صفحه اولآرشيوجستجوتماس با ماپيوندهاورزشيخبرنامه
 نسخه چاپي خبر  ارسال به دوستان   iran web hosting & web design


علیرضا مبارکی فرد

۵ بهمن ۱۳۸۵ - بعد از ظهر ۱۷:۴۱ تعداد بازديد: 54457 كد خبر: ۵۸۸۷۶

این روزها عادت کرده‌ایم كسانی را ببينیم که به طور مطلق به خود و جهان اطرافشان می‌نگرند و با همین روحیه، در حال به هم زدن آرامش روحی و معنوی جامعه هستند؛ فقیر و غنی و باسواد و بيسواد هم ندارد، به گستره این جامعه بزرگ، هر کسی می‌تواند بر اسب سرکش نفس خود سوار شده، همه چیز را در چشم بر هم زدنی به هم ریخته و نابود کند.

حکایت این روزهای جامعه ما، نمونه آشکار تضادهای اخلاقی و اجتماعی در گفتار و رفتارمان است.

بارها دیده‌اید که در رانندگی، حقوق شهروندی، احترام به شخصیت اجتماعی یکدیگر و حتی رعایت حقوق دیگران به اندازه‌اي عجول و بی‌تفاوت هستیم که به راحتی می‌توان از شیوه رانندگی در خیابان‌هایمان یا صبر و تحمل در فضای جامعه یا محیط اطراف زندگی خودمان متوجه آن شویم.
اما در گفتار، آن‌قدر قربان و صدقه هم مي‌رويم و ادعا و غرور داریم که یکی نداند، گمان می‌کند در چه آرمان شهری زندگی می‌کنیم!

زیر تیغ، سریال تأثیرگذار و خوش‌ساخت این روزهای شبکه یک، نمونه‌اي از تلنگرهایی است که نشان می‌دهد چقدر راحت کاخ حرف‌هایمان با بمب رفتارها نابود می‌شود!

دنیای فانتزی رفاقتی طولانی که عیار سختی و مشکلات اجتماعی، باعث درگیری در آن شده، بستر داستانی جالب و واقعی از زندگی امروز مردم ایران است. این سریال آنقدر به وضعیت زندگی امروز مردم ایران نزدیک است که به خاطر شباهت‌های بسیار، باعث واکنش مخاطبان شده و حتی برخی‌ها را مجبور به اظهارنظرهای عجولانه نسبت به پخش آن کرده است، اما واقعیت ملموس به خاطر ساخت شخصیت‌ها و فضای این سریال و تأثیر این تراژدی است که در بند بند ماهیت و ساختار آن، درست به هم متصل شده و ذهن مخاطب را با تمام قدرت در اختیار گرفته و توانسته فکر او را به این موضوع جلب کند. در واقع، اثر رسانه، زمانی پدیدار می‌شود که بتواند بی‌واسطه درون جامعه خود را با تشکیل فضای خیر و شر به تصویر بکشد تا خود مخاطب در معرکه عقل خودش برای رسیدن به نتيجه لازم تلاش کند.

در این میان، نباید از تلاش هنرمند در بازی گرفتن از چهره‌های قابلش در این سریال گذشت؛ فاطمه معتمدآریا، پرویز پرستویی، آتيلا پسياني، هوشنگ توکلی، سیاوش تهمورث و حتی الهام حمیدی و کوروش تهامی، توانسته‌اند جنس دیگری از توان بازیگری خود را به نمایش بگذارند. باید به تأثیر عجیب بازی معتمدآریا اشاره کرد که در بخش‌های خاصی از این سریال، سکان توجه مخاطب را به تنهایی به سوی خود کشیده و دیگر بازیگران مقابلش را زیر ابر بی‌توجهی پنهان می‌کند.

اما چرا زیر تیغ اینقدر سریع در جامعه، بیننده پیدا کرد و همین طور سر و صداها در حاشیه آن بالا گرفت.

ماجرای این سریال تا زمانی که روی من بمیرم و تو بمیری و نامزد بازی بود، هیچ اشکالی نداشت، اما همین که فساد مالی، رانت خواری، دست‌اندازی به حقوق دیگران، زیر سؤال بردن صداقت اجتماعی افراد، بی‌توجهی صاحبان سرمایه به سلامت اخلاقی و کاری و مشکلات روزمره زندگی مردم در قالبی کاملا اجتماعی مطرح شد، گویی هر کس به بهانه‌ای به جان آن افتاده و بر کل دستاوردهای به دست آمده، خرده مي‌گيرد.

جالب است که مرکز تحقیقات صداوسیما هم بدون این که متوجه اوضاع شده و اجازه دهد این سریال همان طور که ذهن و فکر مردم را به خود جلب کرده، منتظر پایان و تاثیر گذاری فرهنگی این اثر بر جامعه باشد، دست به تحقیق جالبي زده که بیشتر تن دادن به عوامگری رسانه‌ای است تا کاری علمی!

چرا جامعه از تلنگر ساده این سریال احساس درد کرده است؟ چرا به خاطر نمايش حرفه‌اي ضجه و زاری مراسم عزایی که یک دهم عزاداری‌های خودمان است، قلبمان درد می‌گیرد؟ چرا به لایه‌های درونی این رخدادهاي تلخ، که باعث شده تلخی و سیاهی این سریال را به ذهن مخاطب تزریق کند، نمی‌انديشیم؟ ماجرا از کجا آغاز شد؟ زندگی عاشقانه خانواده‌های سریال از کجا دستخوش بدبختی و سیاه‌روزی شد و دریچه‌های امیدی که برای هر کدام باز می‌شود، در حاشیه چه تفکری است؟

البته تعجبی ندارد که وقتی یک اثر موفق و تراژدی اثرگذار ساخته می‌شود، مخاطب به خاطر سریال‌های آبکی که پيشتر پخش شده و ذهن وی با آنها قالب گرفته، دیگر توان تحمل واقعیت‌های ملموس این چنین سریال‌ها را ـ به خلاف زندگی‌های عاشقانه و ماکسیما و خانه اشرافی ـ باور نمی‌کند و دچار یأس فلسفی می‌شود.

ولی در سریال زیر تیغ، آنچه از ثانیه‌های التهاب‌آمیز مرگ به وجود آمد، غفلت از عاقبت عمل و بی‌صبری در زندگی بود؛ یک لحظه عصبانیت و نداشتن لگام بر زبان نفس، دو دوست را در وضعيتي ناگوار در برابر هم قرار داد تا جایی که با هم گلاویز شده و کار یکی به فرار و دیگری جدال با فرشته مرگ رسید! احساس درد مخاطب به خاطر لمس این تجربه در زندگی شخصی و روزگار گذشته است.

ثانیه‌های مرگ با غفلت آغاز شد و با آن ادامه یافت؛ در غفلت اجباری طبیعت، جعفر (آتیلا پسیانی) روی تخت بیمارستان، منتظر پایان زندگی خود بود و از آن سو، محمود (پرویز پرستویی) در غفلتی اختیاری به خیال نبودن در معرکه مرگ و پس از آن گرفتار شدن کارگر عصبی، پشت سایه واقعیت ایستاد تا شناسایی نشود!

مرگ جعفر با غفلت محمود، شیرینی لب چشیده وصال را به دشمنی خونی میان دو خانواده تبدیل کرد که زیر بار فشار اقتصادی به مادیات چشمی ندارد ولی حالا برنده این دشمنی آن رانت‌خواری است که با حمایت مدیری نالایق و فاسد، حریف دین و اعتقادات محمود هم شده است. کارگری که با صداقت و پاکی در برابر دست‌اندازی‌های او ایستاده بود تا این گونه از میدان مبارزه میان خیر و شر بیرون انداخته شود!

