صفحه اولآرشيوجستجوتماس با ماپيوندهاورزشيخبرنامه
 نسخه چاپي خبر  ارسال به دوستان   iran web hosting & web design


لايه‌هاي پنهان جنگ رواني آمريكا

۱۴ اسفند ۱۳۸۵ - بعد از ظهر ۱۵:۲۴ تعداد بازديد: 41612 كد خبر: ۶۲۲۳۱

فؤاد صادقي

در حالي كه طي دو ماه اخير با تصويب نخستين قطعنامه تحريم ايران در شوراي امنيت سازمان ملل و اعلام استراتژي جديد آمريكا در عراق، امكان حمله نظامي آمريكا به ايران از سوي بسياري از تحليلگران سياسي و نظامي و رسانه‌ها مطرح شده است، ‌واكنش به اين موج گسترده تبليغاتي در داخل كشور به صورت‌هاي متفاوت انجام شده است كه كالبد شكافي آن، مي‌تواند حاوي نكات مهمي در فهم ابعاد، اهداف، چگونگي و نتايج اين موج تبليغاتي باشد كه در ادامه به برخي از آنها اشاره مي‌شود:

1) چه كساني، امكان اقدام نظامي عليه ايران را كه عمدتا در چهارچوب حمله هوايي و موشكي به تعدادي از مراكز هسته‌اي و نظامي كشور بيان مي‌شود، مطرح كرده‌اند؟ بررسي اين طيف از افراد و رسانه‌ها نشان مي‌دهد كه طيف ضد جنگ و منتقدان سياست‌هاي نظامي ايالات متحده، كه روزنامه‌‌نگاراني چون «سيمور هرش» تا سياستمداراني مانند «كلينتون»، «آلبرايت» و «پاول» تا ژنرال‌هاي كهنه‌كار پنتاگون را در بر مي‌گيرد و در مقابل، كساني كه طرح حمله نظامي به ايران را به شدت نفي مي‌كنند، عمدتا در حلقه نومحافظه‌كاران هستند كه بوش، رايس و وزير دفاع آمريكا از برجسته‌ترين آنها به شمار مي‌روند؛ بنابراين بايد به اين پرسش، پاسخ داد كه اگر امكان اقدام نظامي ايالات متحده عليه جمهوري اسلامي، صرفا جنگ رواني و فضاسازي تبليغاتي است، چرا كساني كه طبيعتا بايد اين جنگ رواني را كارگرداني كرده و به پيش ببرند، آن را نفي مي‌كنند و شخصيت‌هايي كه بايد با افشاي پوچ بودن اين تبليغات، منافع رقباي نومحافظه‌كار خود را خنثي كنند، آن را جدي مي‌دانند؟ در اين ميان، اظهارنظر صريح بوش در اين‌باره كه «مخالفان سياسي وي، احتمال حمله نظامي آمريكا به ايران را مطرح مي‌كنند» و طبيعتا موافقان وي آن را نفي مي‌كنند، نشان‌دهنده آرايش طرح‌كنندگان و نفي‌كنندگان احتمال اقدام نظامي آمريكا عليه ايران در غرب است.

2) تجربه گذشته، نشان مي‌دهد كه فضاسازي‌هاي گسترده تبليغاتي، آن هم در نظام رسانه‌اي ايالات متحده كه هر ثانيه و سطر آن داراي ارزش صدها و هزاران دلاري است، بدون هدف انجام نمي‌شود. هفت اقدام نظامي ايالات متحده در نيم قرن گذشته در ژاپن، كره، ويتنام، پاناما، كويت، افغانستان و عراق، همواره با فضاسازي‌هاي رسانه‌اي مشابه انجام شده است، به ويژه آن‌كه رسانه‌هايي كه هم‌اكنون سكاندار تبليغات عليه جمهوري اسلامي هستند؛ يعني «سي.ان.ان» و «فكس نيوز»، به نومحافظه‌كاران و منتسب به لابي صيهونيستي متمايلند؛ بنابراين، حجم گسترده اين فضاسازي تبليغاتي را نمي‌توان بدون هدف خاص و صرفا در چهارچوب روال گذشته تبليغات عليه جمهوري اسلامي دانست.

