اين حضور نشانگر نکات ديگري هم هست که ميبايست به آن توجه کرد. در درجه اول، براي کارگزاران حکومتي و دولتي که به اسم جمهوري اسلامي و دولت ديني رشته امور را در دست دارند.
امروز يکي از چهرههاي برجسته حوزه علميه قم، آيتالله العظمي ميرزا جواد تبريزي توسط مردم قم و شمار زيادي از علاقهمندان وي که از شهرها و حتي برخي از کشورهاي حاشيه خليج فارس به قم آمده بودند، تشييع و در حرم مطهر حضرت معصومه (س) دفن شد.
نويسنده اين سطور که خود در تشييع جنازه حاضر بود، شاهد حضور هزاران نفر در اين تشييع بود که با عشق و علاقه و با چهرههايي مضطرب و در عين حال شائق، در اين تشييع شرکت کرده بودند. روشن است که تصاوير اين تشييع جنازه بر اساس آنچه که از زواياي مختلف فيلمبرداري شده، در رسانههاي تصويري قابل رؤيت خواهد بود.

اگر قدري به گذشته مراجعه کنيم، فراوانند کساني که تشييع جنازه آيتالله العظمي بروجردي را به خاطر دارند و از فراواني جمعيتي که آن روز در قم اجتماع کردند، خاطرهها ميگويند. خود ما نيز خاطره تشييع پيکر برخي از مراجع ديگر قم از جمله حضرت آيتالله العظمي گلپايگاني را به خاطر داريم. و در رأس آنان، تشييع امام امت که شايد بيمانندترين تشييع انجام شده در تاريخ است.
اما جداي از آن که اين تشييع عشق و علاقه وافر مردم را به مرجعيت نشان ميدهد، اين حضور نشانگر نکات ديگري هم هست که ميبايست به آن توجه کرد.
در درجه اول، براي کارگزاران حکومتي و دولتي که به اسم جمهوري اسلامي و دولت ديني رشته امور را در دست دارند. آنان مي توانند با ملاحظه اين تصاوير دريابند که ايمان مردم در اصل به دين است و قدرت و سکان داري بدون اعتناي به دين و دينداري و اهميت دادن به شرع و احکام ديني و دفاع از حقوق شرعي مردم، چيزي نيست که ارزشي داشته باشد. آن چه که مردم از آن تقدير مي کنند، متن حق و حقيقت است، چه صاحب آن بر سرير قدرت باشد يا در حاشيه و خانه و مدرسه سرگرم درس و بحث. اين علم و تقواست که مردم از آن تقدير ميکنند.
اهميت ديگر اين تشييع، براي دولت نهم است که معالاسف طي يک سال گذشته، رابطه اش با مرجعيت چندان مستحکم نبوده است. اگر کساني در دولت هستند که تصور مي کنند، همين که به اسم دولت اسلامي بر سرير قدرت نشسته اند کافي است و مردم تنها آنان را به عنوان نماينده دين ميشناسند، عليالقاعده بر خطا بايد باشند. آنان گرچه مشروعيت خود را از رأي مردم و تصويب آن توسط رهبري گرفته اند، اما به هيچ روي، وضع چنان نيست که احساس بي نيازي از مرجعيت کرده و از آن فاصله بگيرند. اگر مردم در جايي به آنان رأي مي دهند، در اينجا هم با حضور در اين قبيل مراسم، نشان ميدهند که، آن که بر دلها حکومت مي کند، کسي است که به تمام معنا در خدمت دين و مردم باشد. اميدواريم دولت نهم، بخشي از تواضع و خاکي بودن خود را که بر آن تأکيد مي کند، در برابر مرجعيت نشان داده، برابر آنان فروتني کرده و به سخن اينان که هم محبوب مردم هستند ودر عين حال، متخصص در دين، گوش فرا دهد و بي اعتنايي نکند.
اما يک گوشه ديگر اين تشييع جنازه، درسي براي لائيکهاي ماست که تصور ميکنند هرچه دنيا جلوتر مي رود، مردم بي دين تر مي شوند و گويا فرهنگ جديد غربي حرف اولين و آخرين را ميزد. اين جماعت، با کمال تأسف، صد سال است که همين خيال خام و اشتباه را ميکنند. اما هر بار که مرجعي ميميرد و موج جمعيت در تشييع آنان حاضر مي شود، در مي يابند که تاکنون به خطا رفتند و مردم همانجا، يعني سرجاي اصلي خودشان، ايستاده اند. شک نبايد کرد که حتي اگر مردم براي مدتي آن راه و رسم را فراموش کرده و دنبال اين و آن بروند، باز در وقت حساس، حس باطني و علائق ايماني خود را در ارتباط با استوانههاي علم و تقوا نشان مي دهند و امروز يکي از آن روزها بود.
روشن است که در ميان تشييع جنازههايي که انجام ميشود، چنين جمعيتهايي در اين وسعت و با اين عشق و علاقه، تنها براي مراجع ديني اجتماع مي کند. اين امر البته منحصر به مسلمانان نيست. اين حضور نشانگر آن است که مردم، پيرو آناني هستند که بر دلهايشان حکومت ميکنند.
* رسول جعفريان