اما زمانی این غفلت رنگ باخت که وجدان محمود، شوکی جانفرسا را بر وی وارد کرد. التماس‌های زن کارگری که به جای او شوهرش متهم به قتل شده بود، مؤثر واقع نشد، اما کلید خودخوری شد که در نمازش گریبان وی را گرفت و پایش را به پاسگاه پلیس كشاند. محمود مجبور شد به واقعیت‌های زندگی فکر کند و وقتی فکر می‌کند، مخاطب هم مجبور است با او فکر کند و حتی درد او را هم تحمل کند!

در آن سوی معرکه، پسر جعفر و داماد سیاه بخت هم در برزخی عجیب بين غفلت و هشیاری گرفتار شدند. این هشیاری به برکت وجود دایی باکرامتی است که از پس آتش‌ سوزان تنور نانوایی و پختگی عقل و اعتقاداتش به او تزریق می‌شود، ولی غفلت را عموی رضا یا همان دلال دزدی‌های حمایت شده در کارخانه بال و پر داده و بر آن ارابه حراج شرافتش را می‌دواند؛ رضا آنچنان در میانه این معرکه گرفتار است که زبانه‌های آتش جنگ درونی او از زبانش بیرون می‌زند!

سیر داستان زبان متضاد با رفتار انسان‌هایی است که در روی پل سرنوشت و تصمیم‌گیری زندگی‌شان گرفتار فلسفه آن شده‌اند.
راهی جز رفتن یا برگشت وجود ندارد، دسته گمراه یکی یکی می‌روند و به فراخور عقل و فهم برمی‌گردند، اما دسته هشیار صبر پیشه کرده‌اند.

تحمل و صبر پیام اصلی این سریال برای مخاطبی است که همه چیز این جامعه صنعتی می‌خواهد او را به سرعتی غیرواقعی برساند که هیچ ارزش و فرهنگی در این میان زنده نماند. تحمل پیرمرد معتقد که با ایمان خود به دنبال باز شدن این گره و موفقیت در آزمون الهی است، درسی است برای هر انسانی که به پاکی ذات و سلامت اخلاق عقیده دارد.

در قسمتی، خنده‌های بی‌قید و حرف‌های سطح پایین جعفر، پیرمرد سرد و گرم چشیده را وادار به بیان حقیقتی سخت کرد، با این مضمون که همیشه وقتی صدای خنده بلند می‌شود، غم از خواب بیدار می‌شود! شاید در وهله نخست، واکنش سطحی به این جمله بر انسانی افسرده و متحجر تصور شود.

اما واقعیت این است که نحوه گفتار او به خوبی توجه را به غول درون انسان در روز فاجعه جلب می‌کند و هشدار می‌دهد؛ همان غولی که اجازه داد، جعفر با تمام سابقه دوستی و صداقتی که با محمود داشت، تحت تأثیر برادر فاسدش جملات و حرف‌هایی را به زبان بیاورد که تمام زندگی او را زیر سؤال ببرد.

اندکی صبوری از جعفر و گذر زمان، بسیاری از واقعیت‌ها را روشن می‌کرد، ولی غفلت و سطحی‌نگری او اجازه نداد تا در این آزمون سر بلند بیرون آید. از طرفی، محمود هم صبر و تحمل لازم را در این ارتباط قدیمی و دوستانه نداشت و برای این جملات آن کرد که دیدیم! در واقع مخاطب به خوبی وارد فرایندی شده تا فرق داغ بودن شلوغ را با پختگی آرام متوجه شود. 

نیاز امروز جامعه ما تزریق واقعیت‌ها و آموزش صبر و شکیبایی به زندگی گره خورده شهروندانی است که برای آنچه باید تاریخ مصرف داشته باشد، شکیبایی می‌کنند و برای آنچه باید صبر داشته باشند، عجله و تلاش بیهوده به خرج می‌دهند!

زیر تیغ در بیانی جالب، توانسته مردم را به این نکته هدایت کند که شادی‌های زیبای زندگی در اثر بی‌تفاوتی‌ها یا سطحی‌نگری‌های خودمان به راحتی فنا می‌شود و دیگر نمی‌توان در زندان وجدان از پس فشارهای روحی و جسمی آن برآمد.

گفتاری زیبا در این سریال از زبان زندانی هم‌بند محمود بیان شد؛ زمانی که محمود در وصف عصر جمعه‌های خانواده‌اش و شیرینی حضورش در کنار آنان حرف می‌زد، پیرمرد عاقل (عنایت بخشی) که از قضا با موی سپید در زندان وجودش همسایه محمود شده، پرسشی حکیمانه از او می پرسد: چه کار کردی که همه این شیرینی‌ها را نابود کردی؟
به واقع چه اتفاقی افتاد؟

اگر این روزها می‌بینیم که برخی تاوان بی‌صبری خودشان را برای رشد یک شبه به جامعه تحمیل می‌کنند، نتیجه معتبر شدن کسانی است که از پس معامله‌ای یکباره به همه چیز رسیده و فردای آن روز با توان دروغین خود سلامت، اخلاق، ارزش‌ها و زندگی ساده مردم را دستخوش فساد خودشان می‌کنند.

مدیر نالایق و بلندپرواز برای رسیدن به منابع مالی افزون، انبار شرکتی را خالی می‌کند که باید برای این کار از طبقه ضعیف جامعه، عده‌ای همراه او شوند. برخی نمی‌شوند و برخی همه وجود خودشان را پیش‌فروش می‌کنند!
آنان که وجود خود را نفروختند، گرفتار بازی‌های دنیایی می‌شوند که فرار از آن حکایت فرار مخاطبان از آینده محمود و ادامه داستان است.

قاتل اصلی ماجراهای این سریال و تراژدی‌های دیگر زندگی اجتماعی کسانی هستند که ظاهری جالب دارند، اما در پشت نقاب‌های دروغین، تنها امنیت اجتماعی و روانی جامعه را دستخوش بلاهای زمینی و آسمانی می‌کنند و به خاطر جاه‌طلبی خود، صبر اجتماعی مردم و منطق طبیعی زندگی را از اعتبار می‌اندازند.

پایان این سریال هر چه می‌خواهد باشد، فراموش نکنیم، علی‌بن‌ابی‌طالب (ع) وقتی برای یتیمان و مستمندان كمك می‌برد و در کنار تنور نان، دست خود را بر فراز آتش می‌گرفت، هشدار می‌داد به آیندگانی که پس از او خواهند آمد و این دنیا صدها برابر جمال و زیبایی‌های بیشتری را برای غفلت آنان پدید می‌آورد.

به یاد داشته باشیم، غول نفس و ابر غفلت، راه نفس دلمان را نگیرد؛ راهی که می‌توانیم دست‌کم سالی یک‌بار با نام امام حسین(ع) آن را خانه‌تکانی و بیمه‌ کنیم و به یاد داشته باشیم:


«هر که در اين بزم مقرب‌تر است جام بلا بیشترش می‌دهند»



  •   از منتقد عزیز سپاسگزارم تا حد زیادی به کاوش در مبانی معنایی سریال زیر تیغ توجه کرده اند . فراخواندن مردم به خویشتنداری و صبر بیشتر نه تنها بد نیست بلکه بسیار هم ستوده است. اما آنچه نویسنده ار آن غافل مانده است اینکه چرا مردم ما اینقدر عصبی و پرخاشگر شده اند؟ ریشه این تندخویی ها کجاست؟ به نظر میرسد اگر از یک بیمار سرماخورده بخواهیم که تب نکند کار بیهوده ای کرده ایم! برای ریشه یابی این تب تند اجتماع باید جدیت داشت و ریشه آن را خشکاند. یاعلی!

