صفحه اولآرشيوجستجوتماس با ماپيوندهاورزشيخبرنامه
 نسخه چاپي خبر  ارسال به دوستان   iran web hosting & web design


بند پنجم قرارداد «NPT» بر حق اجتناب‌ناپذير كشورهاي فاقد تسليحات اين‌گونه تأكيد كرده است تا آنها در زمينه پيشرفت‌هاي تحقيقاتي توليد و استفاده از انرژي هسته‌اي براي مقاصد صلح‌آميز‌، از آن بهره‌مند شوند. اين تكنولوژي مي‌تواند براي غني‌سازي اورانيومي كه سوخت رآكتورهاي سازنده مواد اوليه بمب است، كاربرد داشته باشد و ايران مي‌تواند ادعا كند كه اين تكنولوژي را براي مقاصد صلح‌آميز مي‌خواهد و شايد هم همين‌طور باشد.

۱۰ بهمن ۱۳۸۴ - بعد از ظهر ۱۵:۱۱ تعداد بازديد : 7039 كد خبر : ۳۴۲۶۷

سياست دوگانه آمريكا، گاه آن‌چنان متناقض مي‌شود كه نمي‌داند بر كدام اصل تكيه كند. حتي آن‌گاه كه با تكيه بر امواج رسانه‌اي خود، سوار موج تحولات جهاني مي‌شود، اين تناقض هميشگي دولتمردان كاخ سفيد نيز نمايان مي‌شود؛ تناقضي كه با روند جهاني شدن، بيشتر خودنمايي مي‌كند و به نظر مي‌رسد، پاشنه آشيل سياست خارجي آمريكا باشد.

به گزارش سرويس بين‌الملل «بازتاب»، روزنامه آمريكايي «نيويورك‌تايمز» در تحليلي با عنوان «چرا بمب هسته‌اي ساخته نشود؟»، تلاش دارد، اين سياست دوگانه را در پشت اين دو نكته پنهان كند: «فعاليت هسته‌اي ايران با استناد به تصريح بند پنجم قرارداد «NPT»، صلح‌آميز خواهد بود» و اما «مشكل «NPT» اين است كه موارد غلط را قانوني مي‌كند».

نويسنده «نيويورك‌تايمز» مي‌نويسد: هنگامي كه معاهده منع گسترش سلاح‌هاي هسته‌اي در سال 1970 به اجرا درآمد، پنج كشور داراي بمب بودند. 36 سال بعد؛ يعني هم‌اكنون، اين رقم به هشت كشور شامل ايالات متحده آمريكا، انگلستان، فرانسه،‌ روسيه، چين، اسرائيل، هند و پاكستان رسيده است كه البته بايد گفت، با استانداردهاي كنترل تسليحات، اين، واقعا يك دستاورد است.

بسياري از افراد مي‌پندارند كه نظام منع گسترش هسته‌اي همچون كشتارگاه است. چون ايران و كره شمالي هم مي‌خواهند هر يك عضو شماره 9 اين گروه شوند. در اين ميان، هيچ محركه‌اي به اندازه كافي اين قدرت را ندارد كه ايران و كره شمالي را از ساخت بمب باز دارد. در يك يا هر دو مورد، ممكن است ما مجبور شويم كه بين امر تحمل‌ناپذير و رفتن به جنگ، يكي را برگزينيم.

به رغم تلاش براي بستن قرارداد «پاندورا»، بايد از خود بپرسيم كه آيا ايده كلي قرار دادن غول هسته‌اي در چهارچوب يك سيستم معاهده‌اي، تمام شده يا خير؟

بند پنجم قرارداد «NPT» بر حق اجتناب‌ناپذير و ‌انتقال‌ناپذير كشورهاي فاقد تسليحات اين‌گونه تأكيد كرده است تا آنها در زمينه پيشرفت‌هاي تحقيقاتي توليد و استفاده از انرژي هسته‌اي براي مقاصد صلح‌آميز‌، از آن بهره‌مند شوند. اين تكنولوژي مي‌تواند براي غني‌سازي اورانيومي كه سوخت رآكتورهاي سازنده مواد اوليه بمب است، كاربرد داشته باشد و در اين زمينه ايران نيز مي‌تواند ادعا كند كه اين تكنولوژي را براي مقاصد صلح‌آميز مي‌خواهد و شايد هم همين‌طور باشد. اما واشنگتن و همراهان اروپايي‌اش در موقعيتي ناراحت‌كننده خواهان انكار حق ايران از داشتن چيزي هستند كه ديگر امضا كنندگان معاهده در انجام آن (برنامه‌هاي خود) آزادند.

همچنين دولت بوش كه به معاهدات با ظن و ترديدهاي بسيار انگشت مي‌گذارد و از انجام قوي مفاد «NPT» حمايت مي‌كند، آشكارا در مورد شروطي از معاهده، كه كشورهاي داراي تسليحات هسته‌اي را ملزم به كاهش موشك‌هايشان مي‌كند، حق‌السكوت مي‌دهد؛ بنابراين، اين موضعگيري وي، برخي كشورهاي جهان سومي را كه مترصد انجام محكم مفاد هستند و بر خلع سلاح هسته‌اي پافشاري مي‌كنند، به خشم مي‌آورد. البته كاخ سفيد در اين مورد كاملا بي‌خيال است. واكنش دولت بوش در برابر معاهدات و به ويژه «NPT» اين است كه توافق‌هاي بين‌‌المللي تنها آن دسته از متن‌هايي را كه مي‌خواهند محدود نگه داشته شوند، محدود مي‌كند.

و خلاصه آن‌كه دولت بوش تاكنون بيشتر از آن‌كه در مورد مسئله اعمال اصلاحات در سيستم منع گسترش هسته‌اي، اصرار داشته باشد، به جلوگيري از گسترش تسليحات و مواد هسته‌اي پرداخته است؛ بنابراين، «NPT» براي يك دنياي پيچيده سندي ناكارآمد است.

هنگامي كه صدام تصميم گرفت با زور به كويت وصل بشود، چهارچوب سازمان ملل در اين‌باره از اقدام صدام حسين جلوگيري نكرد، اما امكانات اين كار را در اختيار بوش پدر گذاشت كه يك ائتلاف جهاني، براي بازگرداندن تماميت ارضي كويت، سازمان‌دهي كند. معاهدات حدودي را به وجود مي‌آورند كه اغلب از لحاظ قانوني به اجرا درنمي‌آيند.

مشكل «NPT» اين است كه موارد غلط را قانوني مي‌كند. كاخ سفيد پيشنهاد داده است، كشورهايي كه هم‌اكنون تحت هدايت گروه آمريكا در زمينه توليد سوخت هسته‌اي هستند، تأمين اورانيوم غني‌شده ارزان‌قيمت را براي مقاصد صلح‌آميز تضمين كنند كه البته چنين توافقي نه از سوي ايرانيان و نه ديگر دريافت‌كنندگان قرارداد پذيرفته شده نيست.

ساده‌تر آن‌كه وقتي صحبت از قدرت و نيروي نظامي هم باشد، ايالات متحده به تنهايي عمل خواهد كرد اما ديپلماسي به يك جبهه واحد بستگي دارد.






نظرات و پیشنهادها:
آدرس پست الکترونيکي :