صفحه اولآرشيوجستجوتماس با ماپيوندهاورزشيخبرنامه
 نسخه چاپي خبر  ارسال به دوستان   iran web hosting & web design


امام در اين مقطع از جنگ، يك بار ديگر با شجاعت تمام آمدند و در واكنش به اشغال دوباره خرمشهر، به فرمانده وقت سپاه اعلام كردند: «يا خرمشهر يا سپاه» و رزمندگان پرنشاط اسلام، توانستند آخرين نبرد دشمن را نيز با ناكامي محض روبه‌ور كنند كه رئيس‌جمهور وقت، پس از حضور در جبهه‌ به حضرت امام اعلام كردند: بسيجيان آماده ادامه نبرد هستند و امام هم در پاسخ فرمودند كه: «ما در صلح جدّي هستيم».

۱۳ مهر ۱۳۸۵ - بعد از ظهر ۱۲:۳۹ تعداد بازديد: 36307 كد خبر: ۵۰۰۱۴

انتشار نامه مورخ 25/4/1367حضرت امام خميني (ره) درباره دلايل پذيرفتن قطعنامه 598 در آخرين روزهاي هفته دفاع مقدسِ امسال، فضاي مناسب‌تري براي درك بهتر اوضاع كشور و جبهه‌هاي جنگ در آن مقطع زماني براي علاقه‌مندان به موضوع بررسي چگونگي پايان يافتن جنگ تحميلي، فراهم مي‌آورد.

دكتر حسين علايي ، از فرماندهان ارشد دفاع مقدس در يادداشتي تحليلي به مندرجات نامه تاريخي امام خميني(ره) پرداخته است.در بخشي از اين يادداشت آمده است:

هرچند براي تحليل محتوايي اين نامه، بهتر است تا شرايط سياسي، اجتماعي، اقتصادي و نظامي و بين‌المللي آن دوران كه منجر به صدور متن نامه شده است، بررسي شود و از طرفي، ديگر نامه‌ها و مكاتبات و بحث‌ها‌يي كه در اين زمينه در آن روزها انجام شده نيز، مورد مطالعه قرار گيرد، در عين حال، بررسي همين نامه هم، مسائل زيادي را براي مردم و محققّان تاريخ، روشن و شفاف مي‌نمايد...

با پذيرش قطعنامه 598 از سوي جمهوري اسلامي ايران، صدام حسين اعلام كرد كه او قطعنامه را نخواهد پذيرفت و براي همين، به برقراري آتش‌بس تن نداد و حمله گسترده خود را براي اشغال دوباره سرزمين‌هاي ايران آغاز كرد و توانست يك بار ديگر، خرمشهر را اشغال و با تصرف جاده آسفالته اهواز ـ خرمشهر تا نزديكي‌هاي شهر اهواز در خوزستان پيشروي كند و از سوي ديگر، با شكستن خطوط دفاعي در غرب كشور، منافقين را با خودروهاي زرهي، عازم تهران كند كه آنان هم تا نزديكي كرمانشاه جلو آمدند و در آنجا در كمين رزمندگان سلحشور اسلام نشستند و طرح صدام ناكام ماند؛ بنابراين، حضرت امام خميني در آخرين فرصت باقي مانده كه ارتش بعثي عراق به مرزهاي بين‌المللي رسيده بود، قطعنامه را پذيرفت تا با ايجاد يك فشار سياسي عظيم از ادامه تهاجم بيشتر دشمن جلوگيري كند...

مشخص مي‌شود كه در آن دوران، بحث‌هاي جدّيِ جنگ با ارائه نظريات گوناگون به امام منتقل مي‌شده است و واقعيت‌هاي جنگ به درستي و با شجاعت از سوي دولتمردان و نيز فرماندهان جنگ در اختيار حضرت امام و مسئولان سياسي كشور قرار مي‌گرفته است. ايشان نيز با بررسي آخرين وضعيت دشمن و توانايي‌ها و استراتژي و سياست‌هاي وي و نيز تحليل شرايط توان خودي در هر زمان، تصميم مناسب را مي‌گرفته‌اند. گاهي از لزوم شكست حصر آبادان سخن مي‌گفته‌اند، گاه شعار «جنگ جنگ تا پيروزي» را مطرح مي‌كرده‌اند و در تيرماه سال 1367 نيز با توجه به اطلاعات ارائه شده به ‌ايشان و شرايط جبهه‌هاي جنگ و اقدامات نظامي دشمن، امام در مورد پذيرش آتش‌بس به نتيجه رسيده‌اند.