3) دستاوردهاي اين موج تبليغاتي در دو ماه اخير براي ايالات متحده قابل توجه بوده است. اجراي قطعنامه 1737 شوراي امنيت كه پيش‌بيني مي‌شد از سوي بسياري از كشورهاي جهان، دست‌كم به سرعت عملي نشود، حتي فراتر از اين قطعنامه به اجرا درآمده است و علاوه بر گروه «1+5»، كشورهاي معمولا بي‌طرفي نظير ژاپن، سوئيس و هلند و حتي حاميان سنتي ايران چون هند و آفريقاي جنوبي، بخشي از اين تحريم‌ها را به اجرا درآورده‌اند و حتي اتحاديه اروپا، ابعاد فراتر از موارد قيد شده در قطعنامه 1737 را به دامنه تحريم ايران افزوده است. اين در حالي است كه فاصله حدود هشت ماهه طي شده براي تصويب قطعنامه تحريم اول كه از بيانيه شوراي امنيت در دهم فروردين ماه امسال تا تصويب آن در آغاز آذر ماه به درازا انجاميد براي قطعنامه دوم به حدود يك ماه در حال كاهش است. بنا بر اظهارات اعضاي «1+5»، قطعنامه تشديد تحريم تا پايان ماه مارس به تصويب مي‌رسد؛ بنابراين، اگر به دستاورد اين جنگ رواني براي آمريكا در بعد ديپلماسي پرونده هسته‌اي؛ يعني اجراي سريع و كامل قطعنامه تحريم اول و كسب موافقت براي تصويب قطعنامه دوم توجه كنيم، بخشي از پيچيدگي و لايه‌هاي پنهان اين موج تبليغاتي مشخص مي‌شود.

4) عملكرد دوازده ساله آمريكا در فاصله بين دو جنگ عليه عراق (1991ـ2003) عليه دولت اين كشور كه آميزه‌اي از اقدامات ديپلماتيك، اقتصادي و تبليغاتي بود، نشان مي‌دهد كه اولا اين تركيب ظاهرا غيرنظامي در خدمت ماشين جنگي ايالات متحده قرار داشته و عملا زمينه را براي حمله نهايي به عراق آماده كرده‌اند و دوم آن كه مرعوب و تسليم شدن در برابر جنگ تبليغاتي و فشارهاي اقتصادي و سياسي آمريكا، مانع انصراف ايالات متحده از هدف نهايي خود نمي‌شود، چراكه صدام، بيشترين حد از امتيازات قابل تصور را كه شامل واگذاري حاكميت ملي، نابودي توانايي‌هاي نظامي مؤثر خود، همكاري بي حد و مرز با بازرسان و نمايندگان غرب و ... بود، داد و آمادگي اجابت هرگونه درخواست ديگري را كه به جلوگيري از حمله آمريكا به عراق منجر شود، داشت، اما همه اين اقدامات، تنها مسير را براي تجاوز نظامي ايالات متحده به اين كشور فراهم كرد و اين پيام مهمي را براي آن دسته از تحليلگران، كه صرفا هدف از جنگ رواني آمريكا را تضعيف روحيه و تسليم ايران عنوان مي‌كنند، به همراه دارد كه نه تسليم، تهديدها را منتفي مي‌كند و نه به هيچ انگاشتن و دست كم گرفتن خطر، امنيت را براي كشور به ارمغان مي‌آورد.

5) ابعاد ديگر اين موج تبليغاتي، مي‌تواند ارايه نشاني‌هاي نادرست درباره تهديد به مسئولان نظام باشد. پيشينه عملكرد نظامي ايالات متحده، نشان مي‌‌دهد كه بهره‌گيري از امتياز غفلت حريف نسبت به اصل تهديد يا منطقه خطر، از مزيت‌هاي غير قابل ‌چشم‌پوشي براي پنتاگون است.
بنابراين، هنگامي كه با رفت‌وآمد پرسروصداي رزم‌ناوهاي آمريكايي در خليج فارس و استقرار نيروهاي جديد در عراق، كانون توجه مقامات ايراني به تهديد از ناحيه جنوب و جنوب غربي كشور متمركز مي‌شود، اقدامات نظامي آمريكا از ناحيه شمال غرب يا شمال شرق كشور، مي‌تواند نتايج زيان‌بارتري به همراه داشته باشد و يا در وضعيتي كه تحركات ضدامنيتي در حوزه اقوام به دغدغه روز متوليان امنيت كشور تبديل شده است، اجراي عمليات بانفوذ مأموران امنيتي دشمن، مي‌تواند پيامدهاي منفي بيشتري بر جاي گذارد؛ بنابراين، عنصر ارايه نشاني ناردست درباره تهديدات، يكي از لايه‌هاي پنهان در عمليات رواني و فضاسازي رسانه‌اي است كه معمولا در مجادله «واقعي يا توهم بودن تهديدات»، به فراموشي سپرده مي‌شود.

