تخمه ميخوريم... اظهارنظر ميكنيم!
«حسني مبارك» رئيسجمهور مصر چندي پيش در مصاحبهاي با شبكه «العربيه» گفته بود: «شيعيان در منطقه خاورميانه بيش از كشورهاي خود، به ايران وفادار هستند».
ميگويند روزي يك روباه در جنگل به كلاغي برخورد كرد كه يك پاكت تخمه گذاشته بود جلويش و مشغول تخمه خوردن بود. روباه گفت: «به به... آقاي كلاغ... چهكار ميكنيد؟» كلاغ با بيخيالي جواب داد: «تخمه ميخوريم... شيرها را به خاك سياه مينشانيم... حال ميكنيم!» روباه تعجب كرد و رفت. مدتي بعد شغال به كلاغ رسيد و همان سؤال را پرسيد و كلاغ گفت: «تخمه ميخوريم... حال ميكنيم... پدر شير را درميآوريم!» شغال هم تعجب كرد و رفت. مدتي بعد گرگ كلاغ را ديد و همان سؤال را پرسيد و جواب شنيد: «حال ميكنيم... تخمه ميخوريم... مادر شير را به عزايش مينشانيم...!».
خلاصه آنقدر اين ماجرا تكرار شد كه خبر به خود شير رسيد. يك روز شير آمد پيش كلاغ و گفت: «بهبه... جناب كلاغ... چه ميكنيد؟» كلاغ كه حدس زده بود ماجرا به گوش شير رسيده و خودش را باخته بود با لكنت زبان گفت: «س سلام قربان... از م مرحمت عالي كار خاصي ن نميكنيم... تخمه ميخوريم... هذيان ميگيم... حرف م مفت ميزنيم... چ چرند ميبافيم...»!
حسني مبارك چند روز بعد از انتشار حرفهايش كه منجر به اعتراضات گسترده شيعيان عراق شد و حتي تا حد تحريم كالاهاي مصري هم پيش رفت، حرفش را رسما پس گرفت و اعلام كرد...!
تنوع كودكانه!
بنا بر گزارشي كه به تازگي «كريستينساينسمانيتور» منتشر و «بازتاب» هم نقل كرده، گويا اروپا در زمينه توليد كودكان نامشروع پيشرفت شگفتانگيزي داشته! به طوري كه طي 35 سال اخير، تعداد كودكان نامشروع، 6 برابر شده است و در حال حاضر از هر سه كودك اروپايي، يك نفر حاصل ارتباطهايي خارج از حوزه ازدواجهاي مرسوم و مشروع است.
ژوليت [مادر هانس، ژاكلين و جورج]: هانس، عزيزم؛ قولي كه دادي يادت نره.
هانس [يك پسر 14 ساله موبور]: نميخوام.
ژوليت: عزيزم، يادت باشه كه دروغگويي كار بديه. زيرِ قول زدن هم خلاف قانونه.
هانس: آخه تو بَدي. چرا به ژاكلين گفتي كه پدرش چه جوري بوده ولي به من نميگي؟
ژوليت: آخه پدر اونو تو روز ديدم و نيم ساعت هم باهاش ناهار خوردم، در نتيجه قيافش يادم مونده! تو كه دوست نداري مامان بهت دروغ بگه، هان؟
هانس: خُب نميشه با پدر من هم ناهار بخوري؟
ژوليت: نه، پدرت حتي با من يه شام هم نخورد، چون عجله داشت ميخواست برگرده سوئد! اما تو نبايد ناراحت باشي چون دستكم اسم پدرت رو ميدوني، اما جورج طفلك حتي اسم پدرش رو هم نميدونه. فقط حدس ميزنم كه انگليسي بود.
هانس: از كجا ميدوني؟
ژوليت: چون خيلي خسيس بود!... خُب ديگه حالا عزيزم، داره دير ميشه، دستِ ژوليت و جورج رو بگير و يكي دو ساعت ببر پارك. زودتر از ساعت هفت هم نياييد.
هانس: باشه مامان، ولي تو رو خدا اسم و مشخصات اين دوستت رو بپرس كه بچه بعديت زياد سؤالپيچت نكنه!
ژوليت: اوه نه! يك آدم متمدن هيچوقت در حوزه خصوصي افراد كنجكاوي نميكنه، پسرم.
هانس: آخه...
ژوليت: خداحافظ عزيزم. مقررات راهنمايي و رانندگي رو حتما رعايت كنيد. چمنها رو هم لگد نكنيد، غيرقانونيه!
جستجو براي يك نفر جوان
اگر فكر ميكنيد كه برخي از بزرگانِ كهنسالِِ جناح راست، دو دستي به قدرت چسبيدهاند و براي جوانها جايي و جايگاهي قايل نيستند، اشتباه ميكنيد.
حبيبالله عسگراولادي مسلمان، قائممقام شوراهاي هماهنگي نيروهاي انقلاب اعلام كرد: «من و ناطق نوري ديگر پير شدهايم و بهتر است يك جوان مسئول شوراي هماهنگي نيروهاي انقلاب شود».
در پي اعلام اين مطلب، كوششها براي يافتن جوان جامعالشرايطي كه بتواند به جاي بزرگاني مثل عسگراولادي و ناطق نوري به رياست شوراي هماهنگي مزبور برسد، آغاز شد.
