صفحه اولآرشيوجستجوتماس با ماپيوندهاورزشيخبرنامه
 نسخه چاپي خبر  ارسال به دوستان   iran web hosting & web design


تحولات كردستان ايران پس از سقوط صدام

۲ آذر ۱۳۸۴ - بعد از ظهر ۱۲:۴ تعداد بازديد : 8394 كد خبر : ۳۰۸۵۳

محمد ‌هادي
تا پيش از تحولات اخير خاورميانه، كردها به عنوان قومي سرگردان و فاقد حاكميت مطرح بودند. در اين تحولات، آمريكا به اهداف زير دست يافت:
ـ حذف صدام با پايان مأموريت آن.
ـ سيطره بر عمده چاه‌هاي نفت منطقه خاورميانه.
ـ بي‌نيازي آمريكا از پايگاه‌هاي پرهزينه خود در خاك تركيه و دولت‌هاي خليج.
ـ ايجاد سپري محافظ جهت اسرائيل و اصلي ترين دشمن حكومتي آن يعني ايران.
ـ تكميل حلقه محاصره ايران.
ـ ايجاد ميدان وسيع عملياتي در كنار ستادهاي فرماندهي در خاورميانه.

در كنار دستاوردهاي آمريكا، اين كردها بودند كه بيشترين سود را از اين تحولات در شمال عراق به دست آوردند و اين در حالي بود كه اعراب با از دست دادن قهرمان پوشالي خود، يعني صدام، آخرين ديواره‌هاي مقاومت آنها فروريخت و شرايط نامطلوبي را براي آنان به وجود آورد. در ابتداي سقوط صدام به زعم آمريكايي‌ها سيطره كامل بر عراق را به دست آورده بودند و مأموريت كردها را در شمال اين كشور، پايان‌يافته تلقي كرده و به همين خاطر، خلع سلاح و بي‌توجهي به رهبران كردها را در دستور كار خود قرار دادند. ولي پس از شروع عمليات‌هاي وسيع هسته‌هاي مقاومت اعراب تندرو و بروز ناآرامي‌هاي شديد در جنوب و مركز عراق بلافاصله آمريكايي‌ها را متوجه اهميت كردها در شمال اين كشور نمود و رهبران باتجربه كردها، با اخذ ضمانت اجرايي در منطقه، به هم‌پيمان غيررسمي خوبي براي آمريكايي‌ها تبديل شدند.

خدمات متقابل آمريكايي‌ها و كردها شرايط جديدي را در منطقه رقم زد. اتحاد و يكپارچگي كردها در مقابل موضع گيري اعراب به هويت يابي آنها و رسيدن به مناصب بالاي حاكميتي در عراق و تصويب حكومت فدرالي از جمله پيروزي‌هايي بود كه كردها با پشتيباني آمريكا به آن رسيدند. زمينه‌هاي اتحاد قومي در ميان كردها و اختلاف بين اعراب و هم پيماني با آمريكا، حكومت فدرالي را در قانون اساسي عراق به تصويب رسيد. قانون اساسي كه در آن نقاط مبهم و اختلاف‌برانگيز و چالش‌زا در آن فراوان وجود دارد. در اين قانون اساسي كردها مخير به مشاركت در حاكميت عراق مي‌باشند و در آن بيشتر به سلامت سرزمين اشاره گشته نه به وحدت ارضي عراق و طبق اين مواد كردها هر آن، به تجزيه و جدايي مي‌توانند مبادرت ورزند. در حقيقت كردها با اين دست آورد تا تشكيل حكومت آرماني مستقل راهي ندارند و ظهور يك حكومت مستقل كردي اجتناب‌ناپذير و دور از تصور نخواهد بود و اگر چنانچه در حال حاضر آنان به جدايي اقدام نمي‌كنند زمينه‌هاي كامل جدايي مهيا نگرديده است كه از جمله اين زمينه‌ها مي‌تواند مسئله كركوك باشد كه تعيين تكليف آن تا سال 2007 ميلادي به تعويق افتاده است. در واقع تجزيه و استقلال حركت مختوم و قطعي و قريب‌الوقوع آينده كردها خواهد بود. اگر چه آنان با توجه به حساسيت‌هاي موجود در ميان كشورهاي همجوار عراق و نيز اعراب فدرالي را فقط در چارچوب عراق مطرح مي‌كنند ولي شمال عراق را به هسته اصلي حكومت مستقل كردي تبديل خواهند كرد و در صورت تحقق آرمان‌هاي آنان، پيوستن ديگر كردها به آنان بديهي است.