6) نقش اين موج تبليغاتي در كم‌توجهي مقامات داخلي به هزينه‌هاي كنوني پرداخت‌شده توسط كشور در بخش ديپلماتيك و اقتصادي چالش ايران و آمريكا را نيز نبايد ناديده گرفت.
درواقع، يكي از دستاوردهاي اين هجمه تبليغاتي، ناچيز انگاشتن هزينه‌هاي تحريم و ناامني‌هاي كنوني توسط برخي مسئولان در برابر تهديد اصلي است، در حالي كه آثار اين نوع اقدامات بر فضاي رواني جامعه، معيشت روزمره اقشار متوسط به پايين، كه پايگاه اصلي نظام به شمار مي‌روند و خروج سرمايه كه به صورت فرسايشي و نرم بوده، تأثير گذاشته و زمينه را براي آسيب‌پذيري در برابر اقدامات ناگهاني و سخت افزايش مي‌دهد.
رجوع دوباره به تجربه عراق، ميزان تأثيرگذاري اقدامات نرم را بر كاهش ميزان مقاومت كشور نشان مي‌دهد. به بيان ديگر، ما بايد به اين پرسش پاسخ دهيم كه آيا فرسايشي كردن چالش بين ايران و آمريكا به سود ماست؟ (لينك) و تصور اين‌كه با گذشت ماه‌ها و انجام ندادن اقدام نظامي عليه جمهوري اسلامي، با پرداخت ديگر هزينه‌ها، زمان را خريده‌ايم، تحليلي است كه كاملا در جهت منافع حريف به شمار مي‌رود.
7) دل بستن به چالش‌هاي داخلي و اختلاف‌نظرهاي موجود در دو جناح اصلي حاكم بر آمريكا نيز تنها به توهم فقدان تهديد دامن مي‌زند. واقعيت آن است كه نزديكي و ارتباط حزب دمكرات ايالات متحده با لابي يهودي و دولت اسرائيل، به مراتب بيش از جمهوريخواهان است و اگر بپذيريم كه لابي صهيونيستي، دشمن شماره يك نظام جمهوري اسلامي است، انتظار سر زدن اقداماتي به سود ايران از سوي متحدان اين لابي در آمريكا، بيش از حد خوشبينانه است؛ اظهارنظر صريح هيلاري كلينتون ـ كه كانديداي دمكرات‌ها در انتخابات آينده رياست‌جمهوري آمريكا به شمار مي‌رود ـ در لابي‌ صهيونيست‌ها، حكايت‌گر اين پديده است.

مهم‌تر آن‌كه تمايل دمكرات‌ها به پرداخت هزينه برخورد با ايران توسط حزب جمهوريخواه، تفاوت بين مخالفت نمايشي و آشكار آنان با اراده پنهاني اين گروه را نشان مي‌دهد و اين امر، دامنه تهديدات عليه جمهوري اسلامي را فراتر از حزب حاكم در آمريكا گسترانده و به مجموعه حاكميت ايالات متحده تعميم مي‌دهد. با وجود اين، نبايد بهره گرفتن از مخالفت‌هاي چهره‌هاي برجسته سياسي و نظامي آمريكا با اقدام نظامي عليه ايران را كه هم‌اكنون در طيف‌ها و گروه‌هاي مختلف آمريكا وجود دارندف به عنوان فرصتي براي ديپلماسي جمهوري اسلامي ناديده گرفت.