به گزارش خبرنگار دوربرگردان، برخي از شرايطي كه جوانان متقاضي بايد حتما واجد آنها باشند به شرح زير هستند:
1ـ داشتن حداقل 35 سال سابقه مفيد و درخشان در خدمت انقلاب
2ـ داشتن سابقه مديريتي حداقل در بيست سازمان، نهاد و اداره دولتي از سال 58 تا به حال
3ـ تواناييِ كارِ همزمان در دستكم ده شغل و مسئوليت دولتي و غيردولتي
4ـ توانايي هماهنگي و مديريت بر حداقل 15 حزب و گروهِ ناهمگون
5ـ تجربه دستكم سه شكست انتخاباتي بزرگ
6ـ آشنايي و داشتن ارادت متقابل با حداقل 200 نفر از رجال و سياستمداران و اقتصاددانان و تجار و روحانيون و وكلاي موجه و خوشنام
7ـ داشتن ريش سفيد براي ميانجيگريهاي پيشِرو.
ضمنا حميدرضا ترقي چند روز پيش اعلام كرد كه آقايان عسگراولادي و بهزاد نبوي براي حكميت در مورد اختلافاتِ خانه احزاب انتخاب شدهاند، كه هنوز خبري از اين حكميت نشده. گويا انتخابكنندگان، دُنبالِ چند حَكَم هستند تا آنان بروند و ميان عسگراولادي و نبوي صلح و صفا برقرار كنند تا آنها بيايند و ميان اعضاي خانه احزاب ميانجيگري كنند!
نهنگ در هامون
آدمي كه در قرن 21 آن هم توي ايران زندگي ميكند بايد عادت كند كه زياد تعجب نكند و خودش را درگير هيجانات خبري نكند حتي اگر اين خبر، خبرِ يافتن يك نهنگ زنده در دشت كوير باشد! البته هيجانزده نشويد، در دشت كوير، هنوز نهنگِ زنده پيدا نشده، ولي يك خبر واقعي حاكي از آن است كه از قم، خاويار صادر ميشود!
به گزارش مهر، «مديركل استان قم از صادرات بيش از 8 تن خاويار به كشورهاي اروپايي از استان قم خبر داد»!
كارشناسِ امور دريايي ـ كويري دوربرگردان معتقد است: بزرگترين شباهت قم با درياي خزر كه باعث شده تا ماهيهاي خاوياري در آن خوب عمل بيايند و چاق و چله شوند، آبِ شورِ آن است!
دَمِش گرم!
آقاي البرادعي، رئيس سازمان انرژي اتمي سازمان ملل، براي پنجمين بار به ايران آمد و خيلي زود هم برگشت.
عكس زير كه از خبرگزاري فارس گرفته شده، محمد البرادعي و علي لاريجاني را در هنگام مذاكره نشان ميدهد. كل اين مذاكره به صورت رسا زيرگوشي و پچپچي انجام گرفته.
البرادعي: جونِ علي يه چيزي ميگم نه نگو.
لاريجاني: تا چه باشد؟
البرادعي: يه چيزِ كوچولو
لاريجاني: اون يه چيزِ كوچولو شايد «دُرّ غلطان» باشه.
البرادعي: در عوض بهت آبنبات ميدهم ها!
لاريجاني: خدا به دور... نكنه ميخواي من رو هم مثل قبلي اغفال كني!!
البرادعي: اي بابا... تو چهقدر بدبيني ها! لااقل كيك زرد بهم بده.
لاريجاني: ميخوري يا ميبري؟
البرادعي: فعلا ميبرم، ايشالله سرِ فرصت با دوستان ميخورم.
لاريجاني: با چقدر كارت راه ميافته؟
البرادعي: با همش!
لاريجاني: نكنه منظورت اصفهان و نطنز و بندرعباسيه؟
البرادعي: آي قربون آدم چيزفهم.
لاريجاني: شرمنده!
البرادعي: تو رو جونِ داداش ديپلماتت نه نگو، شَر ميشه ها!
لاريجاني: به جونِ آقا داداشم راه نداره.
البرادعي: حالا من جوابِ بوش و بلر و شيراك و كوفي رو چي بدم؟ بگم چي كار كردم؟ بگم لاريجاني چكار ميكنه؟
لاريجاني: بگو «يه ماچ داد و دَمِش گرم...»!
دستانداز
در مورد دستاندازِ قبلي كه آن نوشته بودم «واقعا برو بچههاي حزب اعتماد ملي فكر ميكنند، مدركي به نام «فوق دكتري» وجود خارجي دارد؟!» پيامهاي زيادي دريافت كردم كه بعضي ميگفتند چنين مدركي وجود دارد و بعضي ميگفتند مدرك فوقدكتري رسما وجود ندارد ولي تحصيلات و دوره فوق دكتري در بعضي از دانشگاهها وجود دارد.
باشد، قبول.
به اين وسيله از تمام فوقدكترها عذرخواهي ميكنم و براي جبران مافات از آنان ميخواهم بروند عضو حزب اعتماد ملي شوند. البته در مورد مسائل بعدي «بنده مسئول آن نخواهم بود»!