  •   تحليل جالبي بود. اين سريال ضعفش در اينه كه مثل بقيه نيست . اگر همانند بقيه سريالها دنياي خيالي و زيبايي رو مي ساخت قطعا جلب توجه ميكرد و از نظر من ذائقه ي مردم ما بد شده و فقط عادت كردند كه يك نوع فيلم رو ببينن. خودم از هركدوم از رفيقام پرسيدم در جواب گفت كه اين سريال خيلي تلخه و ما خودمون انقد بدبختي داريم كه... و نميتونم ببينم.

  •   نمیدونم واقعا چی بگم. موضوع جالب و آموزنده و جذاب. بازیگری بی نظیر . پرویز پرستویی که غوغا. فاطمه معتمد آریا که اصلا قابل وصف نیست. چقدر توانا . چقدر توانا بازی کردند. اوایل که سریال را می دیم حالم خیلی بد می شد و دلم می خواست که دیگه نبینم ولی بعد یاد گرفتم که ببینم و بیاموزم و به بخش آموزش فیلم توجه کنم. ولی به جرات می توانم بگویم تنها سریالی که در سالهای اخیر از تلویزیون دیدم که ارزش دیدن و وقت گذاشتن را داشت و دارد همین سریال است. تمامی کسانی که در این فیلم نقش بازی می کنند . واقعا عالی بازی کردند.

  •   تجربه اي كه طي اين چند سال از پخش سريالهاي ايراني بدست آمده است اين است كه اكثر سريالهاي پخش شده بسيار خوب شروع شده و موضوع سريالها بسيار جذاب بوده اند،منتهاي مراتب سريال بسيار بد به اتمام رسيده است،تا حدي كه بيننده به خاطر وقتي كه صرف سريال كرده است،پشيمان شده است.در خصوص اين سريال نيز بايد ديد چگونه خاتمه پيدا ميكند.

  •   بنام خدا
    بله ميشود برادر بد خواه برادر باشد.
    زماني كه خدا را فراموش كني هر كاري مي شود كرد وقتي انسانيت رنگي نداشته باشد و زماني كه همه چيز پول شود ان هم از راه حرام بله برادركشي هم دگر بي مفهوم نيست

  •   آنقدر اين سريال خوش ساخت است كه تحمل ديدن آن را ندارم .بعد از ديدن يك قسمت از آن براي خواب شبم دچار مشكل شدم و به خاطر همين قسمت هاي ديگر را نديم.

  •   مشکل این سریال کش دادن ان غیر واقئی بودن بعضی قسمتها و . . . دانستن اکثریت مردم توسط نو یسنده داستان است.

  •   فيلم از كارگرداني قوي برخوردار است و داراي بازيگران هنرمند مي باشند چهره واقعي جامعه را نشان مي دهد
    تحليل حرفه اي داشتيد خداوند با صابرين است

  •   متاسفانه تمام سريالهايي كه درسيما پخش ميشوند از ابتدا بسيار قوي ونفس گير شرو ع ميشوند وپس از گرفتاري دردام طولاني وكشدارشدن با شكل بسيار ضعيفي به پايان ميرسند وكاراكترهاي منفي ومنفور چنان دردوقسمت آخر متحول ميشوند كه گويي هرگز آنها نبوده اند كه چنان وچنين كرده اند ودرانتها بايك عذرخواهي ولابد بخشش يك بزرگي( كه آنهم درپردازش كاراكتر آن بسيار غلوشده اشت ) همه چيز پايان مي يابد .

  •   سريال زير تيغ از بين سريالهاي بي مفهومي كه در سالهاي گذشته از صدا وسيما پخش شده است درخشيد ه است . كساني كه با هنر سينما و نويسندگي سروكاردارند بخوبي ميتوانند به طرح خوب فيلمنامه كشمكش بسيار قوي بين دو نيروي خير وشر و كارگرداني خوب آن پي ببرند. گرچه عده اي سريال را ناراحت كننده مي دانند اما حقيقت اين است كه سريال زير تيغ همانند يك تراژدي خوش ساخت انسان را بسوي ترس و غم و پس از آن تزكيه نفس و رسيدن به آرامش كه هدف والاي تراژدي مي برد . تنها اشكالي كه در سريال ديده مي شد . طولاني شدن صحنه هاي عزاداري بود . كه اگر كوتاه تر مي شد . هدف اصلي داستان نمايان تر بود.

  •   خوب معلومه چه كساني از پخش اينگونه سريالها نه تنها خوشحال نمي شوند بلكه مدام سنگ مياندازند. چون تحمل گند كاري هاي خود را ندارند من الان كه اين متن را مينويسم يك كارمند هستم بخاطر پول داروي پدرم منزلم را كه با هزاران زحمت خريده بودم فروختم. من از صميم قلب از دست اندركاران اين سريال تشكر مي كنم

  •   لازم است قبل از هر چيز تشكر و خسته نباشيدي داشته باشم از كارگردان دست اندركاران و بازيگران اين سريال بسيار زيبا خصوصا بازي بسيار زيباي هنرمند گرامي آقاي پرويز پرستويي و خانم فاطمه معتمد آريا كه الحق كه بازي خوبي از خود ارائه دادند و فضا را طوري كردند كه بيننده خود را هر ثانيه همراه آنان حس ميكرد مثل اينكه خود در متن ماجراست با ناراحتي آنان اشك مي ريخت و با خوشحالي آنان خوشحال مي شد افرادي چون عمو قدرت و بقول نظر بعضي كاربران كه مي پرسند مگر مي شود برادر با برادر بايد عرض كنم مگر اين افراد در اين جامعه زندگي نمي كنند و نمي دانم خبر ندارند كه در اطراف چه مي گذرد در جامعه كنوني ما همه چيز امكان دارد حتي بد خواهي برادر با برادر .
    اين سريال واقعا عبرت انگيز و تاثير گذار است خصوصا دادگاه اين قسمت اخير كه دختر محمود صحبت كرد و محمود با حس خود حس غريب و غم انگيزي به مخاطب مي داد اميدوارم پايان اين سريال به حق تمام شود در باره نظر كاربري كه گفته اند خانه خسرو با چراغ نفتي گرم مي شود بايد عرض كنم زندگيهاي بدتر از خانه و دكور زندگي خسرو هم وجود دارد فقط چشم بصيرت و بازي مي خواهد كه بتواند بسياري از واقعيات زندگي اطراف را ببيند .
    رانت خواري خوردن حق مردم و دزديهاي اين چنيني در بسياري از جاها وجود دارد كه اين نمونه كه اين سريال به شرح آن مي پردازد يك سر سوزن از آن هم نيست .
    تحليل بازتاب از اين سريال بسيار زيبا بود اينقدر صدا و سيما سريال آبكي و عشقي و عاشقي پخش مي كنه كه ديگه مردم ما چشمشون عادت عقلشون عادت به درك واقعيات جامعه ندارند .
    اين سريال نمايانگر زندگي فردي با وجدان و آبرومند است كه حلال و حرام مي داند و هيچگاه نخواسته حق ديگر ي را ضايع كند در اين سريال محمود طرفداري چون دايي دارد و كسي هست كه بتواند از حق او دفاع كند ولي نمونه زندگي محمود در جامعه ما فراوان است كه ممكن است حتي همان يك نفر حامي را نداشته باشد و بناحق سرش بالاي دار رود .
    چقدر دردناك است اين چنين حق كشيها و نابرابريها اين سريال واقعا آئيينه تمام نماي بسياري از حوادث روزمره جامعه ماست . اميدوارم نظر من نيز در اينجا درج شود و مثل نظريات قبل ناديده گرفته نشود !!!!!!!!