8) به نظر نمي‌رسد درك اين واقعيت كه مهم‌ترين عامل كاهنده تهديدات و احتمال اقدام نظامي آمريكا عليه كشور در دو عنصر كاهش آسيب‌پذيري در برابر فشارها و افزايش تأثير اقدامات متقابل به منافع حريف است، آنقدر پيچيده باشد كه هنوز هم گروهي از مسئولان داخلي از آن غافل باشند!
تقويت و برجسته كردن نقاط قوت و رفع يا دست‌كم كاهش نقاط ضعف كشور كه در ابعاد گوناگون اقتصادي، سياسي، اجتماعي، امنيتي و نظامي متبلور مي‌شود، مهم‌ترين وظيفه مسئولان، جناح‌هاي سياسي، رسانه‌ها و فعالان اقتصادي و اجتماعي است.

تأكيد رهبر انقلاب در اظهارات مهم بهمن ماه بر تقويت همگرايي و وحدت در داخل و تهديد به وارد كردن آسيب‌هاي جدي به منافع حريف، نشان از برگزيدن اين استراتژي از سوي مقامات عالي‌رتبه نظام دارد، اما گويا، پياده‌سازي و پيگيري اجراي آن، همانند بسياري از رهنمودهاي ديگر رهبر انقلاب آن‌گونه كه بايد از سوي مسئولان مربوطه جدي گرفته نشده است.

در پايان، يادآوري اين نكته ضروري است كه نخستين دام موج تبليغاتي جديد ايالات متحده عليه جمهوري اسلامي، ساده‌بيني و به هيچ انگاشتن آن است كه طبيعتا بيش از هر اقدام ديگري، خوشايند حريف است و به نظر مي‌رسد تحليل واقع‌بينانه و انتقال تدريجي، حساب‌شده و هدفمند اطلاعات به جامعه، مي‌تواند همانند تزريق واكسني كه حاوي بيماري تضعيف‌ شده است، به مقاوم كردن روحيه عمومي و اجتماعي در برابر تهديدات منجر شود.



  •   فقط یک چیز مسلم است تحت هیچ شرایطی در مقابل امریکا نباید صعف و سستی نشان داد چون ان موقع پایان ماجراست.

  •   امریکا هیچ غلطی نمی تونه بکنه

  •   از نظر دهندگانی که اصرار به جنگ با امریکا دارند و یا افرادی که از رویارویی نظامی با امریکا نمی هراسند و کذا و کذا می گویند ...می پرسم چرا همیشه مثل مسئولین فقط شعار می دهید چرا وقتیکه امریکا هواپیمای مسافربری ما را زد حمله نکردین؟؟ چرا وقتی ناوچه های ما و سکوهای نفتی مارا زد باز مقابله نکردین ؟؟؟ این تحلیل های شما مانند زمانی که حجاج کعبه توسط سعودی ها کشته شدند و همان موقع شعار دادید که چه و چه میکنیم بی ارزش هست!!! با عنایت به تجارب گذشته از رفتار جمهوری اسلامی و هواداران سینه چاک آن می دانیم نباید اکثر شعارها را جدی گرفت!! میگفتند با ال سعود فلان و بمان می کنیم .... دیدیم که به خدمتشان شرف یاب هم شدند !!!! می گفتند : جنگ جنگ تا پیروزی ... بعدش صلح کردند و حالا هم می گویند جنگ را برنده شده اند !!!!! میگفتند راه قدس از کربلا میگذرد ... بعد ش گفتند مصلحت نظام از همه چیز واجبتر است!!! و از خیر کربلا و قدس گذشتند !!!!!باز هم بگم؟؟؟ جدا" این هواداران سینه چاک حاضر نیستند کمی در شعارهایشان تامل فرمایند ؟؟؟ این که منافع مالی و جانی افرادی در حمایت بی چون و چرا از دولتمردان هست ! حرفی نیست... اما اینکه یکسره دچار بیماری الزایمر می شوند و شاخ و شونه می کشند !! دیگر مضحک شده است ... شما ها را نباید جدی گرفت ... این را عملکردتان اثبات کرده ... یک چیز دیگر میگویید و نهایتا" کار دیگری را میکنید !!! البته من شخصا" امیدوارم برای یک بار هم که شده ... مردانه با امریکا مقابله کنید .. گرچه میدانم مرد این کار هم نیستید !!!حتما" میفرمایید تقیه میکنیم یا توجیه دروغ مصلحت آمیز را تکرار میفرمایید !!! اگر هم چنین باشد در جواب معروضم که در این کارزار اصطلاحا" ( گاو نر می خواهد و مرد کهن ) و با دروغ و مصلحت نمی توان در این وادی وارد شد !!! به خیالتان که آنها هم مانند مردم صبور و متدین و جسارتا" کمی تا قسمتی متمدن و ساکت خودمان هستند؟؟؟ که غالبا" به فکر گلیم خویش باشند و یواش یواش بروند و بیایند تا گربه شاخشان نزند؟؟؟ به خیالتان می توانید شما قلندر میدان باشید!!!! ببینیم و تعریف کنیم ...

