صفحه اولآرشيوجستجوتماس با ماپيوندهاورزشيخبرنامه
 نسخه چاپي خبر  ارسال به دوستان   iran web hosting & web design


به امام گفتم قاطعيت شما به نفع نظام است، ولي تابع منطق هستيد، حرف حق را گوش مي‌دهيد قبول مي‌كنيد اما این برخورد شماخيلي غير مترقبه بود و ناراحت شدم...در آن چند ماهي هم كه بني‌صدر حاكم بود، آن قدر سند به وجود آمد؛ ولي باز حضرت امام سعي مي‌كردند كه يك ائتلافي درست كنند و نمي‌خواستند كه رئيس جمهوري كه با اكثريت راي آورده نتواند كارش را تمام كند. خبر به همراه فیلم و متن کامل صوتی.

۲۱ بهمن ۱۳۸۵ - بعد از ظهر ۱۶:۱۱ تعداد بازديد: 49501 كد خبر: ۶۰۲۲۱

هاشمي رفسنجاني در گفت‌وگوي تلويزيوني در برنامه«فوق العاده» درباره مسائل اوايل انقلاب و دوران جنگ به بيان ناگفته‌هاي آن دوران پرداخت.

رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام در اين مصاحبه تلويزيوني درباره روابط خود با مقام معظم رهبري عنوان كرد كه هر چه خوبي مي‌خواستيم در وجود آقاي خامنه‌اي وجود داشت.
هاشمي در ادامه با اشاره به اين كه علاقه بسياري به حضرت امام داشتم، گفت: حضرت امام از ابتدا تمايل نداشتند روحانيت وارد گرداندن امور كشور شود، درباره امور اجرايي كشور ايشان چنين نظري داشتند، اما درباره گرداندن امور كشور نه؛ حضرت امام زماني كه شوراي انقلاب را تاسيس كردند، پنج نفر را انتخاب نمودند كه هر پنج نفر روحاني بودند. آيت‌آلله مطهري، آيت‌الله موسوي اردبيلي، دكتر باهنر، من و آيت‌الله طالقاني احتمالاً؛ و گفتند كه اين پنج نفر هر كسي را كه مي‌خواهد پيشنهاد كند، من هم آنها را تائيد كنم، ما هم پيشنهاداتي داديم، آيت‌الله خامنه‌آي كه در آن موقع در مشهد بودند، آيت‌الله مهدوي كني و افراد ديگر؛ غير روحانيون را هم پيشنهاد داديم كه ايشان پذيرفتند.
وي با اشاره به اين كه نظر حضرت امام اين بود كه بهتر است روحانيون در امور اجرايي نباشند، گفت: گاهي هم تاكيد مي‌كردند كه وقتي مجلس تشكيل شود، كار روحانيت در مجلس شروع خواهد شد، اما بعد، شرايط طوري شد كه ايشان به اين نتيجه رسيدند كه نمي‌شود روحانيت را كنار گذاشت. البته اين در قضيه رياست جمهوري مسئله ديگري است.
وي درباره نامه به حضرت امام در مورد بني صدر گفت: مساله بني‌صدر از مواردي بود كه بين ما و حضرت امام اختلاف نظر پيش آمد، ما كه مي‌گويم نه اين كه من، مجموعه‌اي كه در حزب جمهوري اسلامي و يا در شوراي انقلاب بوديم؛ نه اين كه بني‌صدر را آدم صالحي نمي‌دانستيم؛ بني صدر از همرزمان ما بود، وقتي هم كه به ايران آمد، نهضت آزادي مخالف اين بود كه بني‌صدر وارد شوراي انقلاب شود، ما وي را وارد شوراي انقلاب كرديم؛ جبهه ملي و نهضت آزادي با او تعارض داشتند،با بني‌صدر بيشتر، افرادي مثل سنجابي و سلامتيان بودند، به انتخابات رياست جمهوري كه رسيديم، در اين مدتي كه با آقاي بني‌صدر كار كرده بوديم، به اين نتيجه رسيده بوديم كه وي براي رياست جمهوري مناسب نيست، عليرغم دوستي و همكاري كه داشتيم،البته حضرت امام مانند ما با بني‌صدر كار نكرده بودند،ما پيشنهادمان آقاي دكتر بهشتي بود تا نامزد رياست جمهوري شود، امام موافقت نكردند فرمودند روحاني نيايد و بر سر همين هم اختلاف داشتيم.
وي در ادامه افزود:يك بار بر سر همين مسئله با آيت‌الله خامنه‌اي به قم رفتيم، در آن زمان حضرت امام در قم سكونت داشتند، محل سكونت امام اتاقي داشت بيروني؛ و اندروني هم داشت و در وسط آن راهرويي بود كه دست شويي هم در آنجا قرار داشت، ما شب رسيديم، حضرت امام فرمودند شب ملاقات نمي‌شود، اما با اصرار من ملاقات انجام شد. ايشان به بيروني نيامدند همانجا در راهرو با ايشان ديدار كرديم و ما هم استدلال‌هاي خودمان را هم ارائه داديم، اما ايشان نپذيرفتند و گفتند موافق نيستم.
رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام درباره چرايي مخالفت حضرت امام با نامزدي دكتر بهشتي براي رياست جمهوري گفت: البته استدلال ايشان اين بود كه بهتر است غير روحاني باشد، اما بعضي‌ها فكر مي‌كنند چون عليه آقاي بهشتي تبليغات شده بود و برخي گروهكار ايشان را يك فرد انحصار طلبي معرفي كرده بودند، اين تاثير گذاشته بود.
وي افزود: حزب جمهوري اسلامي پس از اين كه ما در مذاكراتمان با حضرت امام شكست خورديم، ناچار شد آقاي جلال الدين فارسي را معرفي كند، ايشان را هم به دليل اين كه اصليتش افغاني بود امامهم نظر دادند كه آقاي فارسي نمي‌تواند نامزد رياست جمهوري شود. البته در آن موقع حضرت امام هنوز در قم بودند و من هم آن موقع مسئول وزارت كشور هم بود و البته من در آن موقع اعلام كردم كه غير از اين است اما چون حضرت امام مي‌فرمايند ما تسليم مي‌شويم.

