موقعيت جغرافيايي جزيره ايمرالي در درياي «مرمره» واقع شده و خالي از سكنه بوده و از نظر مساحت نيز پس از جزيره مرمره، دومين جزيره بزرگ اين درياست. جزيره نامبرده در اختيار نيروي دريايي بوده و زندان ايمرالي نيز در آن واقع شده است. پيش از انتقال عبدالله اوجالان به اين زندان، همه زندانيان تخليه شده و تنها يك زنداني به نام «اوجالان» دارد. گفتني است كه عدنان مندرس از نخست وزيران سابق تركيه در اين زندان اعدام شده است.
وضعيت امنيتي ايمرالي در اين جزيره، شبانه روز (24 ساعته)، هفتصد پرسنل امنيتي انجام وظيفه ميكنند كه 250 نفر از آنان، افسر و درجهدار و بقيه سربازان كماندو هستند. تجهيزات امنيتيشان هم عبارت از يك كشتي بزرگ جنگي، يك زير دريايي، دو كشتي جنگي كوچك، شش قايق امنيتي ساحلي و شش جت ساحلي كوچك.
اوجالان 24 ساعته و لحظه به لحظه زير نظر است؛ ساختمان سه طبقه است و نگهباناني كه در داخل ساختمان، انجام وظيفه ميكنند، مسلح نيستند. حتي اگر يك درجهدار مسلح هم وارد شود، در نقطه آخر، سلاح خود را به نگهبانان تحويل ميدهد. پايينترين طبقه ساختمان؛ يعني طبقهاي كه اوجالان در آن است، به كلي از يك ديوار گوشتي پوشيده شده و تجهيزات الكترونيكي بسياري در آن فعال هستند. در طبقه دوم و سوم نيز پرسنل مسئول امنيت داخلي و وسايل گوناگون متعلق به پرسنل، بايگاني، كامپيوتر، سيستمهاي رادار و انبار دارو كه داروها در آن وجود دارد، قرار دارند. اوجالان در پايينترين طبقه ميماند و تا جايي كه در مانيتورهاي گيرنده ديده ميشود، مكاني 10ـ9 متر مربعي براي هواخوري است كه روي آن با سيم خاردار پوشانده شده است و نزديك به ده دوربين متصل به مانيتور، وي را دايم؛ در حمام، توالت، هواخوري، هنگام خواب، موقع نوشتن؛ يعني شبانه روز تحت نظر دارند. به غير از كماندوها، همه كساني كه در ايمرالي انجام وظيفه ميكنند، هر سه ماه يك بار تعويض ميشوند.
اوجالان و ستاد مشترك ارتش تركيه از اطلاعات منتشره در مطبوعات تركيه درباره اوجالان و زندان ايمرالي كه وي در آن ميماند، معلوم ميشود عبدالله اوجالان از زماني كه دستگير شده است تاكنون، در مكاني اين چنيني كه ايزولاسيون حاكم بر آن در هيچ جا ديده نشده است، نگهداري ميشود؛ مكاني كه بدون اجازه ستاد مشترك تركيه در آن حتي نمي توان آب خورد. اوجالان در زمان دستگيري در داخل هواپيمايي كه به تركيه منتقل ميشد، اعلام نمود: اگر من را اعدام نكنيد در خدمت شما خواهم بود. برخي از كارشناسان سياسي، با ارايه اين تحليل كه اوجالان پس از دستگيري با پردازش نظريه «جمهوري دمكراتيك»، مدتي طولاني به فعاليتهاي مسلحانه پايان داد، اين گونه ميانديشند كه وي واقعا ً در اين مدت ثابت كرد كه در خدمت است.
