چندي پيش با كشف يك معبد قديمي در منطقه اهرام مصر، مجسمهاي بسيار قديمي، كشف شد كه در آن، دو مرد يكديگر را در آغوش گرفته و بيني هم را ميبوسيدند...يكي اينكه آن دو مرد روابط همجنسبازانه داشتهاند كه نظر اخير، طرفداران بسياري در ميان همجنسبازان به دست آورده است.
آخرين تلاش گروههاي همجنسباز براي ارائه هويت تاريخي و قديمي از همجنسبازي با شكست روبهرو شد.
به گزارش سرويس بينالملل «بازتاب»، با تكميل تحقيقات چند پژوهشگر زبده آثار باستاني در دانشگاه نيويورك، فرضيه همجنسبازان درباره يك مجسمه قديمي مصري رد شد.
چندي پيش با كشف يك معبد قديمي در منطقه اهرام مصر، مجسمهاي بسيار قديمي، كشف شد كه در آن، دو مرد يكديگر را در آغوش گرفته و بيني هم را ميبوسيدند كه با كشف اين اثر، همجنسبازان تلاش كردند تا آن را پيشينه قديمي همجنسبازي در اعصار گذشته قلمداد نمايند.
روزنامه «نيويوركتايمز» در گزارشي نوشت: هنگامي كه چهار دهه پيش براي نخستين بار، مصرشناسان وارد اين معبد شدند، از كشف آثار جالب و جديد، نااميد نشدند.
اين مقبره، نخستين بار در سال 1946 مورد اكتشاف قرار گرفت؛ مقبرهاي كه در خارج از قاهره و در نزديكي هرم پلكاني «نكروپوليس» سقره نكته بسيار جالب براي پژوهشگران، نقاشيهاي هنري روي ديوار اين معبد بود؛ دو مرد كه همديگر را در آغوش گرفته و نامشان نيز چنين بودند. اسم آنان نيز نوشته شده بود: «نيان خخنوم» و «خنوم هوتپ» كه حدودا بين 2320 تا 2380 سال پيش از ميلاد در آنجا دفن شده بودند.
جالب و عجيبتر اينكه در مقابر مصري، به ندرت دو مرد در كنار يكديگر قرار ميگيرند و روش معمول براي چنين مقبرههايي دفن مرد به همراه همسر و فرزندانش در مقبره است.
در نقاشي ديگري هم، آنان دستهاي يكديگر را گرفته و بيني همديگر را ميبوسند كه شكل معمول بوسيدن در مصر باستان بوده است.

با تحقيقات زياد در اينباره، سرانجام دو تفسير كلي از نقاشيها ارائه شد؛ يكي اينكه آن دو مرد برادر بودهاند و احتمالا دوقلوهاي همسان و دومي آنكه آن دو، روابط همجنسبازانه داشتهاند كه نظر اخير، طرفداران بسياري در ميان همجنسبازان به دست آورده است.
اما هماكنون يك مصرشناس دانشگاه نيويورك، نظريه سومي را مطرح كرده كه احتمالا اين دو مرد، دوقلوهاي به هم چسبيده بودند.
«ديويد اوكونر» استاد اين دانشگاه ميگويد: «به نظر من آن دو مطمئنا دوقلو بودهاند، اما از گونهاي خاص. دوقلوهاي به هم چسبيده و اين ويژگي فيزيكي، باعث شده است تا تفسيرهاي زيادي از حالات آنان بشود».
دكتر «جان بينز»، باستانشناس استاد دانشگاه آكسفورد ميگويد: علت تفسير همجنسبازانه از اين تصوير، معمولا اين است كه در مقبرههاي بسياري، تصاوير زن و مرد همسري كه دفن شدهاند، در آغوش هم ديده ميشود كه نشاندهنده رابطه جنسي آنان بوده، اما اين ايده، اساسا از تحميل مفاهيم مدرن بر مسائل باستاني سرچشمه ميگيرد، نه از توجه به مفاهيم فرهنگي آن زمان.
اين آرامگاه هم مانند بسياري آرامگاههاي ديگر از سنگ ساخته شده و داراي چند اتاق است كه در زير آنها محل دفن بوده كه باقيماندههاي اين دو مرد پيدا نشده است.
در مقابر مصري، معمولا زندگي شخص مدفون در آن محل بر روي ديوارها نقاشي ميشده است. عكسهاي اين دو مرد و نوشتههايي به خط هيروگليف درباره آنان و خانوادههايشان نيز در راهروها و اتاقهاي آرامگاه به چشم ميخورد. اين دو مرد، داراي همسراني بودهاند كه نامشان نيز در نوشتهها آمده، اما هيچ صحنهاي از آنان كه همسرانشان را در آغوش بگيرند، ديده نشده است.
رابطه نزديك اين دو مرد، نه تنها در نقاشيها نشان داده شده، بلكه آنان را دست در دست و در آغوش هم نشان ميدهد. دكتر اوكونر ميگويد: در يك اتاق، تصوير يكي از آنان بر ديوار و تصوير ديگري بر ديوار روبهروست كه كارهاي مشابهي انجام ميدهند؛ اگر يك ماهي ميگيرد، ديگري در حال شكار است و اين نزديكي روابط، باعث ايجاد نظريات پيشگفته در مورد آنان شده است.
نام آنان نيز ايده ديگري را تداعي ميكند. دكتر اوكونر ميگويد: در هر دو، نام خدا «خنوم» وجود دارد كه در مصر باستان به معناي يكي بودن است.
با اين حال، هر فرضيهاي ارائه شود، مشكل اين است كه ما اطلاعات زيادي در مورد نگرش مصريها به دوقلوها يا همجنسبازان نداريم.
در تاريخ تمدن بشري هم سوابق كمي در مورد دوقلوها داريم و اگر آنان دوقلوي به هم چسبيده بوده باشند، آنگاه نحوه نگرش و تمايلات مصريهاي باستان به آدمهاي دچار ناتوانيهاي فيزيكي، بايد مايه افتخار آنان باشد.
دكتر اوكونر ميگويد: احتمال ديگري است كه آنان به همراه يكديگر در خدمت شاه و از مهتران وي بودهاند.
همجنسبازي در اسناد تاريخي مصري به ندرت مورد توجه بوده و تنها در برخي افسانهها درباره خدايان خاصي است كه در آن موارد هم رابطهاي غيرمعمول شناخته شده است.
دكتر اوكونر ميگويد: حمايت شديد همجنسبازان از آنان، به علت آن است كه آنان ميخواهند در تاريخ نيز سابقهاي براي خود پيدا كنند.