  •   باسلام
    وتشكرازنويسنده مقاله وسايرهموطنان عزيز كه اظهارنظرفرمودند.بنظرمن تجزيه تحليل اين مقاله تقريباباواقعيت هاي حال حاضرموضوع هسته اي ايران منطبق است وبايد دست اندركاران موضوع هسته اي ونيروهاي نظامي وامنيتي كشوركاملا آماده باشندوتحركات سياسي ونظامي وديپلماتيك آمريكايي هاروزيرنظربگيرند.آنچه مسلم است امريكادرموردايران به ديپلماسي فعال وپنهان روآورده ودراين زمينه موفق هم بوده است به نوعي كه درمدت چندماه داردآرام ارام برونده هسته اي ايران مسلط ميشود.ممكن است دركناراين حركت درسايه مذاكرات صلح خاورميانه خانم رايس كشورهاي مهم منظقه رادرخصوص حمله محدوداماموثرمتقاعدكند.ودراين بين باحركتهاي پنهان امنيتي ونظامي نيروهاي امنيتي ونظامي كشورمان راغافل كند.مصداق اين موضوع موفقيت آنها درتصويب دوقطعنامه اخيراست .باوجوديكه گرفتاريهاي زيادي درعراق دارند اماتوانستندبادادن امتيازكشورهاي 5+1راباخود همگام كنند.بنظرميرسدباتوجه به توانمنديهاي ايران درزمينه هاي نظامي رويكردپنهان امريكا درحمله نظامي احتمالي به ايران منطقي است وميتواند باعث غافلگيري ايران شود.

  •   اگر حمله آمريكا به ايران قطعي است كه قطعي است پس نبايد زبوني را پيشه سازيم و بهتر است از همين حالا با آنكه كمي دير است به فكر مسلح كردن هرچه بيشتر خود و آموزش عموم جامعه براي دفاعي جانانه باشيم و بايد مسئولان با يگانه پشتوانه خود يعني ملت عزيز صادقانه تر باشند و بصورت انقلابي اين انگلهاي دزد و غارتگر بيت المال را كه موجب دلسردي ملت مي شوند ، اگر چه خويشاوند آنها نيز باشند ، معرفي و اعدام نمايند

  •   خوشحالم كه عاقبت چنين تحليل واقع بينانه اي از اين سايت در مورد بحران هسته اي اخير ارائه گرديد. به قول نويسنده اين متن، در اوضاع جاري، تبليغات رسانه اي نقش غير قابل انكاري در ديدگاه عام مردم دارد. با اين وجود مستحضريد كه سايت بازتاب كه شايد تنها سايت واقع بين در مورد مسائل كشور باشد، از سوي مجريان محترم قضايي كشورمسدود شده است.
    البته شايد اين امر به نوعي در راستاي حذف عوامل مخرب روحيه عالي مقامان صورت گرفته باشد!

