محمد خجستهنيا
نشريات درونسازماني يا بولتنها، عضو بزرگي از خانواده رسانهها هستند كه به رغم برخوردار بودن از قابليتهاي فراوان و ايفاي نقشهاي مهم يك رسانه (اطلاعرساني، آموزشدهي، تفريح و سرگرمي، فرهنگسازي و مشاركتجويي) متأسفانه در طول سالهاي گذشته مورد كمتوجهي هم در سطح تصميمگيريهاي كلان فرهنگي و هم در سطح دستگاه بوده است.
بحث تعطيلي نشريات درونسازماني هرچند كه در برنامههاي آقاي صفار هرندي در مجلس شوراي اسلامي بيان شد اما در سالهاي گذشته و به ويژه در دوره كاهش درآمدهاي نفتي در سال 78 و تأكيد بر اصل صرفهجويي در برخي دستگاههاي دولتي اتفاق افتاد. اين تصميم، در صورتي بود كه وزير وقت فرهنگ و ارشاد اسلامي در پاسخ به سؤال يك خبرنگار كه چرا صرفهجويي از واحدهاي روابط عمومي شده است، با زيركي گفت: اين موضوع در نهايت كمسليقگي است و برعكس بايد با افزايش بودجه روابطعموميها و استفاده مطلوب از رسانههاي درونسازماني، فرهنگ بهرهوري و صرفهجويي در سازمانها ارتقا يابد. محورهاي تصميم و برنامه وزارت ارشاد در بخشهاي زير قابل نقد و تأمل است:
1ـ مغايرت با قانون مصوب مجلس: مجلس شوراي اسلامي قانون انتشار نشريات درونسازماني را در سال 1364 به تصويب رسانده و با مشخص كردن چگونگي و ضوابط انتشار اين نشريات به كليه دستگاهها و ارگانها اجازه داده است با كسب مجوز از وزارت ارشاد و رعايت آييننامه بر اساس درخواست بالاترين مقام دستگاه نسبت به انتشار نشريات اقدام كند. هرچند كه در قانون مصوب مجلس وزارت ارشاد مكلف شده است بر روند انتشار نشريات نظارت داشته باشد و حق تعطيلي نشريات درونسازماني را آن هم به دور از شاخصهاي مستدل علمي به اين وزارتخانه داده نشده است.
2ـ مغايرت با نيازها: سابقه انتشار نشريات درونسازماني به 180 سال پيش در اروپا بازميگردد. احساس نياز به دارا بودن رسانهاي براي تعامل دوسويه ميان مديريت و كاركنان، افزايش اطلاعات پرسنل، ارائه ديدگاهها و انتقادات كاركنان، ارائه آموزشهاي تخصصي و ساير وظايف رسانهاي از جمله اهدافي است كه در بسياري از سازمانها به ويژه سازمانهايي كه داراي ساختمانهايي متعدد و نيروي انساني گسترده هستند، يك ضرورت است و در صورت تعطيلي اين نشريات در سازمانهايي كه از پرسنل فراوان برخوردار و به لحاظ جغرافيايي، پراكنده هستند، كمتر رسانهاي است كه از نظر صرفه اقتصادي و تأثيرگذاري قابليتهاي نشريات درونسازماني را داشته باشد.
3ـ عدم ايفاي نقش مطلوب آموزشي، پژوهشي و نظارتي توسط وزارت ارشاد: يكي از وظايف مهم وزارت ارشاد چه در حوزه رسانهها و چه در حوزه روابط عموميها ايفاي نقش آموزشي و نظارتي در قالب برگزاري دورههاي آموزشي و تقويت بعد نظارتي در حوزه نشريات درونسازماني است كه متأسفانه اين نقش بسيار كمرنگ بوده است.
در طول سالهاي گذشته تنها حركتهايي در جهت آموزش نشريات دورنسازماني و برگزاري جشنواره نشريات درونسازماني توسط انجمن متخصصان روابط عمومي و برخي از واحدهاي آموزشي برگزار شده است كه اين مقوله با توجه به نياز فراوان روابط عموميها به دورههاي تخصصي چگونگي انتشار نشريات بسيار محدود بوده است. اما مهمترين ابزاري كه بايد براي تصميمگيري به دور از جنبههاي شماري و تبليغاتي مورد نظر قرار گيرد، انجام پژوهش و تحقيقات علمي قبل از تصميمگيريهاست.
متاسفانه در حوزه نشريات درونسازماني كار تحقيقاتي مناسبي كه مبناي تصميمگيري براي چگونگي انتشار و نظارت بر روند انتشار با هدف ارتقاي محتوايي نشريات مذكور باشد، كمتر انجام شده و تنها تحقيقي كه در اين حوزه به سفارش مركز مطالعات رسانهها صورت گرفته نيز مورد استفاده قرار نگرفته است. به طور مثال در نتايج تحقيق مذكور عدم رعايت آييننامه وزارت ارشاد و قانون مطبوعات از جمله انتشار بدون مجوز برخي نشريات و نبود استاندارد مناسب در قالببندي محتوايي از جمله مشكلات نشريات درونسازماني است.
نتيجه
هرچند كه بخشي از نشريات درونسازماني به سبب مشكلات محتوايي و شكلي كه نشان از نبود نيروهاي متخصص در بدنه روابط عموميها، نگاه غيرعلمي به روابط عموميها و نيز مشكلات مالي و بودجهاي است داراي ضعفهايي هستند اما تعطيلي نشريات درونسازماني تنها پاك كردن صورت مسئله بدون توجه به نقش ارزندهاي است كه اين گروه از رسانهها ميتوانند در ارتقاي ارتباطات درونسازماني و رسيدن به تفاهم و همدلي سازماني كه مهمترين نياز سازمانهاي ما براي به دست آوردن پشتيباني پرسنل در مأموريتهاي سازماني است، داشته باشند و بهتر آن است كه وزارت ارشاد تلاش كند به اصلاح آييننامه موجود، برگزاري دورههاي آموزشي، ارتقاي جايگاه روابط عموميها در سازمان، تقويت ظرفيت نقادي در بدنه مديريتي جامعه و ارتقاي بعد نظارتي جايگاه رسانههاي درونسازماني را به وضعيت مناسبتري برساند.