تحولات شمال عراق بر اساس همگرايي قومي و قانوني النتيسم تاثير مستقيم بر مناطق كردنشين كشور ما خواهد داشت و تعاملات مقطعي رهبران كردهاي عراق با ايران و ديگر كشورهاي همجوار يك تاكتيك است در صورتي كه به شهادت اسناد و مدارك بحران‌هاي غرب كشور به نوعي با تحولات عراق مرتبط مي‌باشد. با نگرشي به مطبوعات كردي و تحولات فرهنگي در داخل كشور از يك نوع پيوستگي قومي به شمال عراق حكايت مي كند. كردها در راه رسيدن به يك حكومت آرماني از تمامي ظرفيت‌هاي خود نهايت استفاده را نموده‌اند. رسانه‌هاي كردي با حجم بالاي توليدات و بسط و گسترش مسائل قومي بالاترين نقش را در اين راستا ايفا نموده اند و شكي نيست كه كردها در ديگر كشورهاي همجوار به دنبال رسيدن به يك حكومت آرماني واحد مي‌باشند.

كردهاي عراق با توجه به امتياز فدرالي، بزرگ‌ترين حامي كردها و نيز رهبر ديگر جوامع كردي را در اختيار خود دارند. كردهايي ايران هنوز به قطعي بودن موفقيت كردهاي عراق يقين حاصل نكرده‌اند وگرنه در بحران‌هاي مقطعي نهايت استفاده را مي‌برند و در رسيدن به اهداف آرماني و تقليد از كردهاي شمال عراق خطرپذير مي‌نمايند.

در حال حاضر مناطق كردنشين ايران داراي شرايط ويژه اي است. از طرفي با موفقيت قطعي كردها در شمال عراق يقين ندارند و از طرفي با توجه به خدمات و پيشرفت‌هاي فراوان اقتصادي و فرهنگي و توسعه نسبي همه جانبه را در مقايسه با قبل غيرقابل‌اغماض مي دانند و عده‌اي نيز نوع رفتار حكومتي را در ايران با روح حاكم بر فرهنگ خود سازگارتر مي‌دانند. به همين دليل بحران‌ها از پشتيباني توده‌اي و همگاني جامعه كردها برخوردار نمي‌باشد. ريشه‌هاي اين بحران‌ها، معلول گِله‌ها و كدورتهاي گذشته و همچنين كم مهرباني و كم مشاركتي در توسعه همه‌جانبه مناطق كردنشين مي‌باشد كه مانع اتحاد واقعي بين حاكميت و بدنه جامعه كردها مي‌شوند.

تحولات پيش روي مديريت كشور كه پس از يك دوره 8 ساله اصلاحات, آحاد جامعه را منتظر تحولات اساسي از جمله اجراي عدالت در همه زمينه‌ها نگه داشته است. كردها نيز به مشاركت كم در انتخابات نهم رياست جمهوري چشم به كرم رياست جمهوري دوخته‌اند و چشم به راه عدالت اجتماعي مي‌باشند.

اگر عدالت را كه ارمغان دولت جديد مي باشد در اين زمينه در نظر بگيريم سهم مديريت محلي و منطقه‌اي به نسبت شايستگي سزاوار مرتبه بالاتري است و بها دادن به روحيات وطن پرستانه رشته‌هاي تعلق و مودت بين حاكميت و مردم را مستحكم‌تر خواهد نمود.

اگر چه مطالبات به صورت قومي و اجتماعي و به انواع مختلف ابراز مي‌شود ليكن در نظر داشته باشيم كه اگر بخواهيم تن به تجزيه و جدايي در مناطق كردنشين ندهيم بهتر است كه به مطالبات اجتماعي تمكين نماييم و بدانيم كه مطالبات در دايره خودي و خانواده بزرگ ايران مطرح است و هر آنقدر عادلانه به مطالبات تمكين شود يقيناً روح همبستگي و اتحاد در جامعه افزوده خواهد شد و مطالبات اجتماعي را به فال نيك گرفته و از آنها به طرح مطالبات خانوادگي نام ببريم.

سكوت را در مناطق كردنشين دليل بر رضايت آنها ندانيم چون در سكوت معاني زيادي نهفته است كه در فرياد نيست. در سكوت همه چيز متصور است و استعدادهاي پنهاني سكوت را سهمگين و خطرناك مي‌نمايد.
از منظر ديگر هر آنچه در فرهنگ و جامعه كردي عميق تر گرديم قطعاً به سرچشمه‌هاي فرهنگ اصيل ايراني نزديكتر شده‌ايم و هر آنقدر كه به هويت كردها در چهارچوب ايران اهميت داده شود به همان اندازه به گسستگي و واگرايي قومي از شمال عراق كمك كرده‌ايم.

