صفحه اولآرشيوجستجوتماس با ماپيوندهاورزشيخبرنامه
 نسخه چاپي خبر  ارسال به دوستان   iran web hosting & web design


مواضع پس از انتخابات اصلاح‌طلبان

۲۸ آذر ۱۳۸۵ - بعد از ظهر ۱۷:۵ تعداد بازديد: 32263 كد خبر: ۵۵۹۰۹

صدرا خليلي

در حالي كه هنوز نتيجه نهايي شمارش آراي شوراي شهر تهران اعلام نشده است، آمارها حكايت از انتخاب كانديداهايي با گرايش‌هاي مختلف دارد و در اين ميان اصلاح‌طلبان پس از انزواي يك سال و نيمه، توانستند 20 تا 25 درصد كرسي‌هاي شوراهاي شهر كشور را به خود اختصاص دهند و به نوعي از خمودگي سياسي بيرون آمده، وارد گود شوند.

حضور دوباره اصلاح‌طلبان در مديريت اجرايي، ناشي از عوامل متعددي است كه در جاي خود بايد به طور تفصيلي مورد مداقه قرار گيرند. اما عوامل زيادي در اين فرايند نقش داشته است.

در حالي كه عملكرد وزارت كشور دوران اصلاح‌طلبان، دورنماي جالبي در زمينه آزادي‌هاي سياسي و مشاركت حداكثري ندارد، بسياري از اصلاح‌طلبان پيشاپيش چنين وانمود مي‌كردند كه دست‌هاي بسياري در كار است تا اين گروه، پيروز صندوق‌ها معرفي نشوند و يا اين‌كه طرفداران اين گروه با استناد به تجربه‌هاي گذشته و نيز عدم راهيابي برخي از همفكران خود، مدعي بودند كه مشاركت مردم در انتخابات كم خواهد بود و همين امر، اصولگرايان را دوباره بر مسند قدرت خواهد نشاند. اين‌كه اصلاح طلبان در روزهاي قبل از انتخابات اعلام مي کردند، آقاي خاتمي متعلق به همه مردم است و به عنوان ميانجي وحدت اصلاح‌طلبان پا پيش نخواهد گذارد و يا بسياري ادعاهاي ديگر، از اموري بودند كه اصلاح‌طلبان در روزهاي پيش از رأي گيري، مصرانه تحقق آنها را انتظار ‌كشيده خود را پايبند آن نشان مي دادند، ولي با اعلام نتايج بسياري از شهرها و شوراهاي كشور، آنها را ناديده گرفته و هم‌اكنون برخلاف مواضع گذشته، حضور پرشور مردم و انتخاب كانديداهايي با رأي بالا را به نفع گروه خود، ثبت و ضبط كرده‌اند.

رأي بالاي هاشمي رفسنجاني در انتخابات خبرگان تهران و نيز آراي قابل توجه حسن روحاني از مواردي است كه اصلاح‌طلبان را وادار به موضع‌گيري در جبهه طرفداران هاشمي نمود و چنين ادعا كردند كه اين دو در طيف اصلاح‌طلبان قرار داشته و رأي بالاي آنان نيز برآمده از حمايت گروه‌هاي دوم خرداد از آنهاست.
راهيابي چهار نفر از اصلاح‌طلبان در انتخابات شوراي تهران و حصول نسبي شبيه همين نتيجه در سراسر كشور، از ديگر نكاتي است كه دوستان دوم خردادي شديدا بر آن پافشاري كرده و آن را از نشانه‌هاي ظفرمندي خود در اين دوره به شمار مي‌آورند.

