صفحه اولآرشيوجستجوتماس با ماپيوندهاورزشيخبرنامه
 نسخه چاپي خبر  ارسال به دوستان   iran web hosting & web design


نگاهي به تحول دختر ايراني ـ آمريكايي

۲۷ تير ۱۳۸۵ - بعد از ظهر ۱۶:۲۱ تعداد بازديد: 70896 كد خبر: ۴۳۱۹۳

بسيار شنيده‌ايد كه عاشق، ره صدساله را يك شبه طي مي‌كند. افسانه نيست، در عصر پوچ‌گرايي و بي‌ديني برآمده از فرهنگ زندگي غربي، ناگهان در قلب ينگه دنيا، دست عشق بر قلب يك انسان مي‌نشيند تا عاشق‌ترها نجات پيدا كنند.
مگر نه اين‌كه شيطان قسم خورده بنده را از بندگي‌اش دور كند، اما خداوند عرش عظيم، دست بندگان خالص و عاشق را سفارشي مي‌گيرد؟
سهیلا مسعودفر آرین
آنچه مي‌خوانيد، هنر عاشقي يك زن ايراني است كه «كوله پشتي» شبكه سوم به جوانان ايراني نشان داد، زني كه منيت خود را به پاي بندگي هزينه كرده است.
از انتها مي‌گويم تا با اين زن عاشق، بهتر آشنا شويد.

مي‌گويد: يك بار در زندگي‌ام برابر همسرم زانو زدم تا اجازه دهد به زيارت امام حسين(ع) بروم. همان شب در خيريه افطاري ايتام در دو شله زرد كه نام امام حسين(ع) و اميرالمؤمنين(ع) نوشته بود، به ايشان گفتم، آقا! پسرت من را دعوت نمي‌كند، ولي خواهش مي‌كنم نام من را در ليست دوستدارانش بنويسيد.

شب كه به منزل آمدم، استاد اخلاق كلاسي كه مي‌رفتم، خبر داد به خلاف خبر قبلي كه جايي براي من نبوده، جا هم فراهم شده، چون به واسطه ايشان قبلا استخاره كرده بودم و عالي آمده بود. به علي (همسرم) اصرار كردم، او دايم مي‌گفت: مكه yes، كربلا No.

زن نتوانست به شوهرش چيره شود تا اين‌كه گفت: همه مي‌گويند Yes، علي آرين مي‌گويد: No؟ اميرالمؤمنين مشكلم را حل كرده، امام حسين، دعوت كرده،‌ اما تو مي‌گويي، نه!

سرانجام شوهرم موافقت كرد تا شب 27 رمضان بالاي سر امام حسين(ع) باشم و نيمي از وجودم را در بين‌الحرمين جا بگذارم، انگار در رويا بودم.

سهيلا مسعودفر آرين، دختري كه در هشت سالگي از ايران به اتريش مي‌رود، ابتدا در آمريكا، فارغ‌التحصيل دانشگاه مامايي از دانشگاه USC مي‌شود و از خانواده پولدار كه همواره به خاطر زيبايي و ثروت، زبانزد اطرافيان و جامعه بوده‌اند، با يك اتفاق ساده، چنان متحول شد كه اكنون بي‌واسطه با خدا راز و نياز مي‌كند.

خودش مي‌گويد: منيت را پشت سر گذاشتم. وضعيت مالي، ماشين‌هاي رنگارنگ، تحصيلات، هيكل، قد، زيبايي، بچه‌ها، كيف 2000 دلاري، لباس‌هاي مارك شانل، كفش‌هاي گران‌قيمت همه و همه را به يك‌باره كنار گذاشتم، چون ديگر برايم مزه‌اي نداشت.

در واقع او از روزي كه دريافت 35 سال با منيت زندگي كرده و مرده‌اي بيش نيست، متحول شد. همان‌گونه كه يك بار در زندگي به خاطر امام حسين(ع) در برابر شوهرش زانو زد، عاشقي بزرگ‌تري هم داشت.

