثل خیلی ها گذشته ده نمکی و دیگران را دوست ندارم اما در مورد اخراجی ها باید بگویم همین قدر که نشان داد همه رزمندگان سالهای دفاع مقدس امامزاده نبودند و در واقع این هنر امام بود که از ارازل و اوباش خیابانها هم انسانهایی ساخت که یک شبه ره صد ساله رفتند کافی است. هر روز که از جنگ می گذرد جانان امروز نسبت به نسل دفاع مقدس غریبه تر می شوند.چرا؟چون آنقدر این انسانها را دست نیافتنی معرفی کرده ایم که جوان ما هیچ زحمتی برای رسیدن به او به خودش نمی دهد.اگر این امر هم در اخراجی ها محقق نشده بود همین قدر که در این ولوشوی گرانی و مشکلات اقتصادی کسی مردم را خنداند کار بزرگی است

  •   بسمه تغالي: فيلم اصلا نميگويد كه جبهه ايها همه لات بوده اند بلكه اكترشان را مومن نشان ميدهد. به نظر من ميگويد: صد بار اگر توبه شكستي باز آ. در فرهنگ ما فراوان است داستان كسانيكه با يك خوبي متل غذادادن به يك سگ گرسنه رستگار شده اند. داستان اخطار است به نماز خوان ها كه مغرور نشويد و به ديگران به چشم حقارت ننگريد.

  •   بسيارفيلم زيبايي بودواقعيتهايي كه دراين است رابه نمايش درآورده است باتشكرازمسعودده نمكي

  •   آقاي ده نمكي و كساني مشابه وي فكرمي كنند قيم فكري و فرهنگي مردم هستند و اگر جايزه اي هم نگيرند ناراحتي خود را به فراموشي اصول انقلاب نسبت مي دهند در حاليكه تنها و تنها به فكر خود و افكار خود هستند كه آن را لازم الاتباع براي همه ميدانند

  •   با این که میدونم به پاسخ مخاطبانتون اهمیت نمیدید ولی من از اون افرادی هستم که حرفمو میزنم. من بعنوان یکی از جوانان این کشور اطمینان دارم که آقای ده نمکی در این برهه از زمان یکی از بهترینهاییست که با اطلاع کامل و شناخت از جوانان این دوره و با یک نکته بینی بی نظیر در عرصه فرهنگ و حفظ ارزشهای دفاع مقدس تلاش میکنه.من به وجود یک همو طن مثل ایشان مفتخرم.

  •   آقا فواد شما ديگه چرا ؟ آيا واقعا در مقام نقد منصفانه مي توان در ذهن خالي مخاطب سوالات جدي ايجاد كرد در حاليكه مخاطب متحير است كه از چه كسي پاسخ صحيح را دريافت كند . آيا درست است كه بچه هايي كه همه دلسوز انقلاب و اسلام هستند اينگونه در نفي و طرد و ... همديگر قلم فرسايي كنند . همه ما قبل از آنكه دانشجو . نويسنده . روزنامه نگار و ... باشيم انساني مسلمان هستيم . آيا عمل به اخلاق اسلامي اجازه نقد غير منصفانه حتي نسبت به دشمنان را به ما مي دهد چه برسد به خوديها ؟ متهمم نكنيد به مصلحت انديشي يا خام خيالي يا هر چيز ديگر چون پيام حرف من اين است كه ببينيم آب به آسياب كه مي ريزيم .

  •   "شايد اين فيلم وظيفه آماده‌سازي مردم آمريكا براي تهاجمي ديگر را بر عهده دارد؛"

    برغم اين نظر نويسنده، اين فيلم تغيير استراتژي را نشان ميدهد.
    مخاطب آن مردم آمريكا نيستند. مخاطب "مردمي خاص" از درون كشورهايي هستند كه نميتوان بهشان حمله كرد، و يا فعلا نميشود چنين كرد.
    مخاطب فيلم "300" ، "يونانيهاي تحت سلطه امپراتوري" هستند؛ با اين تعريف هركسي "يوناني تحت سلطه" است و بيرونش "امپراتوري سلطه گر".
    اين نگاه، نگاه باصطلاح "متوسط تحتاني" و " لايه هاي بيست و هشتي /شعباني" ميباشد كه تنها فصل مشتركشان بي تعلقي است؛ هويتشان بي هويتي لومپن منشانه است، يعني، "كبريتهای بي خطر" سياسي هستند كه پس از اينكه "چاقو را كشيدند و كار اصلي انجام شد، ميتوان بسادگي ضامن چاقو را فشار داد و دست خودشان را لاي چاقو پاره كرد" - جايگاهي ندارند كه توقعي داشته باشند. از اين "انواع" در هر شهر، ده، قومي، مذهبي، منطقه يي، و بخصوص در "بدبختي آبادها" صد صد موجود هستند، و آماده ماجراجويي براي هر "آرماني"، از جمله "آرمان 300 ي يي".
    دانه هايي كه بمرور "سر از خاك" بيرون خواهند آورد".
    تو "پاشو" تا من ازت "پشتيباني" كنم!!

  •   بگمان ده نمکی خیلی هم بیره نرفته . لات الواط خیابانی همه آدم های خوبی می شوند و هرچه معتقد و نماز خوان که هست همه متظاهر و دورو .××× سوال: آیا واقعا دولت مردان ایران خود را مسلمان میدانند .××× این همه دروغ و درویی !!! مسلمانی است؟ بگمانم اگر امام زمان ظهور کند غربی های به نظر نامعتقد فقط کافی است مسایل جنسی را کنار گذارند و پیرو حضرت شوند و جامعه ی این چنینی ما هزاران بی عدالتی و حیله و دروغ و ... که شاید نشدنی باشد.