جوانان مناطق كردنشين همانند ديگر جوانان اين سرزمين در تمامي زمينه‌هاي علمي, رشد و شكوفايي خاصي را داشته‌اند و حضور آنان در مراكز آموزشي سراسر كشور و بالطبع حضور آنان در محافل و تشكل‌هاي دانشجويي محسوس مي‌باشد. بنابراين همگرايي آنان با فضاهاي فكري و فرهنگي اجتناب‌ناپذير است كه بيشتر جذب محافل منتقد حاكميت خواهند شد كه يكسان نگري مديريتي به اين بخش از سرزمين ايران اسلامي آسيب‌هاي اجتماعي محفلي علمي را ترميم خواهد بخشيد.


حقيقتاً به كارگيري كردها در پستهاي محلي و منطقه اي و ملي سبب دلگرمي و گرايش قلبي آنان به حاكميت خواهد شد. كردها در مديريت دقت زيادي را به خرج مي دهند تا بتوانند لياقت و شايستگي خود را اثبات نمايند و از طرف ديگر راه به كار گيري مديران بومي را توسعه بخشند. اگر در مقاطع اندكي در مناطق كردنشين مديران بومي گرايشات ناهمگوني داشتند ناشي از حزب سالاري دولت اصلاحات بود كه آنان نيز به خواست دولت تن دادند به عبارتي مي‌توان گفت اطاعت‌پذيري مديران كرد تاثير مستقيم از حاكميت دارد و انعطاف پذيري آنها غير قابل انكار است.

آرايش سياسي در جامعه كردها چندان معني ندارد. برداشت‌هاي غلط بعضي‌ها بود كه صف آرايش‌هاي سياسي را مدتي به درون محافل كردي كشانيد. يقيناً چپ و راست سياسي در مناطق كردنشين وجود ندارد. وابستگي به نظام و مخالفت با آن به تشكيك وجود دارد. و تصور چپ و راست يك توهم مي باشد. كالبد شكافي مديريت محلي كردي نشان مي دهد كه اين قشر بيشتر خدمت و ماندگاري را مد نظر دارند تا ورود به گرايشات سياسي كه عمر بقا آنان را محدود مي كند. آنان بيشتر به ماندن مي‌انديشند نه شكل و نوع ماندن. دغدغه بيشتر آنان استمرار و توسعه حضور آيندگان آنان در مديريت مي‌باشد.

به رغم همه همگرايي‌هاي قومي كه براي كردها مهيا گرديده و بنا به ملاحظاتي كه اشاره نموديم ميل چنداني به بيرون ندارند. و اين مستلزم توجه جدي از داخل مي باشد. توجه نه معني حق‌السكوت بلكه بر حسب روح عدالت محوري دولت جديد كه مستوجب ترميم كه حد بانيهاي گذشته خواهد بود و فرآيند آن استحكام پايه‌هاي امنيت ملي را به دنبال خواهد داشت.

انتظاراتي كه كردها از دولت جديد دارند را مي توان به صورت زير فهرست نمود:
ـ حذف نگاه امنيتي از مناطق كردنشين.
ـ سهم مشاركت در مديريت محلي و منطقه‌اي به صورت معقول و متناسب با شايستگي‌ها و تخصص‌ها.
ـ توجه جدي به توسعه زير ساخت‌هاي اقتصادي و صنايع بنيادين در مناطق كردنشين.
ـ تامين نيازمندي‌هاي رفاهي و آسايش عمومي جامعه و گسترش فضاهاي گردشي كه اقبال عمومي را به دنبال خواهد داشت.
ـ ايجاد تسهيلات جهت مشاركت عمومي جامعه در راستاي اشتغال‌زايي.
ـ توجه به دغدغه‌هاي فرهنگي فرهيختگان و انديشمندان.
ـ توسعه زير ساخت‌هاي فرهنگي و ايجاد سرگرمي‌هاي سالم جهت اوقات فراغت جوانان.
ـ ايجاد تسهيلات لازم و تشويق جوانان وطن پرست جهت ورود به سازمان‌هاي نظامي و انتظامي.
ـ به كارگيري كردها در پست‌هاي مديريتي متناسب با تخصص آنان در ديگر شهرهاي كشور كه اين گام بعدي رفع كدورت‌ها خواهد بود و از اين مجرا اعتمادسازي بين حاكميت و جامعه كردي رو به تكميل خواهد بود و اين وظيفه سنگين دولت عدالت محور است كه با شايسته سالاري اميد است كه به انجام برسد.