هاشمي رفسنجاني افزود: ما پنج نفر به قم رفتيم كه تلاش كنيم كارها تنها به دست بني‌صدر نيفتد، جلسه‌اي كه با حضرت امام داشتيم جلسه عجيبي بود، ايشان زماني كه متوجه شدند كه ما مي‌آييم به خانه آقاي اشراقي رفتند، وقتي كه رسيديم گفتند كه حضرت امام نيستند، ما گفتيم ايشان هر جا كه هستند ما هم به آنجام مي‌رويم، به خانه آقاي اشراقي رفتيم، در طبقه بالا منتظر حضرت امام بوديم، ايشان طبقه پايين بودند، گفتند كه حضرت امام خسته هستند، در اينجا گستاخي‌هاي من شروع مي‌شود از آنجا كه من با ايشان خيلي صريح بودم، گفتم كه به ايشان بگوييد اگر بالا نمي‌آيند ما پايين مي‌آييم، البته روابط من باحضرت امام طوري بود كه نگراني نداشتم ايشان از من برنجند،‌احمد آقا به حضرت امام گفت و ايشان آمدند بالا، البته وقتي آمدند چهره خيلي جدي داشتند كه حرف ما را قبول نكنند، چون عصر همان روز جامعه مدرسين مي‌خواست براي تعيين انتخابات اعلاميه صادر كند، من پيام دادم كه شما اعلاميه ندهيد، ما امام را قانع مي‌كنيم، آنها هم اعلاميه نداده بودند.
وي در ادامه با اشاره به همان ديدار افزود:در آن ديدار، من قدري صريح با ايشان حرف زدم، گفتم به هر حال 17 و 18 سال است كه مبارزه كرده‌ايم، شايد شرايط را بهتر از شما بدانيم به خاطر اين كه شما در منطقه نبوديد و آن چه كه ما در بيرون مي‌بينيم، با آنچه كه به شما گزارش مي‌دهند فرق مي‌كند، حضرت امام نگاهي به من كردند و گفتند، مي‌داني با چه كسي حرف مي‌زني؟!
هاشمي ادامه داد:وقتي كه حضرت امام اين جمله را فرمودند من بغضم ‌تركيد و با صداي بلند گريه كردم. ايشان بلند شدند، من هم بلند شدم و حضرت امام به گرمي مرا بوسيد، گفتند من نمي‌دانستم كه تو گريه‌اي هستي، دوباره نشستند. من گفتم از اين كه شما حرف ما را قبول نكنيد ناراحت نشدم، از اين ناراحت شدم كه ما از زماني كه شما را مي‌شناختيم اينطور ديديم كه جنابعالي قاطع هستيد و قاطعيت شما به نفع نظام است، ولي در مقابل هم، تابع منطق هستيد، حرف حق را گوش مي‌دهيد قبول مي‌كنيد و با همان قاطعيت بر مي‌گرديد، اينطور كه شما برخورد كرديد خيلي غير مترقبه بود و ناراحت شدم؛ بعد ايشان قدري ملاطفت كردند و بالاخره ما پنج نفر نتيجه نگرفتيم، بعد از آن احمدآقا به من گفت كه امام فرمودند كه آن شب براي من خيلي سخت گذشت.به هر حال ايشان تصميم گرفتند و ما هم پذيرفتيم و انتخابات آنطور برگزار شد و به آنجا رسيد كه مي‌دانيد، و در آن چند ماهي هم كه بني‌صدر حاكم بود، آن قدر سند به وجود آمد؛ ولي باز حضرت امام سعي مي‌كردند كه يك ائتلافي درست كنند و نمي‌خواستند كه رئيس جمهوري كه با اكثريت راي آورده نتواند كارش را تمام كند.
وي با اشاره به نامه‌هايي كه به حضرت امام داده شد، گفت: در اين زمينه دو نامه وجود دارد يك نامه كه ما پنج نفري نوشتيم و اين نامه مربوط مي‌شود به زماني كه حضرت امام در بيمارستان بودند كه مراسم تنفيذ حكم رياست جمهوري بني‌صدر هم در همانجا انجام شد.
رئيس مجمع تشخيص مصلحت افزود: نامه‌اي كه به امضاي پنج نفري ما رسيده بود را من نوشته بودم و به خط من هم هست، به من دادند و گفتند كه من اين نامه را به امام بدهم، رفتيم خدمت امام كه نامه را بدهيم، در بيمارستان حال امام را كه ديدم رقت كردم، ديدم كه در اين حال اگر بخواهيم يك نامه اعتراضي خدمت ايشان بدهيم، مصلحت نيست و نامه را ندادم، از بيمارستان كه بيرون آمديم، آقايان به من اعتراض كردند كه چرا نامه را ندادي و من هم گفتم كه ملاحظه من اين بود.

