گام دوم دولت نهم ميتواند مهار و مديريت چهرهها و رسانههاي هوادار خود باشد، چراكه به گواهي اكثر قريب به اتفاق صاحبنظران، نتيجه تخريبهاي بيرويه شخصيتهاي نظام و ديگر گروههاي سياسي كه به بهانه طرفداري از دكتر احمدينژاد انجام شد، چيزي جز قرار گرفتن اين چهرهها و گروهها در موضع مظلوميت و افزايش محبوبيت و ارتقای موقعيت اين چهرهها نبود.
با نامگذاري سال 1386 به نام اتحاد ملي از سوي رهبر انقلاب، تلاش براي ايجاد وحدت حول محور منافع ملي، وظيفه همه گروهها يا جناحهاي سياسي است و در اين ميان، نقش رئيسجمهور و هواداران دولت نهم در تغيير فضاي موجود، از ديگر شخصيتها و طيفهاي جامعه مؤثرتر است.
يك كارشناس سياسي در گفتوگو با «بازتاب» ضمن بيان اين مطلب افزود: متأسفانه سال 1385 به لحاظ تنش و درگيري ميان
احزاب، گروهها و حتي نهادهاي رسمي نظام، يكي از پركشمكشترين سالهاي اخير بود و و قطعا شرايط نامناسب حاكم بر جامعه و روابط ميان مسئولان كشور، يكي از علل نامگذاري سال 1386 به عنوان سال اتحاد ملي از سوي رهبر انقلاب محسوب شده كه ثمره اصلي آن، بهسازي روابط، ادبيات و چگونگي تعامل ميان گروههاي مختلف جامعه و دستگاههاي مسئول ميباشد.
اين كارشناس افزود: با توجه به آنكه حدود 80 درصد امكانات و پتانسيل اجرايي كشور در اختيار دولت است و رئيسجمهور نيز به عنوان شخص دوم كشور، كانون توجه افكار عمومي و از تأثيرگذارترين چهرهها در فضاي عمومي كشور هستند، گرايش رئيسجمهور و هواداران دولت به كاهش فضاي تنش، اختلاف و تقابل به ديگر گروههاي سياسي، دستگاهها و مسئولان كشور ميتواند نقش مهمي در بهسازي فضاي عمومي جامعه و ارتقاي اتحاد ملي داشته باشد.
وي توضيح داد: آغاز سال، زمان مناسبي براي رئيسجمهور و دولت نهم است كه به ارزيابي عملكرد تبليغي خود پرداخته تا مشخص شود حجم گسترده تخريبها، جنگ رواني و هتك حرمتهاي انجام شده، آيا در مجموع به نفع دولت و رئيسجمهور بوده است يا به زيان ايشان و اگر رئيسجمهور و مسئولان دولتي همانگونه كه اظهار كردهاند از اين فضا ناراضي هستند، در جهت اصلاح آن چه اقداماتي ميتوانند انجام دهند؟
وي خاطرنشان كرد: به نظر ميرسد سه اقدام مهمي كه ميتواند از سوي دولت براي بهسازي فضاي تنشآلود فعلي در جامعه برداشته شود، نخست تغيير رويكرد دولت با رسانههاي منتقد و افزايش سعه صدر و تعامل با منتقدان باشد؛ چراكه در سال 85، دولت با توقيف سه روزنامه كثيرالانتشار و دهها شكايت از رسانهها موضع برخورد و تقابل با رسانههاي منتقد را گرفت كه طبيعتا نتيجه چنين موضعي، بهبود روابط با رسانهها و افكار عمومي نبود و نخواهد بود.
اين كارشناس افزود: گام دوم دولت نهم ميتواند مهار و مديريت چهرهها و رسانههاي هوادار خود باشد، چراكه به گواهي اكثر قريب به اتفاق صاحبنظران، نتيجه تخريبهاي بيرويه شخصيتهاي نظام و ديگر گروههاي سياسي كه به بهانه طرفداري از دكتر احمدينژاد انجام شد، چيزي جز قرار گرفتن اين چهرهها و گروهها در موضع مظلوميت و افزايش محبوبيت و موقعيت اين چهرهها نبود. چه كسي ميتواند انكار كند كه حجم گسترده تخريب آقايان هاشمي و خاتمي توسط هواداران افراطي رئيسجمهور به بهبود موقعيت آنان منجر نشد و در طيف اصولگرايان، از تخريب بيرويه دكتر حداد عادل، قاليباف و... آيا حاميان دولت منتفع شدند يا اين اقدامات به شكست آنان در انتخابات شوراها انجاميد؟ بنابراين به نظر ميرسد يكي از اقداماتي كه ميتواند به بهبود فضاي تنشآميز كنوني جامعه منجر شود، مديريت و كنترل دو روزنامه و دهها سايت پراكنده اينترنتي است كه تحت پوشش هواداري از دولت به تخريب ديگران ميپردازند.
اين كارشناس ادامه داد: يكي ديگر از نكاتي كه ميتواند به بهبود فرايند اتحاد ملي منجر شود، تغيير ادبيات و لحن مسئولان دولتي نسبت به ديگر چهرهها و شخصيتهاي نظام است كه متأسفانه در سال 1385 عموما با تخريب و كنايه همراه بود و طبيعتا منجر به ناراحتي، گلايه و واكنشهاي بعدي خواهد بود، در حالي كه تكريم و احترام به ديگر مسئولان ميتواند فضاي مناسبي براي تقويت اتحاد ملي پديد آورد.
وي در پايان گفت: در صورت انجام اين اقدامات، طبيعتا فضاي جامعه تصوير مناسبي نسبت به حسننيت دولت و رئيسجمهور در ايجاد فضاي وحدت ملي خواهد داشت و در صورت اصرار ديگر گروههاي سياسي جامعه بر تخريب آنها، افكار عمومي مخالفان دولت را در نقض فرامين رهبر انقلاب براي ايجاد اتحاد ملي مقصر خواهد دانست.