اما سؤال اينجاست كه آيا اين برد اصلاح‌طلبان،‌ پيروزي به شمار مي‌آيد يا اين‌كه تلاش‌هاي بسياري اعمال مي‌شود تا لباس پيروزي و فتح بر شكست واقعي پوشانده شود؟ غفلت از موضوعاتي چند كه در پي خواهد آمد، علت اصلي چنين برداشتهاي نادرستي شده است:

1ـ مجموع آراي اصلاح‌طلبان در انتخابات رياست‌جمهوري را شايد بتوان تا 45 درصد برآورد كرد. آراي مهدي كروبي، مصطفي معين، محسن مهرعليزاده و تعدادي از آراي هاشمي رفسنجاني در مرحله د‌وم، روي هم رفته نتيجه‌اي كمتر از 50 درصد آرا را براي آنها به همراه داشته است اما در انتخابات اخير، سهم اصلاح‌طلبان از 45 درصد سال گذشته، به 20 درصد كاهش پيدا كرده است. يعني ميزان مقبوليت و اعتماد مردم به اصلاح‌طلبان، نه تنها افزايش پيدا نكرده، بلكه طي 5/1 سال با افت 50 درصدي مواجه شده است. از اين روست كه با قاطعيت مي‌توان گفت، اصلاح‌طلبان در اين انتخابات با شكست مواجه بوده‌اند، نه پيروزي. هرچند با تنوع كانديداها بار ديگر در ساختار حاكميت كشور مشاركتي 20 تا 25 درصدي يافته‌اند و البته اين امر را بايد به فال نيك گرفت و بابت آن به آنان تبريك گفت. 

2ـ در انتخابات شوراي شهر دوم و نيز مجلس هفتم كه نيروهاي دوم خرداد شكست سختي را متحمل شدند، افت مشاركت مردمي و برخي اعمال فراقانوني از دلايل شكست اين افراد ذكر شده بود. يعني مدعاي اصلاح‌طلبان بر اين استوار شده بود كه به علت عدم حضور طرفداران دوم خرداد در پاي صندوق‌هاي رأي، نه تنها مشاركت مردم كاهش پيدا كرده، بلكه موجب شده تا با تعداد آراي اندك، اصولگرايان به عنوان نامزدهاي منتخب معرفي شوند.

اما در اين انتخابات،(شوراها، خبرگان و انتخابات ميان‌دوره‌اي مجلس) بنا بر اعلام مراجع رسمي، مشاركت مردم، بسيار بيش از دوره‌هاي گذشته و حتي شوراي شهر اول و مجلسي كه پيروز آن اصلاح‌طلبان قلمداد شدند، گزارش شده و خصوصا در انتخابات خبرگان حضور بسيار چشمگير و اعجاب‌آوري از مردم به ثبت رسيده است.

اين‌گونه شكست اصلاح‌طلبان، بسيار دردناك‌تر از زماني است كه عدم كسب آراي مردم توسط آنان، به قول خودشان ناشي از افت مشاركت مردم بود. مضاف بر اين‌كه مفهوم و سيگنال‌هاي شايان توجهي هم، با چنين مشاركت پرشور و آنچنان نتايج غيرقابل باوري، براي دوستان دوم خردادي ارسال شده به شرط آن‌كه ديده بر آنها فرو نبسته و آنها را درك كنند.

3ـ ناكامي‌هاي شوراي شهر اول، كه اوج اختلافات اصلاح‌طلبان در آن به منصه ظهور رسيد و نيز انتخابات مجلس هفتم شوراي اسلامي و نهمين دوره رياست‌جمهوري كه در آنها هم تفرقه و تشتت، موجب شكسته شدن‌ آرا و بيرون نيامدن اصلاح‌طلبان از صندوق‌هاي رأي شد، در اين دوره از انتخابات با عبرت از اشتباهات گذشته، اصلاح شد و موجب ائتلاف قاطع قريب به اتفاق گروه‌هاي اصلاح‌طلب شد و چنان شد كه سيد محمد خاتمي رسيدن تمام اصلاح‌طلبان به ائتلاف واحد را به درستي يك پيروزي خواند، اما به رغم وحدت نيروهاي دوم خردادي، آنها از كسب اكثريت آرا باز ماندند و از آن سو در حالي نيروهاي مقابل و طيف اصولگرايان با اكثريت آرا پيروز شدند كه با يكديگر به وحدت نرسيده و چندگانگي را تجربه مي‌كردند.

