صفحه اولآرشيوجستجوتماس با ماپيوندهاورزشيخبرنامه
 نسخه چاپي خبر  ارسال به دوستان   iran web hosting & web design


فرشاد مهدی‌پور

۱۶ فروردين ۱۳۸۵ - بعد از ظهر ۱۶:۵۶ تعداد بازديد: 30752 كد خبر: ۳۶۹۹۸

برخي مسافران نوروزی مناطق جنوب غربی ایران، احتمالا در مسیر حرکت خود تابلوهایی را دیده باشند که روی کلمه «اهواز»، با خطی کج و معوج نوشته شده باشد: «الاحواز» (نامی که تروریست‌ها برای اهواز ایران برگزیده اند و حامیان خارجی شان هم آن را به کار می‌برند). شهری که در هیچ نقشه جغرافیایی سراغش را نمی‌شود گرفت و فقط برای بیننده، تمایلات جدایی‌طلبانه یک گروه افراطی (و احتمالا کوچک) را تداعی می‌کند و عرب‌كشي‌هاي صدام در روزهاي آغاز جنگ را به ياد مي‌آورد.

اکنون چند سالی است که دوباره شعله سوزان اقدامات قومی در خوزستان اندک اندک رو به زبانه کشیدن گذاشته و حمایت‌های پیدا و پنهان از آن، بحران را تقویت می‌کند.

جدایی از خود
در ابتدا باید به توافق برسیم که آیا نفس اعمالی که در خوزستان می‌گذرد را می‌توان جدایی‌طلبانه دانست؟ اقداماتی که ریشه تاریخی‌اش به شورش شیخ خزعل در اوایل قرن حاضر بر می‌گردد، که به اشاره استعمار پیر آغاز شد و او جانش را بر سر جلوه نمایی قدرت حکومت مرکزی رضاخانی گذاشت. پس از او تا دهه پنجاه تحرکات محدودی انجام می‌گرفت، که با متلاشی شدن حلقه‌های مرتبط با آن و فرار سرکردگان اصلی شان به برخی کشورهای همسایه، بلوا تا حدی فروکش کرد. در نخستین سال پیروزی انقلاب هم، خرمشهر (و پیرو آن برخی دیگر از شهرهای جنوبی) دستخوش ناآرامی‌های شدیدی شد که اندکی پیش از آغاز حمله بعثی‌ها، با سرکوبی عوامل اصلی، آرامش به منطقه بازگشت.

در این سیر تاریخی، آنچه مشهود و هویداست، رویکرد خودمختار شدن خوزستان است و در کمتر مقطعی بحثی درباره تفکیک این استان به میان آمده است. نفی جدایی طلبی آنچنان جدی و همه‌گیر بوده که در آشوب‌های سال 58 هم که در نوع خود کم سابقه بود، گروه اصلی (سازمان سیاسی خلق عرب) در بیانیه‌های متعدد متذکر می‌شد که خواستار جدایی از ايران نیست.

چشم طمع
از آن روز که چاه نفت در مسجد سلیمان کشف شد و پای قراردادهای کذایی دوره قاجار با انگلیسی‌ها به میان آمد، چشمان تیزبین غربی‌ها خوزستان را بسیار دوست می‌داشت؛ آن هم در شرایطی که «ورود سگ و ایرانی ممنوع» بود. این ننگ را نمی توان از حافظه‌ها زدود؛ چنانکه درد و رنج حاصل از این جسارت و حسرت را در آثار برخی نویسندگان مشهور ایرانی به خوبی می‌توان دید. خوزستان روی دریایی از نفت خوابیده بود و کودکانش شب‌ها سر گرسنه بر بالین می‌گذاشتند. با چنین وصفی روشن است که بیگانه‌ستیزی و جست‌وجو برای گذر از راه‌های به در بردن مردمان از این ورطه، ذهن و روح بسیاری را در چنبره خود گرفته بود.

این زمینه هنگامی که با احساسات ناسیونالیستی (به ویژه در دوره روی کار آمدن «ناصر» در مصر) همراه شد، سازمانهای امنیتی و بعضا انقلابی عربی را به جداساختن خوزستان بسی علاقمند کرد؛ علاقه‌ای که با توجه به احساسات عمیق میهن‌پرستانه، کمتر می‌توانست به گونه‌ای بارز جلوه‌گر شود، ولی لحظه‌ای عراق، کویت، سوریه، لیبی، مصر و... را از دمیدن در آتش آن بازنمی‌داشت.

حیات خلوت
از سویی دیگر نفت، غول‌های دنیا را آرام رها نمی‌کرد، آنها گرچه نمی توانستند به دلیل سابقه منفی و سیاهشان، در عیان به میدان بحران درآیند، اما می‌توانستند در نهان، حامی آشوبگران باشند. سیل اسلحه‌های ساخته شده در انگلیس و آمریکا، که به قیمت‌هایی ارزان (و بعضا رایگان) در اختیار این گروه‌ها قرار می‌گرفت، هیچ گاه پایان نگرفته است.

مطابق یک سند، سفارت آمریکا در تهران در هنگام بلوی سال 58 و پس از مذاکره با سخنگوی دولت موقت (عباس امیرانتظام)، به کاخ سفید پیشنهاد می‌کند تا در مقابل دریافت اطلاعاتی درباره سازمان‌های چریکی لبنانی و فلسطینی، دست به معامله زده و اطلاعاتش را درباره خرابکاری‌ها در جنوب در اختیار ایران قرار بدهد. بدین ترتیب حتی اگر در آن مقطع می‌شد دست‌ها را در پشت صحنه دید، در شرایط کنونی که سرکرده یکی از این گروه‌های تجزیه طلب مدام در لندن به دیار اعيان و اشراف می‌رود و با «جک استراو» (وزیر امور خارجه انگلیس) مذاکره می‌کند و ده‌ها نشست همفکری نزدیک ساختمان شماره 10 "داون استریت" برپا می‌شود، دیگر از پرده برون افتاده است، آنچه پیشتر می‌کوشیدند پنهان کنند.

