غلامعلي رجايي
ساعت 6 بامداد چهارشنبه، در تاريكي شب در شهر سامرا عدهاي با لباس پليس عراق وارد صحن و حرم مطهر امام هادي(ع) و امام حسن عسكري(ع)، حکیمهخاتون و حضرت نرجس ، عمه و مادر گرامي امام زمان(عج) كه در يك ضريح ششگوشه در قطعهاي از بهشت، جسم آنان زينت زمين و زمينيان شده است، وارد ميشوند. ابتدا دست و پاي خدام حرم را بسته و آنان را در يكي از اتاقهاي صحن، زنداني ميكنند و سپس با فاصله كوتاهي دو بمب قوي را در سرداب حرم مطهر ـ كه محل غيبت امام زمان(عج) است ـ و ديگري را احتمالا در كنار ضريح مطهر حرم قرار ميدهند و به سرعت حرم را ترك ميكنند و انفجار بمبها با فاصله چند دقيقهاي، اين فاجعه را كه از قرن سوم هجري تاكنون، تاريخ، نظير آن را در هتك حرم عسكريين(ع) سراغ ندارد، پديد ميآورند. بنا بر گزارش خبرگزاريهاي خارجي، در اثر اين انفجار قوي، 11 متر از گنبد طلايي حرم مطهر كاملا تخريب شده است.
1ـ صد افسوس كه گزارشگران مقيم بغداد صداوسيماي ما، باز در يك محل امن و آرام و در حالي كه در پشت سرشان، عكسي از سامرا قرار داشت، در سايه آرامش نشسته و در ساعت 14 همان روز، به انعكاس اخبار فاجعه پرداختند. همانگونه كه در درگيريهاي لحظه به لحظه اشغالگران با نيروهاي عراقي و... همه به ياد دارند، گزارشگر ما بر روي پشتبام محلي كه پشت آن ميدان و مسجد قرار داشت، ميرفت و اخبار عراق را براي ما پخش ميكرد، چه ميشود كرد. اين هم نوعي اطلاعرساني به سبك ما ايرانيهاست و در همان لحظه، گزارشگران غيرمسلمان و غيرهمسايه اروپايي و گاه عربي، چه صحنههايي را كه از ورود اشغالگران به بغداد و... پخش نميكردند و ما تنها يك ميدان ميديديم و مناره يك مسجد در اطراف آن و گاه به گاه، حركت چند ماشين به دور آن ميدان!
2ـ شكي نيست كه اين انفجار بيسابقه در تاريخ عراق، كار يك تيم هماهنگ تروريستي و احتمالا برخوردار از حمايتهاي اشغالگران است.
شهر سامرا، شايد در ميان شهرهاي عراق، از محدود شهرهايي باشد كه ورودي و خروجي آن را سربازان آمريكايي به عهده گرفته و ورود و خروج مردم را به داخل آن، كنترل دقيق ميكنند. اينكه چگونه يك تيم هماهنگ در فاصله كمتر از نيم ساعت، چنين عملياتي كه قلب جهان اسلام را نسبت به هتك حريم خاندان پيامبر(ص) جريحهدار كرد را انجام ميدهد و با فراغ بال و خاطر، متواري ميشود، زواياي پنهان اين فاجعه را روشن ميكند.
آمريكاييها اگر خود در اين قضيه دست نداشتند و نسبت به امنيت سامرا و حرم مطهر آن، اهميتي قايل بودند، اولا اجازه نميدادند چنين بمبهايي به راحتي داخل سامرا شوند و بدتر از آن در حرم مطهر به كار گرفته شوند و ثانيا با بستن سريع وروديهاي شهر ـ كه اتفاقا بسيار ساده است و يك طرف آن با يك پل به خارج مرتبط است و جستجوي خانه به خانه، اين تيم تروريست را دستگير ميكردند، همانگونه كه در بصره و ديگر شهرهاي شيعه جنوب عراق، با قساوت تمام توسط نيروهاي اشغالگر انگليسي و اروپايي تفتيش خانه به خانه صورت ميگيرد.
3ـ كونداليزا رايس، وزير امور خارجه آمريكا، پيش از روشن شدن نتايج انتخابات عراق، از پيشبيني تصاحب 90 كرسي توسط گروه 555 به عنوان يك كابوس ياد كرد و همگان ديدند اين رقم به 140 كرسي افزايش يافت و كابوس آمريكاييها افزون گرديد. آيا آمريكا براي رهايي و نجات از اين كابوس، دست روي دست ميگذارد و واكنشي نشان نميدهد؟
فاجعه سامرا را ميتوان به مانند تيري براي آمريكا تصور كرد كه با آن، چند نشان ميزند:
نخست آنكه، شيعه و سني را با هم وارد يك جنگ فرقهاي ميكند.