  •   بسمه تعالی
    مقاله خوب و بجائی از سایت وزین بازتاب بود استفاده خوبی از ان بردم هنوز از اذهان مردم ایران پیش گوئی هاواظهارات مسئولان کشوری و لشکری درخصوص عدم حمله امریکا به عراق پاک نشده و بهتر است مسئولین عزیز به جای اینکه بشینند و خیال بافی کنند که امریکا به ما حمله نمی کنه و اگر کرد اتفاقی نمی افته و یا اینکه ما تحریم نمی شیم که شدیم و شدیدتر نمی شه که می شه و اصلا از کیسه و دخل مردم خرج کردن و حرف زدن در حالیکه بعضا در گوشه عافیت آرامیده اند به هوش باشند و کمی هم فکر کنند که ظاهرا این ابر جنایتکار به هر نحو ممکن خواستار حمله به ایران است و حیثیت خود را در آن جستجو می کند
    دیگر اینکه ترس این حقیر این است که اوضاع و احوالمان از عراق کنونی هم بدتر شود و دست دراز کنیم تا آنها به ما کمک کنند به عبارت دیگر نیروهای درگیر در مسئله عراق و افغانستان تماما به ما حمله ور شوند که در این صورت فقط باید به امداد خداوند و حضرات معصومین دل خوش داریم

  •   بازتاب عزیز و خوانندگان محترم
    گر چه آمریکا قدرتمند است ولی به همان نسبت هم احمق است. ما به هیچ وجه قصد آسیب رساندن به کسی یا ملتی را نداریم چون نه اعتقادات و نه رسوماتمان این اجازه را به ما می دهد. سوال اینجاست اگر کسی به ما آسیب برساند آیا باز ما بخاطر ترس از آسیب بیشتر او را کمک می کنیم یا تسلیم او می شویم. بهر حال در زمان تجاوز دو را در جلو ایرانیان باز است یکی تسلیم و دیگری دفاع و از خود گذشتکی. به نظر شما خوبان مردم ایران چه خواهند کرد. مردمی که هزاران سال افرادی با ملیت غیر ایرانی را الگوی خود کرده اند چون آنان حاظر به تن دادن به ذلت و تسلیم شدن در برابر زورگویان نبوده اند این مردم بر دفاع جانانه آنان که منجر به شهادت تک تک آنان شد غرورانه می نگرند و یاد و خاطره آنان را زنده نگه داشته اند. از این مردم چه انتظاری می رود. آیا در صورت تجاوری از کنار آن می گذرند و تسلیم می شوند گرچه نیک می دانیم در لایه لایه قلب این ملت رسیدن به خدا و درک آن از آرزو های بزرگ آنان است زیرا هرگز در طول تاریخ پت نپرستیده اند.
    نظر اینجانب این است گرچه نباید دشمن را دست کم گرفت و باید زیرکانه اندیشید تا برخوردی پیش نیاید ولی از برخورد هم نباید ترس بدل راه داد. ما معتقدیم بلاخره روزی با ظهور منجی عالم این برخورد پیش خواهد آمد پس بر ماست که حسابگر باشیم و آنچنان قدرتمند شویم گه اگر این ظهور در زمان و عصر ما پیش آمد دلیرانه برای پیروزی و موفقیت سریع آن اقدام نمائیم. در این راستای تفکری قاعدتاً تهدید آمریکا یک عامل کوچک خواهد شد که براحتی آنرا هضم خواهیم کرد چون به افق دور دست می اندیشیم. صفائیان

  •   آقايان محترم اگر حماقت حمله به ناوهاي هواپيمابر را در سر ميپرورانيد بايد بگويم كه كاملاَ به طرف آنچه آمريكا ميخواهد پيش ميرويد . تاريخ درس عبرتي براي ماست . اگر به اين ناوهاي حمله كنيد و در خوشبينانه ترين حالت بكمك موشكها و اژدرهاي روسي و چيني به آنها صدمات جدي وارد كنيد ‘ آنگاه حادثه پرل هاربر تكرار خواهد شد و نتنها مردم و احزاب آمريكا بر عليه ايران متحد خواهند شد بلكه تمام دنيا ( از جمله چين و روسيه ) نيز پشتيبان آمريكا خواهند بود چون جواب حمله به ناوي در آبهاي بين المللي جنگي تمام عيار خواهد بود . پس بهتر است كوتاه بياييم و همه آنچه كه داريم به باد ندهيم . ضمناَ براي دوستان دوآتشه كه حماقت جاي منطقشان را گرفته توصيه اي دارم : هرگز از دشمنتان متنفر نباشيد چون روي قضاوتتان اثر ميگذارد .

