صفحه اولآرشيوجستجوتماس با ماپيوندهاورزشيخبرنامه
 نسخه چاپي خبر  ارسال به دوستان   iran web hosting & web design




۲۸ اسفند ۱۳۸۴ - بعد از ظهر ۱۸:۱۷ تعداد بازديد: 7692 كد خبر: ۳۶۵۸۵

جبهه مشاركت ايران اسلامي با صدور بيانيه‌‏اي درباره سرنوشت پرونده هسته‌‏اي ايران، از وضعيت به وجود آمده در اين خصوص ابراز نگراني كرد.

به گزارش ايلنا، در اين بيانيه آمده است: در آستانه سال نو در حالي كه ملت ايران آماده ورود به سال نو مي‌‏شود، به تدريج دل‌نگراني‌‏هاي گسترده‌‏اي آسمان دل ايرانيان را غبارآلوده مي‌‏كند و آسمان زندگي ايران با ابرهاي متراكم ابهام در آينده كشور پر مي‌‏شود.

سياست‌‏هاي هسته‌‏اي حاكميت يكدست كه مقابله جدي و يكپارچه همه جهان با اين سياست‌‏ها را برانگيخت، وضعيت را به گونه‌‏اي درآورده است كه همه دلسوزان و علاقه‌‏مندان به ايران و تماميت ارضي آن را سخت نگران آينده كشور ساخته است و همه دريافته‌‏اند كه تداوم اين روند تنها به سلب دايمي حق ايران در برخورداري از يك دانش و فناوري محدود نخواهد ماند بلكه همه امور زندگي ايرانيان را به سختي تحت تأثير قرار خواهد داد.

جبهه مشاركت ايرن اسلامي كه از ابتدا با حساسيت تمام موضوع را پيگيري كرده و در مقاطع زماني مختلف نسبت به اين سياست‌‏ها تذكرات خيرخواهانه و هشدارهاي لازم را داده است، علي‌‏رغم كم‌‏تحملي و انتقادناپذيري سياستگذارن امروز، اينك نيز بر خود لازم مي‌‏داند تا به طور مفصل‌‏تر در مورد اين معضل كه اگر هم‌‏اكنون مهار نشود پيامدهاي خسارت‌‏باري براي كشور خواهد داشت، نظرات خود را بيان دارد و راه حل لازم را ارائه نمايد. هر چند به خوبي آگاه هستيم تلاش ما و ساير شخصيت‌‏هاي اثرگذار نظام ممكن است تغييري در مشي اتخاذ شده ايجاد نكند اما اميد آن داريم با تغيير درك موجود و اوج‌‏گيري نگراني‌‏هاي عمومي و نزديك شدن خطرات خطير، اين بار منافع ملي سرلوحه همه تصميم‌‏گيري‌‏ها قرار گيرد.

ما براي آينده كشور بيمناك هستيم و خطر را جدي‌‏تر از آن مي‌‏دانيم كه با تبليغات و استفاده از عرق ملي و تهييج احساسات پاك وطن‌‏دوستي بتوان بر آن فائق آمد. همين جا بار ديگر اشاره مي‌‏كنيم كه در جهاني كه مبناي روابط بين‌‏المللي بر اين اساس غلط استوار شده است كه آن كس كه زور، ثروت و قدرت بيشتر دارد، از حق بيشتري هم برخوردار است، اتخاذ سياست‌‏هاي رويارويي و تقابل با دنيا و تشديد تنش قبل از آنكه به زيان قدرت‌‏هاي زورگو تمام شود، استقلال و تماميت ارضي ملت‌‏هاي مظلوم را به مخاطره خواهد انداخت.

طبعاً در چنين شرايطي مسئولين و تصميم‌‏گيرندگان فعلي مسئول حفظ استقلال و تماميت ارضي كشور بوده و به هيچ وجه نبايد به خود اجازه دهند با اتخاذ سياست‌‏هايي منافع ملت ايران را قرباني محاسبات اشتباه خود كنند.

