صفحه اولآرشيوجستجوتماس با ماپيوندهاورزشيخبرنامه
 نسخه چاپي خبر  ارسال به دوستان   iran web hosting & web design


از اوایل تابستان، آمریکایی‌ها به تعبیر صدام، «استراتژی جوجه تیغی» را علیه جمهوری اسلامی استفاده کردند و به جای رویارویی مستقیم با ایران، مانند یک جوجه تیغی که در درگیری با مار، به دم مار حمله می‌کند، سعی کردند با حمله به لبنان در تابستان و اقدامات گسترده در عراق در زمستان، دنباله نفوذ ایران در منطقه را هدف بگیرند.

۳۰ دي ۱۳۸۵ - قبل از ظهر ۱۱:۳۳ تعداد بازديد: 79384 كد خبر: ۵۸۳۴۰

دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام در گفت‌وگوی ویژه خبری شبکه دوم سیمای جمهوری اسلامی گفت: آمریکا از شش ماه پیش وارد فاز برخورد جدی با ایران شده است و احتمالا تا دو ماه آینده شاهد نشانه‌های آغاز این برخورد خواهیم بود.

دکتر محسن رضایی افزود: استراتژی جدید بوش در عراق برخلاف مواضع قبلی وی در پنج سال گذشته دارای ابهاماتی بود که این ابهامات احتمالا مربوط به برخورد با ایران است و آمریکا قصد دارد تا با برخورد با ایران، مشکل خود در خاورمیانه را حل کند.

فرمانده سابق سپاه پاسداران، ابعاد برخورد آمریکا با ایران را عمدتا اقتصادی، سیاسی و امنیتی توصیف کرده و افزود: آمریکایی‌ها قصد دارند با استفاده از حربه تحریم و گسترش آن برای کشور، مشکلات جدی اقتصادی ایجاد کند و از آن برای ساختن نارضایتی اجتماعی استفاده کند و سپس با استفاده از اپوزیسیون وارد فاز سیاسی شود و در ادامه از منافقین و گروه‌های تروریستی برای ایجاد مشکلات امنیتی برای کشور استفاده کند که البته اقدامات محدود نظامی از قبیل حمله موشکی به مراکز هسته‌ای ما نیز بعید نیست به عنوان اقدامات حاشیه‌ای مطرح باشد.

رضایی درباره میزان جدی بودن دولت بوش در تصمیم برخورد با ایران گفت: بعد از آغاز دور جدید فعالیت هسته‌ای ایران، آمریکایی‌ها خیز بلندی برای بردن پرونده هسته‌ای ایران به شورای امنیت و اقدام علیه جمهوری اسلامی برداشتند که در این راه، شکست خوردند و با اعلام همراهی خود با «1+5» و حمایت از بسته پیشنهادی و بیانیه خانم رایس برای آمادگی آمریکا برای مذاکره با ایران، دور نخست رویارویی ایران و آمریکا به نفع جمهوری اسلامی به پایان رسید. اما از اوایل تابستان، آمریکایی‌ها دور جدید برخورد با ایران را آغاز کردند که در این دوره به تعبیر صدام، «استراتژی جوجه تیغی» را علیه جمهوری اسلامی استفاده کردند و به جای رویارویی مستقیم با ایران، مانند یک جوجه تیغی که در درگیری با مار، به دم مار حمله می‌کند، سعی کردند دنباله نفوذ ایران در منطقه را هدف بگیرند و با حمله به لبنان در تابستان و اقدامات گسترده در عراق در زمستان، سعی کردند نفوذ ایران در این دو بخش مهم خاورمیانه را کاهش دهند و همزمان مقدمات برخورد جدی با ایران را آغاز کردند که قطعنامه نخست شورای امنیت در مرداد و قطعنامه تحریم در دی ماه در این راستا به شمار می‌رود. البته با توجه به ناکامی آمریکا در لبنان، اگر مذاکرات لاریجانی ـ سولانا به نتیجه می‌رسید و قطعنامه تحریم تصویب نمی‌شد، دور دوم رویارویی ایران و آمریکا نیز به سود جمهوری اسلامی خاتمه پیدا می‌کرد، اما این فرصت گذشت.

دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام درباره حجم گسترده تبلیغات آمریکا در مقطع اخیر گفت: البته بخشی از مطالبی که مقامات آمریکایی می‌گویند، جنگ روانی است و هدف آن، تسلیم ایران و وارد شدن جمهوری اسلامی به دادن امتیازات بدون اقدام عملی در برخورد است. اما ما نه باید دشمن را دست کم بگیریم و نه فریب جنگ روانی آنها را خورده و تسلیم شویم. بلکه باید آمادگی لازم در کشور برای مقابله با این تهدید ایجاد شود.

فرمانده سابق سپاه پاسداران با تاکید بر نقش دولت در پیش بینی تمهیدات اقتصادی برای جلوگیری از اثرگذاری اقدامات اقتصادی آمریکا بر زندگی مردم، فعالتر شدن وزارت خارجه، کمک به مسئولان پرونده هسته‌ای و هشیارتر شدن نهادهای امنیتی کشور برای مقابله با اقدامات جدید را در کنار آمادگی نیروهای مسلح برای دفاع از تمامیت ارضی کشور در کاهش تهدیدات موثر ارزیابی کرد و افزود: بنده نیز به عنوان یک سرباز کوچک دولت ایران در صورت لزوم آماده انجام وظیفه در نیروهای مسلح و هر جبهه‌ای که کشور مورد تهدید قرار بگیرد، هستم.

