وقتي ميبينيم در ايران 35 هزار مورد جراحي بيني انجام شده يا پاهاي زنان چيني براي انجام جراحي افزايش چند سانتيمتري قد، شكسته ميشود و يا زنان ژاپني مدام فكر ميكنند كه خيلي چاق هستند، درمييابيم كه اين جنگ با بدن، اصليترين محصول صادراتي غربيهاست.
در حالي كه هويت زنانه به خاطر دستيابي به تناسب اندام، نااميدانه سردرگم شده است، «سوزي اورباچ»، در مقدمه كتاب جديد خود درباره چاقي گفته كه چاقي يك موضوع زنانه است و نيازمند تجديدنظر درباره انداممان هستيم.
به گزارش سرويس بينالملل «بازتاب»، روزنامه «گاردين» با اعلام اين مطلب نوشت: در تمام دنيا، دخترها علاقهمند هستند كه با تقليد ياد بگيرند چطور كمتر بخورند، چطور تمرينهاي ورزشي خود را افزايش دهند و يا اينكه چگونه به تقليد از خوانندگان، بازيگران تلويزيوني، عكسهاي مجلات و تابلوهاي تبليغاتي، اندام خود را متناسب كنند.
البته آنان اين را هم ميدانند كه اين مانكنها واقعي نيستند و با جراحي، نورپردازيها و زواياي مختلف فيلمبرداري و ابتكارات ديجيتالي، اين گونه نمايش داده شدهاند. به هر حال، اين تصاوير مثل كاغذ ديواري سراسر جهان اطراف ما را پوشانده و به ذهن انسانها هجوم آوردهاند. الگوها، تصورات ما را از بدنمان و آنچه بايد و ميتوانيم براي جسم خود و فرزندانمان انجام دهيم، دستخوش تغيير كرده است. امروزه اين بدنها هستند كه تعيين ميكنند ما چگونه زندگي كنيم.
در زمان كنوني، دختران بدون داشتن اندامي متناسب كه كاملا خوب به نظر برسد، هيچ احساس خوبي از زندگي ندارند و تنها عامل نگراني و رنج آنان، اندامشان است. همه مشكلات حاصل يك رشد طبيعي، تحتالشعاع تلاش انسان براي تناسب اندام است. جراحي زيبايي، عملي است كه هماكنون بسياري از دختران پيشبيني آن را ميكنند. دختربچهها از سنين پنج سالگي و از وقتي كه به تقليد از چهرههاي معروف و مورد علاقهشان رفتار ميكنند، تصور اينكه بدنشان بايد چگونه باشد، از اساسيترين تجربههاي زنانه آنان ميشود. البته خانمها نسبت به اين امر آگاه نيستند كه با چه شدتي، زندگيشان را تحت تأثير اين دغدغهها قرار دادهاند. اما وقتي از وجود بسياري از تلاشهايي كه ميتوان براي خوب به نظر رسيدن آگاه شويم؛ يعني خوب بخوريم و خوب ورزش كنيم، سؤالهايي مربوط به اينكه چرا و چگونه بايد ظاهر شويم، جايش را به اين سؤال ميدهد كه آيا ما همانگونه كه بايد باشيم هستيم يا نه؟
ما اين كار را نميكنيم و قربانياني منفعل هستيم و اغلب دست به كارهايي ميزنيم كه نه تنها آسيبرسان است، بلكه ناخواسته براي خودمان مشكل ميتراشيم و به اين ترتيب، رابطهاي نامناسب بين بدن و غذا برقرار ميكنيم.
زنان، زايمان سزارين را در هفته 36 بارداري ترجيح ميدهند تا اضافه وزن پيدا نكنند. هر مادري ميخواهد كه فرزندش شروع زندگي خوبي داشته باشد، اما متأسفانه ميل به حفظ اندام پيش از بارداري، نگرانيهايي را از بابت اينكه چه بخورند براي آنان به وجود ميآورد.
نخستين بار در سال 1995 بود كه تلويزيون، شوهاي فيجي را كه برنامههاي وارداتي آمريكا بود به نمايش گذاشت و سه سال بعد، 9/11 درصد دختران ما لاغر، اما دچار جوع شدند.
وقتي ميبينيم در ايران 35 هزار مورد جراحي بيني انجام شده يا پاهاي زنان چيني براي انجام جراحي افزايش چند سانتيمتري قد، شكسته ميشود و يا زنان ژاپني مدام فكر ميكنند كه خيلي چاق هستند، درمييابيم كه اين جنگ با بدن، اصليترين محصول صادراتي غربيهاست.
آنچه انسانها را در اين دهكده جهاني به هم پيوند ميدهد، توانايي آنان در شناخت سريع يكديگر با مصرفگرايي و اينكه چه مارك لباس، غذا يا موسيقي را انتخاب ميكنند است.
از آنجايي كه زنان هميشه در راه گسترش راههايي كه بتوانند اعمال قدرت بيشتري در دنيا داشته باشند، جنگيدهاند، آن تصوير زنانهاي را كه همواره هماهنگتر و ظريفتر، نمايان شده است، برعكس كردهاند.
در چند سال اخير، تفكر زيبايي بين انسانها، همهگير شده است و جذابيت و فريبندگي از ديد بيشتر انسانها امري اساسي به نظر ميآيد. متأسفانه و در عين ناباوري، بايد گفت كه اين تفكر برابري در انسانها، ناشي از كمرنگ شدن و ناچيز شمردن ايدهآلهاي زيبايي است.