در آن زمان، مسئول وقت پرونده هستهاي درباره مدت تعليق گفته بود: «پايان دادن تعليق پذيرفته شده، در دستان ايران است و كشورمان ميتواند حتي در چند روز آينده، غنيسازي را از سر بگيرد، زيرا تعليق اقدامي «داوطلبانه» است. با اين حال، اينك پيش از آنكه بخواهيم به غنيسازي دو سال و نيم پيش بازگرديم، با «چماق» شوراي امنيت روبهرو خواهيم شد.
سرانجام پس از سي ماه كشوقوس سياسي، خبر رسيد كه پنجشنبه، گزارش پرونده هستهاي ايران، به شوراي امنيت سازمان ملل متحد خواهد رفت.
وزارت امور خارجه روسيه، در بيانيهاي كه نخستين بار خبرگزاري «نووستي» آن را منتشر كرد، چنين خبر داد: «سه كشور اروپايي، آمريكا، روسيه و چين، تصميم گرفتهاند كه شوراي امنيت را از پرونده هستهاي ايران آگاه سازند، اما تا ماه مارس (اسفند ـ فروردين) اين شورا هيچگونه واكنشي از خود نشان خواهد داد»...
اين طرح بر آن است تا به اين وسيله، فشار عليه ايران را تشديد و به تهران گوشزد كند كه ارجاع به شوراي امنيت، يك بلوف نيست، بلكه ميتواند صورت عملي به خود بگيرد و ايران را با مشكلات جدي روبهرو سازد.
اما در وراي اين ظاهر، واقعيتهايي پنهان است كه نبايد با غفلت از آنها، دچار اشتباه در تحليل شد...
محصول شوم سعدآباد
در جريان توافق سعدآباد، ايران بدون آنكه امتيازي از طرفهاي اروپايي بگيرد، بزرگترين برگ برندههايش را با خوشخيالي تمام، تقديم آنها كرد.
پيش از توافق سعدآباد، غنيسازي در ايران جريان داشت و بازديدهاي بازرسان آژانس از تأسيسات هستهاي ايران، صرفا در چهارچوب «NPT» بود و پس از اعلام قبلي و انجام هماهنگيهاي مقدماتي با مسئولان كشورمان صورت ميگرفت.
با اين حال، در سعدآباد، ايران پذيرفت كه غنيسازي را تعليق كند و پروتكل الحاقي را كه بازرسيهاي بازرسان را تجويز ميكند، عملي سازد، اما در ازاي اين امتياز بزرگ و بيبديل، چيزي از اروپاييها گرفته نشد و تنها به وعدههاي بيپشتوانه آنها و نيز سخناني مانند اينكه «اروپا حق ايران براي دستيابي به فناوري صلحآميز هستهاي را به رسميت ميشناسد» بسنده شد.
انحراف زاويهاي كه در آن زمان پديد آمد، در گذشت زمان، بيشتر و بيشتر شد و كار را به جايي رساند كه بازگشتن به «موقعيت صفر» (و نه گرفتن امتياز جديد)، مستلزم دادن هزينههاي كلان شد.
در آن زمان، مسئول وقت پرونده هستهاي در پاسخ به پرسش خبرنگاران درباره مدت تعليق، چنين گفته بود: «پايان دادن تعليق پذيرفته شده، در دستان ايران است و كشورمان ميتواند حتي در چند روز آينده، غنيسازي را از سر بگيرد، زيرا آنچه صورت گرفته، اقدامي «داوطلبانه» است و لذا هيچ الزامي براي پايبندي به يك امر «داوطلبانه» وجود ندارد».
با اين حال، كلاهي كه بر سر مذاكرهكنندگان ايراني رفته بود، به اندازهاي گشاد بود كه اينك پيش از آنكه بخواهيم به غنيسازي دو سال و نيم پيش بازگرديم، با «چماق» شوراي امنيت روبهرو خواهيم شد.
خلاصه آنكه رويكردهاي انفعالي مذاكرهكنندگان ايراني در برابر اروپاييها، در حالي صورت ميگرفت كه آمريكا به شدت درگير مسئله عراق بود و در صورت سرسختي ايران در دفاع از حقوق قانوني خود، نميتوانست اقدام چنداني عليه كشورمان انجام دهد و لذا ميشد با گرفتن امتيازهاي مناسبي از آمريكا، راه ديگري را در اين خصوص، پيمود.
در آن زمان، هرچند انتقادات بسياري بر مشي مذاكرهكنندگان ايراني وارد ميشد، اما متأسفانه، اين انتقادهاي دلسوزانه و آيندهنگرانه، با برچسبهايي چون «خيانتكاري» و «ناداني» پاسخ داده ميشد...
متن كامل را در ستون «يادداشت» بخوانيد.