خواروبار براي دانشجويان دختر
در پي استدبار شديد دانشجويان پسر خوابگاههاي دانشگاه تهران از كيف اهدايي رييس جمهور در آستانه انتخابات، سایت ناگفتهها ادعا کرد، هداياي رئيسجمهور به دانشجويان دختر کوي دانشگاه هم رسيد.
هرچند هنوز از صحت این خبر مطمئن نشدهایم، اما گويا بعد از آن كه كيفهاي اهدايي به طرز ناجوانمردانه اي كيف انگليسي ناميدهشدند، طي يك سري تغييرات نه چندان ماهوي، هداياي دانشجويان دختر شامل اجناس ذيل بوده است: برنج 5 كيلو، پنير 450گرم، كره 4 بسته 100 گرمي، يك شيشه مربا و 10 عدد تخم مرغ.
اما از آنجايي كه انگار هميشه بايد دانشجوها يكجوري ناراضي باشند، بعضي از دخترخانمهاي دريافتكننده هدايا اعلام كردهاند كه چرا به همكلاسيهاي ما كيف و كتاب و بن كتاب دادهايد و به ما برنج و پنير و كره و مربا؟ در حالي كه ما هم به همين ميزان مي توانيم در اين انتخابات راي بدهيم!
يكي از آگاهان در همين زمينه هيچ اظهار نظري نكرده است.
معرفي شهردار جرأت میخواهد
حسينآقاي شريعتمداري (ملقب به حسينآقامان) طي حمله تندي به اصولگرايان حامي دولت در انتخابات شوراي شهر تهران نوشت: « معرفي شهردار جرأت میخواهد»
در همين رابطه اصولگراهاي اصلاحطلب (برو بچز قاليباف اينا) به شدت از اين نظر شريعتمداري استقبال كرده و گفتند «ها...خب راست مگه ئي يرهگه!... اگه جرئت دِرِن شهردارتانِ معرفي كنن»
در مقابل برخي اصولگراهاي مذكور كه متلك اين تيتر را كاملا –تا عمق 18 سانتيمتري!- احساس كرده بودند با دلخوري گفتند :«محصولي داريم شاه نداره، توي بساطش آه نداره!». در پي اين نظر مهرداد بذرپاش و محمد عليآبادي چند فقره چشم غره و دندان قروچه اصولي به محصولي تحويل دادند. محصولي هم گلايه كنان گفت: «اي بابا... هنوز نه به داره نه به باره...»
راستي حسينآقامان يك شعري هم آخر مقالهاش نوشتهبود كه حال مبسوطي به ما داد:
گفتي كه منم ماه نشابور سرا
اي ماه نشابور، نشابور تو را
آن تو، تو را و آن ما نيز تو را
اكنون به نگويي كه خصومت ز چرا؟!
(راستي يادم باشد وقتي انتخابات تمام و اوضاع آرام شد، همين سوال را از بعضيها بپرسم: آن تو، تو را و آن ما نيز تو را --- اكنون به نگويي كه هويت ز چرا؟!)
تو رو قسم به اون خدا!
من نميدانم چرا بعضيها كه «دستشان ميرسد»، آن كاري را كه شايستهاش هست نمي كنند و ميروند سراغ كارهاي كوچك. آفتاب نوشت: مريم بهروزي، دبير كل جامعه زينب(س) و از چهرههاي شاخص اصولگرايان ميگويد: احمدي نژاد را به قرآن قسم دادم تا به حاميانش تاكيد كند با ديگر گروههاي اصولگرا وحدت كنند.
واقعا حيف نيست آدم دستش به آقاي احمدينژاد برسد و بتواند حتي رييس جمهور را قسم هم بدهد و آن وقت ايشان را براي موضوعي به اين بي اهميتي قسم بدهد. من كه اگر موقعيت خانم بهروزي را داشتم، ايشان را قسم ميدادم كه ....
بگذريم. ما هم انگار يك چيزيمان ميشود ها!
احساس خطر
خاتمی در دیدار ائتلاف اصلاح طلبان گفت: «احساس خطر میکنم»
در همين راستا يك متخصص مغز و اعصاب گفت: خيلي جالب است كه آقاي خاتمي بعد از 5 سال كه بايد احساس خطر كند، حالا به اين احساس رسيدهاست. وي اين پدیده را "تاخير انتقال عصبي حاد" ناميد.
برنامه داريم اين هوا!
حاجي، وزير آموزش و پرورش سابق و رييس ستاد خاتمي اسبق (دوم خرداد) و سخنگوی ائتلاف اصلاحطلبان فعلي با بیان این که اصلاحطلبان برای مدیریت شهر تهران برنامه مدونی تهیه کردهاند، توضیح داد: ما به وسیله رایزنی با متخصصان و بهرهگیری از اسناد موجود و تماسهای نزدیک با شهروندان توانستهایم به یک بببرناممه ممنسججميی برای رفع مشکلات مردم تهران برسیم که به وسیله برنامههای بلندمدت و کوتاه مدت به حل آن اقدام خواهیم کرد.
بعد از اين سخنان يكي از حضار پرسيد «به چيچي دست يافتهايد؟» و حاجي كه ميخواست "برنامه منسجم" را هجي كند، دچار افت فشار شد.