  •   عمرا اگه ديگه نظر بدم !

  •   سلام۔ ما پاکستانی ھستیم و برای یاد گرفتن فارسی مدیون صدا و سیما ھستیم۔ زیر تیغ ما را ھم مجذوب خود کردہ است۔ حسب حال ما ھم می شہ۔ من این حرف ھا رو می زنم تا از دست اندرکاران این سریال تشکر کردہ باشم۔ای کاش صدا و سیما این جور کارھا رو با زبان اردو آمادہ و پخش می کرد۔ اگر این کار انجام می گیرد، درپاکستان شما خیلی بینندہ پیدا خواھید کرد۔ با سپاس از نویسندہ این تجزیہ و با عرض پوزش بہ خاطر فارسی ضعیف۔ سلامت و موفق باشید

  •   سریال زیر لبه تیغ نسبت به سریال های مزخرفی که زندگی از ما بهترون را نشان میدهد مسلما بهتر است (منظورم سریالهایی است که در مورد مشکلات خانوادگی خانواده هایی بحث میکنند که فقط قیمت خانه یا آپارتمان آنها به 500 میلیون میرسد!) اما چیزی که همه منتقدین بر آن تاکید دارند مسئله است تحت عنوان کلی "آب بستن و طولانی کردن + احساساتی کردن سریال" .
    متاسفانه در جامعه ما منتقدین حرفه ای سینما و تلویزیون عادت دارند از یک برنامه یا بکوب تعریف کنند و یا بکوب انتقاد! در حالیکه منتقد باید خوب و بد یک اثر را با صداقت بیان کند.
    "طولانی کردن بیخود سریال" بلیه ای است که مبتلابه همه مجموعه های تلویزیونی است. کی میخواهیم از سریال های متراکمی مثل سریال پرستاران و نظایر آن موجز و پربار سازی مجموعه های تلویزیونی را یاد بگیریم؟ به قول یکی از خوانندگان، زندگی همه ما ایرانی ها پر از این صحنه هاست.
    فقط امیدوارم اقبال نسبی به این سریال (که البته من در محل کار خودم که تلویزیون است ندیده ام و فقط در نظرات خوانندگان این صفحه دیده ام) باعث ساخت "زیر تیغ 2" نشود.
    امیدوارم درج شود.

  •   از همه اين حرف ها گذشته مي خواستم از آهنگسازي استاد گرامي حسين عليزاده در اين سريال تشكر كنم .اميدوارم در تلوزيون بيشتر از حضور چهره هاي برتر آهنگسازي استفاده شود. با تشكر

  •   خيلي عالي بود. واقعا خوشم اومد
    اينو از صميم قلب ميگم: غافلگير شدم
    اصلا از بازتاب انتظار چنين تحليل زيبايي رو نداشتم

  •   براي من كه يك فرد عصباني هستم بسيار عبرت آموز است سعي مي‌كنم بيشتر خودم را كنترل كرده و بر اعصابم مسلط باشم. با تشكر از سازندگان سريال

  •   واقعا سريالهاي ايراني فاجعه هستند .
    بزرگترين ضعف تمامي كارگردانها در شخصيت پردازي كاركترها مي باشد شخصيتهاي تك يعدي به دور از واقعيت و خارج از حد مرز منطق .
    فيمنامه ها بسيار ضعيف پردازش مي شوند گويا هدفي جز پول پشت اين برنامه ها وجود ندارد
    و جالبترين قسمت اين است كه جديدا ميز گردهايي نيز تشكيل مي شود و از جند نفر نيز دعوت مي شود كه از ابتدا تا انتها نان به قرض ميدهند البته اگر بخواهيم خوش بينانه بنگريم كه در غير اينصورت بايد گفت كليه مسئولان و دست اندر كاران انسانهايي بي نهايت كم سواد هستند و حتي يكبار هم كارهاي بزرگ دنيا را گويي نديده اند
    تنها چيزي كه در فيلمنامه هاي ايران زمين نمي توان يافت به خصوص در اين اواخر رد پاي عقل و منطق و اين بدانجا رسيده است كه اين تصور ميشود كه نويسندگان و كارگردانان مردم را احمق تصور ميكنند .
    فاجعه فاجعه !!!!!!!

  •   امیدوارم لا اقل این یکی را بگذارید!به نظر من مردم این قدر سریال آبکی دیدند که سطح فکر و توقعشون خیلی سقوط کرده.این سریال با سریال های دیگه قابل مقایسه نیست.در ثانی فیلمی که یک خانواده خیلی خوشبخت و بی مشکل رو نشون بده تا مبادا روحیه لطیف مردم !آسیب ببینه که اسمش فیلم نیست.فیلم باید دغدغه داشته باشه.چالش داشته باشه.حالا اگه کسی فکر می کنه که این فیلم خیلی تو روحیه اش اثر منفی می گذاره نگاه نکنه.از همه عوامل سریال و هم چنین نویسنده این نقد متشکرم.

  •   از توجهتان به اين سرِيال و نقد آن متشکرم،در شروع اين سريال بنده شخصاً از تماشای آن وحشت داشتم؛علت آن شايد توقعی بود که از سيما داشتم؛ مدتها بود که عادت کرده بودم سريال ها در باغهای بزرگ و کاخهای آنچنانی و موضوعات پيش پا افتاده گم شدن یا دزديده شدن پدر بزرگ و مبحث ارث و ميراث و دختر پول دار و پسر فقير و تکرار مکررات خلاصه می شد ،اين سريال آنقدر حرف برای گفتن دارد که شايد تحمل و تحليل در لحظه و حتی پيش بينی حوادث درآن که تلفيقی از خانواده ،اخلاق اجتماعی و کاری و نا آگاهی و بی توجهی مسولان است چنان مشکل می نمايد که تماشای آن را برای مخاطب نازک دل و زيبا پسند سخت می کند ،اما افسوس که انچه در زير تيغ رخ می دهد همان است که در اکثر جامعه رخ ميدهد.باشد که هشيار باشيم زيرا هيچ پرنده ای تخم خود را پس نمي گيرد!

  •   فقط میتونم بگم که : زندگی آبستن زشتیها و خوبیهاست . انتخاب یکی از این 2 راه فقط دست خودمونه.
    امین محمد از زنوز

  •   سلام من ميخواستم از كار گردان بپرسم در شهري كه تمام مناطق آن داراي گاز شهري ميباشند چرا در خانه خسرو هنوز به به روش قبل از انقلاب از چراغ خوراك پزي براي گرم كردن خانه استفاده شده بنظر من كارگردان براي نمايش زندگي ساده و طبقات زير متوسط جامعه به تاريخ داستان بي توجه بوده بطوري كه من در ابتدا فكر ميكردم داستان فيلم مربوط به اوايل انقلاب ميباشد زيرا تمام صحنه و دكور خانه و گريم هنرپيشه ها بسيار قديمي است و صحنه هاي اجتماعي 25 سال قبل را بخاطر مي آورد.

  •   درتحليل فوق با تيزبيني خاصي توانسته پيام زيرتيغ راروشن سازد:
    1-قضاوت زودهنگام وبي صبري درانجام عكس العمل -اين مساله يكي از خصوصيات نابودكننده مادرزندگي است .دربسياري مواردبه خاطر همين عكس العمل هاي نابخردانه مشكلات زيادي براي خودوديگران به وجودمي آوريم .درحالي كه اگركمي به قرآن اعتقادداشته باشيم مي بينيم كه روي دوچيز تاكيدبسياري شده :1-تقوا 2-صبر.
    2-متحول شدن زندگي درطول سالها.نكته مهم دراينجااينكه پايان هيچ زندگي قابل پيش بيني نيست .بنابراين نبايدزيادبه آن دل بست ونبايددرمسيرخيانت ,چپاول ,عوضي گري ,...گام برداشت

  •   قابل توجه همه ي كساني كه مي گويند اين سريال آنها را عذاب مي دهد. به نظر من اين سريال عالي است. غم و دردي كه در سريال نهفته است عذابي به مردم وارد نمي كند شايد آدم ها ي منفي سريال وجدان بعضي ها را به درد آورده اند.