ما لازم مي‌‏دانيم متذكر شويم راه مقابله با سياست‌‏هاي سلطه‌‏جويانه موجود در جهان نه راهكار نظامي است و نه اتخاذ روش‌‏هاي خصمانه‌‏اي كه همه جهان را عليه ايران متحد مي‌‏كند بلكه تنها راه احقاق حق ملي ايرانيان در پيش گرفتن راهي است كه جامعه ايراني را جامعه‌‏اي دموكراتيك، صلح‌‏جو، آرامش‌‏طلب و عقلاني به جهان معرفي كند.

در اينجا لازم مي‌‏دانيم به صورت خلاصه آنچه را در مسأله هسته‌‏اي بر كشور ما گذشته است، به‌‏اختصار بيان كنيم؛
پيشينه:
دستيابي به انرژي هسته‌‏اي از زمان رژيم سابق همواره يكي از علائق اصلي دولت‌‏هاي وقت بوده است اما فن‌‏آوري انرژي هسته‌‏اي به لحاظ كاربرد دوگانه عملاً باعث نگراني‌‏هاي جهاني شده و به خصوص در شرايط فعلي نظام بين‌‏الملل اين مسأله به يكي از نگراني‌‏هاي اصلي در سطح بين‌‏المللي تبديل شده است.

بديهي است كه در اين شرايط و در حالي كه منافع قدرت‌‏هاي شرق و غرب در اين موضوع همسو شده است، دستيابي به اين فن‌‏آوري جز با پرهيز از تقابل و انتخاب مسير تعامل با جهان ميسر نيست. دولت اصلاحات با درك ضرورت دستيابي به اين فن‌‏آوري و نيز با شناخت درست از روابط بين‌‏الملل و به خصوص تبليغات سوء عليه جمهوري اسلامي، بر آن شد تا با شفاف‌‏سازي اين فعاليت‌‏ها از يك‌‏سو و نشان دادن تعهد بين‌‏المللي كشور به صلح و امنيت جهاني از سوي ديگر در مسيري حركت كند كه هم امكان دستيابي به اين فن‌‏آوري در درازمدت از دست نرود و هم همه جهانيان با به رسميت شناختن اين حق همكاري‌‏هاي اقتصادي- سياسي خود را با ايران گسترده و گسترده‌‏تر كنند.

همه صاحبنظران مي‌‏دانند كه ظرفيت‌‏هاي ملي كشور براي توليد انرژي هسته‌‏اي به گونه‌‏اي است كه در صورت موفقيت در اين مسير براي تأمين انرژي هسته‌‏اي در آينده‌‏اي نزديك بايد سوخت آن را از ساير نقاط جهان تهيه و وارد كنيم و اين نكته نيز يكي از عواملي بود كه مسئولان اصلي پرونده هسته‌‏اي كشور را به سوي تعامل با جهان سوق مي‌‏داد.

دستاوردهاي اين سياست بايد به طور مفصل توسط مسئولين آن توضيح داده شود و هر چند گوشه‌‏هايي از آن بيان شده است ولي در هياهوي تبليغاتي داخل و خارج اين دستاوردها هنوز به طور كافي براي مردم روشن نشده است.

با انتخابات رياست‌‏جمهوري نهم و تغييرات گسترده در سياست‌‏ها و مسئولين جمهوري اسلامي ترديد جدي در طرف‌‏هاي اروپايي مذاكره‌‏كننده با ايران ايجاد شد و وقتي اين ترديدها به باور تبديل شد كه برخي تهاجم و پرخاش را در سياست خارجي سرلوحه كار خود قرار دادند و مواضعي اتخاذ كردند كه تنها به ايجاد اجماع عليه ايران كمك كرد.