به خاطر اين‌كه در آمريكا زندگي مي‌كرد، حجاب برايش معني نداشت، ولي وقتي خواست حجاب بگذارد، به قول خودش، اسماعيل خويش را قرباني كرد تا به خدا نزديك شود و حجاب چادر براي زني كه زندگي غربي در گوشت و پوستش رسوخ كرده و به قول خودش زندگي شيشه‌اي را ساخته بود، حكم تاج بندگي پيدا كرده و اين را به منتقدان خود هم گوشزد مي‌كند.

حادثه بزرگ زندگي سهيلا از يك روز عصر آغاز شد كه براي ورزش روزانه به سر كمد نوارهايش رفت و بي‌اختيار نوار يكي از دوستان شوهرش را برداشت و به ورزش رفت.
مي‌گويد: احساس كردم مردي صحبت مي‌كرد، اما چيزي متوجه نمي‌شدم تا اين‌كه به آيه‌اي رسيد كه خداوند مي‌‌گفت: فكر نكن همه اينهايي كه داري مال خودت است، همه از قدرت من است!

زندگي‌ام به هم ريخت و مثل سفره‌اي تكانده شد و همه را قطعه قطعه كرد. دو ساعت در همان محل ورزش گريه مي‌كردم و توان بازگشت به منزل را نداشتم. قبول كردم به ايران بيايم، با اين‌كه بسيار سخت بود.
يك بار غربت را در هشت سالگي در اتريش تحمل كردم و اين بار به خاطر روح خودم و سواي وجودم، تصميم گرفتم به همراه همسرم به ايران بيايم.

از خانواده‌ام دور شدم، ارتباط با اطرافياني كه بيست سال آنان را نديده بودم، خيلي سخت بود اما همان روز از مغازه‌اي دفترچه‌اي خريدم و براي خدا نامه نوشتم يا به اصطلاح ايميل زدم و درددل كردم.

عاشقي اين زن آن‌چنان هم آسان نيست. پس از سال‌ها دوري و ديدن خانواده‌اش به خاطر اعتقادات شخصي به عروسي برادرش نرفته و وقتي دليل آن را جويا مي‌شوي، مي‌گويد: رضايت خدا در آن مجلس رعايت نمي‌شد. مشروب سرو مي‌شد و اين با اعتقادات من مخالف بود.

از طرفي حجاب من را نه متوجه مي‌شدند، نه درك مي‌كردند، ولي من براي خود اعتقاداتي داشتم.
سهيلا مسعودفر آرين وقتي به ايران آمد، به زبان فارسي مسلط نبود و در عوض زبان انگليسي، اسپانيايي و آلماني را به دليل سكونت، دانشگاه و دوران كودكي خوب مي‌دانست، اما چون حتي دوست ايراني نداشت، فارسي را كامل بلد نبود.

البته به دليل اصرار پدرش در نوشتن نامه فارسي خط خوبي دارد و نوشتن را فراموش نكرده است.
اما پدر سهيلا يك اصرار ديگر و آموزش بزرگ‌تر ديگر هم داشت كه بي‌شك موجب عاقبت به خيري او شد. پدرش به هر سه فرزند خود نماز ياد داده بود، ولي تنها سهيلا بود كه نماز مي‌خواند.

هرچند خودش مي‌گويد، «معني آن را نمي‌فهميدم و فقط انجام مي‌دادم و گاهي منظم نبود و به خاطر كار ترك مي‌كردم». ولي بي‌شك همان نماز، دست اين زن پاك‌نيت را گرفت.

امروز اين زن ايراني با تسلط به قرآن و نهج‌البلاغه، اميدوار است، الگويي مناسب براي فرزندانش باشد كه اسير منجلاب دنيا نشوند.
آيا مي‌توان باز هم باور كرد، بي‌قيدي و بي‌بندوباري، محصول جبر زمانه زندگي ماست! دست‌كم انديشه در زندگي خودمان و اطراف، حرف‌هاي زيادي براي ما دارد.