  •   با نگاهی به تعداد نظرات خوانندگان ، به این نکته پی میبریم که این یکی از پربیننده ترین سریال های این سالهاست ! و خوانندگان به غیر از مسائل سیاسی به مسائل هنری نیز دید عمیق و وسیع دارند .
    امیدوارم در آینده این راه ( نقد سریال ها و برنامه های تلویزیونی) همچنان ادامه داشته باشد.

  •   شما مردم را به صبر دعوت می کنید؟! چرا ساختارهای اقتصادی ما باید این قدر ویران باشد که این سریال مشتی از خروارها واقعیات تلخ این مملکت باشد؟! مردم به اندازه کافی صبر دارند آقای نویسنده!! ولی ممکن است صبر انسان ها زمانی مثل محمود این سریال به خاطر فشار مشکلات تمام شود؟ باز شما به ما صبر را پیشنهاد می کنید؟! بهتر است از مدینه فاضله حرف نزنیم!! شما واقعیات را به نفع خود می بینید !!

  •   زير تيغ يك سريال بسيار خوب - داستان زيبا -هنرپيشه هاي عالي -و پيام رساني درست .

  •   هنرمند را از زنگها ميشناسم امروز پخته تر شده وحاصل اين پختگي بايد زير تيغ باشد هر پلان زير تيغ نفسگير است و همان تلنگراست به ماو جامعه امروزمان ديد و نگاهش درد نكند كه زيباست و دوست داشتني حسن باقريان

  •   به نظر اشکالی مهمي در این سریال وجود دارد این است که ظاهر رانت خواران و کلاه بردار اقتصادی ظاهری معلوم است در حالی که متاسفانه آنچه بیشتر به چشم می خورد رانت خواری و فساد اقتصادی در پوشش مذهبی و خیرخواهی است و اگر سریالی قرار است چالش های اجتماعی را به نمایش بگذارد باید با مردم با صداقت صحبت شود. مشکلات جامعه و تبعیض در توزیع ثروت به اقشار کم درآمد و .... موارد دیگر بسیار می توانست محتوای این سریال را در روشنی بخشی به مردم بهتر جلوه دهد.
    پرداختن به مسائل واقعی در جامعه بسیار گیرائی بهتری خواهد داشت

  •   اظهار نظرها راجع به اين سريال چقدر متفاوت است ! اما خوب است چون ماشاالله همه خود را كارشناس مي دانند و راحت اظهار نظر مي كنند . به هر حال هم اين داستان خوب است و هم خواندن نظرات عجيب و غريب .
    موفق باشيد .

  •   چرا نميشود كه برادر با برادر خواهر با خواهر بد باشد ؟

  •   با سلام و عرض خسته نباشید به تمامی عوامل سریال زیر تیغ و بازتاب
    احساس ناراحتی از این سریال به خاطر نگاه کردن به آئینه واقعیت است
    فرامرز از تبریز

  •   به سلام
    اميدوارم پايان سريال متناسب با دلخواه كساني كه طاقت روبرو شدن با واقعيات زندگي را ندارند دچار تغيير نشود.

  •   از تحليل زيبا و عميق نويسنده محترم تشكر مي كنم به نظر مي رسد جامعه ما هم به چنين فيلمهاي واقع بينانه و هم به چنين تحليلهاي عميق نياز بيشتر دارد.

  •   شما كه جند وقت است نظرات مخالف خودتان را در سايت نمي گذاريد . ولي مثل اينكه اين آقا ي نويسنده بدبختي كم دارد كه لازم است با ديدن سريالهاي بسيار تلخ و سر اسر ناراحتي سرحال بيايد اين سريال با وجود اين هنرپيشهاي خوب خيلي . . . است . روحيه مردم را خراب كردند كه هنر نيست ربطي به دين و اينها هم ندارد شما دين را هم اشتباه فهميده ايد.

  •   تحلیل جالبی بود.باید کم کم بایدمخاطبان را عادت داد تااز سطحی نگری دست برداشته و کمی بتوانند مسایل واتفاقات داستانها را تجزیه وتحلیل کنند.

  •   سالها بود نقدي اين چنيني نخوانده ام اما فقط به كارخانه ها نچسبيد اقاي . . . در زمان رياست خود چيزي به نام فوق برنامه را باب كرد و دست مديران را باز گذاشت تا با اجحاف نسبت به اوليا هر كاري را انجام دهند به كدام دبيري يا مدرس كنكوري در مدارس دستمزد ميليوني دادند كه ميليوني جمع مي كنند

  •   در ابتدا که عنوان مطلب را در صفحه اصلی سايت ديدم گمان کردم که مطلبی است هم چون ساير تفسيرهايی که اين روزها از اين سريال خوش ساخت می شود. امّا پس از مطالعه متن کامل آن بسيار خوشحال شدم که هستند کسانی که از زاويه ديگری به موضوع نگاه کنند. انشاي مطلب نيز بسيار عالی بود- از شما متشکرم

  •   خيلي عاليست اميدوارم مديران پند بگيرند

  •   بنام خدا
    از نقد عالمانه و مشفقانه شما حظ وافر بردم ولي لازم است شما هم صبر كنيد تا ببينيد آخرش به كجا مي انجامد اميد كه اين تراژدي علاوه بر بازتاب بروني تلنگري به و جدان دروني ما نيز باشد .و در عين حال اين نمايش حزن انگيز به همه ما كمك كند كه زير پوست جامعه خود را بهتر ببينيم و بشناسيم . نگاه جامعه شناسانه در عين زمختي داراي بار معنايي عميق براي كساني است كه بر برج عاج تفكر سنتي و مردم گريز خود اصرار مي ورزند و راه برون رفت از معضلات را در همان چهار چوب هاي معين شده خود مي دانند. موفق باشيد علي بهار

  •   البته به نظرم در كل سريال به عرفهاي غلط دست و پا گير هم اشاراتي دارد. مثلاً آنجا كه عموي رضا سعي در فاصله انداختن بين او و خانواده نامزدش دارد و رضا بي توجهي مي كند عمو خودش را به عنوان بزرگتر رضا و عموي او در غياب پدر اختيارش را دارد در صدد تحميل خواسته هايش به اوست. و رضا به خاطر همين ديدگاهي كه از كودكي در خانواده و در جامعه در او ايجاد شده مدام كوتاه مي آيد تا جايي كه به آدم بي اراده اي تبديل مي شود. و احترام به بزرگتر را با بي ارادگي اشتباه مي گيرد.

  •   با سلام به دوست عزیز نویسنده، من از فیلمی که شما صحبتش را می کنید اطلاعی ندارم زیرا یک سال دگر که سپری شود، مدت یک ربع قرن است که من از وطن عزیزم دورم. امّا با این وجود می خواستم که قلم زیبای شما را ستایش کنم. من با خواندن این مقاله، دوباره به زیبایی زبان پارسی مادری یادآور شدم. چه زیبا مینویسی و چه به جا برای بیان مطالب از تمثیلها استفاده میکنی.

