صفحه اولآرشيوجستجوتماس با ماپيوندهاورزشيخبرنامه
 نسخه چاپي خبر  ارسال به دوستان   iran web hosting & web design


محمد‌جواد عليزاده

۲۵ بهمن ۱۳۸۵ - بعد از ظهر ۱۵:۳۳ تعداد بازديد: 20271 كد خبر: ۶۰۶۱۱

در پي گراني‌هايي كه حدود يك سال است جامعه آن را تجربه مي‌كند، وزير كشور اعلام كرده است كه علل گراني‌ها، خارج از حوزه دولت است؛ مطلبي كه چندي پيش باهنر، نايب رئيس مجلس ـ كه خود از حاميان دولت به شمار مي‌رود، به نوعي به آن اشاره كرد.
اصولا اين كه خارج بودن يا خارج شدن علل گراني‌ها و عوامل آن از دست دولت درست باشد يا نادرست و اعلام آن از سوي وزير كشور، با هدف سياسي مطرح شده باشد و يا با توجه به علل اقتصادي اين پديده، اين يادداشت كوشيده است علل اقتصادي آن را كنكاش كند.

سال گذشته كه دولت نهم سرگرم تدوين بودجه 85 بر مبناي هر بشكه نفت، چهل دلار بود، بسياري از كارشناسان اقتصادي، افزايش نقدينگي و تزريق آن به جامعه را سبب گراني و افزايش تورم دانستند و به دولت هشدار دادند با اين روند جامعه دچار گراني و تورم خواهد شد؛ هشداري كه گوش داده نشد و حتي دولت اعلام كرد مي‌خواهد تورم را 2 درصد كاهش دهد.

دولت در شش ماهه نخست سال، كوشيد با در پيش گرفتن دو سياست اقتصادي، در پي مهار نقدينگي براي جلوگيري از گراني‌ها برآيد: يكي از راه‌ها، افزايش واردات كالاهاي مصرفي بود كه مي‌توانست نقدينگي در دست مردم را جذب كند و با در پيش گرفتن اين سياست، ميزان واردات كالاها افزايش يافت، اما از آنجايي كه اين كالاها مانند ميوه، لوازم خانگي، ماشين و ... يا مورد مصرف آحاد جامعه نبود و يا جامعه بعد از گذشت مدتي از ميزان مصرف آنها اشباع شده بود، اين سياست نمي‌توانست تداوم يابد و حداكثر تا شش ماه قابل اجرا بود. براي همين، در نيمه دوم سال، كارايي خود را از دست داد.

سياست دوم دولت، فروش ارز يا دلار و طلا بود تا بدين‌وسيله نقدينگي از دست مردم خارج شود و ريال به دلار و ارزهاي ديگر و يا طلا تبديل شود تا هم مردم به نوعي سرمايه‌گذاري كرده باشند و هم نقدينگي از سطح جامعه جمع شود. اين سياست هم تا حدودي توانست جواب دهد، ولي با آشفته شدن بازار طلا و جواهر و رسيدن سكه به مرز حدود دويست هزار تومان، اين سياست كارآمدي خود را از دست داد.
از سوي ديگر، بازارهاي توليد و به ويژه بازار بورس، آشفته شده و به جاي آن‌كه خود جذب‌كننده نقدينگي جامعه در قالب سرمايه‌گذاري باشند، نقدينگي از داخل آنها خارج و به بازار تزريق شد.

از سوي ديگر، تورم ناشي از افزايش نقدينگي در جامعه در ‌عرصه‌‌هاي ديگر از جمله خدماتي، كرايه حمل‌ونقل، قيمت كرايه منزل و مسكن، مواد اوليه، دستمزد و قيمت تمام‌شده كالا و ... اثر گذاشتند كه با واردات كالا و يا فروش ارز و طلا، قابل كنترل نبود.