حب امام حسين را در خون خود داريم و قدر آن را نمي‌دانيم!
علاقه به ائمه و محبت خالص خانواده پيامبر را داريم، اما چرا براي جلاي قلب خود تلاش نمي‌كنيم؟
شايد براي ما عادي شده و شايد هم غفلت و غفلت و غفلت!

اما مي‌توان همچون اين زن عاشق غبطه خورد كه؛
ـ اي كاش، ما هم به خاطر حرم امام حسين و بين‌الحرمين زانو مي‌زديم!
ـ اي كاش، ما هم به عشق سفر به حريم حسين به نيت دلان كنار سفره افطار نماز عشق مي‌خوانديم!
ـ اي كاش ما هم براي خدا نامه بنويسيم و بدانيم او خداوند عرش عظيم است و ما بنده كوچك او!



  •   با سلام:
    من چند سال در خارج از كشور زندگي كردم شايد برخي فكر كنند سركارخانم مسعود فر جز’ موارد عجيب ونادر است اما اين خانم فقط به بركت اين برنامه تلويزيوني شناخته شده اند وگرنه خداوند همواره زمين را خالي از حجت نگذاشته و نميگذارد اگر بررسي شود بارها و بارها از اين موارد كه ره يافته اند يافت ميشود تا براي راه نيافتن عذر و بهانه اي نداشته باشيم.

  •   يك جرقه كافي است تا انسان از خواب سنگين بيدار شود اما ما هنوز درخواب هستيم انشا’ اله يك روزي اين جرقه در قلب ما هم بزند.
    خرم آن روز كزين منزل ويران بروم

  •   با عرض سلام و تشكر از درج اين مطلب همانطور كه خود شما نيز حق مطلب را بيان كرديد :
    حب امام حسين را در خون خود داريم و قدر آن را نمي‌دانيم!
    علاقه به ائمه و محبت خالص خانواده پيامبر را داريم، اما چرا براي جلاي قلب خود تلاش نمي‌كنيم؟
    شايد براي ما عادي شده و شايد هم غفلت و غفلت و غفلت!

    اما مي‌توان همچون اين زن عاشق غبطه خورد كه؛
    ـ اي كاش، ما هم به خاطر حرم امام حسين و بين‌الحرمين زانو مي‌زديم!
    ـ اي كاش، ما هم به عشق سفر به حريم حسين به نيت دلان كنار سفره افطار نماز عشق مي‌خوانديم!
    ـ اي كاش ما هم براي خدا نامه بنويسيم و بدانيم او خداوند عرش عظيم است و ما بنده كوچك او!

  •   از تهیه این مطلب از سوی بازتاب و درج نظرات مختلف پیرامون این قضیه متشکرم. یکی از دوستان در بالا گفته بودند مگر چه تعارضی است میان تحصیلات و هیکل و زیبائی و کیف دو هزار دلاری و ...
    در این خصوص بنظرم تعارضی نیست و خانم ارین هم خود را تمامی این مسائل نباید جدا کرده باشند. ایشان تعلق خاطر و وابستگی به این امور را از خود دور کرده اند. امام خمینی (ره) هم خوی کاخ نشینی را بد می دانستند. اما اگر از وابستگی های دنیا خود را رها سازیم، آنوقت خود را بسیار ارزشمندتر از آن خواهیم دانست که در کاخ زندگی کنیم. کاخ نشینی خیلی از تبعات منفی را به دنبال دارد که بیشتر از جنبه های مثبت آن است. اگر در کاخ بهتر می شد به مردم خدمت کرد، مطمئن هستم که اما (ره) می رفتند و در کاخ زندگی می کردند و نه در خانه ای که تمام بازدید کنندگان داخلی و خارجی را در حیرت فرو می برد. من از خانم آرین این را استنباط نکردم که از تمامی امور و نیازمندی های دنیوی خود را بریده اند بلکه به این درک رسیدم که ایشان وابستگی به امور دنیوی را از خود دور کردند و به این نتیجه رسیده اند که بهتر از به دور از هیاهوهای دنیای غرب و در ایران اسلامی، زندگی کنند. ضمناً معتقدم که بله می توان در غرب هم بود و مسلمان معتقد و مومن هم بود. اما خانم آرین الان مسئولیت بیشتری دارند و حتماً خودشان به این امر واقف هستند. هوالحفیظ