هاشمي افزود: تقريباً يكسال گذشت، همان در و همان پاشنه بود، كه من پشيمان شدم كه چرا نامه را در آن موقع به امام ندادم، يك نامه ديگري خودم نوشتم و دو نامه را با هم خدمت امام دادم و گفتم كه شما در جريان نظرات ما هم قرار داشته باشيد، ايشان هم محبت كردند و فكر مي‌كنم موثر هم بود.

برای مشاهده فیلم کلیک کنید.

برای شنیدن متن کامل صوتی این مصاحبه لینک های زیر را کلیک کنید.
بخش اول
بخش دوم



  •   سلام
    یکی از کاربران آمده و گفته: احمدی نژاد ، بنی صدر نیست هاشمی هم هاشمی سابق× خداییش من نمیدونم چرا بعضی ها هر حرفی را به معنی بر می دارند. بابا بروید و ذهنهایتان را اصلاح کنید. اتفاقا هاشمی همان هاشمی است. حالا برای این که بخواهند هاشمی را بکوبند و لی می بینند که ایشان مورد اعتمادترین فرد برای امام بوده است. لذا اگربخواهند گذشته او را لجن مال کنند نمی توانند چون یک جوری این مساله به حضرت امام هم مربوط می شود.
    من در انتخابات ریاست جمهوری به هاشمی رای ندادم که کشته مرده اش باشم. ولی جریان هاشمی آدم را یاد مظلومیت علی و حسین می اندازد. علی که همواره یار پیامبر بوده است. با او به گونه ای برخورد می شود که همه می دانیم. حاندان حسین را هم وقتی به کوفه و شام می برند و بعضی ها از این که حسین اصلا مسلمان بوده تعجب می کنند.
    معاویه و یزید هم می دانستند که علی و حسنین که بودند . ولی بدانید که معاویه هم با نام اسلام و با پرچم حفظ اسلام با علی در افتاد و فرزندش یزید هم نیز با چنین فریبی آن چنان بر سر مولایمان حسین آورد.
    ضمنا خوارج هم با حکم الا لله و با تعصب شدید دینی بر علی شمشیر کشیدند.
    تاریخ برای نوحه و روضه درست کردن نیست. تاریخ برای درس گرفتن است ابتدائا.

  •   من فكر مي كنم دوستان قدري بي انصاف هستند چون آقاي هاشمي رفسنجاني بيش از 50 سال براي اين مملكت زحمت كشيده اند.ببينيم هر كدام از ما چقدر دست بر اتش گرفته ايم بعد اظهار نظر كنيم بهتر است.در همه جاي دنيا به بزرگان كشورشان احترام مي گذارند.

  •   متاسفانه ايشان توضيح ندادند نتيجه اين اختلاف(رياست جمهوري بني صدر) در نهايت چگونه به نفع نظام تمام شد و مردم خود فهميدند كه امثال بني صدر به درد نميخورند

  •   احمدی نژاد ، بنی صدر نیست هاشمی هم هاشمی سابق . مردم هم بعد از 28 سال مصلحت خود را خوب یاد گرفته اند .
    ایشان به گونه ای حرف می زنند که انگار تحلیلشان از حضرت امام برتر است . انقلاب را خداوند ، مردم و رهبری امام پیروز کرد .

  •   به نظر من این حرف از امام بعید است "حضرت امام نگاهي به من كردند و گفتند، مي‌داني با چه كسي حرف مي‌زني؟"



  • نظرات و پیشنهادها:
    آدرس پست الکترونيکي :