صفحه اولآرشيوجستجوتماس با ماپيوندهاورزشيخبرنامه
 نسخه چاپي خبر  ارسال به دوستان   iran web hosting & web design




۱۱ فروردين ۱۳۸۵ - بعد از ظهر ۱۶:۲۲ تعداد بازديد: 12749 كد خبر: ۳۶۸۵۹

در حادثه تروریستی شامگاه پنج شنبه شب 25 اسفند 84 که در جاده زابل به زاهدان به وقوع پیوست، دو تن از طلاب حوزه علمیه قم به شهادت رسیدند. حجت الاسلام نعمت الله پیغان، طلبه درس خارج فقه و اصول و کارشناس ارشد علوم قرآن و حدیث و نيز مسلم لک زایی طلبه سطح عالی حوزه (پایه هشتم) در شمار شهدای این حادثه هستند. امید می رود که نهادهای مسؤول با انجام اقدامات جدی و مؤثر خانواده های ربوده شدگان را از نگرانی بیرون آورند.

به نوشته رسا، آن چه در پي مي‌آيد با عنوان «نجوایی با خودم» نوشته دانشجو و طلبه ربوده شده اين حادثه، «رضا لك زايي» است. وي دانشجوي فلسفه و در حال فراگيري دروس مقدماتي و سطح حوزه علميه بود.


"مرگ " فرا خواهد رسید ، چه بخواهیم ، چه نخواهیم ، چه به" مرگ" بیندیشیم و چه به" مرگ" نیندیشیم ، چه آمادگی استقبال از" مرگ" را داشته باشیم و چه برای در آغوش کشیدن مرگ آمادگی نداشته باشیم .
" مرگ" خواهد آمد و ما در زیر خاک آرام خواهیم گرفت . نفس اسیر هوس چقدر برای" مرگ" آماده ای ؟ مرگ چنگالهایش را تیز کرده و کمبن گرفته تا در لحظه ای جان تو را به یغما برد ؛
چرا غافلی ؟
" مرگ" جدی تر از زندگی است . "مرگ " کنکور بزرگ است . "مرگ " قمار بزرگ است . "مرگ " تولد دوباره است . "مرگ " برگ ریزانی است که منتظر پاییز نمی ماند ، گاهی در بهارمی آید ، در بهار جوانی و نوجوانی . گاهی دز تابستان میانسالی و گاهی در پاییز و زمستان پیری و ناتوانی .
"مرگ " نه رگه ، که معدن حیات است . "مرگ " عدم نیست هستی است . تو چه داری ؟ تو چه هستی ؟ تو کجا هستی ؟ دارایی تو چیست ؟ دارایی ها ی تو بافتنی است ؟ یافتنی است ؟ باختنی است ؟ بردنی است ؟ کاش بردنی باشد !
الهی چون تو ناظری من چه جویم ؟ و چون تو نامه نا نوشته خوانی و حرف نا گفته دانی من چه گو.یم ؟وچه نویسم ؟
برگردم به "«مرگ".
از" مرگ "نمی شود گریخت . "مرگ " با من است."مرگ " با تو است ."مرگ " با همه است . فرار از"مرگ " فرار از خود است . مگر"مرگ " هر شب به سراغ من و تو نمی آيد ؟
فس اسير هوس کی ، کی ازخواب غفلت بر می خیزی ؟ وقتی" مرگ" آمد ؟ "مرگ " که تو را بيدار نمی کند ، پشيمان می کند .
"مرگ " ناشناخته است . "مرگ " گل سرخ است . "مرگ " شکنجه است . "مرگ " اوج و عروج است . "مرگ " زیبا ست . چیزی زشت تر از"مرگ " نیست . "مرگ " تشویش است . "مرگ " آرامش بزرگ است . "مرگ " بهشت است . "مرگ " جهنم است . "مرگ " را دوستان خدا دوست دارند . "مرگ " را صدا می زنند، .با "مرگ " می خوانند ، با"مرگ " راه می روند ،با"مرگ " می نویسند، با"مرگ " می بینند، با"مرگ " خوشحال می شوند،"مرگ " همان چیزی است که دلشان برایش تنگ می شودآنها برای"مرگ " آماده اند ؟
"مرگ " خواهد آمد و فرض بر اینکه من در رختخواب . می بینم و می شنوم . می خواهم حرف بزنم ،
نمی توانم. اعضا و جوارح یک به یک با"من" خداحافظی می کنندو از کنترل" من" خارج می شوند. انگار مال" من" نبوده ا ند . کلام ،خسته،در گلو در هم شکسته است . نگاه حتی به چلچراغ اشک هم مزین نمی شود . لحظه ای بعد ، می بینم ، اما نمی شنوم ، و تا لحظه ای دیگر نه می شنوم ، نه می بینم ونه حرکت می کنم .
"مرگ "می آید و خدایا نخواه که من، که ما، دست خالی به استقبال "مرگ "برویم .خدایا "مرگ "من را"مرگ " ما راآسان کن بر ما بتدگان ضعیف حقیر مسکین مستکین رحم کن .
وقتی به اعمال نا شایستم می نگرم ، آه و فغانم به آسمان می رود ووقتی به" تو" می اندیشم ، محبوب من ، جان من ، معشوق من ، عزیز من ، مهربان من ، هم شرمنده می شوم و هم امیدوار .
دوست دار اشکهایم گیرم گناهانم را بخشیدی با شرمندگی شان چه کنم ؟مرگ کارت ملاقات رسمی من و تو است روا مدار شرمنده ات شوم .

صد هزاران دام و دانه است ای خدا ما چو مرغان اسیر و بی نوا
"مرگ " مارا زیبا قرار ده چون بوییدن گل سرخ ، نه سخت و ناگوار ، چون کنده شدن پوست از بدن .
مارا مشتاق "مرگ " و "مرگ "را مشتاق ما قرار ده .
انگار من "مرگ " را باور نکرده ام ، باور نکرده ام و آماده نشده ام .
دستم خالی است و خورجینم تهی . مگر" تو" نازنین من .....
می دانی !
جز تو کسی نیست هوادارما مونس ما یاور ما یار ما
"مرگ" چه جسمانی باشد ، چه روحانی و چه هردو با هم ؛ و تو چه عارف باشی چه فیلسوف و چه متکلم ، چه بی سواد ، چه با سواد ، چه غنی و چه فقیر ، چه جوان ، چه پیر ، حتی اگر هنوز پا بر سفینه ی خاک نگذاشته باشی ، اول کسی که به تو خوش آمد می گوید "مرگ" است ، از "مرگ " نباید گریخت از خود باید گریخت . از خود . " علیکم انفسکم لا یضرکم من ضل اذا اهتدیتم "
حرف که به این جا رسید بگذار این سخن نیز نگفته نماند .دوست دارم روی سنگ قبرم فقط و فقط یک جمله بنویسند . .ودیگر هیچ . نه عنوانی نه مقامی نه سمتی نه اسمی نه فامیلی نه مدرک تحصیلی وحتی نه تاریخ وفاتی و ولادتی هیچ چیز فقط یک جمله

"مشتی خاک در پیشگاه خدای متعال "

نشاني وبلاگ رضا لك زايي: http://rezal.blogfa.com


نظرات و پیشنهادها:
آدرس پست الکترونيکي :