  •   به نام خدا محبوب دل ها
    در سال پيامبر اعظم شاهد دو برنامه كوله پشتي به فاصله كمتر از يك هفته بودم يكي از آنها به نظر من دل پيامبر اكرم و مومنين را شكست و به ايشان ظلم كرد و ديگري پيامبر رحمت و روندگان راه ايشان را شاد گردانيد . در برنامه اول برنامه دكتر فلسفه، انسان را به شك در وجود خداو جدايي از دين و پيامبر دعوت مي كرد كه اگر هم اين راه ما رابه خدايي برساند آن خدا موجودي ذهني و بي خاصيت وبي اثر در زندگي و سعادت انسان مي باشد . و اما برنامه دوم برنامه خانم مسعود فر آرين دريچه اي از راه فطري انبياء به روي انسان مي گشايد. و انسان را به خدايي مي رساند كه ذهني و خيالي نيست بلكه او را مي يابيم ، با او سخن مي گوييم ، با او اظهار محبت و دلدادگي مي كنيم ، به او ايميل مي زنيم و ما حيات خود ،همه هستي و بودن خود ،غم وشادي ،درد و شفا و همه چيز را از او مي دانيم و اين چنين خدايي با كتابش ، با پيامبرش و با عترت پيامبرش و با فرشتگانش به ما آرامش ، سعادت ،شادي واقعي و عاقبت خوش مي دهد. به همه عزيزاني كه از ديدن آن برنامه (كه قرار است به صورت كامل تر تكرارشود) متحول شده اند صميمانه تبريك عرض مي كنم .

  •   امیدوارم منم بتونم اسماعیل وجودم را قربانی کنم.......میدونم خیلی راه برای رسیدن به خدا هست ولی مسیر ائمه و امام حسین میگن خیلی نزدیکه ..........برای همین هم سهیلا با انکه فاصلش دور بود ولی زود رسید..

  •   ای کاش ذره ای ازعشق امام حسین در دل ما باشد و ای کاش ماهم خودمان را کوچکتر از ذره ای در مقابل اقیانوس بیکران قدرت الهی بدانیم

  •   چند سالی هست که بازتاب رو هر روز می خونم. اما این اولین باریست که زیر مطالبش چند جمله ای می نویسم.
    من هم آن شب برنامه کوله پشتی را دیدم. این افراد واقعا بندگی می کنند. ما کجای کاریم؟
    فاین تذهبون؟؟؟

  •   خانم ارين نمونه اي است براي كساني كه هميشه ايه ياس مي خوانندكه نمي شود متحول شد و همش دنبال تعلقات زندگي هستند.از اين بانوي واقعا مومنه التماس دعا دارم .

  •   غلام همت آنم که زير چرخ کبود
    ز هرچه رنگ تعلق بذيرد آزاد است

    نجمه سادات لندن

  •   مولاي يا مولاي
    انت الكبير و انا الذليل و هل يرحم الذليل الا الكبير

  •   اللهم اجعل عواقب امورنا خيرا

  •   معناي واقعي آيه شريفه : يهدي من يشاء ( هدايت ميكند آن كسي را كه بخواهد ) در اينجا متبلور مي شود. به غلط تصور نشود كه خداي ناكرده جبري در كار است و يا پارتي بازي اعمال مي شود. بلكه آنكس كه در درون خود واقعاً طالب هدايت باشد ، خداوند امكان هدايت را برايش فراهم مي آورد. به قولي هر كه بوي گل بدهد لايق شاپرك ميشود. مشابه اين اتفاق حتماً براي هزاران بنده ي احياناً عاصي خدا فراهم شده است. اما چه بسا معدود افرادي بوده اند كه به آن توجه نموده اند و پذيراي هدايت گشته اند. مشابه اين اتفاقات حتي براي آنها كه تصور مي كنند هدايت شده اند و به زعم خود نمازي مي خوانند و روزه اي ميگيرند ، هم رخ مي دهد اما هدف اين رخداد ها براي آنها فرق مي كند. از آنجا كه آنها يك مرحله بالاتر هستند ، هدف صعود آنها به يك مرحله بالاتر است. پس در هر مرحله از تكامل كه هستيم ، حواسمان به رخدادهاي اطرافمان باشد ، آنچه در طول زندگي برخورد مي كنيم و ميبينيم همه به نحوي كلام خدا و كلام هدايت است كه تنها با فضل خدا به ما ميرسد تا درس عبرتي بگيريم و پله هاي تعالي و كمال را طي كنيم.

