صفحه اولآرشيوجستجوتماس با ماپيوندهاورزشيخبرنامه
 نسخه چاپي خبر  ارسال به دوستان   iran web hosting & web design


حقي كه شايد همه مردم، ‌حتي كساني كه فرزندان خود را در مدارس آزاد و غيردولتي بر سر ميز شاگردي معلمان مي‌نشانند، در مناسبت‌هايي از سال ادا كنند... آيا براي كشوري مانند ايران هسته‌اي با اين همه منابع خدادادي و نيروي انساني پويا، خواسته زياد و بزرگي است؟

۱۴ ارديبهشت ۱۳۸۵ - بعد از ظهر ۱۷:۱ تعداد بازديد: 42380 كد خبر: ۳۸۵۷۰

شايد بسياري از ما هنگامي كه روز معلم فرا برسد، در كنار يادآوري ارزش‌هاي والاي اين شغل شريف، به انديشه تبريك اين روز به معلمان خود، دوستان معلم خود و يا فرزندانمان باشيم و يا شايد در انديشه هديه‌اي و شاخه گلي خوشبو براي اين جامعه‌سازان و فرهنگ‌سازان، اما شايد اندكي و تنها اندكي از ما در اين فكر باشيم كه معلمان ما سنگ صبور غم‌ها، نگراني‌ها، دردها و نداري‌هاي ما و فرزندان دانش‌آموز ما نيز هستند.

يكي از بينندگان «بازتاب» كه به نظر مي‌رسد، از معلمان دلسوز جامعه ماست، با ارسال تصوير نامه زير مي‌نويسد: «به مسئولان بگوييد، به حق امثال اين دانش‌آموز نيز بايد رسيد»، حقي كه بر گرده دولت و عهده ملت، سنگيني مي‌كند؛ حقي كه شايد همه مردم، ‌حتي كساني كه فرزندان خود را در مدارس آزاد و غيردولتي بر سر ميز شاگردي معلمان مي‌نشانند، در مناسبت‌هايي از سال ادا كنند و در جشن شكوفه‌ها و مانند آن، شادي‌هاي خود را با اين دسته از دانش‌آموزان صاحب حق و نيز با دولت! تقسيم كنند و دولت را در انجام بخشي از وظايف اصلي خود كه تأمين حداقل وسايل آرامش و راحت زندگي براي شهروندان است ياري كنند، اما بگوييد دولت‌هاي گذشته و حال و آينده، چگونه از سنگيني اداي اين حق، رهايي مي‌يابند؟

آيا براي كشوري مانند ايران هسته‌اي با اين همه منابع خدادادي و نيروي انساني پويا، خواسته زياد و بزرگي است؟ آيا نمي‌توان با اصلاح بنيادي نظام بوروكراتيك بيمار كشور، كه هر سياستمداري را با هر وابستگي و انديشه حزبي، براي دادن اين حق و حقوق، تنها پس از مدتي ناتوان و بيمار مي‌كند، فكري براي برخورداري همه ملت از حداقل وسايل آرامش و راحت زندگي كرد؟

به يقين، پاسخ اين پرسش‌ها، ‌در دنيا و آخرت، بر گرده و عهده همان‌هاست كه گفته شد و اميد كه شايد سنگيني آن را احساس كنند.
اگر چنين شود هديه‌اي ارزشمند از سوي مديران جامعه به معلمان عزيز كشور است.



  •   سوالی که من دارم از موسسات خیریه ای است که همه جا مثل قارچ سربرآورده اند. کجا خیرات می کنید که باید همچین کسانی را ببینیم

  •   خب الان مملكت خرجهاي واجبتري دارد مملكت نه تنها نميتواند به اين افراد كمك كند بلكه بايد اين افراد بخشي از هزينه ها را هم تقبل كنند تا يك عده محدودي در آرامش و رفاه زندگي كنند.

  •   اين دانش آموز بي بضاعت درحالي ازمعلم خود تقاضاي يك شلوار براي پوشيدن مي كند كه درپايتخت يك مملكت اسلامي مدارسي هستند كه فقط براي ثبت نام دانش آموزانش مطالبه 1600000 تومان پول ميكنند . آيا اين همه اختلاف طبقاتي واقعا زيبنده يك كشور متعلق به امام زمان(عج) است .

