پديده ظهور منجى بزرگ که با خروج خود، عدل و قسط، گشايش و آسايش را در مقطع پايانى تاريخ حيات انسان، به ارمغان خواهد آورد و به ستم و تجاوز ظالمان در پهنه كره خاكى پايان خواهد بخشيد و دولت كريمه عدل پرور و دادگسترى را بنيان خواهد نهاد، عقيده اى است كه پيروان اديان سه گانه ابراهيمى و بخش چشم گيرى از ساير ملل بدان ايمان داشته و دارند. يهوديان مانند مسيحيان- كه به بازگشت عيسى (ع) معتقدند- به ظهور يك منجى مى انديشند و همان گونه كه زرتشتيان در انتظار رجعت بهرام شاه اند، نصرانيان حبشى نيز چشم به راه ظهور پادشاه خود تئودور موعود هستند و هندوها نيز به خروج ويشنو دل بسته اند و مجوسى ها به زنده بودن هوشيدراعتقاد راسخ دارند و بودايى ها منتظر باز آمدن بودا و اسپانيايى ها مترقب بزرگ خود رودريك اند و اقوام مغول هم رهبر خود چنگيز را منجى بزرگ مى شمارند. درمصر باستان نیز ايده ظهور منجى هم رواج داشته است، همان گونه كه در متون كهن چينى نيز ديده شده است. (المهديه في الاسلام سعد محمد حسن ص 43)
دركنار اين حقايق تكان دهنده، تصريحات قابل توجهى ازنوابغ مغرب زمين و انديشمندان آن ديار مى يابيم. مبنى بر اين كه جهان در انتظار مصلح كبيرى است كه سر رشته امور را به دست خواهد گرفت و جامعه بشرى را زير يك پرچم و به دنبال يك هدف، گرد هم خواهد آورد. مانند فيلسوف شهير انگليسى برتراند راسل كه مى گويد: دنيا چشم به راه مصلحى است كه همگان را در سايه يك پرچم و يك شعار متحد سا زد.
اساساً ميان مسلمانان و ديگر پيروان اديان و ملل مختلف، در اصل اعتقاد به ظهور يك منجى در آخر الزمان هيچ گونه اختلافى نيست، هر چند در مصداق آن ميان مسلمانان و ديگران اختلافاتى وجود دارد.
انجيل و بشارت موعود
بر اساس بشارات فراوانى كه دركتاب انجيل آمده است، حضرت مسيح (ع) به دنبال قيام حضرت قائم(ع) در فلسطين آشکار خواهد شد وبه يارى آن حضرت خواهد شتافت وپشت سر حضرتش نماز خواهد گزارد، تا يهوديان و مسيحيان وپيروان وى تكليف خويش را بدانند و به اسلام بگروند وحامى حضرت مهدى(ع) گردند.
از اين رو، در آخرين روزهاى زندگى- و شايد در طول دوران حيات- به ياران و شاگردان خود، توصيه ها و سفارش هاى بسيارى درباره بازگشت خود به زمين نموده و آنان را در انتظارگذارده وامر به بيدارى و آمادگى فرموده است .
ما براى نمونه متن برخى از آن بشارات راكه درانجيل آمده است مى آوريم:
انجيل متي: ....عيسى در جواب ايشان گفت: زنهاركسى شما را گمراه نكند. آن روز كه بسا به نام من آمده خواهند گفت كه من مسيح هستم و بسيارى را گمراه خواهند كرد. و جنگ ها واخبار جنگها را خواهيد شنيد. زنهار مضطرب مشويد، زيرا كه وقوع اين همه لازم است ليكن انتها هنوز نيست، زيرا قومى با قومى ومملكتى با مملكتى تفاوت خواهند نمود وقحطى ها ووباها و زلزله ها در جاى ها پديد آيد. و فوراً پس از مصيبت آن امام، آفتاب تاريك گردد و ماه نور خود را ندهد وستارگان از آسمان فرو ريزند، وقوَت هاى افلاک متزلزل گردد. آن گاه علامت پسر انسان در آسمان پديد گردد، ودر آن وقت جميع طوايف زمين سينه زنى كنند وپسر انسان را ببينند كه بر ابرهاي آسمان با قوت وجلال عظيم آيد... (كتاب مقدس، انجيل متى ص 41 باب 24)
