سقط جنين، پذيرش ازدواج همجنسگرايان و روابط جنسي اتفاقي از جمله عواقب ديگر هستند. اروپا با اين كار در حال يك خودكشي سيستماتيك با از بين بردن جمعيت خويش است. هيچكدام از كشورهاي اروپاي غربي، درصد تولد كافي براي جايگزيني جمعيت خود را ندارند.

يك روزنامهنگار آمريكايي كه چندي پيش گشتوگذاري در شهرهاي اروپا داشته، از وضعيت اعتقاد مردم اين قاره به خدا و اعتقادات مذهبي، شوكه شده است.
او با مرور بافت جمعيتي اروپا، كاهش شديد اعتقادات مسيحيان اين قاره را زمينهساز خودكشي سيستماتيك اروپا دانسته و به آمريكاييها كه قدري متدينتر از اروپاييها هستند، هشدار داده كه خطاي اروپا را تكرار نكنند.
به گزارش سرويس بينالملل «بازتاب»، «جيمز گنون» در گزارش خود در «يو.اس.اي.تودي» مينويسد: دو سكانس متفاوت در سفر اخير به اروپا؛ ما در «پراگ» هستيم؛ پايتخت جمهوري چك كه بارها و كافهها سرشار از مردم است. مغازههاي جذاب فروش كريستال و آثار هنري هم همينطور، اما بيشتر كليساهاي جامع تاريخي و كليساهاي عادي به طور غيرمنتظرهاي خالي است، البته به جز توريستهايي كه در حال عكس گرفتن هستند. توجه به تيتر هفتهنامه انگليسيزبان «پراگپست» نيز جالب است، چراكه اين شهر را پايتخت جديد پورنوگرافي اروپا دانسته و اين در حالي است كه اين پرسش مطرح ميشود كه چرا تنها 19 درصد مردم كشوري كه تنها يك دين و مذهب دارند، به وجود خدا معتقدند.
سكانس عوض ميشود و به «رم» ميرسيم. «واتيكان»، در درياي 150 هزار نفري مردمي كه در ميدان «سنت پيتر» منتظر سخنراني پاپ هستند، شناور ميشويم. براي يك بازديدكننده آمريكايي كاتوليك، اروپا گيجكننده و امروزه، مكاني دلسردكننده است. آيا خدا در آنجا وجود دارد؟ بسياري از علايم و نشانهها اينگونه نشان نميدهد.
افكار عمومي معتقدند كه الكليها خارج از شمارشند و اينكه بسياري از مردم چك، بيش از وجود خدا به وجود بشقابپرندهها معتقدند و افكار عمومي نيز به احتمال زياد درست ميگويند.
تحقيقات، نشاندهنده كاهش شديد حضور مردم در كليساها و انجام اعمال مذهبي در بسياري از كشورهاي اروپايي است. مجموعهاي از اين تحقيقات از سال 1970 تاكنون در پنج كشور كليدي اروپا (فرانسه، بلژيك، هلند، آلمان و ايتاليا) نشان ميدهد كه حضور مداوم در كليسا از 40 درصد مردم، به حدود 20 درصد آنان رسيده است. البته اين كاهش در كشورهاي كاتوليك بيشتر است.
با اين وجود، چگونه ميتوانيم غم انبوه مردم از مرگ پاپ ژان پل دوم در آوريل را توجيه كنيم؟
شماري از كارشناسان، بروز دوران پست مسيحي در اروپا و اثرات عميق آن بر اين قاره را آينده شومي براي آمريكا ميدانند.
اروپا به كجا رفته است؟ آمريكا به كجا ميرود؟ اين امر براي بسياري از مسيحيان ترسآور بوده و باعث دوگانگي مذهبي در كشور شده است.
«جورج ويگل»، از نويسندگان كاتوليك، اختلاف نگرش آمريكاييها و اروپاييها را ناشي از آن ميداند كه آمريكاييها به كليسا ميروند و اروپاييها خير و بيتوجهي به مسيحيت در اروپا با تصويب قانون اساسي اتحاديه اروپا در سال 2004 اين بحث را قويتر ميكند. از جمله پيامدهاي فراموشي ريشههاي مذهبي و مقررات اخلاقي در اروپا، ميتوان به كاهش ميزان زادوولد به زير مقياس جايگزيني، اشاره كرد. سقط جنين، كنترل زادوولد، پذيرش ازدواج همجنسگرايان و روابط جنسي اتفاقي از جمله عواقب ديگر هستند.
به گفته «ويگل»، اروپا با اين كار در حال يك خودكشي سيستماتيك با از بين بردن جمعيت خويش است.
آمار سازمان ملل نيز اين مسائل را تأييد ميكند.
هيچكدام از كشورهاي اروپاي غربي، درصد تولد كافي براي جايگزيني جمعيت خود را ندارند كه بنا بر آمار، 1/2 فرزند براي هر خانواده است. آلمان، روسيه، اسپانيا، لهستان و ايتاليا، همگي ميزان تولدي حدود 3/1 فرزند را دارند. بنا بر آمار سازمان ملل در چك، اين ميزان، كمتر از 2/1 فرزند و حتي در كشور كاتوليك ايرلند 9/1 فرزند است (در آمريكا اين ميزان كه تقريبا ثابت است، بيش از دو فرزند براي هر زن است).
بر پايه گزارشهاي سازمان ملل در سال 2004، پانزده كشور كه بيشتر آنها در جنوب و شرق اروپا هستند، به ميزانهاي توليد نسلي رسيدهاند كه در تاريخ بشريت، بيسابقه است كه با ادامه اين روند، قاره اروپا به قاره فراغت تبديل خواهد شد.
بر مبناي پروژههاي سازمان ملل، تا سال 2050، 40 درصد مردم ايتاليا به سن بالاي شصت سال ميرسند. با رسيدن به نيمه قرن، جمعيت 25 كشور اروپايي، پايينتر از حد كنوني خواهد بود. به گونهاي كه روسيه 31 ميليون نفر، ايتاليا 2/7 ميليون نفر، لهستان 6/6 ميليون نفر و آلمان 9/3 ميليون نفر را از دست خواهند داد؛ بنابراين، اروپا با كمرنگ كردن مذهب، پيرتر شده و به تدريج خود را ميكشد.
آيا اين امر، ميتواند مدلي براي آمريكا باشد؟
آراي دادگاهها مبني بر ممنوعيت نماز در مدارس و برداشتن بسياري از صحنههاي ولادت حضرت مسيح از ميادين عمومي و قانوني كردن ازدواج همجنسگرايان، تنها بخشهايي از اين نمونهاند.
نمونه ديگر، برداشتن جمله «ما به خدا اعتقاد داريم» از پول رايج آمريكا و نيز عبارت «تحت حاكميت خداوند» از پيمان وفاداري آمريكاييهاست.
خلاصه آنكه اروپا به ما نشان ميدهد، اين راه به كجا منتهي ميشود. اين راه درستي براي آمريكا نيست.