  •   خوشحالم كه عاقبت چنين تحليل واقع بينانه اي از اين سايت در مورد بحران هسته اي اخير ارائه گرديد. به قول نويسنده اين متن، در اوضاع جاري، تبليغات رسانه اي نقش غير قابل انكاري در ديدگاه عام مردم دارد. با اين وجود مستحضريد كه سايت بازتاب كه شايد تنها سايت واقع بين در مورد مسائل كشور باشد، از سوي مجريان محترم قضايي كشورمسدود شده است.
    البته شايد اين امر به نوعي در راستاي حذف عوامل مخرب روحيه عالي مقامان صورت گرفته باشد!

  •   با سلام و تشکر:تحلیل جالبیست راهکارهای زیر پیشنهاد می شود:

    1- استفاده از تبلیغات و جنگ روانی علیه دشمن توسط فناوریهای جدید ارتباطی و ماهواره ها به طوری که افکار عمومی را تحت تاثیر قرار دهد.
    2-تقویت بنیه دفاعی کشور و نیروها ی مسلح
    3-تغییر ادبیات سیاسی دولتمردان کنونی و استفاد ه از شیوه های علمی در دیپلماسی و مدیریت کشور به دور از رفتار ها و گفتارهای هیجانی و احساسی
    4- تقویت وحدت ملی در داخل کشور
    5-ایجاد آمادگی روانی در مردم و مسئولان برای رویارویی با هر گونه پیشامد احتمالی

  •   كسي كه اولين نظر رو نوشته \"بهتر است از اصل غافلگیری استفاده کرده و دوناو هواپما بر آمریکا را در خلیج فارس منهدم کنیم...\" معلوم هست كه نمي دونه ناو چيه و آمريكا كيه!!!من چندين بار اينجا مطلب نوشتم اما بخاطر آزادي بياني كه در اين سايت هست درج نشد. فقط همينو ميگم كه اگه مثل برادر يا خواهري كه اولين نظر رو دادن فكر كنيم فاتحه ما خوندست.

  •   بهتر است آمريکاييها را تحريک کنيم.يعني در بالاترين سطح تبليغاتي مرتب بگوئيم :تحريم نميشويم،تحريم هم بشويم اتفاقي نمي افتد،آمريکا با نميجنگد،اصلاً جرات ندارد،اگر هم بجنگد ما پيروز ميشويم نه آنها......
    با بيان اين مطالب آمريکا را در موضعي قرار ميدهيم که برای حفظ تعتبار بين المللي خودش هم که شده همه آن کارها را انجام دهد و به اين ترتيب به آرزوی ديرينه خيلي ها يعني جنگ با آمريکا خواهيم رسيد!!!!

  •   بهتر است از اصل غافلگیری استفاده کرده و دوناو هواپما بر آمریکا را در خلیج فارس منهدم کنیم . در اثر این عمل اولا امریکاییها کاملا ابتکار عمل را از دست خواهند داد.
    دوما عرصه بر ما تنگ تر نخواهد شد.
    سوما آمریکاییها متهم به خودزنی خواهند شد و دمکراتها حداکثر استفاده را از این قضیه برای حذف جمهوری خواهان خواهد برد و بعد از روی کار آمدن، آنها مایل به پایان جنگ و ایجاد رابطه با ایران و مانور روی این قضیه خواهند بود.
    مسلما اگر بنشینیم روزی اینها خواهند آمد.
    همیشه افرادی برنده میشوند که به پیشواز مشکلات بروند، نه کسانی که از آن میگریزند. مطمئنا بسته شدن تنگه هرمز و منهدم شدن ناوهای آمریکا، کاری ترین ضربه را بر دشمنان ایران وارد خواهد کرد و آنها متوجه این قضیه خواهند شد که ملت ایران شوخی بردار نیست و جواب هر نامردی را با به بدترین وجه خواهد داد.
    یا حق

  •    آقای احمد چلبی !!(فواد - صادقی) امریکا قادر بحمله بایران نیست
    بچند دلیل البته احمد چلبی ها از قبل میدانستند وقتی صدام افتاد صد دام برای
    امریکا

  •   اگر حمله آمريكا به ايران قطعي است كه قطعي است پس نبايد زبوني را پيشه سازيم و بهتر است از همين حالا با آنكه كمي دير است به فكر مسلح كردن هرچه بيشتر خود و آموزش عموم جامعه براي دفاعي جانانه باشيم و بايد مسئولان با يگانه پشتوانه خود يعني ملت عزيز صادقانه تر باشند و بصورت انقلابي اين انگلهاي دزد و غارتگر بيت المال را كه موجب دلسردي ملت مي شوند ، اگر چه خويشاوند آنها نيز باشند ، معرفي و اعدام نمايند .

