حكومت امام علي (ع)، تجلي حكومت انساني و معرف حقيقي روح عدالت و مساوات اسلام است و نگاه امام علي (ع) به سياست، نگاهي توحيدي و الهي است...
از ديدگاه امام علي (ع)، جهاد با دشمنان و تأمين امنيت جامعه اسلامي، به سامان آوردن اوضاع اجتماعي و فرهنگي و تربيتي مردمان و رونق اقتصادي و آباداني سرزمينها، غايت حكومت اسلامي به شمار ميآيد.
حضرت علي(ع) در بهرهگيري از بيتالمال مسلمانان بنا بر قانون، اهميت بسزايي قايل بود و به كارگزارانش توصيه به بهرهگيري معقول و قانوني از بيتالمال ميكرد و آنان را از خطرها و آفتهاي قانونشكني در بيتالمال، بر حذر ميداشت.
سياست اقتصادي علي (ع)، در همه اعصار و قرون، يكي از اصوليترين سياستهاي اقتصادي است، به گونهاي كه علي (ع) درباره استفاده غيرقانوني «عثمان بن عفان» و نزديكان او از بيتالمال، ميفرمايند:
«هنگامي كه عثمان به خلافت قيام كرد، خويشاوندانش پا ايستادند و بيتالمال را مانند شتر مهار بريدهاي كه گياهان بهاري را بچرد، خوردند و بر باد دادند».
و به خاطر همين اصل در بهرهگيري از اموال است كه به مالك اشتر توصيه ميكند كه خود و نزديكان او در استفاده از اموال عمومي، حريم قانون را حفظ كنند.
«بپرهيز از اين كه چيزي را به خود مخصوص داري كه بهره همه مردم در آن (بيتالمال) يكسان است».
همچنين ميفرمايد: «والي، نزديكان و خويشاونداني دارد كه خوي برتريجويي دارند و گردنفرازي ... ريشه ستم اينان را با بريدن اسباب آن درآور و به هيچ يك از اطرافيان و خويشاوندانت زميني را به بخشش وامگذار».
و به كساني كه غيرمنتظره صاحب ثروت يا خانه و زميني ميشدند، دستور ميداد به سرعت منبع درآمد او را جستوجو كنند و به اين ترتيب، اگر كارگزاري به ناحق از بيتالمال سهم افزونتري براي خود ميگرفت، با برخورد تند علي ـ عليهالسلام ـ روبهرو ميشد.
علي (ع) نهايت توجه خود را در حفظ و حراست از بيتالمال و بهرهگيري درست از آن به كار ميگرفت، تا آنجا كه به كارگزارانش دستور ميداد حتي در نوشتن نامهها از اسراف بپرهيزند.
سيره حكومت علوي (ع)، روشنترين تجلي حكومت انساني و معرف حقيقي روح عدالت و مساوات اسلامي است.
بخششهاي نارواي بيتالمال و تقسيم غيرعادلانه آن در حكومت علوي، مردود و مطرود است. سياست علي ـ عليهالسلام ـ درباره بهرهگيري از بيتالمال و حفظ و حراست از اموال عمومي، تنها تئوري نيست كه آن را بنويسيم و در كناري بگذاريم، بلكه دستورالعملي است براي كشورداري كه بايد همه كارگزاران آن را ملاك عمل خود قرار دهند، چراكه با رعايت اين قبيل دستورالعملها، افراد بيخانمان و نيازمند، سامان ميگيرند و عدالت اجتماعي، تحقق مييابد.
علي كسي بود كه استانداراني را كه بنا بر روابط منصوب شده بودند، عزل كرد وكارگزاران شايستهاي را براي انجام امور گماشت و بر پايه توانايي، مسئوليت به آنان ميداد و در تأمين حقوق كارمندان و تلاش براي بهبود وضعيت معيشتي ايشان به مالك اشتر چنين دستور ميداد:
«به كارمندان حقوق فراوان بده، زيرا اين كار، آنان را در اصلاح خويش تقويت ميكند و به دنبال خيانت و رشوه ميروند و از خيانت در اموالي كه در اختيار آنهاست، بينياز ميسازد. به علاوه، چنانچه از دستور تو سرپيچي كردند و در امانت خيانت ورزيدند، حجت بر آنها تمام است و ميتواني متخلف را تنبيه كني».
و در قبال مديران ارشد نظام تأكيد داشت تا همسطح قشر ضعيف جامعه باشند، چرا كه:
«خداوند بر پيشوايان دادگر واجب گردانيده است كه زندگي خود را با طبقه ضعيف تطبيق دهند كه رنج فقر، مستمندان را ناراحت نكند».
عدالت هرچند شيرين است، اجراي آن سخت است. ايجاد حكومت عدل و عدالتپرور از آرزوهاي ديرينه بشري بوده است كه در هر زماني، تحقق چنين حكومتي را در سر داشته و دارند، اما در عرصه عمل، جوامع دچار تنشها و تضادها و تبعيضهاي ناروايي هستند كه موجب ايجاد شكاف و گسست طبقات در جامعه ميشود.
در حالي كه گسترش عدل و عدالت در جامعه، همواره موجب امنيت و آسايش و حفظ جامعه از مفاسد اخلاقي و ناراحتيهاي روحي و رواني است. هنگامي كه مردم جامعه احساس كنند كه امكان استفاده از بيتالمال و امكانات اقتصادي جامعه بنا بر سعي و تلاش صحيح و شايستهسالاري است، اميد به زندگي و حركت و رشد و توسعه در جامعه، افزونتر ميشود و اگر مجري حكومت، گسترش عدل و عدالت را در جامعه، سرلوحه كار خويش قرار دهد و بخواهد دست طمعكاران و متجاوزان را از بيتالمال قطع كند، اين امر براي عدهاي كه به سوءاستفاده از بيتالمال و دستاندازي به مال مردم و رفاه و خوشگذراني و امتيازات طبقاتي دل خوش كردهاند، بسيار سخت و ناگوار خواهد آمد.
دوران حكومت علي(ع)، نمونه بارز برخورد و واكنش چنين خواصي است. در حالي كه انگيزه علي(ع) در پذيرش حكومت، اصلاح وضع نابسامان جامعه و رفع تبعيض از عرصه اجتماع و گسترش عدالت اجتماعي در جامعه بود، با اقدام قاطعانه و بيعت و حمايت مردمي علي (ع) وارد عرصه عمل شد و در صحنه سياست عدالتگستري و برنامههاي اصلاحي او با دشمنيها و مخالفتها و كارشكنيهاي فراوان در عرصه عمل روبهرو شد.
در حقيقت عملكرد علي (ع) براي اشراف و صاحبان زر و زور و تزوير قابل قبول نبود، اما علي (ع) در ميان خواص و عوام بر پايه تكليف الهي، مسير عدالت را همواره كرد تا شهد شيرين «عدالت اجتماعي» را در جامعه گسترش دهد و در اين راه، بدون هيچ بيم و هراسي به انجام تكليف الهي و وظيفه حكومتي خود پرداخت و همين ايستادگي و مقاومت علي (ع) در برابر خواص بود كه به قيمت جانش تمام و موجب شد مجري عدالت را در محراب عشق به شهادت رسانند و جماعتي را در سوگ شهيد عدالت بنشانند.
غروب مولود کعبه در محراب مسجد کوفه، شهادت اسطوره ايمان و عشق و عدالت، مولاي متقيان حضرت علي (ع) تسليت باد.