زماني كه دولت با پديده گراني روبه‌رو شد، در آغاز آن را انكار كرد و ساخته و پرداخته مطبوعات دانست، در حالي كه مردم آن را با وجود خود لمس مي‌كردند و حتي نمايندگان مجلس، بارها به وزراي اقتصادي دولت نسبت به تورم و افزايش گراني در جامعه تذكر دادند. حتي در برخي مقاطع، اعضاي اقتصادي دولت در مجلس حاضر شده، به توضيح در اين باره پرداختند. سرانجام دولت مجبور شد تا اصل وجود گراني‌ها را بپذيرد و بر وجود آن در جامعه صحه گذارد اما متأسفانه آن را كار مافيايي معرفي كرد كه به خاطر مخالفتشان با دولت نهم، اقدام به حركت‌هايي براي گران شدن برخي اقلام كرده‌اند، تا جايي كه وزير اطلاعات در مصاحبه‌اي، خبر از ورود وزارتخانه متبوعش براي بررسي و شناسايي مافياي گراني قيمت مسكن مي‌دهد، هرچند كه وزير مسكن با آن مخالفت مي‌كند. به هر حال دولت، پس از گذشت چند ماه، اصل وجود گراني در جامعه را پذيرفت.

اكنون كه به روزهاي آخرين سال 85 نزديك مي‌شويم و مجلس نيز در حال بررسي و تصويب بودجه 1386 است، دولت يك گام پس از پذيرش وجود گراني‌ها، آن را خارج از حوزه دولت دانسته است كه خارج از بحث‌هاي سياسي و يا اهداف طرح اين موضوع و صرفا از نگاه اقتصادي، مي‌توان به اين گفته وزير كشور صحه گذاشت.

از آنجايي كه دولت به رغم هشدارهاي داده شده نقدينگي در جامعه را افزايش داده و سياست‌هاي در پيش گرفته شده مبني بر واردات كالا و فروش ارز و طلا فقط در شش ماهه نخست كاربرد داشت، مي‌توان گفت ميزان نقدينگي موجود در جامعه براي شش ماهه دوم، تأثير خود را بر كالاها و خدمات گذاشته و دولت نيز سياست‌هايي براي كاهش نقدينگي در پيش نگرفته است، پس اعلام مي‌شود گراني خارج از حوزه دولت است و يا كنترل گراني از دست دولت خارج شده است.

آنچه رخ داد، تجربه‌اي براي دولت و مجلس به شمار مي‌رود تا براي سال 86 نقدينگي در جامعه ايجاد نكنند كه به دنبال در پيش گرفتن سياست‌هاي مقطعي براي جمع‌آوري آن از سطح جامعه باشند و آن هم به دليل مقطعي بودن اثر نقدينگي تزريق‌شده به جامعه، موجب تورم و گراني شود.



  •   بنده هم ميخواستم دلايل اصلي گراني را از ديد گاه خود خدمتتان عرض كنم .
    اينكه گفته ميشود مافيايي در كار است و با عث گراني ميشود اولا" بنظر بنده دروغ محض است و اگر هم چنين باشد كه برخي از دولتمردان ميگويند پس واقعا" آنها بگويند كه چكاره هستند .ثانيا" ميدانيم عدم سياستگذاري صحيح در حوزه اقتصاد و بكاري گيري كارشناسان و حتي وزراي بدون كفايت در اين حوزه عامل اصلي مشكلات عديده اقتصادي است . بنده چون در صنعت مرغداري فعاليت ميكنم و با مشكلات آن كاملا" واقف هستم نمونه اي را عرض ميكنم . ميدانيد در يكسال گذشته مشكلاتي از قبيل شايعات آنفولانزا مرغي در كشور بوجود آمد كه باعث بي خانمان شدن بسياري از مرغداران و كارگران شاغل در اين صنعت شد حال اگر اين گفته درست بود كه واقعا" آنفولانزايي در كار است پس با وجود تعطيلي بسياري از مرغداريها و در پي آن عدم مصرف دان مرغ و كاهش تقاضا آن قيمت دان مرغ بسيار بالا رفت و دولت خودش واقعا" نميدانست چكار كند نه حمايتي از مرغدار ميكرد و نه ميتوانست بحران را مديريت كند تا اينكه كار به جايي رسيد كه اكثر توليد كنندگان جوجه يكروزه با اخراج كارگران فعاليت را تعليق و يا حتي تعطيل كردند الان به گفته دولتيها مشكل حل شده ولي بهتر است بدانيد كه قبل از بحث آنفولانزا خريد جوجه به گونه اي بود كه مرغدار جوجه را تحويل ميگرفت و طي چند قسط وجه آنرا پرداخت ميكرد اما امروز به لطف سياستهاي غلط دولت بايستي ابتدا كل وجه جوجه را به نرخ روز پرداخت كنيد و بعد از 6 ماه جوجه را تحويل بگيري آنهم بدون هيچگونه تظميني نسبت به تغييراتي كه در اقتصاد ما اصلا" قابل پيش بيني نيست .با اين گفته ميخواهم خدمتتان عرض كنم دولت ما عليرغم تلاشهاي زيادي كه ميكند ولي بدليل استفاده از نيروهاي غير متخصص فقط به صورت مقطعي به مشكلات نگاه ميكند كه دود اين فقط و فقط به چشم ملت ميرود .

