صدور قطعنامه 1737عليه ايران كه به تحريم برنامه اتمي و موشكي ايران منجر ميشود، امري قابل پيشبيني بود، اما اينكه چرا در اين مقطع زماني و با اين كيفيت به تصويب رسيد، اهميت چشمگيري دارد و پيامهاي آن بايد به صورت جدي، مورد توجه مسئولان ديپلماسي كشور قرار گيرد.
صدور قطعنامه 1737عليه ايران كه به تحريم برنامه اتمي و موشكي ايران منجر ميشود، امري قابل پيشبيني بود، اما اينكه چرا در اين مقطع زماني و با اين كيفيت به تصويب رسيد، اهميت چشمگيري دارد و پيامهاي آن بايد به صورت جدي، مورد توجه مسئولان ديپلماسي كشور قرار گيرد.
به گزارش خبرنگار «بازتاب»، در دوران يك سال و نيم اخير، كه رويكرد جديد نظام جمهوري اسلامي در پرونده هستهاي آغاز شده، ايران اقدامات فعالانه اصلي خود را در پنج ماه نخست (از مرداد ماه تا آذر ماه 84) انجام داده كه اقدامات اصلي آن، شكستن مهر و موم و تعليق فعاليت مجتمع فراوري اورانيوم «UCF» و سپس مجتمع غنيسازي نطنز بود كه هرچند در آن مقطع، منجر به تبليغات منفي شديد عليه ايران و برنامه هستهاي كشورمان شد، به اقدام حقوقي عليه ايران نينجاميد و غرب نخست به برخورد با ايران در آژانس بينالمللي انرژي اتمي پرداخت و سرانجام، پس از مدتها در پايان سال 84، آژانس گزارش پرونده ايران را به شوراي امنيت سازمان ملل متحد فرستاد و شوراي امنيت هم در فرودين ماه سال جاري، تنها يك بيانيه غيرالزامآور عليه ايران صادر كرد.
اين گزارش ميافزايد: با وجود آنكه بيانيه يادشده، اولتيماتوم يك ماههاي براي ايران در نظر گرفته بود، پس از گذشت فرصت يك ماهه، موضع غربيها يكباره تغيير كرد و آنها پس از اعلام ارايه بسته پيشنهادي به ايران، آن را توسط خاوير سولانا به مقامات كشورمان تحويل دادند و براي حدود سه ماه، آرامش بر پرونده هستهاي حاكم شد، اما تأخير طولانيمدت و پاسخ ندادن شفاف به اين بسته، به تصويب نخستين قطعنامه شوراي امنيت در مرداد ماه انجاميد كه آن هم با تعيين يك ضربالاجل يك ماهه، خواستار تعليق غنيسازي تا 9 شهريور ماه شد.
اين گزارش ميافزايد: به رغم بياعتنايي ايران به اين قطعنامه، كشورهاي غربي تا مدتها پس از پايان اين مهلت، كاري نكردند و سرانجام از اوايل آبان، تلاشهاي خود را براي صدور قطعنامهاي ديگر عليه ايران آغاز كردند و پس از دو ماه و با نزديك به بيست جلسه بين كشورهاي «1+5»، شب گذشته موفق به تصويب آن شدند و اين در حالي بود كه برخي از بخشهاي تند پيشنويس اوليه از آن حذف شده است.
خبرنگار «بازتاب» ميافزايد: مرور اين دوره يك و نيم ساله و تأخيرات پياپي و اقدامات ضعيف عليه برنامه اتمي ايران، از يك سو مشخص ميكند كه مشكل غرب با ايران پرونده هستهاي نيست و از سوي ديگر، اين واقعيت را آشكار ميكند كه غربيها يا نميتوانند با ايران برخورد تندي انجام دهند و يا تمايل به چنين كاري در مقطع كنوني ندارند، به ويژه كه علاوه بر اقدامات پياپي چين و روسيه كه به خاطر منافع خود، بارها باعث تعديل و تضعيف لحن و موارد قطعنامه شدند، در برهههاي گوناگون، خود آمريكا و سه كشور انگليس، فرانسه و آلمان مواضعي نرم و ملايم در برابر ايران در پيش گرفتند.
اين گزارش ميافزايد: با اين حال در مجموع، نه غربيها و نه ايران، نتوانستند طرحي جامع كه در برگيرنده منافع و موضوعات مورد علاقه همه طرفها و شامل مسائل مهمي چون پرونده هستهاي ايران، ثبات منطقه و بحثهاي عراق و لبنان و فلسطين و نيز تمايلات اقتصادي طرفين باشد، ارايه دهند، هرچند موفقترين تلاش در اين زمينه، توافق يازده بندي علي لاريجاني و خاوير سولانا بود كه آن هم از سوي طرف غربي رد شد.
در پايان اين گزارش آمده است: اكنون نيز زمينههاي گستردهاي براي ايجاد يك توافق شفاف و همهجانبه وجود دارد كه در آن، نقطهنظرات ايران و منافع ايران و طرف غربي گنجانده شود تا بنا بر آن، بنبست پرونده هستهاي پايان يابد.