اين سياست خارجي در كنار سياست داخلي كه حذف فكري و فيزيكي اصلاح‌‏طلبي و جريان تعامل مثبت و سازنده با دنياي خارج را به دنبال داشت، طرفين مسأله را به موضعي كشاند كه عملاً هر گونه مذاكره براي حل موضوع را منتفي ساخت و بديهي است در اين صورت عمده‌‏ترين توفيق دولت اصلاحات كه ناكامي آمريكا در ايجاد اجماع جهاني عليه ايران بود، به سرعت از دست رفت و براي اولين بار پس از انقلاب اسلامي دولت آمريكا موفق شد رسماً و علناً اجماع جهاني عليه ايران را سازمان دهد و به آرزوي ديرينه خود يعني تقابل همه جهان با جمهوري اسلامي ايران برسد.

خلاصه آنكه نتيجه سياست‌‏هاي حاكميت يكدست فعلي ايجاد اجماع جهاني عليه ايران شد و در حقيقت كشور را سال‌‏ها از امكان بهره‌‏گيري از فرصت‌‏هاي جهاني براي پيشرفت دور كرد.

جاي تعجب است كه مسئولين مربوطه رسماً اعلام مي‌‏كنند ما از تحريم و جنگ هراسي نداريم در صورتي كه اين مسئولين امانتدار مردم هستند و بايد سرنوشت كشور را كه امانتي است در دست آنها به سمت آرامش، صلح و پيشرفت ببرند نه آنكه كشور را كه در امنيت و آرامش و جايگاه مورد احترام و مقبول بين‌‏المللي تحويل گرفته‌‏اند، در مدتي كوتاه به سمت چنين بحراني ببرند و آن را افتخار جلوه دهند.

اين نتيجه كجا و شعارهاي انتخاباتي رفاه و آباداني و آوردن نفت بر سر سفره‌‏هاي مردم كجا. و اينك ما در مرحله‌‏اي قرار گرفته‌‏ايم كه كمترين ضرر آن انزواي ايران خواهد بود و اگر اين سياست‌‏ها ادامه يابد، آنگاه بايد شاهد تشديد فقر، اوج‌‏گيري ناهنجاري‌‏هاي اجتماعي، فرار مغزها و سرمايه‌‏ها، توقف رشد علمي و صنعتي كشور و... باشيم و از همه اينها گذشته به طور جدي بايد نگران تماميت ارضي كشور بود كه به نظر مي‌‏رسد به عنوان ابزاري غيرقابل چشم‌‏پوشي مورد سوءاستفاده قدرت‌‏هاي خارجي قرار خواهد گرفت. اين دورنماست كه هر ايراني دلسوزي را به فكر وامي‌‏دارد تا براي منافع ملي و امنيت كشور خود چاره‌‏انديشي كند.

نگراني از سرنوشت كشور و ملت ما را بر آن مي‌‏دارد تا مسئولين كشور خود را بخوانيم تا بيش از آنكه به آرمان‌‏گرايي‌‏هاي غيرقابل تحقق خود بينديشند، به فكر چاره‌‏ براي رفع آلام مردم باشند و همانگونه كه خود وعده داده‌‏اند لقمه ناني به سفره مردم اضافه كنند و كاري نكنند كه يك تقابل و درگيري ناخواسته و غيرقابل پيش‌‏بيني را بر كشور تحميل كند.

نداي ما نداي صلح و امنيت است كه نياز اوليه همه جوامع بشري براي رشد و پيشرفت است. ما نگران ايران هستيم كه در تقابل سياست‌‏هاي داخلي و سياست‌‏هاي زورگويانه خارجي آماج تطاول گردد.

ما نگران دستاوردهاي جمهوري اسلامي و مردمي‌‏ترين انقلاب قرن هستيم كه در آتش كوره انتقام قدرت‌‏هاي بزرگ و محاسبات اشتباه مسئولين خود ما به باد فنا برود. از اين روست كه به خود حق مي‌‏دهيم در حساس‌‏ترين فراز تاريخ ايران آنچه را كه صلاح مي‌‏دانيم، بيان داريم، بدين اميد كه عقل و تدبير و درايت بر خودبيني و تعصب غلبه كند و مردم و مسئولين كشور بتوانند با تدبير، وحدت و همدلي اين بحران را به سلامت پشت سر بگذارند.