4ـ يكي از دغدغه‌‌هاي اصلي اصلاح‌طلبان با توجه به كسب چند درصدي آراي كل كشور، اثبات افت مقبوليت احمدي‌نژاد و طرفداران وي در اين دوره از انتخابات است. غافل از آن‌كه چهارچوب كلي احمدي‌نژاد و حاميانش در قالب گروه‌هاي اصولگرا، مشخص و تعريف مي‌شود كه آنها صاحب اكثريت آرا شدند و از طرفي، اين دقيقا برخلاف پيش‌بيني‌هاي گذشته آنان درآمده كه ادعا مي‌كردند؛ حال كه حكومت يكدست شده، فضا با سكوتي شديد احاطه و فعاليت‌هاي سياسي و اقتصادي به انزوا كشيده مي‌شود. در حالي كه طيف‌هاي مختلف اصولگرا، با ديدگاه‌هاي متفاوت و در عين حال مباني واحد، نشان دادند كه در زمينه مديريت علمي و اجرايي، اختلاف نظرها و تفاوت‌هاي عميقي دارند و همين سبب ظهور گروه‌هاي مختلف اصولگرا و حضور گسترده طرفداران مختلف آنان در انتخابات شد.

5ـ گروه‌هاي اصلاح‌طلب كه در انتخابات گذشته و از جمله در مجلس ششم، با تخريب‌هايي كه عليه هاشمي رفسنجاني و حاميانش طرح‌ريزي و اجرا كردند، سبب شدند وي با رأي كمي انتخاب شده و در نهايت انصراف دهد. اكنون چگونه است كه به شدت خود را در زمره طرفداران هاشمي رفسنجاني به شمار آورده و ادعاهاي خود در مورد هاشمي رفسنجاني، مانند سمبل خشونت و سركوب را از ياد برده‌اند؟

جاي بسي شگفتي است كه گاه دوم خردادي‌هايي كه حتي حاضر به اجماع و توافق با كروبي نمي‌شدند امروزه دم از حمايت از هاشمي و روحاني مي‌زنند. آيا اين جز عقب‌نشيني استراتژيك و هدفدار از سخنان و شعارهاي قبلي آنان است؟! هرچند اين امر را نيز مي‌توان از منظري وحدت گروه‌هايي از خانواده نظام و امري مبارك دانست.

6ـ سخن پاياني اين‌كه اگر گروه‌هاي اصولگرا در اين دوره موفقيت چشمگيري داشتند، بدون شك يكي از علل و عوامل آن، عملكرد نزديك به دو ساله احمدي‌نژاد و مجلس هفتم و شوراي شهر گذشته بوده است. پس با اين توضيحات هيچ مفري براي مصادره به مطلوب خوبي‌ها و موارد مثبت انتخابات اخير به نفع اصلاح‌طلبان باقي نخواهد ماند.

هرچند از اين نكته نبايد گذشت كه حضور منظم و تشكيلاتي اصلاح‌طلبان كه موجب ايجاد فضاي چند صدائي در انتخابات شد، قطعا" در افزايش مشاركت مردم موثر بوده است و از اين بابت بايد از آن‌ها سپاسگذار بود.




  •   من یک انتقادی دارم آیا در تهران به این بزرگی تعدادی مدیر دلسوز واقعا" پیدا نمی شود که ورزشکار حرفه ای ما اقدام می کند، واقعا" ما در کجا قرار داریم بهتر است ازین پس بجای واژه شورای شهر از باشگاه شهر استفاده شود.

  •   واقعيت اينست كه كانديداهاي طرف داران احمدي نژاد حداكثر 20% راي آوردند و اين يعني يه شكست بزرگ براي رايحه خوش...