انجيل مرقس:...از آن روز وساعت، غير از پدر، هيچ كس اطلاع ندارد، نه فرشتگان در آسمان و نه پسر هم، پس برحذر و بيدارشده دعا كنيد، زيرا نمى دانيد كه آن وقت كى مى شود. مثل كسى كه عازم سفر شده خانه خود را واگذارد وخادمان خود را قدرت داده، هر يكى را به شغلى خاص مقرر نمايد ودربان را امر فرمايد كه بيدار بماند . پس بيدار باشيد زيرا نمى دانيد كه در چه وقت صاحب خانه مى آيد. در شام يا نصف شب يا بانگ خروس يا صبح . مبادا ناگهان آمده شما را خفته يابد . اما آن چه به شما مي گويم به همه مي گويم، بيدار باشيد. (كتاب مقدس، انجيل مرقس، ص77 باب 13)
انجيل لوقا: كمرهاى خود را بسته، چراغ هاى خود را افروخته بداريد. وشما مانند كسانى باشيد كه انتظار آقاى خود را مي كشند، كه چه وقت از عروسى مراجعت كند، تا هر وقت آيد ودر را بكوبد، بى درنگ براى او بازكنند. پس شما نيز مستعد باشيد، زيرا در ساعتى كه گمان نمى بريد پسر انسان مى آيد (کتاب مقدس انجيل لوقا، ص 116، باب 12)
انجيل يوحنا : وپدر قدرت بخشيده است كه داورى هم بكند، زيراكه پسر انسان است واز اين تعجب مكنيد، زيرا ساعتى مى آيد كه در آن جميع كسانى كه در قبور مى باشند آواز او را خواهند شنيد وبيرون خواهند آمد، هركه اعمال نيكوكرد براى قيامت حيات، وهركه اعمال بد كرد به جهت قيامت داورى. (كتاب مقدس، انجيل يوحنا، ص 152، باب 5)
مکاشفه يوحنا : وعلامتى عظيم در آسمان ظاهر شد . زنى كه آفتاب را در بر دارد وماه زير پاى هايش وبر سرش تاجى از دوازده ستاره است. و آبستن بوده، از درد و عذاب زاييدن فرياد برمى آورد. وعلامتى ديگر در آسمان پديد آمد كه اينك اژدهاى بزرگ آتش گون كه او را هفت سر وده شاخ بود وبر سرهايش هفت افسر، ودمش ثلث ستارگان آسمان را كشيده آن ها را بر زمين ريخت واژدها پيش آن زن- كه مى زاييد- بايستاد تا چون بزايد فرزند او را ببلعد. پس پسر نرينه را زاييد كه همه امت هاى زمين را به عصاى آهنين حكم رانى خواهد كرد وفرزندش به نزد خدا وتخت او ربوده شد....( كتاب مقدس، مكاشفه يوحنا ص 408، باب 12) با اندكى تأمل آمد درجملات مذكور، اين نتيجه به دست مى آيد كه شخص مورد بشارت در مكاشفه ياد شده، بزرگترين مولود جهان انسانيت، حضرت مهدى(ع) است كه در زمان نامعلومى از پشت پرده غيبت با شمشير ظاهر شده وبا عصاى آهنين بر بشريت حكومت مي كند (بشارت عهدين ص 265-267).
رساله پولس به روميان : پولس، رساله هاى متعددى داشته است، كه در رساله اش به روميان مى نويسد: زيرا يقين مى دانم كه دردهاى زمان حاضر نسبت به آن جلالى كه در ما ظاهر خواهد شد، هيچ است... و آن كه براى حكمرانى امت ها مبعوث شود، اميد امت ما بر وى خواهد بود. (رساله پولس رسول به روميان، ص 252 و 261باب 8 و 5)
کتاب اعمال رسولان: و چون دين را گفت، وقتى كه ايشان همى نگريستند بالا برده شد وابرى او را از چشمان ايشان در ربود. وچون به سوى آسمان چشم دوخته مى بودند، هنگامى كه ا و مى رفت ناگاه دو مرد سفيد پوش نزد ايشان ايستاده، گفتند: اى مردان جليل چرا ايستاده به سوى آسمان نگرانيد؟ همين عيسى كه از نزد شما به آسمان بالا برده شد باز خواهد آمد، به همين طورى كه او را به سوى آسمان روانه ديديد. (كتاب مقدس اعمال رسولان ص187 باب1)
تورات و بشارت موعود
دركتاب تورات كه ازكتب آسمانى به شمار مى رود و هم اكنون در دست اهل كتاب و مورد قبول آن ها است، بشارات زيادى از آمدن مهدى موعود و ظهور مصلحى جهانى در آخرالزمان آمده است.