دکتر محسن رضایی، استراتژی جدید دولت بوش را «یا همه یا هیچ» ارزیابی کرده و افزود: نومحافظه‌کاران به این نتیجه رسیده‌اند که بدون تعامل با ایران قادر به حل مسئله عراق نیستند و شکست در عراق نیز به معنای نابودی کامل آنان است. به همین علت تصمیم گرفتند برخورد با ایران را آغاز کنند که در صورت پیروزی، یک فتح بزرگ برای دولت بوش است و در صورت شکست نیز فاجعه شکست آنها در خاورمیانه تداوم می‌یابد. البته انسان‌های عاقلی نظیر خانم آلبرایت در آمریکا هم هستند که به دولت بوش توصیه می‌کنند به جای راه برخورد، مسیر مذاکره با ایران را در پیش گیرد. اما خوی جنگ‌طلبی بوش وی را به سوی عراق سوق داده که احتمال موفقیت برای وی ناچیز و در عوض امکان شکست کامل در لبنان، عراق و ایران برای وی زیاد است.



  •   تمام اظهارات آمريكاييها براي ايجاد جنگ رواني در بين ايرانيها است اما اين به معناي غفلت از آمريكا نبايد باشد

  •   آمريكا هيچ غلطي نمي تواند بكند . اطلاَ مال اين حرفا نيست ولي مجبور است دست و پا بزند تا شايد خود را در منجلابي كه گرفتار شده نجات دهد . تا خون در بدن داريم به پاي اعتقادات و عقايد خود هستيم و اجازه ياوه گويي و دخالت را به هيچكس و ناكسي نميدهيم .

  •   ضمن تشكر از آقاي دكتر و مقاله ايشان بايد نكاتي را متذكر شويم :
    1- شكست آمريكا در لبنان , عراق و افغانستان ممكن است به معناي پيروزي مخالفين سيطره آمريكا بر منطقه باشد اما لزوما بمعناي پيروزي ما نيست .
    2- آمريكا مدتها بدنبال اين بوده و هست كه به طور مستقيم و بدون دخالت اروپا و بويژه انگلستان راه حلي براي بحران كشورهاي عراق و افغانستان بيابد و براي اين منظور همه جوره به ما سيگنال داده است . چرا به اين سيگنالها توجه نشده است .
    3- توصيه قرآن به تجهيز قوا لزوما تنها به معناي قواي نظامي نيست . چه ميزان از قدرت نرم استفاده كرده ايم ؟ چه ميزان به ديپلماسي اجازه بدست آوردن امتياز داده ايم .
    4- يكي از وجوه مميزه قدرت نرم ايجاد ائتلاف و اشتراك نظر به نفع خود در مقابل ائتلافهاي دشمن است . مگر وزن ائتلاف با ونزوئلا و سوريه قابل مقايسه با ائتلاف اروپا و آمريكا در مورد ايران است ؟ .
    5- آقاي دكتر قطعا با اين نظر موافقند كه ما نبايد بر طبل جنگ بكوبيم لذا از ايشان انتظار مي رود كه فعلا خود را آماده انجام وظيفه در جبهه نكنند . ايشان فعلا در حوزه تصميم سازي مي توانند نقشي بزرگتر در عرصه سياست كشور بازي كنند و قطعا نظرات ايشان در صورتي كه با صراحت و صداقت بيان شود هيچكس نخواهد توانست به آن شائبه ترس يا عدم دلسوزي وارد كند .
    6- آمريكا براي برداشتن صدام دوبار اقدام كرد و در فاصله اي ده ساله . چرا به او در مورد ايران فرصت چنين كاري را بدهيم . چرا بجاي ده سال درگيري و تحريم و ... اين ده سال را تبديل به دهه شكوفايي نكنيم . مگر تغيير در سياست هسته اي ما نماينده تغيير در اعتقادات يا نگرش ماست ؟ ما ده سال ديگر هم مي توانيم با شكلي غير قابل انكارتر و مورد قبول تمام جهان اتمي شويم .

  •   از مدتها قبل اين برخورد مشخص بود فقط با سياست عقب افتاد خود من به شخصه مدتهاست منتظرم آمريكا يك همچين حماقتي بكند چون واضح است تا يك سيلي جانانه نخورد سر جايش نمي نشيند (با يا دكلام امام كه فرموده بودند من اگر جاي شما بودم همان ناو اولي را در هرمز غرق مي كردم)اميدوارم اينبار پشيمان نشود كه مشتاقانه منتظريم
    امضا محفوظ

  •   امریکا هیچ وقت به حماقت حمله به ایران دست نمیزند ولی از یک نفر مثل بوش هیچ چیزی بعید نیست



  • نظرات و پیشنهادها:
    آدرس پست الکترونيکي :