بديهي است كه موقعيت امروز ما چندين گام عقب‌‏تر از سال قبل است و به همين دليل امروز زمان صحبت از اعتمادسازي كه لازمه بهره‌‏گيري از فن‌‏آوري هسته‌‏اي است، گذشته است. اقدام اول و ضروري بايد خارج كردن كشور از بحران و آرام‌‏سازي اوضاع باشد.

در فضاي پرتنش كنوني و تبليغات گوش‌‏خراش، صداي منطق و عقل شنيده نمي‌‏شود و به همين جهت در اينجا تنها شرايط عبور از بحران را برمي‌‏شمريم و طبيعي است كه دو مرحله بعدي يعني اعتمادسازي و بهره‌‏گيري از فرصت‌‏هاي جهاني از جمله استفاده از فن‌‏آوري هسته‌‏اي به شرطي قابل بحث هستند كه كشور از اين بحران فراگير خارج شود.

هدف ما در عبور از بحران، جلوگيري از تحريم و انزوا و اجماع جهاني عليه ايران و در بدترين حالت پيشگيري از اقدامات نظامي است هر چند اين گزينه بسيار غيرمحتمل به نظر مي‌‏رسد.

در حقيقت در عبور از بحران بايد تهديدهايي كه متوجه منافع ملي كشور است، برطرف شود؛ تهديدهايي كه به يكسان همه مردم و از جمله همه گروه‌‏هاي سياسي و نهادهاي مختلف حاكميت را با بحران روبه‌‏رو خواهد كرد.

1- براي خروج از بحران بايد بپذيريم كه قدرت‌‏هاي مسلط خارجي حتماً بايد بهانه‌‏اي براي اجماع‌‏سازي عليه ايران داشته باشند. بدون ترديد مسئولين ما اين بهانه را به دست آنها داده‌‏اند و در اينجا نمي‌‏توان دشمن را ملامت كرد كه چرا از اين بهانه‌‏ها حداكثر استفاده را مي‌‏كند، طبيعي است كه دشمن در صدد استفاده از فرصت‌‏ها است و بايد چنين بهانه‌‏ها و فرصت‌‏هايي را براي او فراهم نكرد.

متأسفانه سياست خارجي و ادبيات ديپلماتيك دگرگون شده كشور و به‌‏كارگيري نيروهايي كه به تندروي در سياست خارجي و داخلي شناخته شده‌‏اند، همه و همه به اين بهانه‌‏جويي‌‏ها دامن زده است.
در اولين قدم پيشنهاد مي‌‏كنيم رسماً و علناً سياست تنش‌‏زدايي و صلح‌‏طلبي كشور اعلام و مورد تأكيد قرار گيرد و به جاي ادبيات فعلي از ادبيات مناسب استفاده گردد و به طور جدي گفتار و رفتار مسئولين كشور كنترل شود.

2- در صورت تداوم روند فعلي به زودي شاهد آن خواهيم بود كه توقف دائمي فعاليت‌‏هاي هسته‌‏اي حتي در مقياس بسيار كوچك تحقيقات به صورت اراده حقوقي و قانوني بين‌‏المللي بر كشور تحميل خواهد شد و در اين صورت حق مسلم ملي ما كه حتي توسط دولت آمريكا هم به رسميت شناخته شده بود، به خاطر سياست‌‏هاي اشتباه براي هميشه از دست خواهد رفت. اين دستاوردي نيست كه حاكميت يكدست بتواند به آن افتخار كند.

مقاومت در برابر اين تصميم شوراي امنيت سازمان ملل متحد به تدريج ما را در موقعيتي منزوي‌‏تر و سخت‌‏تر قرار خواهد داد و هر روز كه بگذرد، بازگشت از اشتباه خسراني بيشتر و زيان‌‏هايي غيرقابل جبران بر جاي خواهد گذاشت. به همين لحاظ پيشنهاد مي‌‏كنيم براي شكستن اجماع بين‌‏المللي و تا زمان خروج از بحران و آغاز دوباره روند اعتمادسازي، با بازگشت به سياست‌‏هاي قبلي به صورت داوطلبانه كليه فعاليت‌‏هاي مربوط به چرخه سوخت هسته‌‏اي كشور به حالت تعليق درآيد.

