حضرت آقايي كه اينجا از نام جنبش دانشجويي نان خورد و حديث حقوق يك ميليون تومانياش، شهره اهل مطلب در تهران است، با چند روزنامهنگار تماس گرفته و با وعده كار و تأمين زندگي خواسته به جمع دوستان ايشان در آن سوي اقيانوس اطلس بپيوندند... طبيعتا اگر كثافتكاري آنها در آن طرف ادامه يابد، وطنفروشي هميشه مخالفيني دارد و من از آن جمله هستم.
اندكي پس از انتشار گزارش «بازتاب» درباره دادن يك آپارتمان به علي افشاري و همسرش، همزمان با سخنراني نامبرده در كنگره آمريكا، وي در مطلب كوتاهي در وبلاگش، ضمن دروغ خواندن خبر «بازتاب»، از وكيل خود خواست تا از اين سايت شكايت كند.
هرچند او با اين اقدام، به جعفرزاده، نماينده مورد غضب گروه زيادي از مردم ماكو و كامل تقوينژاد، عضو هيأت مديره بانك سپه پيوست، اما مدتي بعد با پخش برنامه يكي از تلويزيونهاي لوسآنجلسي در كنار افشاگريهاي يك وبلاگنويس اصلاحطلب، واقعيات ديگري آشكار شد.
به گزارش خبرنگار «بازتاب»، در آخرين روزهاي تعطيلات نوروزي، تحليلگر شامگاهي يكي از تلويزيونهاي لوسآنجلسي با اشاره به گزارش «بازتاب»، از اينكه برخي دانشجويان جوان با چند صباحي با دادن شعار سياسي به آمريكا آمده و به پول و خانه مي رسند، به شدت انتقاد كرد.
جالب آنكه حسين نامدار، فرد ايراني كه در گزارش «بازتاب» حمايت وي از افشاري باعث صاحب خانه شدن وي شده بود، با اين برنامه تماس گرفت و ضمن انكار دادن آپارتمان به او، در تجب بينندگان اين شبكه اظهار داشت: اگر در اينباره ترديد داريد، با آقاي افشاري كه اكنون در كنار من نشسته است، صحبت كنيد!
اما ماجرا زماني جالب شد كه روز گذشته، علي پيرحسينلو، فعال اصلاحطلب در وبلاگ خود با عنوان «يادداشتهاي يك آلپر»، پرده از تماسهاي گرفته شده با برخي دانشجويان براي راهاندازي يك راديو با هزينه آمريكا برداشت.
برخي تحليلگران معتقدند اين اقدام وي براي آن انجام ميشود كه خود را داراي پشتوانه داخلي نشان دهد.
اين در حالي است كه مصاحبه افشاري با خبرنگار صداوسيما و برخي اعترافات وي در زندان اوين منجر به دستگيري شماري از دانشجويان عضو تحكيم وحدت و سپس انشعاب آن گرديد، چنانكه برخي از دانشجويان همدورهاي علي افشاري، وي را پس از زندان، مهره وزارت اطلاعات ميدانند.
بدون هيچ قضاوتي، توجه بينندگان را به يادداشت «دستهاي آلوده» منتشره در وبلاگ «آلپر» جلب ميكنيم:
«در اين هفته از چند نفر مختلف از دوستان شنيدم كه يك حضرت آقايي كه اينجا تا توانست از نام جنبش دانشجويي نان خورد و حديث استخدام او در شركت تابعه بنياد مستضعفان و حقوق يك ميليون تومانياش، شهره اهل مطلب در تهران است، برداشته با چند نفر از بچههاي سابق تحكيمي يا روزنامهنگار تماس گرفته و با وعده كار و تحصيل و تأمين زندگي و امثال اينها از آنها خواسته به جمع اندك دوستان ايشان در آن سوي اقيانوس اطلس بپيوندند.
آن موقعها كه چيزهايي ميشنيديم و ميگفتند، بازگو نميكرديم و نشنيده ميگرفتيم به حساب اينكه يا چنين نيست و يا اگر هست، نبايد عيب كسي را آشكار كرد، اما نظر به اينكه كساني كه خود آلوده چيزي ميشوند، دليلي ندارد كه بقيه را هم با خود درون باتلاق بكشند، چند نكته را عرض ميكنم.
1- يك بابايي هست به نام «حسين نامدار» كه اين دار و دسته افشاري و عطري و اينها با او در ارتباط هستند و او از طريق لابي با جناب «روبرت داناهيو» كه مسئوليت ميز ايران در وزارت خارجه آمريكا را برعهده دارد، برنامههاي خود براي جذب منابع مالي براي اين بچههاي سابقا جنبش دانشجويي و اخيرا آمريكايي را جلو ميبرد. تا كنون پانصد هزار دلار براي تقويت جنبش دانشجويي در اختيار همين شخص قرار گرفته است.
2- اينها به كمك همان فرد يك طرحي را بردهاند، به كنگره براي راهاندازي «راديو دانشجو» و 700 هزار دلار هم فقط براي بودجه اوليه آن درخواست كردهاند. فعلا يك گروه ديگر از همين جماعت به نام «حزب مشروطه» كه يكي از دهها رقيب علاقهمند به جذب پول از دولت آمريكا براي سرنگوني جمهوري اسلامي در خيال خود است، توانسته با تأثيرگذاري يكي از لابيهاي صهيونيستياش براي اين طرح مانع ايجاد كند، اما به احتمال زياد در نهايت موفق ميشوند براي اين طرح بودجه بگيرند و آن راديو را راه بيندازند.
3- متأسفانه اينها براي اينكه براي اين راديو آدم جذب كنند، از همين الان شروع كردهاند به كار روي همان تيپ آدمها كه گفتم؛ يعني فعالان سابق و فعلي دانشجو و روزنامهنگاران. روششان هم آلوده كردن آدمها به كثيفترين شيوه ممكن است: بياييد، پول و زندگي و كار و آينده و تحصيل و همه چيزتان جور است، فقط با ما باشيد!
اين اطلاعات را يك بزرگواري كه فعاليتهاي اين آدمها را از نزديك ميبيند داد. وقتي كه از تماسهاي اين آدم با بچههاي صاف و ساده فعال در داخل كشور مطلع شد، و مواردي ديگر را هم افزود كه چون به آدمهاي اينها در داخل كشور برميگردد، صلاح نيست بنويسم، وگرنه بيشك برايشان مشكل ايجاد ميكند. طبيعتا اگر كثافتكاري آنها در آن طرف ادامه يابد، وطنفروشي هميشه مخالفيني دارد و من از آن جمله هستم».