برخي مديران به گونهاي ما را معرفي ميكردند كه گويي نيروهاي حزبالله، نيروهايي فرازميني هستند و با قدرتهايي آسماني جهاد و مقاومت ميكنند. همه ميدانند كه رزمندگان ما جزيي از مردم ما هستند كه تنها با اعتقاد خود و دعاي مردم اين گونه مقاومت كردهاند.
چندي پيش، به ديدن يكي از اعضاي برجسته دفتر حزبالله در تهران رفته بودم. نكاتي مطرح شد كه بيان آنها سودمند است، به ويژه زماني كه مدت بيشتري از پايان جنگ اسرائيل عليه مردم لبنان گذشته است و مسئولان از فضاي تصميمگيري احساسي به عقلانيت رسيدهاند.
تبليغات
بحث ما از جايي آغاز شد كه من از تعداد بيشمار عكسهاي تبليغاتي سيد بزرگوار و تيزهوش حسن نصرالله در سطح شهر تهران گله كردم و گفتم: حق اين بود كه در پيروزي فرزندان و شاگردان حضرت امام، يادي هم از ايشان ميشد و به جاي پر كردن سطح شهر از عكسهاي سيد، از يادگارهاي مشترك مردم ايران و لبنان، امام خميني(ره) و دفاع جانانه، بيشتر استفاده ميشد.
گويي، دردي كهنه برايش زنده شد، آهي كشيد و گفت: بارها و بارها به مديران و مسئولان تأكيد كرديم كه به جاي چاپ و نصب عكسهاي سيد، دستكم از عكسهاي مقاومت و مردم لبنان كه چنين جانانه براي ارزشهاي خود پايداري كردند، استفاده كنيد. ما نيازي به اين گونه تبليغات نميبينيم و اين دقيقاً همان رويكردي بود كه من از نزديك و در دوران جنگ آن را در لبنان ديدم.

حتي در «ضاحيه» كه مقر اصلي حزبالله بود نيز شايد پنج تا هشت عكس تبليغاتي بزرگ از سيدحسن نصرلله ديده ميشد، در حالي كه بيش از صد تابلو تبليغاتي بزرگ از حضرت امام خميني(ره)، امام موسي صدر، مقام معظم رهبري، شهيد سيدعباس موسوي، شهيد راغب حرب، ديگر شهداي مقاومت و پوسترهاي مردمي كه براي مقاومت شادي ميكردند، روي ديوارها و در خيابانها نصب بود.
چه ميشد اگر از جوان و يا مادري كه در راه مقاومت فداكاري ميكند و يا زن مسيحي كه پرچم حزبالله را با افتخار حمل ميكند، عكس و مطلبي منتشر ميشد؟
تأثير كدام روش تبليغاتي بيشتر است؟ عكسهاي يكسان از سيدحسن يا عكسهايي از مقاومت، شادي و ايستادگي مردم لبنان؟در حالي كه دبيركل حزبالله همه پيروزيهاي را مديون مردم و مجاهدين و رزمندگان ميداند.
اين مسئول دفتر حزبالله تأكيد كرد: بهتر بود به جاي چاپ اين تعداد پوستر و تابلوي تبليغاتي، هزينه آنها، صرف كمك به مردم و بازسازي لبنان ميشد تا اين پولهاي هنگفت در بهترين جا مصرف ميشد.
كمكهاي مالي
در حالي كه سيل كمكهاي مردم ايران براي ياري و بازسازي لبنان جاري بود، اختصاص ندادن يك حساب بانكي براي جمعآوري كمكهاي مالي، بينظمي و بي برنامگيهايي را پديد آورده بود.
كميته امداد، دولت، نهادهاي ديگر هر كدام حسابي را معرفي كردند و در شهرستانها نيز برخي شخصا به جمعآوري كمكهاي مالي مردم اقدام كردند كه همه اين موارد، سردرگمي مردم را در پي داشت.
برخي افراد سودجو نيز در اين ميان با عنوان كمك به حزبالله از احساسات مردم سوءاستفاده كرده و پولهايي را به جيب زدند كه تعدادي از آنها دستگير شدند.
مقدسنمايي
برادر لبناني ميگفت: برخي مديران به گونهاي ما را معرفي ميكردند كه گويي نيروهاي حزبالله، نيروهايي فرازميني هستند و با قدرتهايي آسماني جهاد و مقاومت ميكنند. همه ميدانند كه رزمندگان ما جزيي از مردم ما هستند كه تنها با اعتقاد خود و دعاي مردم اين گونه مقاومت كردهاند.
استفاده ابزاري از حزبالله
در ميان برنامههايي كه نهادها برگزار ميكردند، بودند كساني كه اهداف ديگري غير از بزرگداشت مقاومت در سر داشتند و سعي داشتند با برگزاري چنين برنامههايي موقعيت خويش را محكم كنند يا ارتقا دهند. براي نمونه؛ در يكي از برنامههاي شهر تهران از يكي از مسئولان دفتر دعوت كردند. هنگامي كه موضوع برنامه را جويا شديم، گفتند جشن مبعث است و در پايان كمكهاي مردم به شما اهدا ميشود. در آن مراسم، هنگامي كه از كمك هاي مردم پرسيديم، گفتند: به حساب ريختيم. گفتيم كدام حساب؟ چيزي نگفتند...
برنامهريزي فرهنگي؛ برنامههاي احساسي!
برنامهريزي فرهنگي به معناي عام خود، مشكلي است كه سالها دست به گريبان مديران فرهنگي است. در حالي كه انتظار آن ميرود كه جو چنين رويدادهايي مديران و مسئولان را دچار احساسگرايي نكند، اما هنوز و با گذشت دو دهه از انقلاب، شاهديم كه احساسگرايي، بيش از عقلگرايي در برنامهريزي دخيل است كه علاوه بر صرف هزينههاي زياد در برخي موارد، تأثيرهاي فوقالعاده متفاوت و متضادي دارد.
سيد صادق حسيني
جوابيه
مديريت محترم سايت «بازتاب»
با عرض سلام
احتراما ضمن تشكر از زحمات و توجهات آن سايت نسبت به جنگ سيوسه روزه لبنان، به استحضار ميرساند كه خبر درج شده در تاريخ 9/7/85 با كد خبر 49669 و با تيتر «گلايههاي يك مسئول حزبالله از شيوه تبليغ جنگ در تهران»، عاري از واقعيت است، لذا ضمن تكذيب نقلقول مندرج در خبر فوق، خواهشمند است جوابيه حاضر در همان ستون منتشر شود.
دفتر حزبالله لبنان در تهران