  •   مثال اين دولت مانند آتش نشاني است كه شعله آتش كوچكي ديده و با تمام قوا به طرف آن يورش برده آن را خاموش كند ولي بجاي آب بر روي آن بنزين ريخته و...... واي بحال ما آتش گرفتگان با اين آتش نشان ناشي!!!

  •   برادر عزيز چرا با پيش كشيدن چنين مسئله مهمي و سپس برخورد و تحليل سطحي آدرس غلط مي دهيد مشكلات اصلي اقتصادي عبارتند از :
    1 - ركود بلند مدت اقتصادي و عدم طرح و برنامه مشخص از طرف مسئولين اقتصادي
    2 - جابجائي گسترده مديران اقتصادي كه در نتيجه عدم تحرك لازم در بخش هاي نسبتا فعال
    3 - پيش گيري از تورم در ابتداي سال 84 توسط مجلس در بودجه 84 و 85 بدون توجه به جمع شدن كسري بودجه و رها شدن سهمگين آن در مقاطع زماني حساس
    4 - عدم رونق اقتصادي لازم در 5 سال اخير و تكيه بر در آمد نفت در بيلان سرانه ملي كه صرفا متعلق به دولت بوده و نه بخش هاي و بنگاه هاي اقتصادي كوچك
    5 - جو متشنج سياسي و بين المللي كه با جنبه رواني آن تشديد شده و غير قابل كنترل است.
    راه حل : ايجاد رونق افتصادي و تعريف پروژه هاي كوچك و متوسط با برنامه اي منسجم كه عملياتي باشد و نه با طرح هاي مصوب استاني كه با صرف هزينه بالا روي كاغذ مانده است . كاستن از تشنج سياسي موجود و بهره گيري از برنامه كشورهاي در حال توسعه و به دور از اختراع قوانين اقتصادي و توسعه اي . واقع بيني در مسائل و توجه به اينكه رونق اقتصادي با تورم كنترل شده بهتر از مبارزه با تورم بدون رونق است چون در آمد با ثبات و بالا همراه با تورم بالا قابل تحمل است اما تثبيت شدن قيمت ها بدون در آمد غير ممكن است

  •   اين يادداشت بر خلاف گفته نويسنده كه مدعي شده به كنكاش دلايل اقتصادي آن خواهد پرداخت دقيقا سياسي بود و فاقد ارزش علم اقتصاد. زيرا همه ميدانند كه از بديهي ترين اصول علم اقتصاد مبحث عرضه و تقاضا است كه متاسفانه نويسنده به آن توجه نكرده بدين صورت كه در قسمتي بيان داشته كه دولت براي كاهش نقدينگي اقدام به فروش ارز و سكه نموده و سپس نتيجه گرفته كه اينكار باعث افزايش قيمت سكه به دويست هزار تومان شده است در صورتي كه ميدانيم عرضه, بيشتر از تقاضا باعث كاهش قيمت آن كالا ميشود نه افزايش آن.



  • نظرات و پیشنهادها:
    آدرس پست الکترونيکي :