  •    مثل اینکه باز هم دوران جنگ و دعوا و مشاجره این گروه (دوم خرداد .اصلاح طلب ) که آخرش هم ندانستیم چی را می خواهند اصلاح کنند !!!رسیده .مافكر كرديم بعد از انتخابات رياست جمهوري آنها دست از سر مردم بر ميدارند ولي آنها بيشتر از اينها ... خدا به داد این مملکت و مردم برسد .
    م.علي.شفيعي

  •   به فرض كه چند نفر آمدند و ديدند و باور كردند.جواب خدا را چه ميدهيد؟ از سايت بازتاب انتظار نميرود هر نوشته ي متعصبانه اي را روي سايت قرار دهد.
    حتي روزنامه ي كيهان هم اعتراف كرده كه اصلاح طلبان حدود 40 درصد آرا در سراسر كشور از آن خود كرده اند.چگونه شده كه نويسنده اين آمار را نصف كرده؟

  •   واقعا نويسنده اين مطلب بايد خجالت بكشد
    چه تحليل مسخره اي
    وسايت بازتاب هم به خاطر اينكه براي صدمين بار هيچكدام از اظهار نظرهاي منو نمي رنه بايد پاسخگو باشه

  •   مردم در اين انتخابات يك نه بزرگ به ليست رايحه خوش گفتند كه مربوط به دولت بود لطفا بيخود توجيه نكنيد.بعلاوه همه در اين انتخابات ادعاي پيروزي دارند از جمله شما

  •   مدتهاست که شما این لباس را بر قامتهای مختلف امتحان می کنيد

  •   متاسفانه نويسنده مقاله از فرط شوك و استيصال به جفنگ گويي و نتيجه گيريهاي تخيلي و فرا فكني روي آورده.لطفا ايشان را بيشتر تحويل بگيريد تا دچار مهمل بافي نشود.براي سلامتي اش ضرر دارد!

  •   ممكن است لطفا معيارهاي سايت بازتاب براي طبقه بندي اصلاح طلب و اصولگرا را يك بار مشخص فرماييد. آيا اگر بخشي از يك جناح از بخش ديگري از همان جناح انتقاد كرد اين يعني از دايره آن جناح خارج شده است.

  •   يك بند ديگري هم اضافه كنيد در مورد حمايت عجيب و غريب حضرات اصلاح طلب از آيت الله واعظ طبسي در خراسان. اينها در طول بيست سي سال گذشته حتي يك بار هم از آقاي واعظ طبسي به خوبي ياد نكردند و حالا يكدفعه چنان حمايت و تمجيد و تكريمي ميكنند كه همه ي جناح راست در طول بيست سال گذشته نكرده... اين داستان چيست؟ شما ميتوانيد سر در بياوريد؟
    قضيه ي دانشگاه آزاد هم همينجوري شده... اينها من نميفهمم بعد از عمري مخالفت با دانشگاه آزاد حالا يكدفعه شده اند طرفدار آقاي جاسبي و دانشگاه آزاد... من كه مانده ام در عجب...

  •   شما هم از رانت نظام استفاده كرده و تا ميتوانيد نسبت به اصلاح طلبان عقده گشايي كنيد. چنان نماند و چنين نيز نخواهد ماند!

  •   با سلام 0تا حالا كه هيچگاه انتقادات مرا روي سايت قرار نداديد لااقل اينبار تشكر من را از
    تحليل منطقي لباس پيروزي .... اعلام كنيد.
    واسعي

  •   چرا پيروزي طرفداران آقاي قاليباف كه هميشه مورد مخالفت شخصي رييس جمهور و طرفدارانش بوده است و حتي در اين انتخابات هم آقاي بذرپاش حاضر نشد آنها را در ليست قرار دهد به احمدي نژاد منتسب ميشود ؟؟؟ همه مي دانيم كه پيروزي طرفداران قاليباف در واقع شكست فاحشي براي رييس جمهور و طرفداران او محسوب ميگردد. پس عذر بدتر از گناه نياوريم و پيروزي طرفداران قاليباف را به حساب احمدي نژاد نگذاريم.... ملاك پيروزي احمدي نژاد ليست رايحه خوش خدمت و ميزان راي آقاي مصباح يزدي مي باشد و نه چيز ديگر...!!!



  • نظرات و پیشنهادها:
    آدرس پست الکترونيکي :