اوجالان كه در دومين جزيره بزرگ درياي مرمره، به تنهايي و تحت تدابير امنيتي بينظير در زندان نگهداري ميشود، گاه جنگ و گاه آتشبس اعلام ميكند و ستاد مشترك ارتش تركيه نيز عملاً ايمرالي را به عنوان مركز فرماندهي «پ.ك.ك» ميشناسد كه اين امر سبب ميشود، كارشناسان، تحليلهاي جالب و متفاوتي در اين باره انجام دهند. همچنين برخي از كارشناسان سياسي، اين موضوع را كه اوجالان در چنين زنداني، گاه آتشبس اعلام كرده و گاه مبارزان خود را به فعاليتهاي مسلحانه هدايت ميكند، اين گونه توجيه ميكنند كه اوجالان با دمكراسي و آزادي كه ارتش تركيه در آن جزيره فراهم آورده است، ميتواند پيامهاي خود را با وكلايش به سازمان و مطبوعات برساند.
چون اين روند در سايه برنامه ارتش انجام ميشود و اين اوجالان است كه پس از هماهنگي كامل بين «پ.ك.ك»، طالباني و بوش فرمان آتشبس را پس از ملاقات هفتگي مورخ 23/9/2006 يعني در ملاقاتي كه در مورخه 27/9/2006 به وي اعطا شده بود، اعلام ميكند و ميگويد: من وظيفهاي را كه بر عهده دارم، انجام ميدهم و «پ.ك.ك» را به آتشبس فرا ميخوانم. اميدوارم «پ.ك.ك» بهاين فراخوان گوش دهد و يقين دارم كه نتيجه بخش خواهد بود. پس از دستور فرمانده، «پ.ك.ك» رسماً اعلام ميكند در پي دستور رهبرمان از تاريخ 1/10/2006 بدون هيچ قيد و شرطي آتشبس ميكنيم. لازم به توضيح است كه از زمان دستگيري اوجالان تاكنون هرگز در عرض يك هفته، دو ملاقات به وي داده نشده بود، ولي به خاطر پيام استراتژيك، اين ملاقات داده ميشود.
آيا ارتش تركيه مخالف آتشبس است؟ چرا ارتش تركيه اعلام ميكند من آتشبس را قبول ندارم و تا خلع سلاح كامل و تسليم آنها به مبارزه ادامه خواهيم داد؟ در اين باره بعضي پرسشها به ذهن هم خطور ميكند. براي مثال؛ آيا نميشد ملاقات دومي در تاريخ 27/9/2006 به اوجالان داده نشود تا نتواند بيانيه آتشبس را صادر نمايد؟ يا اينكه ارتش تركيه هم در چهارچوب برنامههاي ديكته شده آمريكا حركت ميكند و مجبور است اين ملاقات را بدهد! به عقيده برخي از كارشناسان ارتش براي اينكه در اين معامله سود بيشتري نصيبش شود، اعلام ميكند من آتشبس را قبول ندارم و به نظر بعضي از كارشناسان ديگر خواهد گفت حمايت ما از اوجالان به خاطر اين است كه بر «پ.ك.ك» دو جناح عمده حاكم است كه ما در طول اين مدت نخواستهايم جناح اوجالان تضعيف شود و ميخواستيم كاري كنيم «پ.ك.ك» در خط اوجالان و اوجالان نيز در چهارچوب برنامه ما قرار گيرد.
اين مسائل نيز جاي بحث فراوان دارد. آنهايي كه اين مسئله را در چهارچوب نقش ارتش در سياست داخلي تحليل ميكنند، اين پرسشها را ميپرسند: منافع ارتش از هدايت «پ.ك.ك» به سمت اين برنامه كه در مورخه 1 ژوئن 2004 با فرمان اوجالان آتش بس پنج ساله شكست و «پ.ك.ك» وارد فاز جديد مبارزه مسلحانه شد و عرض اين دو سال چند صد نفر از نظاميان كشته شده و مادران داغدار شدند، چه بوده است؟ آيا بودجهاي كه براي مبارزه با ترور صرف شده تا حال بيش از 150 ميليارد دلار نبوده است؟ يا اينكه براي آقا بودن ارتش و براي اينكه بتواند در كشور حكم براند، تشكيلات «پ.ك.ك» لازم بود؟ به اعتقاد آنهايي كه مسئله را در چهارچوب استراتژيهاي منطقهاي و تأثيرات آن بر سياست داخلي تحليل و بررسي ميكنند ارتش مخالف آتشبس نبوده، بلكه به دنبال سهمخواهي از روندي كه آمريكا ميخواهد در منطقه به وجود آورد، است و ميخواهد تضميني از آمريكا بگيرد كه آقا بودنش در كشور مد نظر باشد.