    به یاد داشته باشیم، غول نفس و ابر غفلت، راه نفس دلمان را نگیرد؛ راهی که می‌توانیم دست‌کم سالی یک‌بار با نام امام حسین(ع) آن را خانه‌تکانی و بیمه‌ کنیم و به یاد داشته باشیم:
    «هر که در اين بزم مقرب‌تر است جام بلا بیشترش می‌دهند»
    با سلام علی رضا از آلمان

  •   عجبا ! درس عرفان ميدهد . ضعفهای جامعه ما نه با يک سريال بلکه با . . . بيمار سرو کار دارد. لطفا مثل هميشه ثبت نکنيد.

  •   با سلام .شايد عجيب باشد كه دو دوست با آنهمه سابقه رفاقت پايان كارشان اين باشد. وشايد عوض كردن سير زندگي چند خانواده در يك لحظه بسيار اغراق آميز باشد . اما فراموش نكنيم كه زندگي در همين لحظات شكل مي گيرد و داستانهاي واقعي مشابه بسياري در اطراف ما اتفاق مي افتد. آيا تصادفات رانندگي كه گاه بهترين عزيزان مقصر حادثه نيز در آن از بين مي روند نمونه اي از اين لحظات نيست ؟ مگر اشتباهاتي مانند اشتباهات پزشكي را در جامعه شاهد نيستيم كه مسير زندگي چندين خانواده را عوض مي كند؟ شما حتما مي توانيد مثالهاي ديگري نيز ارائه دهيد . آيا همه اينها ناشي از يك لحظه غفلت نيست؟ و به قول شاعر :
    رفتم كه خار از پا كشم مهمل نهان شد از نظر
    يك لحظه غافل گشتم و صد سال راهم دورشد
    و اگر خوب نگاه كنيم زندگي ما از همين لحظات تشكيل شده كه بايد در بارگاه الهي پاسخ شايسته اي براي چگونگي سپري كردن آنها فراهم كنيم.

  •   بنام خدا
    با سلام
    نقد فعلی بسیار حرفه ای و پخته می باشد و واقعیت جامعه فعلی را می رساند.
    عظیم زاده

  •   به نظر من این سریال به یک غده چرکی که در اکثر شرکتهای دولتی دجود دارد پرداخته وآن هم برای اینکه یک سری براهداف خود برسند معمولا افرادی را که سالم هستند رامزاحم خود می بینند وبه هرنحوی می خواهند آنهارا از پیش روبردارند

  •   در جواب دوست عزيزي كه گفته اند مگر ميشود كه برادر بدخواه برادر باشد بايد بگويم مگر هابيل و قابيل را فراموش كرده ايم در جامعه خودمان اگر كمي بيشتر دقت كنيم هستند برادر هايي كه به خاطر پول سر برادر خودشان را بريده اند جاي دوري نرويم كافي است فقط صفحه حوادث روزنامه هاي صبح را ورق بزنيم . به نظر من سريال بسيار موفقي است و توانست لايه هاي درون اجتماع را به خوبي نشان دهد اگر پزشكي سلول سرطاني را به ما نشان دهد از او خورده نميگيريم براي درمان آن غده تلاش ميكنيم

  •   دوستان عزيز,
    هيچوقت علاقه اي نداشتم در بحثهاي اينچنيني شركت كنم - آنچه كه ازبين رفتني است - خوب از بين مي رود و آنچه ماندني است نياز به دفاع ندارد. اما دوست دارم يك چيز را بگويم جريان اين سريال و عدم پذيرش آن بوسيله اغلب مردم تنها به دليل تاريخ ما است كه هميشه دوست داريم همه چيز راحت بدون دغدغه و مفت و مجاني بدستمان برسد - صبر مال عارفان و بزرگان است - ما را به اين كارها چه كار - اگر كسي خواست از چيز به حقي دفاع كند خوب بكند مي خواهد با جانش بازي كند - هميشه قهرمانان و جان بركفان بايد حضور داشته باشند - مرگ مال همسايه بغلي است - غافل از اينكه هر روز در همين بازي روزگار گرفتارند و گرفتارند - اما كجاست آن دل كه ببيند و ايمان بياورد و توكل كند به حق . دل مردم ما ريش است و غمگين تا بوده همين بوده و بس - اين تاريخ ايران از مغول و عرب بگير تا به الان نشان از مردمي دارد كه دير باور و ناگهان خوش باورند - اعتدال نيست و اين شامل سريالي به اين غني هم مي شود بايد عروس بازي - عاشقي هاي الكي تمامي سريالها را بگيرد تا عده اي بتوانند با آن در تصورات پوچ و خيالات واهي خود به دنبال كفش سيندرلا و اسب پرنسي كه مي آيد و آنان را از فقر و زشتي و دورويي مي رهاند ف بگردند - شايد بخت با آنان هم ياري كند - تلاش - صبر - ايمان - در اين آشفته بازار به اندازه دانه اي جو نمي ارزد - بگذار ايشان سريال بسازند و ما ببينيم و عبرت كنيم و هر آنكس به اندازه توانش بهره اي ببرد- نرنجيم اميد هست كه با گفتن و ساختن حتي اگر يك نفر هم به خود بيايد - باري را از مسئوليت خود برداريم. به اميد روزي كه همه فكر كنيم كه خودمان بايد قدم اول را برداريم نه به انتظار كسي بنشينيم و او كاري كند.متشكرم

  •   سلام , كساني كه از اين سريال انتقاد كرده اند قطعلا به اين دليل است كه خودشان شخصيتي شبيه به يكي از شخصيتهاي منفي اين سريال دارند و با پخش آن تلنگري بر وجدانشان خورده است

  •   تحليل شما ديد من را 180درجه تغيير داد و انرا بجاي قصه يك پرده از واقعييت زندگي كه بازيكنانش در اجتماع پخش هستند ميبينم با تشكر

  •   سريال همانطور كه نوشته ايد داراي نكات آموزنده بسياري است اما مانند اكثر سريال هاي اين چنيني چنان بار احساسي آن زياد است كه بيننده را بيشتر به اشك ريختن مي اندازد تا به تفكر . بهتر بود كه به جاي بسياري ازصحنه هايي كه فقط احساس بيننده را تكان مي دهد سكانسهايي ساخته مي شد تا بقول شما انديشه ها را نيز تلنگري مي زد.

  •   چرا همه سريالها منعكس كننده غم واندوه وزشتي وپليدي هستند؟چرا براي تبليغ واشاعه خوبي از زشتي استفاده مي شود؟چرا سريالي ساخته نمي شود كه بدون استفاده از ابزار پليدي خوبي انسانيت وعشق وگذشت را تبليغ كند؟ بله واقعيت جامعه ما زشتر از سريالهاست اما چرا شجاعت را تبليغ نمي كنند؟
    سريالها جهتي را به جامعه وجوانها مي دهند كه جو عمومي جامعه آنرا تبليغ مي كند ! پول مقام رياست و... به هر قيمتي . سريالها هم با همين تفكر مهر تاييدي بر آن مي زنند.

  •   بنام خدا
    آري مي شود برادري نه تنها بدخواه برادر باشد بلكه در راه مطامع خود هستي برادر خود را به يغما ببرد و در آنسو دايي كه نه يك انسان غريبه ولي وارسته به دنبال اصل حقيقت و كرامت وحقوق انساني باشد.
    جا دارد از همگي عوامل توليد اين سريال تشكر كنم .

  •   باتشكر از نويسنده محترم اين تحليل مي خواستم بگويم دردوراني كه متاسفانه اكثر فيلمهاي تلويزيون اشرافي ومبلغ زندگي تجملاتي است زير تيغ يك شاهكاري است براي آنانكه فكر ميكنند فقط پول و خانه هاي آنچناني نامش زندگي است وبقيه....