  •   مقاله جالبى نوشته بوديد. امايك انتقادبه آن داشتم وآن اينكه به خواستگاه فرهنگىاىكه خاتمى منادىآن بودبه ديدمنفىنگريسته بوديد.درحاليكه اكنون وپس ازبيرون راندن آن ازحكومت
    بهتروبيشترمىتوان به صداقت ومظلوميت آن پىبرد.خوشابه حال آقاىدهنمكىباسابقه فيلم فقروفحشا

  •   با سلام
    من تا کنون فیلم را ندیده ام و به احتمال زیاد بر اساس شناخت و تخصص آقای ده نمکی ،فکر کنم گفته های منتقدان و بینندگان آگاه، نسبت به فیلم درست باشد.در بی ارزش بودن فیلم جای حرفی نیست .اما سئوال اینجاست.چرا این فیلم ساخته شده است؟ چه کسانی مجوز فیلم ساز بودن به ده نمکی را داده اند که تجربه ایشان در فقر و فحشا و کدام پیروزی و کدام استقلال را برای گرفتن آن مجوز کافی دانسته اند؟ آیا برنامه های فرهنگی کشوری که آقای ده نمکی ادعای هجوم فرهنگی به آنرا دارند ،با چنین فیلم هایی میتوان آن حمله فرهنگی را خنثی کرد؟یا اینکه در ترویج لمپنیسم و اوباش گری سهیم شده اند.(کند همجنس با همجنس پرواز ،تسهیل در کار شما و تهیه کننده بر اساس این همخوانیست)میلیارد ها سرمایه هایی را که هر سال در اختیار سازندگان بخش خصوصی قرار میدهند.(ببخشید بخش اختصاصی).پول بیت المال؟؟؟آیا توانسته اند با این تهاجم فرهنگی مقابله بکنند و یا اینکه فرهنگ بی بندوباری و بی تفاوتی و حتی ضدیت با فرهنگ و مذهب را جا بیندازند. نمونه این سئوالات و انتقادات از تهیه کنندگان و فیلم سازان و مسلما بخش دولتی ارشاد که کاری به جز تقسیم پول بین عده ای لاشخور را ندارد.چه دست آورد دیگری داشته است.به نظرم یک مسلمان واقعی باید بی پرده این سئوالات را در فیلمهایش جواب بدهد،که هم اکنون آقای ده نمکی مشغول تهیه کار آینده خود هستند و فرصت جواب دادن به چنین خزعبلاتی را ندارند.معاونت ارشاد و فارابی هم حتما نگارنده را بیشتر از این تحریم خواهند کرد و.مجال بیشتری به کسانی خواهند داد که در پی نهادینه کردن عقب ماندگی از هیچ کوششی دریغ نکنند.و کار خودشان را انجام بدهند.از ما که گذشت ولی سینمای ایران پس از انقلاب بدون کمک دولتی قادر به ساخت یک فیلم در سال هم نخواهد بود.این یعنی چه؟حتما آقایان خواهند گفت موفقیت ما در خارج از مرزها آبروی کشور مان است.در مورد سیاستهای کشورهای غربی و اهداف آنان و جوایز شان حرفهای ناگفته ای را میشود مطرح کرد.سخن از مافیای فرهنگی که پیش میاید،شمارهای تلفن این دفتر و آن دفتر هم شروع به زنگ زدن میکنند.امیدوارم صدای زنگ یکی از این تلفنها آقای ده نمکی را هم از خواب بیدار بکند تا دچار سرنوشت مهملباف نشوند.مگر تا کی ملت ما باید تاوان آزمون و خطای جوانان جویای نام را ، بپردازد.و برنامه های فرهنگی کشور مان بدست این کله کج نهادگانی که آئین کلاه داری را نمیدانند ، اداره بشود.

  •   آقايان اله كرم و مسئول وقت بسيج دانشحويي كه پاداش آن تند رويها را گرفتند! اگر تند رويها براي مملكت سود نداشت براي آنان كه آب و نان داشت عزيز دل برادر!

  •   كاملا محققانه و درست نوشته شده است. به سهم خود بعنوان يكي از مخاطبان بازتاب تشكر مي كنم.

  •   سلام
    كاش اين آقايان به اصطلاح مبارز هم به اين نكاتي كه شما گفتيد توجه مي كردند . اما من فكر نمي كنم مسعود ده نمكي ....

  •   بنام خدا - من اين فيلم را با دقت ديدم ، نوع نگاه وی به جنگ نوع نگاه خود به خود است ، در واقع ده نمکی نگاه خودش را به تصویر کشیده است ، این که جنگ کیمیایی بود که آدم هارا استحاله می کرد درست است ، اما این مفهوم بقدری کمرنگ است که آدم تصور می کند بچه های جنگ همه از ارازل واوباش بوده اند ، آری در گردانها ما قلیان کش و سیگاری و.. هم داشتیم اما تحت تاثیر همان سالکان ناب تغییر می یافتند وگرنه بعد از مدتی از آن معرکه فرار می کردند ، خدا وکلی بنده بعنوان یک رزمنده ، در همان گردان ده نمکی گردان سلمان چندتا از این بچه ها دیدم ، ما در آن گردان از اول جنگ مرادی ، منتظری ، میرزایی ، اینالو ، اسکندرلو ، مردانی ، آملی ، سلمانی ، ماهوت فروشان برادران یعقوبی و..داشته ایم کجای خاطرات ما مملواز این افراد است که بتوان به استناد آن فیلم ساخت ، وآنهارا بعنوان سمبل به جامعه معرفی کرد .من از این فیلم لذت بردم چون نگاه خودش به خودش را بخوبی ترسیم کرده بود .
    توکیو



  • نظرات و پیشنهادها:
    آدرس پست الکترونيکي :