آيا دولت ايران ميتواند با اين اقدام کرزاي، در ازاي اعطاي 560 ميليون دلار کمک به افغانها به ملت ايران پاسخگو باشد؟ هيچ کشوري، حتي آمريكا كه مدعي پيشتازي در بازسازي افغانستان است، چنين كمكي را متقبل نشد و از اين ولخرجي ايران همه متعجب شدند. يك ايراني شاغل در افغانستان گفت: مشخص است، وقتي كه سفارت ايران در افغانستان به عرصه دلالي براي صدور ويزا تبديل ميشود، نتايجي بهتر از اين در روابط ايران و افغانستان قابل انتظار نيست.
بيحرمتي اخير حامد كرزاي، رئيسجمهور افغانستان و لغو سفر به ايران در اطاعت از مقامات آمريكا، در حالي انجام ميشود كه همسايه شرقي ايران، بيشترين كمك را براي بازسازي وضعيت فلاكتبار اين كشور جنگزده از جمهوري اسلامي ايران دريافت كرده است.
به گزارش خبرنگار «بازتاب»، در توجيه اقدام خارج از عرف ديپلماتيک حامد کرزاي، رئيسجمهور افغانستان در لغو سفر به تهران، به رغم هماهنگيهاي لازم در چند ماه اخير، مطالب گوناگوني گفته شده است که مهمترين آنها عبارتند از:
1ـ ضرورت حضور کرزاي در لندن براي اجلاس بازسازي افغانستان و اولويت آن اجلاس نسبت به سفر به ايران،
2ـ وضعيت جوي نامساعد ايران و افغانستان،
3ـ تماس تلفني رايس، وزير خارجه آمريکا با کرزاي و منع او از سفر به تهران در شرايطي که در اجلاس لندن، پرونده ايران روي ميز شش کشور جهان است.
بررسيهاي انجام شده، حاکي از آن است که دو مورد نخست، بهانهاي بيش نبوده و مورد سوم، علت اصلي لغو سفر کرزاي بوده است.
در اين حال، يك كارشناس ارشد روابط بينالملل به خبرنگار «بازتاب» گفت: هرچند ممكن است، کرزاي و مشاوران او با يک حساب سرانگشتي، «فرمان» واشنگتن را به «دعوت» تهران ترجيح دهند، اما آيا ما در اين فضاي ديناميک سياسي نبايد سياست خود را در برابر افغانستان بازسازي کنيم تا کشور همسايه ما که خيلي با ما کار دارد، بداند طرف مقابلش در صحنه سياست خارجي کيست، به دنبال چه ميگردد و چگونه ميانديشد؟
وي افزود: آيا دولت ايران ميتواند با اين اقدام کرزاي، به ملت ايران در ازاي اعطاي 560 ميليون دلار کمک به افغانها پاسخگو باشد؟ وي توضيح داد: اين ميزان تعهد را هيچ کشوري، حتي آمريكا كه سالهاست در اين كشور حضور دارد و مدعي پيشتازي در بازسازي افغانستان است، متقبل نشد و از اين ولخرجي ايران همه متعجب شدند.
اين كارشناس ادامه داد: کرزاي با اين اقدام خود، آن هم يک روز پيش از سفر به تهران، اينچنين در صحنه خارجي براي کشورش اعتبار و براي ما بياعتباري به ارمغان آورد و بدتر آنكه تلاش كرد با چند بهانه غيرواقعي و قرار دادن مقامات ايران در رودربايستي ديپلماتيك، از پذيرش هزينه اقدام خود نيز فرار كند. حال آنكه روشن است، اين حرکت، موجب وهن جايگاه نظام اسلامي است و نبايد بدون هزينه براي کابل تمام شود.
وي گفت: مسئولان وزارت خارجه بهتر از هرکس ميدانند كه مقامات افغان در سفر به ايران و در مذاکرات خود با ما، چگونه کاسه گدايي دراز ميکنند و سفره پهن مينمايند تا از هر چيزي به غنيمت ببرند. آيا نبايد به اين رفتارهاي متناقض واکنش نشان داد؟
وي افزود: به هر حال افغانستان براي ايران از اهميت کليدي برخوردار است و کابل نيز بدون حمايت و کمک ايران از دوران پيشامدرن و عقبماندگي مزمن خارج نخواهد شد و قطعا مشاوران آمريکايي يا آمريکا درس خوانده دولت افغانستان، اين نکته را به آنان گوشزد و رفتارهاي لازم را به آنها توصيه كردهاند. اما آنچه مهم و به ما مربوط است، سياست خارجي ما در برابر افغانستان است که بايد متناسب با شرايط متغير منطقهاي و جهاني، دايم بازسازي شود و شايد اعلام همين سياست در مذاکراتي شفاف و صريح با افغانها و تعيين شفاف زمينههاي تعامل و خطوط قرمز همکاري دوجانبه (آنجا که منافع آمريکا خدشهدار ميشود) و تعيين ضمانتهاي لازم براي عمل به تعهدات، گام نخست اين ديپلماسي باشد.
در همين حال، يك ايراني شاغل در افغانستان به خبرنگار «بازتاب» گفت: مشخص است، وقتي كه سفارت ايران در افغانستان به عرصه دلالي براي صدور ويزا تبديل ميشود، نتايجي بهتر از اين در روابط ايران و افغانستان قابل انتظار نيست.
وي گفت: در حالي كه گروههاي افغاني مورد حمايت ايران هم جايگاه قابل توجهي در افغانستان دارند، تعامل با آنها و پيگيري حقوق و منافع جمهوري اسلامي از آنان، وظيفه ديپلماتيك ايران در كابل است و بايد پرسيد كه اين افراد، چگونه اين وظيفه را به انجام رساندهاند؟
اين شهروند ايراني ادامه داد: البته سياست ايران در افغانستان از ابتدا و زماني كه بدون گرفتن هيچگونه امتيازي، تفنگداران آمريكا پس از فتح كابل توسط نيروهاي ائتلاف شمال، به هدايت فرماندهان ارشد ايراني جرأت ورود به كابل را پيدا كردند، مبتني بر ضعف و ناتواني بوده، اما پرسش اينجاست كه آيا قرار است در دولت جديد هم، اين روند ادامه يابد؟