هرچند پذيرش آتش‌بس براي امام تلخ بود و چنين تصميمي براي ايشان چون زهر كشنده بوده است، حضرت امام خميني، شجاعانه‌ترين تصميم دوران حيات خود را در يك فرصت مهم گرفتند، به گونه‌اي كه اگر ارتش بعثي صدام، پس از پذيرش اين تصميم جمهوري اسلامي ايران و در ادامه تهاجم دوباره خود به خاك ايران در روزهاي اوايل مرداد ماه 1367 موفق مي‌شد بخشي از خاك ايران را در اشغال خود نگه دارد.

قطعنامه 598 پايه حقوقي مناسبي براي آغاز مذاكرات بين‌المللي براي رسيدن به صلح بود. در مجموع، به نظر مي‌رسد كه نحوه پايان يافتن جنگ با پايان دادن به موج تهاجمات و حملات نظامي دشمن از سوي رزمندگان اسلام، براي حضرت امام شيرين شده است، زيرا امام، خود ديدند كه در شرايط بسيار نابرابري كه صدام، دوباره ارتش بعثي را به سوي سرزمين‌هاي ايران گسيل داشت و پس از پذيرش قطعنامه از سوي ايران، دشمن دوباره بخش‌هايي از خاك خوزستان را اشغال كرد و ارتش بعثي صدام تلاش مي‌كرد تا مناطق تصرف شده را در اختيار خود نگه دارد، در اين وضعيت، رزمندگان اسلام با فداكاري بسيار و با كمبودهاي وسيع تسليحاتي، توانستند يك بار ديگر، دشمن را در خاك ايران منهدم كرده و باقي‌مانده ارتش بعثي را از كشور بيرون و منافقين را فراري دهند و قواي دشمن را به پشت مرزهاي بين‌المللي برانند و صلابت ارتش اسلام را براي چندمين بار به صدام و حاميانش نشان دهند.

البته خود امام هم در اين مقطع از جنگ، يك بار ديگر با شجاعت تمام و با خلق حماسه‌اي بي‌نظير به صحنه آمدند و در واكنش به اشغال دوباره خرمشهر از سوي دشمن، به فرمانده وقت سپاه اعلام كردند: «يا خرمشهر يا سپاه» و چه خوب رزمندگان پرنشاط اسلام، توانستند آخرين نبرد دشمن را نيز با ناكامي محض روبه‌ور كنند و آنچنان در قدرت خود اوج بگيرند كه رئيس‌جمهور وقت، پس از حضور در جبهه‌هاي جنوب به حضرت امام اعلام كردند كه جبهه‌ها پر از نيروي داوطلب مردمي است و بسيجيان و قواي مسلح آماده ادامه نبرد در خاك دشمن هستند و حضرت امام هم در پاسخ ايشان، فرمودند كه: «ما در صلح جدّي هستيم»...

متن کامل را در ستون «يادداشت» بخوانيد.



  •   آنچه مهم است اينكه هميشه تصميمات بزرگ را بزرگان اتخاذ مي كنند اگرچه ممكن است بسياري از افراد در تصمصم سازي نقش داشته باشند . توقف جنگ در شرايطي كه نتايج پيروزهاي مادي و معنوي آن چشم بينا و عقل سليم مي خواهد و كوته نظران در غفلت به تصور راهگشايي دروازه و قله اند بسيار مشكل و طاقت فرساست . نصرت الهي قرار نيست كه به لبه تيز سلاح و آتش جنگ باشد همه اينها بهانه و تكليف است براي انجام وظيفه اي كه به آن ماموريم برخي كه فكر مي كنند در زندگي و جامعه و... بازنده اند از انجام تكليفشان غافلند والا پيروزي براي مومن همان توفيق عمل به تكليف است كه ملت بزرگ ايران در 8سال دفاع مقدس به دنيا نشان داد. شايد تكدر حضرت امام براي غفال و خود انديشاني بوده است كه امروز نيز بايد از شرشان به خدا پناه برد
    وطن خواه

  •   ممنون اقاي اعلائي! بسيار واقع بينانه بود و در بخشهاي عين واقعيت. من نمي دانم اين چه اصراي است كه بگوييم سياسيون باعث پايان جنگ شدن و يا نظامي ها؟ من به عنوان كسي كه جزئ كوچكي از جنگ بودم مي گويم هدف حفظ كشور و از دست ندادن وجبي از خاك عزيز بود كه حاطل شد حلا چرا نبايد با مردم محرم بود (يعني همانهايي كه جنگ
    را اداره كردند و بيشترين فشار به انها وارد شد) و به تحليل درست و بدون حب و بغض وارد شد. اخر هر جنگي صلح است و نه پيروزي مطلق! وقتي ادامه ان به مردم و كشور خسارت بيشتر و در عين حال نتيجه بهتري ندارد پس حجت بر همه تمام است.
    با تشكر يك ايراني



  • نظرات و پیشنهادها:
    آدرس پست الکترونيکي :