در زبور حضرت داود(ع) كه تحت عنوان مزامير درلابلاى كتب "عهد عتيق " آمده، نويدهايى درباره ظهور حضرت مهدى (ع) به بيان هاى گوناگون داده شده است و در 35 بخش از مزامير 150 گانه، اشاره اى به ظهور مبارك آن حضرت ونويدى از پيروزى صالحان بر شريران وتشكيل حكومت واحد جهانى وتبديل اديان ومذاهب مختلف به يك دين محكم و آيين جاويد، موجود است . (آخرين اميد، داود الهامى ص 193) و جالب اين كه مطالبى كه قرآن كريم درباره ظهور حضرت مهدى (ع) اززبور نقل كرده است عيناً در زبور فعلى موجود و از دستبرد تحريف وتفسير مصون مانده است. قرآن كريم چنين مى فرمايد: ولقد کتبنا في الزبور من بعده الذکر ان الارض يرثها عبادي الصالحون (سوره انبياء، آيه 105) ما علاوه بر ذكر تورات در زبور نوشتيم كه درآينده بندگان صالح من وارث زمين خواهند شد. مقصود از ذكردر آيه شريفه، تورات موسى (ع) است كه زبور داود(ع) پيرو شريعت تورات بوده است . در زبور آمده است:... زيرا كه شريران منقطع مى شوند. اما متوکلان به خداوند وارث زمين خواهند شد (عهد عتيق، كتاب مزامير مزمور37). اسم او ابداً بماند، اسمش مثل آفتاب باقى بماند، در او مردمان بركت خواهند يافت وتمامى قبايل او را خجسته خواهند گفت، بلكه اسم ذوالجلال او ابداً مبارك باد وتمامى زمين از جلالش پر شود، دعاى داوود پسر يسئ تمام شد. (همان، مزمور 72)
دركتاب اشعياى نبى كه يكى از پيامبران پيرو تورات است، بشارات فراوانى درباره ظهور حضرت آمده است: ونهالى ازتنه يسي (يسي به معناى قوى، پدر حضرت داود و نوه "راعوت " است، و به طورى مشهور بود كه داود را پسر يسي مى ناميدند در صورتى كه خود داود شهرت و شخصيت عظيمي داشته و از پيامبران بزرگ بنى اسرائيل بوده است. قاموس كتاب مقدس. ) بيرون آمده، شاخه اى از ريشه هايش خواهد شگفت وروح خداوند بر او قرار خواهد گرفت... مسكينان را به عدالت داورى خواهد كرد وبه جهت مظلومان زمين، به راستى حكم خواهد نمود... كمربند كمرش عدالت خواهد بود وكمربند ميانش امانت... (تورات، كتاب اشعياى نبي، باب 11) منظور ازنهالى كه از تنه يسي خواهد روييد ممكن است يكى از چهار نفر: حضرات داود، سليمان، عيسى و مهدى (ع)و باشند ولى دقت و بررسى كامل آيات مذكور نشان مى دهد كه منظور از اين نهال، هيچ يك از آن پيامبران نيستند، بلكه همه آن بشارت ها ويژه قائم آل محمد(ع) است، زيرا حضرت داود وسليمان فرزندان پسرى يسي ، وحضرت عيسى (ع) نواده دخترى وى، و مهدى (ع) نيز از جانب مادرش، جناب نرجس خاتون- كه دختر يشوعا، پسر قيصر، پادشاه روم و از نسل حضرت داود، و مادرش از اولاد حواريون حضرت عيسى (ع) بوده، ونسب شريفش به (ع) شمعون صفا، وصي حضرت عيسى (ع) مي رسد نواده دخترى يسي مى باشد. (ظهور حضرت مهدى ا زديدگاه اسلام، مذاهب وملل جهان هاشمى شهيدى، ص 312).
دركتاب يوئيل نبى كه از پيامبران پيرو تورات است، چنين آمده است: آن گاه جميع امت ها را جمع كرده، به وادى يهوشافاظ (نام صحراى است در نزديكى بيت المقدس كه اكنون وادى قدرون ناميده مى شود . لغت نامه دهخدا ص 177) فرود خواهم آورد و در آن جا با ايشان درباره قوم خود وميراث خويش، اسرائيل را محاكمه خواهم نمود. زيرا كه ايشان را در ميان امت ها پراكنده ساخته وزمين مرا تقسيم نموده اند وبر قوم من قرعه انداخته وپسرى در عوض فاحشه داده و دخترى به شراب فروخته اند تا بنوشند (نام صحراى است در نزديكى بيت المقدس كه اكنون وادى قدرون ناميده مى شود . لغت نامه دهخدا ص 177) دركتاب عاموس نبي (تورا ت، كتاب عاموس نبى، ص1333 باب 4 بندهاى 2 1 و 3 1) وهوشع نبى (تورات، كتاب هوشع نبى ص 1314باب 5 بندهاى 14 و 15) نيز از نزول حضرت عيسى (ع) وداورى آن حضرت سخن به ميان آمدهاست.