  •   آيا يكي ازوظايف رسانه ملي بالا بردن اميد به زندگي درمردم نيست؟ با همه احترامي كه براي هنرمندان اين سريال قايل هستم ‘ بهتر است چنين سريالهايي كمتر ساخته وپخش شود چون ناخودآگاه باعث ناراحتي‘ ياس ونااميدي درمردم مي شود. آيا فكرنمي كنيد مشكلات گوناگوني كه درحال حاضر گريبانگير مردم است كفايت مي كند وديگر لازم نيست باراندوه ونااميدي مضاعف به آنها وارد شود؟

  •   من بندرت شبکه های تلویزیونی ایران را نگاه می کنم اما این سریال با دیالوگهای قوی و شخصیتهای حرفه ای و عجین بودن سناریو با واقعیتها ی جامعه بی نظیر است.

  •   در قوی بودن این سریال چه از نظر بازیگران چه ساخت.خصوصا دیالوگ ها شکی نیست.اما ما هر رور در خیابان ها و در اطرافمان جعفر و محمود های زیادی را می بینیم.حتی زندگی های خودمان با غم و مشکلات زیادی مواجه است.
    و باز هم وقتی خسته از کار روزمزه و مشکلات با دلی پر و فکری درگیر تلوزیون خود را روشن می کنیم انگار باز تمام غم و مشکلاتمان را به صورت تصویری می بینیم.
    من نمی گویم باید سریال های آبکی یا طنز های بی محتوا پخش شود.اما چند سریال را دیده اید که از شادی خانواده ها یا گرمی و رابطه های نزدیک یک خوانواده بگوید.همه سریال ها راجع به طلاق بی احترامی فرزندان به پدر مادرها قتل دزدی....شما تلوزیون خود را روشن گذاشته تصویرش را نبینید تنها گوش کنید تنها صدای دعوا نا سزا و فریاد می شنوید...
    یاد سریال هایی چون همسران خانه سبز بخیر که داستان خانواده گرمی بود که چگونه در کنار هم با مشکلات کنار می آمدند و چکونه به هم علاقه داشتند.

  •   ادمها در بسياري از موارد بيشترين ضربه را ازناحيه "حرف مردم" ميخورند وبهخاطر حرف مردم ذست به كارهايي ميزنند كه نه عقل ونه دلشان راضي است. اگر هميشه انسان در لحظه تصميم گيري فقط به دل خود رجوع كند وكمترين توجه را به حرف مردم بكند هرگز مشكلي پيش نمي آيد كه مايه پشيماني شود .اين همان تقابل نفش اماره با نفس مطمئنه است.

  •   چرابايدباوجود اين همه مشكلاتي كه مردم تحمل ميكنند. بايد آخر شب را نيز باديدن چنين فيلم هايي به تلخي به پايان برسانند؟

  •   مراسم عزاداري ما ايراني ها با اون ضجه زدن ها و ... چيزيه كه در اسلام مطلوب نيست ( ما در اسلام اينهمه تأكيد به صبر بر مصيبت داريم و اينكه در ضجه و شيون روح مرده رو آزار ميده ) حالا چه اصراريه كه اين رسم غلط رو از طريق رسانه بازتوليد كنيم ؛ من نمي دونم .... اگه چيزي غلطه بايد سعي كنيم با نشون دادن نمونه هاي جايگزين اون رو اصلاح كنيم نه اينكه نسل به نسل درونيش كنيم.

  •   با تشكر از مطالب درج شده
    فقط اميدوارم كه آخر اين سريال ختم به خير نشود . عادت كرده ايم كه آخرش همه چي درست مي شود . ولي تو دنياي حالا نمي شه كليد هاي كنترل به اضافه زد را گرفت و همه چي را سر و سامان داد .

  •   سلام . از ژرف نگري و تحليل جامع و مطابق با حقيقت موجود جنابعالي به نوبه خود به عنوان كسي كه سعي در دريافت پيام يك اثر هنري دارد سپاسگذارم . اميدوارم شاهد روزي باشيم كه پيامها پيام صلح و آشتي - مهرباني و وفا - شرافت و نجابت باشد.

  •   من هر وقت این سریال رو تماشا میکنم احساس می کنم چیزی در وجودم به من تلنگر میزند و به همین خاطر از دیدن این سریال در عین جزابیت بیزارم چون بیش از حد واقعی است و بیننده را به چالش میکشاند و چون بر خلاف سریالهای آبکی انسان را به فکر میبرد بیننده برای فرار از واقعیت سعی در خدشه دار کردن سریال می کند که همانا فرار از واقعیت است با تشکر از نقد زیبا و حرفه ای شما
    میکائیل

  •   از این تحلیل به جا باید تشکر کرد . این سریال از معدودترین سریال هایی هست که واقعیت جامعه رو به تصویر کشیده . مسلما پخش چنین سریالی به ضرر خیلی از افراد در هر جایگاهی هست . همیشه در برابر واقعیت ، مخالفت های زیادی بوده . جامعه ما پر است از این اتفاقات و صحنه ها که در حقیقت مبارزه شیطان است با درستکاری و شرافت و چیزی که نگهدارنده آدم در این سختی هاست اعتقاد آدمه . توی جامعه ما خیلی انسانها هستند که به خاطر شرافتشون محکوم می شن.
    در ضمن شیطان که برادر و خواهر نمی شناسه . وقتی منفعت شخصی در کار باشه این چیزها مطرح نیست

  •   سلام و عرض خسته نباشيد به كليه عوامل اين سريال كه با هنرمندي خود جامعه اي را مبهوت خود كرده اند واقعاَ خسته نباشيد

  •   سلام.هميشه در تمام طول تاريخ حقيقت تلخ و سنگين بوده است.هيشه قضاوت هاي عجولانه عيش را به عزا تبديل كرده است.اما در كنار اين بعضي ها بايد ايمان داشته باشند كه در بدترين شرايط تنها خدا ياور بيپناهان است.

  •   هميشه عدم رعايت فاصله منطقي در دوستي ها و معاشرت ها مشكل ساز است و اكثر مردم واقعيت هاي زندگي را مي خواهند با دوستي ها و دشمني هاي افراطي بپوشانند.
    سريال زير تيغ به نوعي به اين آفت اجتماعي اشاره دارد كه در تحليل كارشناس محترم به زيبائي بيان شده است .

  •   صحيح مطلب اين است كه انسان هميشه ودر همه حال بايد در حال اصلاح عمل خود باشد . چند پدر و مادر را سراغ داريد كه به فرزندان خود مديريت بر خشم را آموزش بدهند،همان چيزي كه موضوع سريال زير تيغ است ؟
    تحليل شما از فيلم مذكور اگرچه خوب وعميق است و به مهمترين موضوع آن (مدير فاسد دنيا پرست ) اشاره كرده اما در باره بستر تربيتي (مديريت بر خشم ) و بستر قضايي آن (مجرم شدن اتفاقي افراد سالمي كه هرگز توان انجام جرم عمدي را ندارند) تحليلي ارائه نداده است .
    طبيعي است كه اگر اجراي عدالت در جامعه نهادينه شده باشد (حتا با تاخير) اميد افراد به رسيدنشان به حق بيشتر مي شود و به طور چشمگيري از تعداد مجرمان اتفاقي كاسته مي شود اما چون ردپايي از عدالت ديده نمي شود مردم راحت عصباني مي شوند و تو روي همديگر مشت و چاقو و اسلحه وغيره مي كشند . گرچه مي دانم پيام مرا درج نميكنيد چون پرسنل خودتان نيستم اما اگر خودتان هم آن را بخوانيد و آگاه شويد من به هدفم رسيده ام كه لا اقل يك نفر را ارشاد كرده ام .