  •   من متولد 1337 هستم. در كلاس دوم دبستان (سال 5-1344) كه هنوز نفت به بشكه اي 35 دلار نرسيده بود - در ايام خاصي تعدادي لباس و كفش به بچه هاي بي بضاعت مي دادند. نو و تميز و بسته بندي شده در كارتن. در دبستان شاهپور تجريش (پشت مقصود بك) ناظمي داشتيم كه اين لباسها را ولو در زمان غيبت دانش آموز هم براي او نگه مي داشت. من و پسرعمويم چقدر خوشحال مي شديم از دريافت اين هديه كه هيچ منت و تبليغاتي هم پشتش نداشت. نمي دانم چه كسي باني اين امر خير بود ولي تا آخر عمر فراموش نمي كنم و سعي كرده ام رفتار همان باني خير را تقليد كنم. روحشان شاد

  •   فقط می توانم بگویم جای بسی تاسف است که در کشوری زندگی می کنیم که با این ثروت خدادادی ،در اثر عدم مدیریت صحیح این موارد از چهره کریه فقر را دیده وتنها کاری که از دستمان بر می اید افسوس وحسرت خوردن می باشد.

  •   با سلام من نميخواهم درد شما را بيشتر كنم .اما اين واقعيت است .راستش پدر من معلم است و چيزهايي از دانش اموزهايش ميگويد كه اگر هر انساني كه انسان باشد واينگونه جملات را بشنود بغض گلويش را مي فشاردوحتي اشك از چشمانش جاري ميشود .
    دانش اموزهايي را مي شناسد كه يك جفت كفش ندارند كه به مدرسه بيايند.وبا دمپايي به ودرسه مي ايند .من خود مانده ام كه جواب اينگونه افراد را چه كسي بايد بدهد.ايا اينها اميدي به زندگي دارند؟اصلا به چه اميدي دارند زندگي ميكنند؟ و هزاران مورد ديگر....
    اگر ناراحت شديد منو ببخشيد.

  •   دولت بايد كار اساسي و بنيادي در حق همه مردم خصوصا كارمندان و كارگران انجام دهد

  •   شمارا به خدا و امام زمان قسم مي دهم بجاي كارهاي سياسي و بيهوده در رابطه با اين مشكلات بيشتر از مسولين سوال كنيد شايد كمي به فكر بيافتند

  •   با سلام ؛ آه و هزاران آه و اشک و خون دل ؛ باور کنید جگرم آتش گرفت ، چطور جوابگو خواهیم بود ؟

  •   من یک جانباز هستم با حداقل حقوق جانبازی زندگیم را می گذرانم ام خواهش دارم از این معلم دلسوز که قلب بنده نیز از دیدن دست خط این دانش آموز جریحه دار شد شماره حسابی اعلام نمایید تا بنده هم بتوانم در غم این دانش آموز سهیم باشم . خدا نگذرد از کسانی که نام عدالت را بر ما ديکته می کنند اما در عمل آن کا ردیگر می کنند . واعظان که این جلوه در محراب و منبر می کنند چون به خلوت می روند آن کار دیگرمی کنند تلفن تماس 04114423578 محمد رضا ايازي

  •   من سیزده سال است که معلمم و روز معلم برای من عذاب بی پایان است .آنکه رنج دیدن فقر را پشت نیمکت ها نچشیده است از معلمی میگوید که هر روز همراه ناهارش مشتی بغض را نیز می بلعد.خدا را بگذارید من معلم در اندوه خود و شاگردانم بمانم و شما را با لبخند دلسوزانه پشت تلوزیون نبینم.