دركتاب "زکرياى نبى بشارت ظهور مهدى (ع) چنين آمده است: اينك روز خداوند مى آيد وغنيمت تو در ميانت تقسيم خواهد شد . وجميع امت ها را به ضد اورشليم براى جنگ فراهم خواهد كرد وشهر را خواهند گرفت وخانه ها را تاراج خواهند نمود ... وخداوند بيرون آمده با آن قوم ها مقاتله خواهد كرد چنان كه در روز جنگ مقاتله نمود... و آن يك روز معروف خداوند خواهد بود... ويهوه خدا بر تمامى زمين پادشاه خواهد بود... (تورات كتاب زكرياى نبى ص 1382 باب 4 1، بندهاى ا- 10).
لازم به يادآورى است كه دركتب عهدين تورات وانجيل كلمه خداوند بيشتر در مورد حضرت عيسى (ع) به كار مى رود. دركتاب حزقيال نبى نيز در مورد حضرت مهدى (ع) و سرنوشت اسرائيل و جهانى شدن آيين توحيد خبرهايى آمده ادست: .. و اما تواى پسر انسان خداوند يهوه چنين مى فرمايد: كه به هر جنس مرغان وبه همه حيوانات صحرا بگو: جمع شويد وبياييد ونزد قربانى من كه آن را براى شما ذبح مى نمايم فراهم آييد.
قربانى عظيمى كه بر كوه هاى اسرائيل، تا گوشت بخوريد و خون بنوشيد. و خداوند يهوه مى گويد: كه بر سفره من از اسبان وسواران وجباران وهمه مردان جنگى سير خواهيد شد. ومن جلال خود را در ميان امت ها قرار خواهم داد و جميع امت ها داورى مرا كه آن را اجرا خواهم داشت ودست مرا كه بر ايشان فرود خواهم آورد، مشاهده خواهند نمود..... (تورات كتاب حزقيال نبى ص 1265 باب 39، بند 7 1-23) بايد توجه داشت كه منظور از پسر انسان مانند كلمه مسيح ، حضرت عيسى (ع) نيست بلكه مراد از آن، حضرت مهدى (ع) است، زيرا در انجيل بيش از هشتاد باركلمه پسر انسان آمده است كه تنها در سى مورد آن حضرت مسيح (ع) اراده شده است(قاموس کتاب مقدس، ماد ه پسر خواهرص 219).
دركتاب حَجئ نبى نيز بشارت ظهور آمده است: يهوه صبايوت چنين مى گويد: يك دفعه ديگر آسمان ها وزمين ودريا وخشكى را متزلزل خواهم ساخت وتمامى امت ها را متزلزل خواهم ساخت و فضيلت جميع امت ها خواهد آمد ... اين خانه را از جلال خود پر خواهم ساخت... (كتاب مقدس كتاب حجي نبى ص 1367باب 2بندهاى 6-9).
كه در آن به تشكيل حكومت واحد جهانى اشاره شده است. دركتاب "صفنياى نبى " همچنين آمده است:... خداوند مى گويد: براى من منتظر باشيد، تا روزى كه به جهت غارت برخيزم، زيرا كه قصد من اين است كه امت ها را جمع نمايم و ممالك را فراهم آورم تا غضب خود وتمامى حدت خشم خويش را بر ايشان بريزم، زيرا كه تمامى جهان به آتش غيرت من سوخته خواهد شد... (كتاب مقدس كتاب صفنياى نبي ص 1363باب 3، بندهاى 5- 9) نيز دركتاب دانيال نبى آمده كه: ... امير عظيمى كه براى پسران قوم تو ايستاده قائم است، خواهد برخاست... بسيارى از آنانى كه در خاك زمين خوابيده اند بيدار خواهند شد(كتاب مقدس كتاب دانيال نبي ص 1309، باب12 بندهاىا- 12)
زرتشت و بشارت موعود
در منابع زرتشتيان تصريحات بسيارى به ظهور حضرت مهدى (ع) شده است كه قسمتى از آن ها را در اين جا مى آوريم: دركتاب زند كه ازكتب مقدسه زرتشتيان است، درباره انقراض اشرار و وراثت صلحا مى گويد: لشكر اهريمنان با ايزدان، دايم در روى خاكدان محاربه وكشمكش دارند وغالباً پيروزى با اهريمنان باشد، امَا نه به طورى كه بتوانند ايزدان را محو ومنقرض سازند، چه در هنگام تنگى از جانب اورمزد كه خداى آسمان است به ايزدان كه فرزندان اويند يارى مى رسد و محاربه ايشان نه هزار سال طول مى كشد.