3-اينك مسأله هسته‌‏اي با سرنوشت آحاد ملت ايران ارتباط پيدا كرده است بنابراين ضروري است مردم به خوبي از ابعاد مختلف اين دانش آگاه شوند و منافع و عواقب آن را به درستي درك كنند. مشاركت دادن همه جريان‌‏هاي فعال ملي و كارشناسان زبده فني و اقتصادي با ديدگاه‌‏هاي مختلف در روند تصميم‌‏گيري‌‏ها، كمك شاياني به حفظ وحدت ملي خواهد كرد و ضمن اينكه امكان انحراف از منافع ملي را به حداقل خواهد رساند به درستي اراده ملي را چنان سمت و سو خواهد داد كه مقاومت در برابر آن براي قدرت‌‏هاي خارجي بسيار مشكل خواهد بود.

بسيار بجاست در شرايط فعلي مسئولين تصميم‌‏گيري مسأله هسته‌‏اي در كشور به صورت شفاف و روشن همه پيامدهاي مثبت و منفي سياست‌‏هاي خود را براي مردم تشريح كنند و به صورت كاملاً واضح بيان كنند چه سرنوشتي را از تداوم اين سياست‌‏ها پيش‌‏بيني مي‌‏كنند و مسئوليت كليه عواقب اقدامات خود را بپذيرند.

4-تجربه ما به خوبي ثابت مي‌‏كند اگر بر سياست‌‏هاي اشتباه جاري اصرار ورزيده شود يا كشور به سوي تقابل تمام عيار با بخش عمده‌‏اي از جهان پيش خواهد رفت يا به ناگهان و در بدترين شرايط تسليم همه خواسته‌‏هاي طرف مقابل خواهيم شد يا به تدريج با بروز مشكلات روزافزون گام به گام از مواضع قبلي عدول خواهد شد كه اين هر سه حالت به زيان كشور و عليه منافع ملي است. به علاوه در صورت ادامه اين روند، پرونده هسته‌‏اي تنها مشكل بين‌‏المللي كشور نخواهد بود بلكه به تدريج حلقه‌‏هاي فشار از اين سو و آن سو محدوديت‌‏هاي بيشتر و بيشتري را متوجه كشور خواهد كرد و مشكل از مسأله تك بعدي هسته‌‏اي به صورت معماي چند بعدي بسيار پيچيده‌‏اي تبديل خواهد شد كه حل آن بسيار مشكل‌‏تر يا غيرممكن به نظر مي‌‏رسد، در حالي كه اگر هم‌‏اكنون بتوانيم پرونده هسته‌‏اي خود را از روند سياسي كنوني در شوراي امنيت به روند فني در آژانس بين‌‏المللي انرژي اتمي بازگردانيم، مطمئناً خواهيم توانست مسائل فيمابين كشور و جهان را در روندي منطقي در مدتي طولاني‌‏تر حل و فصل نماييم.

5-گفت‌‏وگو با همه كشورهاي صاحب نفوذ در شوراي امنيت و به خصوص آمريكا به عنوان بخشي از روند حل و فصل موضوع، امكاني است كه نبايد از آن چشم‌‏ پوشيد ولي اگر آن طور كه شنيده مي‌‏شود سياست مسئولين فعلي مذاكره با دولت آمريكا آن هم نه فقط در موضوع عراق بلكه در مورد ساير مسائل و از جمله مسأله هسته‌‏اي است، اين مذاكرات بايد شفاف و با اطلاع كافي ملت صورت گيرد.