  •   رسیدگی به وضعیت رفاه و آسایش مردم یک غول هفت سر نیست که نتوان آنرا از میان برداشت . فقط کافیست که بجای سخنان عوام پسندانه و حرکات عوام فریبانه کمی هم فکر مردم بود . در مورد خاص نظام آموزشی , کشورهایی در جهان که امروزه مشکلات مشابه ما را داشته و دولتهای آنها در صدد رفع اشکلات هستند, در تلاشند تا یک سیستم کمک به محرومین را در قالب (بورس تحصیلی خانواده های بی بضاعت ) نه ایجاد موسسات صدقه سری ایجاد نمایند تا ضمن حفظ آبرو و شرفت فردی این خانواده ها در نظام آموزشی نیز فرزندان این خانواده ها از فرصت های برابری برخوردار شوند . متاسفانه نظام آموزشی در ایران روز بروز در جهت عکس این قضیه حرکت و عمل کرده است و سر خود را همانند کبک در برف فرو برده و فکر می کنیم که جامعه ایده ال و امام زمانی همین است و بس . فرزندان ما که امیدهای سازندگی آینده این کشور هستند با رفتار و رویه کاملا نادرستی روز بروز از درس و تحصیل دور افتاده و نظام آموزشی را فقط برای مرفهین بی درد جامعه ایجاد کرده ایم و منافع همانها باعث شده تا بصورت اختاپوس وار بر نظام آموزشی در قالب مدارس غیر انتفاعی چنگ انداخته شود و خود این ایده در مراحل اولیه با هدف کمک و تسهیل ایجاد شد امروز یکی از معضلات نظام آموزشی در ایران شده که شکاف طبقاتی را نیز افزایش داده و دانش آموزان کشور را به دو دسته خواص و محروم بدل کرده است . آیا زمان آن نرسیده که فکری اساسی برای رسیدگی نهادینه به معضلات اجتماعی بشود و از سطحی نگری دست برداریم . امید است گه چنین شود .

  •   اين يك طرف قضيه است
    در روز معلم امسال بنده به اتفاق چند تا از هم دانشگاهي هايم در گروه مردمشناسي دانشگاه آزاد گرمسار , به طور غير مترقبه با گل و شيريني و دوربين فيلم برداري به سر كلاسهاي اساتيد گروه رفتيم. در هر كلاسي كه مي رفتيم بغض گلوي اساتيد مان را مي گرفت.انگار كه با يك پديده خارق العاده مواجه شده بودند. آخر مدتها بوده كه چنين سنتي از ميان دانشگاهيان رخت بر بسته شده است.

  •   ننگ و شرم بر همه مفسدان اقتصاديو حاميانشان كه با رانت خواري و زد وبندهاي پشت پرده به ثروتهاي بيشمار دست يازيده و بي توجه به حقوق حقه ديگر هموطنان در اين چند روز زندگي با دست درازي به منابع و منافع ملي كه پيش از انرژي هسته اي از مسلمترين حقوق هر ايراني است آنان را در فقر و تنگدستي نگاه ميدارند.اي ننگ برشما باد

  •   آه و هزاران آه و افسوس بر مائی که در این دنیا زندگی می کنیم و نمی دانیم همسایه مان کیست و چگونه شکم خود و فرزندانش را سیر می کند . ترا به خدا از این موارد زیاد تر بنویسید .

  •   از خانواده من، همسرم و برادرانم و خواهرم و همسرانشان همه معلمند.غير از همسرم كه در تهران است مابقي اين معلمان در شهرهاي ملاير و تويسركان معلمند.چه بگويم از درد دل اين معلمان در مورد نداري و فقر شاگردانشان. نداشتن و نخوردن و نپوشيدن و ......فرهنگ برخي از روسنائيان اين منطقه با نداشتن... شروع مي شود و با همان هم تمام .البته ما در حد توان خود تا حد بسيار كمي از آنان دستگيري مي كنيم ولي بار فقر و سختي اين خانواده ها آنقدر سنگين است كه با چنين كمكهائي نمي شود آن را جبران كرد.من مانده ام كه مديران حكومت ما چه جوابي براي خداوند دارند؟به خدا خانواده هائي براي ماهي 10 هزار تومان معطلند در حاليكه هزينه استفاده يك نفر از استخرها و سوناهاي تهران همين حدود است. چه كنيم؟به خدا گاهي طاقتم از نداري مردم طاق مي شود.چه بايد كرد؟مردم كمك كنند؟دولت؟ چه كسي؟چگونه؟ اگر گزارش فقر و نداري مردم را مي خواهيد آنرا از معلمان مناطق محروم بپرسيد.يك فراخوان بدهيد براي معلمان ببينيد چه مطالبي براي شما خواهند فرستاد.خداوند بار همه ما را در آخرت سبك سازد.



  • نظرات و پیشنهادها:
    آدرس پست الکترونيکي :