آنگاه پيروزى بزرگ از طرف ايزدان مى شود و اهريمنان را منقرض مى سازند، وتمام اقتدار اهريمنان در زمين است و در آسمان راه ندارند، و بعد ازپيروزى ايزدان و برانداختن تبار اهريمنان، عالم كيهان به سعادت اصلى خود رسيده، بنى آدم بر تخت نيكبختى خواهند نشست (بشارت عهدين ص237).
در بخش گات ها كه يكى از بخش هاى چهارگانه اوستاست، نويدهايى درباره ظهور حضرت مهدى (ع) وسيطره جهانى آن حضرت آمده است:... وهنگامى كه سزاى اين گناهكاران فرا رسد، پس آنگاه اى مزدا كشورت را بهمن در پايان برپا كند، از براى كسانى كه دروغ را به دست هاى راستى سپرند، وخواستاريم از آنانى باشيم كه زندگى تازه كنند ... كى اى مزدا بامداد روز فراز آيد، جهان را دين راستين فرا گيرد، با آموزش هاى فزايش بخش پر خرد رهانندگان، كيانند آنانى كه بهمن به يارى شان خواهد آمد، از براى آگاه ساختن، من تو را برگزيدم اى اهورا بهمن را نماينده توانايى و منش نيك وراستى وپارسايى دادار اهور مزدا، تفسير كرده ا ند (بشارات عهدين استدراكات، پس از مقدمه چاپ دوم ص 10 و 11). جا ماسب دركتاب معروف خود جاماسب نامه مى گويد: پيغمبر عرب، آخر پيغمبران باشد.
كه در ميان كوه هاى مكه پيدا شود، وشتر سوار شود وقوم او شتر سواران خواهند بود، وبا بندگان خود چيز خورد، وبه روش بندگان نشيند، واو را سايه نباشد وازپشت سر، مثل پيش رو ببيند. دين او اشرف اديان باشد وكتاب او باطل گرداند همه كتاب ها را ... واز فرزندان دختر آن پيغمبركه خورشيد جهان وشاه زنان نام دارد، كسى پادشاه شود در دنيا به حكم يزدان، كه جانشين آخر آن پيغمبر باشد در ميان دنيا كه مکه باشد ودولت اوتا به قيامت متصل باشد وبعد از پادشاهى او، دنيا تمام شود... همه جهان را يك دين كند ودين گبرى وزرتشتى نماند، وپيغمبران خدا وحكيمان وپرى زادان وديوان ومرغان وهمه اصناف جانوران وابرها وبادها ومردان سفيدرويان در خدمت او باشند... (لمعات النور، ج 1 ص 23-25).
در زند و هومن يسن از ظهور شخصيت فوق العاده اى بنام سوشيانس،- نجات دهنده بزرگ- خبر داده و درباره نشانه هاى ظهور وى چنين مى گويد. نشانه هاى شگفت انگيزى در آسمان پديد آيد كه به ظهور منجى جهان دلالت مى كند وفرشتگانى از شرق و غرب به فرمان او فرستاده مى شوند، وبه همه دنيا پيام مى فرستند ... سوشيانس دين را به جهان رواج دهد، فقر وتنگدستى را ريشه كن سازد، ايزدان را از دست اهريمن نجات داده، مردم جهان را هم فكر و همگفتار و همكردارگرداند. (او خواهد آمد على اكبر مهدى پور، ص 08 1 و 121 و 122).