دوم اينكه افكار عمومي مسلمانان جهان را در اعتراض به چاپ كاريكاتورهاي موهن به پيامبر(ص)، به سمت عراق سوق ميدهد تا خيال اروپا را از ادامه تظاهراتها و واكنشهاي مسلمانان ـ كه يك نمونه آن را در اجتماع يك ميليون نفري مردم تركيه ديديم ـ راحت كند.
سوم اينكه؛ با اين انفجار پيام دهد كه همچنان در عراق به دليل نبود امنيت خواهد ماند و مهمترين پيام، آن است كه اگر دولت جديد بخواهد از حدود معينشده اشغالگران تخطي كند، باز «همين آش است و همين كاسه» و كسي چه ميداند؟ شايد فردا اين فاجعه در جاي ديگر به صورتي متفاوت تكرار شود.
4ـ خدا لعنت كند صدام و سران حزب بعث را كه با خيانت و كشاندن پاي اشغالگران به سرزمين عراق، جنايت خود را اين بار توسط اشغالگران اروپايي ادامه دادند و كيست كه نداند بلبلزبانيهاي صدام در قفس آهنين دادگاه، همه با اشاره اربابان آمريكايي اوست كه طبق اسناد و مدارك «سيا»، وي در دوران فرار و پناهندگياش در مصر به دليل قتل دايي خود، با آنان سر و سر و ارتباطاتي داشته است. چرا بايد صدام زنده بماند؟ اين پاسخي است كه آمريكاييها با حماقت تمام كه رنگ زيركي به آن دادهاند، از پاسخ به آن طفره ميروند و اينگونه با طولاني شدن روند محاكمه وي و سران جنايتكار بعث، همه را به ريشخند گرفتهاند، ولي مگر با مشيت خدا ميتوان بازي كرد؟ «و مكروا و مكر الله و الله خير الماكرين».
5ـ اي كاش در همان روز حادثه، ايران نيز شاهد تظاهرات ميليوني در اعتراض به هتك حرمت حرم اهل بيت پيامبر(ص) ميشد، ولي متأسفانه مانند موارد ديگر، نهادهاي تبليغي كه بايد در اينگونه موارد توان واكنش سريع در كشاندن مردم به صحنه را داشته باشند، مشغول كار روزمره خود بودند و لابد ميخواهند مثل گذشته از اجتماع مردم در نمازجمعه تهران و شهرها بهره ببرند.
به راستي چرا ما اينگونه تأخيري عمل ميكنيم. در قضيه سلمان رشدي، پس از ماهها از چاپ كتاب و اعتراض مردم كشمير و كشته شدن شش يا هشت نفر از آنان، خبر به ايران رسيد و حضرت امام(ره)، آن اعلاميه سرنوشتساز را صادر كردند.
كاريكاتورهاي اخير در مهر ماه امسال در اروپا منتشر شدهاند و ما در اواخر بهمن ماه مطلع شده و واكنش نشان داديم. سفارتخانههاي ما چه ميكنند؟ چرا ما رصد فرهنگي و تبليغي نداريم و به رهبران ديني خود، اطلاعرساني بهنگام نميكنيم؟ نكند اين مسئله به سختي رويت هلال ماه در اول ماه رمضان و شوال است؟!
6ـ به عقيده اين كمترين، نتيجه و دستاورد اين انفجار براي امت اسلام و به ويژه شيعيان مظلوم اميرالمؤمنين(ع) جز خير و بركت نخواهد بود. اين انفجار، آنان را بيدارتر خواهد كرد و عمق كينه دشمنان اسلام و تشيع را به آنان روشنتر خواهد ساخت و صفوف مسلمين عراق و ساير مسلمانان جهان را منسجمتر خواهد ساخت. چه حتي شايد يك نفر در ميان اهل سنت نباشد كه هتك حرمت حرم فرزندان پيامبر(ص) را تاب و طاقت آورد و آري، وعده خدا حق است و ستمكاران خواهند ديد چگونه با بيداري ملتهاي مسلمان، طومار سيطره و سلطه و ستمشان در هم پيچيده خواهد شد.
و اما با اين همه اشكي كه در چشم دوستان و محبان و شيعيان خاندان پيامبر(ص) به واسطه اين جنايت از ديروز جاري و ساري است، من، دلشكسته آن غريبي هستم كه جنايتكاراني در سحرگاه ديروز، حريم قبر جد و پدر و مادرش را شكستند و داغي گران بر قلب نازنين آن عزيز دلشكسته از فراق امت وارد كردند. عالم، فداي ديدگان جذاب و اشكباري كه هركس يك نظر به آنها نگريسته، براي هميشه مدهوش آن نرگسهاي مست شده است!
يا بقيةالله، عذر شيعه را در اين قصور و تقصير و ناتواني در دفاع از حريم خاندانت، بپذير.
Rajaee6845@yahoo.com