  •   آنان كه خاك را به نظر كيميا كنند
    آيا شود كه گوشه چشمي به ما كنند



  •   خوشتر زعيش و نوش مداوم نديده ام
    هر ره كه رفته ام به همينجا رسيده ام
    رانده شدم ز كعبه و بتخانه باك نيست
    طعم شراب خلوت ويران چشيده ام


  •   ان الله یهدی من یشاء
    هدایت کار خداست. سعی کنیم لیاقت بیشتری برای خود ایجاد کنیم.

  •   اشك ريختم غبطه خوردم از خداوند ميخواهم به ماهم توجهي اينگونه بنمايد

  •   به انهايي كه نا اميدند اين ايه را هديه ميدهم"اليس الله بكاف عبده"

  •   الله ولی الذین امنوا یخرجهم من الظلمات الی النور و الذین کفروا اولیا ئهم الطاغوت یخرجونهم من النور الی الظلمات اولئک اصحاب النار هم فیها خالدون.

    صدق الله علی العظیم

  •   من به اصطلاح شیعه خیلی غبطه خوردم که تاکنون نهج البلاغه را نخوانده ام و کتابی از امام حسین ع را ورق نزده ام !!!! افسوس

  •   بنده اين برنامه را در تلويزيون ديدم. آنچه به ذهنم رسيد روايتي است كه بارها از زبان علما شنيده ايم. نگوييد ايمان داريم بلكه بگوييد اسلام آورده ايم. حال با شنيدن سخنان خانم آرين بهتر مي توان فرق بين با ايمان بودن و اسلام آوردن را فهميد. البته من خودم را با ايشان مقايسه مي كنم نه شما دوستان فهيم و مومن را.
    اميدوارم با ياري خدا ما نيز بتوانيم هم مسلمان باشيم و هم مومن
    التماس دعا

  •   من اين برنامه را از تلويزيون ديدم و واقعاغبطه خوردم و افسوس. افسوس براي خودم و امثال خود كه ايراني هستيم و مسلمان و به قدر اين زن از نهج البلاغه و قرآن و يا اهل بيت نمي دانيم.
    اميدوارم خداوند كمك كند كه بتوانم در مسير درك قرآن و نهج البلاغه گام بردارم

  •   چرا اينقدر اصرار به متحول شدن آني و لحظه اي آدمها دارين؟؟؟ مگر اين كارها هنر است؟؟تا وقتي منتظر يك اتفاق باشيم تا متحول شويم ...هيچ نمي شويم....
    در ضمن من نمي فهمم چه تعارضي بين""ماشين‌هاي رنگارنگ، تحصيلات، هيكل، قد، زيبايي، كيف 200۰ دلاري، لباس‌هاي مارك‌دار"" با خدا و معنويت وجود دارد؟؟ همين كارها و همين حرفهاست كه اكثر جوونها رو از اين مسايل زده كرده...يك نفري كه به اين سمت آمده را ميبينيدو صدها جووني كه هر روز راه ديگر را ميروند نمي بينيد....