لازم به ياد آورى است كه اعتقاد يه ظهور سوشيانس در ميان ملت ايران باستان به اندازه اى رايج بوده است كه حتى در موقع شكست هاى جنگى وفراز ونشيب هاى زندگى با يادآورى ظهور چنين نجات دهنده مقتدرى، خود را از يأس ونا اميدى نجات مى دادند. (ظهور حضرت مهدى (ع) از ديدگاه اسلام ، مذاهب و ملل جهان، هاشمى شهيدى ص 355)
هندوها و بشارت موعود
دركتاب هاى مذهبى مقدسى كه در ميان هنديان به عنوان كتاب هاى آسماني شناخته شده و آورندگان اين كتاب ها به عنوان پيامبر شناخته مى شوند، تصريحات بسيارى به وجود مقدس مهدى موعود(ع) و ظهور مبارك آن حضرت شده است كه قسمتى از آن ها را مى آوريم: دركتاب اوپانيشاد كه يكى ازكتب معتبره و از منابع هندوها به شمار مى رود، بشارت ظهور مهدى موعود(ع) چنين آمده است: اين مظهر ويشنومظهر دهم در انقضاى كلى يا عصرآهن، سوار بر اسب سفيدى، در حالى كه شمشير برهنه درخشانى به صورت ستاره دنباله دار در دست دارد، ظاهر مى شود و شريران را هلاک مى سازد ...
دركتاب "باسك " كه ازدیگر كتب مقدسه آسماني هندوهاست، بشارت ظهور حضرت ولى عصر(ع) چنين آمده است: دور دنيا تمام مى شود . پادشاه عادلى در آخرالزمان، كه پيشواى ملائكه و پريان و آدميان باشد و حق و راستى با او باشد و آن چه در دريا و زمين ها وكوه ها پنهان باشد، همه را به دست آورد و از آسمان ها و زمين و آن چه باشد خبر مى دهد و از او بزرگ تر كسى به دنيا نيايد.
دركتاب "پاتيكل " نيزكه ازكتب مقدسه هندويان است، بشارت ظهور حضرت چنين آمده است: چون مدت روز تمام شود، دنياى كهنه نو شود و زنده گردد، و صاحب ملك تازه پيدا شود از فرزندان دو پيشواى بزرگ جهان كه يكى " ناموس آخرالزمان " و ديگرى صديق اكبر". يعنى وصي بزرگتر وى كه پشن نام دارد و نام آن صاحب ملك تازه "راهنما" است. به حق پادشاه شود و خليفه "رام " باشد و حكم براند و او را معجزه بسيار باشد... .
در اين بشارت، شاید مقصود از " ناموس آخرالزمان " پيامبر اسلام باشد. پشن، نام هندى حضرت على (ع) ، "صاحب ملك تازه "، حضرت ولى عصر(ع) و راهنما نام مبارك حضرت مهدى (ع) بوده باشد وكله "رام " به لغت سانسكريتى، نام اقدس حضرت احديت است.
دركتاب وشن جوك نيز بشارت به ظهور حضرت آمده است: آخر دنيا به كسى برمى گردد كه خدا را دوست مى دارد و از بندگان خاص او باشد و نام او خجسته و فرخنده باشد.
دركتاب ديد كه ازكتب مقدسه هنديان است آمده كه: پس از خرابى دنيا، پادشاهى در آخرالزمان پيدا شود كه پيشواى خلايق باشد و نام منصور باشد و تمام عالم را بگيرد و به دين خود درآورد... دركتاب "دادتگ" نيزآمده است: بعد از آن كه مسلمانى به هم رسد، در آخرالزمان، و اسلام در ميان مسلمانان از ظلم ظالمان و فسق عالمان و ... برطرف شود و دنيا مملو از ظلم و ستم شود... دست حق به درآيد و جانشين آخر ممتاطا (در زبان هندى به معنى محمد، است) ظهوركند و شرق و مغرب عالم را بگيرد ... و دركتاب "ريگ و دا" آمده است كه: ويشنو در ميان مردم ظاهر مى گردد... او از همه كس قوى تر است... در يك دست ويشنو نجات دهنده شمشيرى به مانند ستاره دنباله دار و در دست ديگرش انگشترى درخشنده دارد، هنگام ظهور وى، خورشيد و ماه تاريك مى شوند و زمين خواهد لرزيد".
دركتاب " شاكمونى " نيزكه ازكتب مقدسه هنديان است آمده : "پادشاهى و دولت دنيا به فرزند سيد خلايق دو جهان گشن " بزرگوار تمام شود، و اوكسى باشد كه بركوه هاى مشرق و مغرب دنيا حكم براند و فرمان كند، و بر ابرها سوار شود و فرشتگان، كاركنان او باشند ... دين خدا يك دين شود و زنده گردد و نام او "ايستاده " باشد و خداشناس باشد.