ميدانيم تغييرات قانوني كه تركيه در چهارچوب هماهنگي با اتحاديه اروپا انجام داده است، از نقش تعيينكننده ارتش در سياست داخلي كاسته است. ارتش كه بزرگترين قلعه آتاتركپرستي است، به رغم اينكه عضويت در اتحاديه اروپا را يكي از اهداف آتاترك در جهت مدرن شدن و غربي شدن دانسته و از آن حمايت ميكند، از غير نظامي شدن و تغييرات دمكراتيك در چهارچوب هماهنگي با اتحاديه اروپا به دليل كاهش نقش تعيينكننده و نفوذش در سياست داخلي ناراحت است.
با اين كه عضويت در اتحاديه اروپا به لحاظ اينكه تركيه را از موقعيت يك كشور اسلامي متعلق به خاورميانه خارج كرده و به شكلي غير قابل برگشت و هميشگي آن را يك كشور اروپايي لائيك خواهد كرد مورد نظر و انتخاب ارتش به نظر ميرسد، اما معيارهاي اتحاديه درباره دمكراتيك شدن و غير نظامي شدن، ارتش را به آمريكا كه متفق اصلياش است بيشتر نزديك ميكند، زيرا آمريكا نه در استراتژيهاي خود در مورد اين منطقه و نه در سياست داخلي تركيه، مثل اتحاديه اروپا مطالباتي مانند دمكراتيك شدن و غير نظامي شدن را تحميل نميكند، بلكه به منافع استراتژيك و سياستهاي امنيتي خود اولويت ميدهد؛ بنابراين، از نقش رهبري كه ارتش درباره سكولاري و غربگرايي در تركيه ايفا ميكند، راضي است.
ايفاي يك نقش تسهيل كننده توسط ارتش ترك در استراتژي آمريكا در مورد مسئله كرد و شمال عراق گامي توصيف ميشود كه باعث حمايت آمريكا از ارتش خواهد شد و نفوذ رو به كاهش ارتش در سياست داخلي در روند اتحاديه اروپا را با ديگر افزايش خواهد داد. هم چنان كه «سوآت ايلهان»، ژنرال بازنشستهاي كه رئيس سابق اطلاعات ستاد مشترك بود، در كتاب «چرا نه به اتحاديه اروپا» اقدامات دمكراتيك شدن و غير نظامي شدن در چهارچوب قوانين هماهنگي با اتحاديه اروپا را خطري براي استقلال تركيه معرفي ميكند. ژنرال ايلهان در كتاب خود اين طور تحليل ميكند كه «اگر مطالبات اتحاديه اروپا برآورده شوند، ميدان تحرك براي «پ.ك.ك» و اسلام راديكال گسترش مييابد... اتحاديه اروپا بر مبناي تفاهم و درك متقابل عمل نميكند، فقط مطالبه ميكند... جغرافيايي كه تركيه در آن واقع است، با ثبات نيست... نفوذ ارتش در سياست معضل و مسئله تصور ميشود... . وي در اين كتاب ميگويد: منافع ژئوپلتيك تركيه آنكارا را ملزم ميكند با آمريكا و اسرائيل كه از نظر سياسي چيزي به تركيه تحميل نميكنند، همگام حركت كند.
در چهارچوب اين تحليلهاي ژئوپلتيك منطقهاي كه در داخل تركيه انجام ميشوند و يا در تحليلي ديگر، ميتوان گفت موافق نبودن ارتش با آتشبس نيز در چهارچوب برنامه آمريكاست تا بتواند از فرزند ناخلف خود؛ يعني «پ.ك.ك» بيشترين استفاده را بكند و كاري نمايد كه «پ.ك.ك» براي گرفتن مأموريت براي منافع آمريكا له له كند. حال منتظر ميمانيم ببينيم پيام بعدي ارتش كه از ايمرالي صادر خواهد شد، چيست!