  •   به نظر من افرادي در كشورهاي غربي حضور دارند كه با توجه به همه بي بند و باري هايي كه در اون كشورها هست. اما به جرات ميتونم بگم كه از صدها و يا هزاران و يا شايدم ميليونها بار با اخلاص تر و كاملتر به وظايفشون عمل ميكنند اونم فقط و فقط به خاطر اينكه عقايدشونو مثل ما از رو دست آبا و اجدادشون برنداشتن بلكه خودشون با تمام وجود بهش دسترسي پيدا كرده و اونو ادامه ميدن ولي ما ( خودم و ميگم ) ياد گرفتيم كه فقط اسم مسلمون بودنو رو خودمون بزاريم و به فروع دين و حتي شايد اصولش هم عمل نمي كنيم
    خدا وكيلي اينطور نيست؟
    نمازمونو كه يكي در ميون ميخونيم
    روزه كه اصلا نميگيريم
    خمس و زكات كه ول معطل
    امر به معروف و نهي از منكر هم كه اصلا برامون معني نداره و...
    پس بيايم يكم فكر كنيم واقعا چقدر مسلمونيم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  •   بسيار تكان دهنده بود .انچه در مورد اين بنده خوب خدا خيلي حايز اهميت بوده اينست كه او حتي در انچنان مملكتي هرگز نماز خود ترك نكرد و عامل و به قول خودش باند اتصال به معبودش را هرگز نگسست .پس باور كنيم كه (الصلاه عمود الدين)


  •   زماني كه متوجه شدم موضوع برنامه در مورد يك معجزه است به مدت 45 دقيقه بدون اختيار به تلويزيون در اتاق نگهباني شركت خيره شده و اشك مي رختم

    التماس دعا
    باتشكر از صدا و سيما

  •   ميان عاشق و معشوق هيچ حائل نيست...
    خيلي تكان دهنده بود
    جزو معدود برنامه هاي عالي صدا و سيما بود .

  •   با تشكر از ارائه مطلب فوق

  •   اي كاش من هم توان اين كارها رو داشتم . اي كاش من هم از مال دنيا به خاطر خدا چشم پوشي كي كردم. اي كاش من هم ... واقعا چشم هايم پر از اشك شدند بعد از خواندن اين گزارش ....

  •   پخش برنامه مصاحبه با خانم آرین و تاثیر عمیق آن بر مردم نقش بی بدیل رسانه ملی و مبلغین دینی را در جامعه کنونی گوشزد می کند. این نشان می دهد که مردم آمادگی شنیدن نغمه های ناب الهی را دارند اما صد افسوس که بسیاری از گویندگان قطره ای از اقیانوس جان بخشی را که ترسیم می کنند ننوشیده اند.

  •   عشق مايه دوام ماست دگر هيچ
    من کيستم من چيستم تا هستم بعد اندکی من نيستم
    آن کيست آن. آن چيست آن.
    هست از ازل تا به ابد باقيست آن
    من مانده ام مفتون او .
    پايم ببست آن چشم آن ابروی او
    من هم نفس با نی شدم
    دل بستم و فانی شدم
    من پر بدم خالی شدم
    بر کوی دوست راهی شدم
    راهی بده راهی بده
    زين پس تو ای ساقی به من جامی بده
    نی نی دمی ساقی تو بس
    من را ز شوق ان سماع حالی بده

    من كيستم من چيستم تا هستم بعد اندكي من نيستم
    آن چيست آن. آن كيست آن

  •   خوش به سعادتش ... من با اين برنامه لحظه به لحظه اشك ريختم ....و غبطه خوردم ...

  •   این خانم آنچه به دست آورده به دلیل آشنایی تصادفی با قران کریم بوده است و در طول تاریخ آدم های زیادی با آشنایی با قران متحول شده اند و مشکل همه ما این است که با قران فاصله داریم

  •   خيلي تكان دهنده بود من كه خيلي استفاده كردم.

  •   هوالمحبوب من اين برنامه را از تلويزيون ديدم وبه اين زن بابركت وعشق پاكش وخلوص ودلدادگي وايمانش غبطه خوردم از ايشان خواهش مي كنم برايم دعاكند درود خداو ملائكه مقربش برايشان وامثال ايشان باد آمين



  • نظرات و پیشنهادها:
    آدرس پست الکترونيکي :