چرا کوچک؟
نکته مهم در این میان تخمین میزان حمایت‌های مردمی از آشوبگران است؛ روشن است که آشوبگران چهره‌های غیر بومی نیستند (هر چند که ممکن است غیرمقیم باشند). به قتل رساندن مردم بی‌گناه و بی‌خبر، مهم‌ترین دلیل بر اثبات جدایی میان آنان و جدایی‌طلبان است. رهگذرانی که در بازار و بانک‌ها و اداره‌های خدماتی، طی ده‌ها عملیات تروریستی جانشان را از دست داده اند، بی دلیل قربانی خشم قاتلان نشده اند؛ آمران و عاملان می‌خواستند، پیامی شفاف مخابره کنند که مردم یا با «ما» هستند و یا بر ما. مایی مخوف و مخفی، که شبانه و در جزر و مد اروند از رود می‌گذرد و با خود سوغات‌هایی می‌آورد از گلوله، بمب و نارنجک!

آن هم در جایی که شهرهای به جا مانده از هشت سال جنگ، هنوز به طور کامل بازسازی نشده، طرح بزرگ نیشکر به هدم کشاورزی‌های کوچک انجامیده و بسیاری را بی‌کار کرده، نرخ بی‌کاری رشدی صعودی یافته و آن حسرت پیشین در اندامی تازه بازتولید شده است. خطر اینجاست که این زمینه‌ها می‌تواند به مدد تبلیغات «الجزیره» و «العربیه» و... كه بر موج حمايت‌هاي وهابي‌ها نيز همراه است، بسیار موثرتر از مزد یا زور ترورریستها همراهی در میان سایرین ایجاد کند.

کوه یا کاه
بی‌تردید خوزستان استانی است که نباید محروم باشد، لیکن براستی آنچنان که بنگاه سخن پراکنی بریتانیان بی.بی.سی می‌گوید: «فعالان عرب خوزستان از مدتها پيش به مقامات ايران هشدار می‌دادند که اجازه دهند مردم اين منطقه در کنار زبان فارسی به زبان عربی نيز در مدارس آموزش ببينند و هويت متفاوت اعراب ايرانی به رسميت شناخته شود... آموزش و پرورش به زبان مادری، حضور در سطوح بالای تصميم گيری برای اداره کشور و...» فهرست اصلی مشکلات مردمان خوزستان است؟ در کشوری که از پایین ترین سطوح تحصیل به همگان عربی آموخته می‌شود، تا همین چند ماه پیش وزیر دفاع اهل خوستان بود و هنوز هم وزير جهاد كشاورزي، دبیر مجمع تشخیص مصلحت و رؤساي چند كميسيون مجلس، از آن دیارند، کسی از خوزستانی‌ها در سطوح بالای مملکتی نیست؟ براستی مساله فقز همین‌هاست؟! یا این صرفا "احساس" تبعیضی است که بدان دامن زده می‌شود؟

آستانه تحمل
خوزستان با منابع زیرزمینی و دشت‌های حاصل خیزش، بسیار برای ایران و جهانیان با اهمیت است و شایعه تخریب کوچک یک خط لوله نفتش می‌تواند در كنار آشوب‌های نیجریه بورس‌های لندن و واشنگتن را هم دستخوش نوسان کند. شاید صداوسیما ترجیح بدهد کمتر به دلایل رشد قیمت نفت اشاره کند (و از منظری هم کار درستی انجام می‌دهد) و آمارهای بازدید کنندگان از مناطق جنوبی را درشت نمایی کند، اما بیش از همه اینها سفر رهبر کشور به این منطقه و آن در چنین شرایطی را (که سفر رییس‌جمهور چندین بار لغو شده است) را باید در تایید اهمیت «مسئله» خوزستان تحلیل کرد. به ویژه که «دشمن پيچيده است و در مواجهه با انقلاب و ملت ايران، مرموزانه عمل مى‏كند. غالباً لباس دشمنى نمى‏پوشد؛ بلكه با چهره‏ نفاق، دورويى، فريب، تبليغات، شايعه‏پراكنى، ايجاد دلسردى و زنده كردن انگيزه‏هاى گوناگون قومى و تاريخى و فرقه‏اى، جلو مى‏آيد. به همين خاطر، با دشمن بايد هوشيارانه برخورد كرد».

درباره ایرانی
«تـا خوزستان را به او(صـدام) ندهيم خرسند نمى‌شود»؛ ندادیم و او ناخرسند ماند، اما روزنامه بریتانیایی «فایننشال تایمز» چهارم اسفند ماهی که گذشت «از تحقیقات گسترده شاخه اطلاعاتی تفنگداران دریایی آمریکا (نیروی نظامی اصلی آمریکا در فعالیت‌های برون مرزی) درباره اقوام ایرانی و اختلافات آنها با حکومت مرکزی» خبر داده است...

«فایننشال تایمز» به نقل از تحلیلگران می‌گوید: «تحقیقات شاخه اطلاعاتی تفنگداران دریایی آمریکا ممکن است با هدف زمینه سازی برای حمله نظامی صورت گرفته باشد».

حالا دو مهمان ناخوانده و البته .... در همسايگي كشورند، پس چرا نباید برای عملی کردن خواب‌های خوش خود، از هر ابزاری بهره نبرند... همانطور که تا امروز برده‌اند؟


نظرات و پیشنهادها:
آدرس پست الکترونيکي :