از نظر فني، موقعيت دقيق همه مراكز غنيسازي اورانيوم ايران، براي نيروي هوايي آمريكا مشخص نيست. استراتژي آمريكا نميتواند هماكنون تضمين كند كه حمله هوايي، به طور مؤثري تواناييهاي غنيسازي اورانيوم ايران را در درازمدت نابود كند.
از زماني كه بوش دستور اعزام دومين گروه نيروهاي دريايي خود به خليج فارس را صادر كرده است، شايعات زيادي در مورد حمله هوايي احتمالي واشنگتن براي نابودي نقاط اتمي ايران مطرح شده است.
به گزارش سرويس بينالملل «بازتاب» به نقل از روزنامه فرانسوي معتبر «فيگارو»، عده زيادي روند موضعگيريهاي بوش را تلاش در جهت تحريك و ايجاد درگيري اتفاقي ميدانستند. عده زيادي از كارشناسان نيز بر اين باورند كه بوش ميخواهد با پيش كشيدن موضوع ايران، به نحوي دخالت در عراق و شكست در حل بحران اسرائيل ـ فلسطين و گرداب افغانستان براي ناتو را پوشش دهد.
هرچند واقعيت اين است كه چندين مانع بزرگ، حمله آمريكا به ايران را غيرممكن ميكند. اين موانع به سه دسته فني، سياسي و ديپلماتيك تقسيم ميشود.
از نظر فني، موقعيت دقيق همه مراكز غنيسازي اورانيوم ايران، براي نيروي هوايي آمريكا مشخص نيست. ماهوارههاي جاسوسي زماني محدوديتهاي خود را آشكارا نشان دادند كه «جورج تنت»، رئيس سابق «سيا» مانند ديگر جهانيان خبر آزمايش اتمي هند در سال 1988 را از راديو شنيد. هيچ استراتژي آمريكا نميتواند هماكنون تضمين كند كه حمله هوايي، به طور مؤثري تواناييهاي غنيسازي اورانيوم ايران را در درازمدت نابود كند. سانتريفيوژها وسايل كوچكي هستند (تقريبا به اندازه يك چتر) كه به راحتي قابليت نقل و انتقال و پنهان شدن را دارند.
از نظر سياسي عمليات نظامي دو پيامد فوري در ايران خواهد داشت كه پنتاگون و استراتژيستهاي وزارت امور خارجه بايد به شدت به آن توجه كنند. مسئله اول، جوشش احساسات وطنپرستانه ايرانيان به رهبري احمدينژاد، رئيسجمهور راديكال ايران است و دومين پيامد اين كار، خروج سريع ايران از «NPT» و كوتاه شدن دست بازرسان آژانس و همه كشورها از تأسيسات ايران است.
در درازمدت، استراتژيستهاي آمريكايي ممكن است مراحل بعدي را مانند روند طراحي تجاوز به عراق در نظر نگرفته باشند كه هماكنون منجر به شكست آمريكا و پرداخت هزينههاي گزافي از سوي اين كشور شده است. هيچ كس در واشنگتن نميتواند به طور دقيق پيشبيني كند كه بعد از حمله چه وضعي در خاورميانه ايجاد خواهد شد. آيا ما شاهد بروز موج بيسابقه احساسات ضدآمريكايي خواهيم بود؟ آيا رژيمهاي متحد آمريكا در منطقه (عربستان و ديگر شيخنشينهاي خليج فارس، مصر، اردن، لبنان و عراق) قوي خواهند شد يا ضعيف؟ آيا انقلابي به وقوع خواهد پيوست؟ تا زماني كه استراتژيستهاي آمريكا پاسخي براي اين سؤالات نداشته باشند، هيچ چيز قطعي نيست.
مواضع ديپلماتيك مسئله بعدي است. شوراي امنيت با توجه به وتوي روسيه شانسي براي تجويز اقدام نظامي ندارد. پوتين هم در سفر اخير خود به عربستان و انتقاد از مداخلات خارجي آمريكا اين امر را ثابت كرد. چين نيز كه متمايل به حفظ روابط نفتي خود با ايران است، به احتمال زياد با استفاده از حق وتوي خود، از روسيه پيروي ميكند.
در داخل آمريكا نقض دوباره مصوبات شوراي امنيت سازمان ملل توسط دولت بوش، حتي در ميان جمهوريخواهان، بازتاب منفي زيادي خواهد داشت. آمريكا بنيانگذار سازمان ملل در سال 1945، هنوز هم به حفظ اين سيستم قانونگذاري بينالمللي معتقد است. علاوه بر اينها، متحدان آمريكا، حتي بي قيد و شرط ترين آنها مانند انگليس نيز از چنين سناريويي ناراضي هستند. دو ژنرال انگليسي به تازگي اعلام كردند كه حمله به ايران حماقت محض است.
بنابراين حضور گروه دوم نيروهاي دريايي آمريكا در خليج فارس را بايد تنها هشداري به رهبران ايران براي تفكر بيشتر بدانيم.