خودش ميگويد: «ماشينهاي رنگارنگ، تحصيلات، هيكل، قد، زيبايي، كيف 200۰ دلاري، لباسهاي ماركدار... همه و همه را به يكباره كنار گذاشتم.» حادثه بزرگ زندگي سهيلا از يك روز عصر آغاز شد كه براي ورزش روزانه به سر كمد نوارهايش رفت و بياختيار نوار يكي از دوستان شوهرش را برداشت و به ورزش رفت...
بسيار شنيدهايد كه عاشق، ره صدساله را يك شبه طي ميكند. افسانه نيست، در عصر پوچگرايي و بيديني برآمده از فرهنگ زندگي غربي، ناگهان در قلب ينگه دنيا، دست عشق بر قلب يك انسان مينشيند تا عاشقترها نجات پيدا كنند.
مگر نه اينكه شيطان قسم خورده بنده را از بندگياش دور كند، اما خداوند عرش عظيم، دست بندگان خالص و عاشق را سفارشي ميگيرد؟
آنچه ميخوانيد، هنر عاشقي يك زن ايراني است كه «كوله پشتي» شبكه سوم به جوانان ايراني نشان داد، زني كه منيت خود را به پاي بندگي هزينه كرده است...
سهيلا مسعودفر آرين، دختري كه در هشت سالگي از ايران به اتريش ميرود، ابتدا در آمريكا، فارغالتحصيل دانشگاه مامايي از دانشگاه USC ميشود و از خانواده پولدار كه همواره به خاطر زيبايي و ثروت، زبانزد اطرافيان و جامعه بودهاند، با يك اتفاق ساده، چنان متحول شد كه اكنون بيواسطه با خدا راز و نياز ميكند.
خودش ميگويد: منيت را پشت سر گذاشتم. وضعيت مالي، ماشينهاي رنگارنگ، تحصيلات، هيكل، قد، زيبايي، بچهها، كيف 2000 دلاري، لباسهاي مارك شانل، كفشهاي گرانقيمت همه و همه را به يكباره كنار گذاشتم، چون ديگر برايم مزهاي نداشت....
به خاطر اينكه در آمريكا زندگي ميكرد، حجاب برايش معني نداشت، ولي وقتي خواست حجاب بگذارد، به قول خودش، اسماعيل خويش را قرباني كرد تا به خدا نزديك شود و حجاب چادر براي زني كه زندگي غربي در گوشت و پوستش رسوخ كرده و به قول خودش زندگي شيشهاي را ساخته بود، حكم تاج بندگي پيدا كرده و اين را به منتقدان خود هم گوشزد ميكند.
حادثه بزرگ زندگي سهيلا از يك روز عصر آغاز شد كه براي ورزش روزانه به سر كمد نوارهايش رفت و بياختيار نوار يكي از دوستان شوهرش را برداشت و به ورزش رفت...
متن کامل را در ستون «يادداشت» بخوانيد.