  •   سلام.زير تيغ سريالي است كه بازيگران آن من و تو هستيم. اين سريال ميگه مواظب باش كه چي كار ميكني...
    زير تيغ به خاطره اين جا افتاده شده كه داستاني امروزي و برخاسته از بين مردم داره زندگي همينه تلخ و شيرين ...
    دست نويسنده كارگردان بازيگران و همه عوامل اين سريال درد نكنه.

  •   دوست عزيز واقعيت و اشتباه و بدشانسي
    برادر و غير برادر را نمي شناسد ..
    اين سريال واقعيتي است كه شايد شما به آن بر نخورده باشيد ولي هست . به شكلهاي مختلف حالا اينجا در اين سريال اينگونه بيان شده بببين روح سريال چه چيزي مي گويد .
    1. هر كس رفت زندان آدم تبهكار و بدي نيست
    فرصت بهش بديم
    2. به فكر تاثير كار هامون بر روي جامعه و ديگران هم باشيم . هر كاري يك اثر مستقيم و كوتاه مدت و قابل ديدن براي تو و من داره
    اما يك روي ديگر آن كه مهمتر است اثر غير مستقيم و بلند مدت غير قابل مشاهده براي تو ومن غافل و لي قابل مشاهده براي ديگران كه تحت تاثير آن قرار مي گيرند و نمي دونند از كجا خوردند .

  •   سلام در پاسخ به دوست عزیزمان که گفته مگر می شود برادر بدخواه برادر باشد. باید بگویم بله. خیلی خوب هم میشود. عموهای خود من کاری کردند بدتر از کار برادر محمود.

  •   عزيزيم از اين پرسش شما تعجب مي كنم كه مگر مي شود برادر بدخواه برادر باشد ؟!چرا نمي شود؟ همه چيز به ذات انسان بستگي دارد.ميشود كه پدر هم ناخواسته كاري كند كه نوعي بدخواهي براي فرزندش محسوب شود. حالا برادر كه جاي خود دارد . بعد هم خيلي انسانها در اين زمان منفعت خويش را به روابط عاطفي و انساني خود ترجيح مي دهند و پا روي همه ي اصول اخلاقي مي گذارند.چه خوش است گر محك تجربه آيد به ميان تا سيه روي شود هر كه در او غِِِِِش باشد.

  •   گذشته از اينكه سريال موفق و تا ثير گذار است نقد شما هم خيلي خوب داستان را به واقعيت هاي جامعه پيوند داده است

  •   با سلام
    اين سريال بسيار زيباست و بر خلاف ديگر سريالهايي است كه،در خانه هاي اشرافي تهيه مي شود و مردم هيچ هم ذات پنداري با آن ندارند و همواره عشق و عاشقي در سطحي ترين و نازلترين شكل در آنها مطرح ميشود.
    در اين سريال مشكلات واقعي مردم به تصوير كشيده شده. همان مشكلاتي كه هر روز و هر ساعت با آن دست به گريبانيم. هنر نمايي بسيار زيبا و تاثير گذار معتمد آريا، پرستويي، توكلي و پسيان و .. همه بر تاثير گذاري اين مجموعه افزوده است. كه مطمئنا همه براي ديدن اين سريال همچون من لحظه شماري ميكنند.
    موسيقي زيباي حسين عليزاده، انتخاب هنرمندانه و دقيق كارگردان و ديگر عوامل دست به دست هم داده اند تا سريالي برخاسته از متن و زندگي مردم به نمايش در آيد. همه عوامل اين مجموعه از جنس مردم هستند. دنياي واقعي و نه ايده ال به محك مردم گذاشته ميشود تا خود قضاوت كنند. محمد رضا هنرمند به كمك تمام عواملش زندگي و تمام واقعيتهاي تلخ و گزنده اش را به گونه اي مطرح ميكند كه مردم خود را زير تيغ مي بينند نه محمود را. زير تيغ زندگي و واقعيتهايي كه هيچ كس انتظار انرا نميكشد ولي بيرحمانه اتفاق مي افتد...
    با تشكر
    ليلا

  •   بسیار زیبا و دلنشین ساخته شده تنها سریالی است که به شعور بیننده توهین نشده است و هر کس با دیدن این سریال تکان کوچکی میخورد.

  •   ابتدا ضمن تشكر از تحليل زيباي شما در پاسخ نظر دوم که گفته بودند مگر میشود برادر بدخواه برادر باشد باید بگویم بله بارها در روزنامه ها خوانده ایم که برادری برادرش را بخاطر این پول کثیف کشت . گاهی پیش می آید که یک دوست از برادر انسان هم به او نزدیک تر است و در تمامی مشکلات همپای اوست و این کینه های سخت است که باعث میشود دلهایمان سیاه گردد دست به هرکاری بزنیم.

  •   با سلام و تشكر
    بايد به خاطر سريال جذاب و ديدني از كارگردان و دستندركاران آن تشكر كرد، گفتن حقايق جامعه ناراحتي و نگراني ندارد.جاي تبريك به هنرمندان به ويژه بازيگر بسيار توانا جناب پرستويي و پسياني و معتمد‌آريا و سايرين به خاطر ايفاي نقش خوب و تبيين موضوع دارد.

  •   دوست عزیز همیشه درجه نسبتهای فامیلی باعث رفتارهای اجتماعی مناسب نمیشود چه بسا مادرانی که توسط فرزندان کشته شده اند وبهترین مثال داستان هابیل وقابیل و داستان سگ اصهاب کهف میباشد پس بانظر تنگی به کار هنری به این زیبایی وسنگینی ساده نگاه نکنید فقط کمی به اطرافتان نگاه کنید میبینید که این سریال ایینه جامعه پیرامون ماست

  •   خيلي جالب بود واقعا لذت بردم درضمن درجواب اين دوستمان كه گفتند برادر بدخواه برادر باشد چرا هست از اين بدترش هم هست چون من خودم هم گرفتارشم خدا آخر وعاقبت همه ما رو بخير كند

  •   اين سريال واقعيات موجود در جامعه را بيان ميكند هر چند كه اين واقعيت تلخ است چه راند خواري چه تصميمات عجولانه

  •   سلام من به نویسنده و کارگردان این سریال تبریک می گویم که اینقدر قدرتنمند کار کرده و توانسته اینچنین به درد جامعه بپردازد دردی که همه ما به آن دچاریم وبدون تفکر زبان به حرف هایی می گشاییم که همه چیزمان و بقیه را به باد می دهد .چرا کمی فکر نمی کنیم که کمی خود را جای بقیه بگذاریم .خدا کند ما قبلاز حرف زدن کمی تعمل کنیم .من به نوبه خودم و خانواده ام از تمامی دست اندر کاران این سریال تشکر می کنم و به همگی موفقیتشان را تبریک می گویم .

  •   تحلیل شما مثل خود سریال حرفه ای و عالی بود.
    راستی چرا هر وقت یک سریال ضعفهای ما و جامعه ما را نشان می دهد، خیلی ها بهشان برمی خورد و دنبال بهانه برای عدم پخش آن می روند ولی انبوه سریالهای آبکی پخش شده هیچ اعتراضی در پی ندارد؟

  •   سلام من قبلا"نيز نوشته بودم ولي نميدانم چرا ثبت نشد ضمن تقدير از زحمات دست اندركاران سريال من فكر مي كنم كه اين سريال همان اندازه كه دربين خانواده ها محبوب شده به همان نسبت نيز ببين افكار جامعه تاثير منفي مي گذارد مگر ميشود كه برادر بدخواه برادر باشد وآنوقت دائي عزيزتر ازجان



  • نظرات و پیشنهادها:
    آدرس پست الکترونيکي :