  •   تحليل قشنگي بود ولي اخرش چه بايد كرد؟ مخصوصا با توجه به مسئولاني كه هم اكنون بر قدرت هستند و تنها راه نجات خود را از ناتوانايي خود در زمينه داخلي ايجاد يك دشمن خارجي ميدانند. ؟؟؟؟

  •    نظر بنده اینست که باید به بی بی سی و سی ان ان یک نمره بیست داد که دقیقا همراه و همگام
    وزارت امور خارجه اشان بشکل فعالی نظریه منفی علیه ایران را در کشوری مثل کنیا !؟ و شیلی !؟
    یا کره جنوبی !؟ دقیقا جا انداخته اند ..وگرنه ان کشورها توسط رسانه ملی اشان اخبار علیه ایران ندارند
    مگر ذکر شما دوستان خوب واشنگتن و لندنی نه !؟

  •   تحليل جامع و كاملي بود , آمريكا بايد بفهمد در صورت حمله به ايران . همه منافع وي را در جاي جاي جهان مورد تهديد ما است . خوشبختانه پس از پيروزي انقلاب توانسته ايم براي خود دوستان و فداياني دست و پا كنيم كه منافع ما را همانند منافع خود مي پندارند و منتشر اشاره ايران هستند .

  •   ما كه چيزي از ارايه راه حل نفهميديم. اين جور حرف زدن كه هنري نيست و همه بلدند. نه مرعوب بشويم نه تند روي كنيم بلكه هشيار باشيم ......كه دردي را دوا نمي كند!! الان قطعنامه روي ميز است و شما اگر تحليلگر هستيد، مصداق واقعي و عيني و هزينه هاي هر عمل آتي ايران را در بين گزينه هاي محدود پيش رو، با جزييات بررسي كنيد و راه حل عملي خود را هم با جزييات براي ثبت در تاريخ ارايه دهيد.

  •   بالاخره نسخه اين مقاله چه بود.
    اينكه روند فرسايشي مواجه با امريكا به ضرر ما است از نظر نويسنده يعني اينكه بايد مواجه با امريكا را سرعت بخشيد؟
    چگونه بايد روند مواجه با امريكا سرعت داده شود؟
    آيا اين مواجه در مقايسه با روند فرسايشي بيشتر منافع ايران را تامين مي كند؟
    اساسا تعريف نويسنده از مواجهه چيست؟
    آيا منضور اينست كه بايد 3000 سانتريفوز را زودتر راه اندازي كرد يا چيز ديگري مد نظر است؟و.....

  •   سايت محترم بازتاب
    باسلام
    مطلب جالبي بود به نظر اينجانب اگر ما تكليف مملكت را با برخي مسائل روشن كنيم شايد بتوان درجهت حفظ منافع ملي و امنيت كشورمان به نتايج بهتري برسيم.
    1- تكليف اينكه كشور براي انرژي هسته اي است يا انرژي هسته اي براي كشور؟
    2- امنيت ايران در اولويت است يا امنيت فلسطين و.....؟
    3- كوبيدن بر طبل هولوكاست چقدر براي مملكت ما منافع داشت و چقدر زيان ؟
    4- ابراز سخنان نسنجيده و عاميانه و شور و حرارت چقدر ما را به هدفمان نزديك ميكند و چقدر براي ما در سطح افكار عمومي دنيا دردسر ايجاد مي كند؟
    البته مطالب ديگري هم زياد هست كه انشالله بعدا خدمتتان عرض خواهم كرد.



  • نظرات و پیشنهادها:
    آدرس پست الکترونيکي :