6- خروج از بحران و نجات كشور نيازمند همدلي ملت و دولت است. همدلي نيز بدون همفكري در روند تصميم‌‏سازي و تصميم‌‏گيري ميسر نيست. اگر مسئولين اراده‌‏اي براي خروج از بحران دارند، بايد با رفتار دموكراتيك خود در داخل اين اراده را عملاً نشان دهند و رفتار خود را با جامعه ايران مورد بازبيني قرار دهند. بي‌‏ترديد هر ايراني آماده است براي نجات كشور خود در شرايط خطيري كه براي سرنوشت كشور پيش آمده دلخوري‌‏ها و گلايه‌‏هاي موجود را به كنار بگذارد و در كنار مسئولين خود، مسئوليت و هزينه اصلاح سياست‌‏هاي اشتباه دولت خود را بپردازد.

آنچه براي ما مهم است حفظ جمهوري اسلامي ايران، تماميت ارضي كشور و سعادت و رفاه ملت است و در اين راه از هيچ فداكاري و كوششي فروگذار نخواهيم كرد.

7-در فضاي پرهياهويي كه از هر سو ناقوس خصومت و تقابل و درگيري به صدا درمي‌‏آيد، بايد نداي صلح و زندگي سر داد. ما براي صلح به عنوان يك هديه الهي براي همه انسان‌‏ها فارغ از اعتقاد و نژاد آنها ارزش اولي قائل هستيم و وقتي ارزش صلح بيشتر مشخص مي‌‏شود كه حاصل سياست‌‏هاي جنگ‌‏طلبانه را در همه جاي دنيا مشاهده كنيم.

نياز هميشه ما و به خصوص در سال جديد صلح است. از همين جا از همه صلح‌‏طلبان جهان مي‌‏خواهيم براي خاموش كردن آتش جنگ و ترور، به ائتلاف براي صلح بينديشند و تلاش كنند تا نداي صلح‌‏طلبي خود را فراتر از صداي رهبران خودخواه و جنگ‌‏طلب دنيا به گوش جهانيان برسانند.

از خداوند رحمان و رحيم مي‌‏خواهيم ملت ما را در پناه خود از شر خودخواهي‌‏ها، جهالت‌‏ها و زورگويي‌‏ها مصون دارد و به آنها كه تصميم‌‏گيرنده سرنوشت ملت‌‏هاي خود و جهان هستند، انصاف و تدبير و عقل عنايت كند.



  •   بهتر است بجاي ايه ياس و ترديد با مسئولين و رهبري نظام همسو شويد و به خداي متعال توكل كنيد .اگر فكر مي كنيد با عقب نشيني امريكاي جنايتكار راضي مي شود و ماجرا خاتمه مي يابد سخت در اشتباهيد.

  •   با سلام
    به نظر ميرسد كه بيانيه منطقي و از روي دلسوزي منتشر شده است اميدوارم كه مسئولين از تصميمهاي احساسي دوري گزينند و كشور را دچار بحران ننمايند.

  •   اين آقايان فكر مي كنند سر بلند زيستن يعني اينكه غلام حلقه به گوش چند قدرت اتمي بودن است.نمي دانند كه كار به جائي ختم خواهد شد كه مجبور كنند هر حقي از ما گرفته شود در عوض حق توحش از ما طلب شود. ما ايرانيان حاضريم خون بديم ولي برده نباشيم مگر ما از هند و پاكستان چي كم داريم كه هرچند كشورهاي فقيري هستند ولي در عوض به جائي رسيدند كه همين قدرت ها جرات جسارت به آنها را ندارند .من فكر مي كنم بعضي ها بازماندگان قاجاريه هستند . يا ايراني نيستند. ما در شرايطي قرار داريم كه با كوشش و جديت و درايت و شجاعت مي توانيم آينده اي درخشان را براي نسل هاي بعدي به جاي بگذاريم و اگر ترس به دل راه دهيم و كوتاه بيائيم براي خودمان و آينده جز فلاكت و بدبختي چيزي عايدمان نمي شود. ساختن كشور بزرگ را مردان جسور شجاع و متدبر و دلير نياز است .نه انسانهاي ترسو منفعت طلب و خوش گذران.



  • نظرات و پیشنهادها:
    آدرس پست الکترونيکي :