وحدت بين مناطق كردنشين و دولت جديد بيش از هر زماني ضروريست. ظهور حاكميت فدرالي در همسايگي غربي ما و همزماني آن با آغاز دولت جديد در ايران و با شعارهاي عدالت محور مردم اين مناطق را منتظر رويكرد و توجه خاص نموده است. در دولت اصلاحات با بكارگيري مديران بومي در مناطق كردنشين هر چند با مصالح حزب سالاري بود ولي تاثيرات چنداني نداشت، اما در دولت جديد انتظارات جدي مردم اين است كه از كميت مديران دولت گذشته نه اينكه كمتر نباشد بلكه با كميت بيشتر و با كيفيت بالاتري به كار گمارده شوند و بايد دانسته شود كه در ميان كردها مديران لايق و شايسته اي بودند كه از گردونه حزب سالاري دولت اصلاحات خارج گشته و به جرم اصولگرايي منزوي گشتند و حال نيز حجب و حياي اجتماعي آنان اجازه طرح خودشان را نمي‌دهد و نيازمند شناسايي و معرفي به مسئولان ذيربط مي‌باشد.




  •   سلام به هموطنان خوبم
    ايران سرزمين مادري همه ايرانيهاست همه ما بايد براي سربلندي و آبادي آن تلاش كنيم ما بايد به اشتراكات بين خودمان توجه بيشتري نشان بدهيم و هرگز همبستگي خودمان را ازدست ندهيم كردها از نژاد پاك آريايي هستند وحتي گفته اند كه اصيل ترين آرياييها كردها و لرها هستند حتي كردهاي عراق و تركيه و سوريه هم آريايي هستند و از نژاد ايرانيها اگرچه در عراق و تركيه و سوريه يك اقليت نژادي محسوب مي شوند ولي در ايران يك هم نژاد با ديگر ايرانيها هستند و حتي فرهنگ آنها هم يك فرهنگ اصيل ايراني است . پس ما هرگز به جدايي نبايد فكر كنيم و به قول فردوسي دريغ است ايران كه ويران شود كنام پلنگان و شيران شود بياييم دست به دست هم دهيم و ميهن خويش را آباد كنيم

  •   ابتدا بايد بگويم كه نوشته فوق العاده زيبا و شامل تحليل هاي آكادميك بوده و با توجه به سقم اصلي آن, تثبيتها و تشخيص هاي واقع بينانه به كار رفته است. لذا به نويسنده آن, آقاي هادي تبريك مي گويم.
    ضمن آنكه فكر مي كنم برخي از مواردي كه در نوشته به آنها اشاره شده است, جاي بحث و بررسي دارند. به عنوان مثال, تصور مي كنم عبارت فوق كه "آمريكا ديگر نيازي به پايگاههاي خود در تركيه و كشورهاي حوزه خليج ندارد" كه در رابطه با اهدافي است كه آمريكا به آن دست يافته؛ با آنكه ظاهراً چنين است ولي قطعاً واقعيت ندارد.
    به علت آنكه موقعيت جغرافيايي كشورهاي حوزه خليج و ميدان اثر ژئوپلتيكي و ژئواستراتژيكي آنان با منطقه كرد فرق دارد, اين نكته كه آمريكا ديگر به كشورهاي خليج نياز نخواهد داشت چندان صحيح به نظر نمي رسد. هم چنين تركيه نيز كه عضو ناتو بوده و مذاكرات عضويت آن با اتحاديه اروپا شروع شده است؛ به دليل تاثيرات ژئواستراتژيكي اش بر آسياي ميانه, قفقاز و بالكان و هم چنين به دليل روابط استراتژيكي اش با اسراييل, از نظر آمريكا داراي ويژگيهايي غير قابل قياس با كردستان عراق است. حتي اگر فقط از جنبه نظامي به مسئله نگاه كنيم, ميدان اثر پايگاههاي نظامي آمريكا در تركيه به قدري وسيع است كه با كردستان عراق قابل مقايسه نيست. بنابراين, كردستان عراق از نظر آمريكا ضمن آنكه عنصري است كه پايگاههاي آن را در تركيه و كشورهاي حوزه خليج تقويت مي كند, اما پايگاههاي آمريكا در اين كشورها را غير لازم و غير ضروري
    نمي كند.
    و اما بپردازيم به اين نكته كه "محاصره ايران كامل شده است".
    روابط تاريخي, فرهنگي و جغرافيايي كردها با ايران, مي تواند وضعيتي را كه از نظر ايران محاصره و تهديد به نظر مي رسد, به يك فرصت خوب تبديل كند. اين امر به ماهيت سياستهايي بستگي دارد كه در پيش گرفته خواهند شد.
    تثبيتهايي كه در رابطه با تاثير ساختار دولت خودمختار كرد در عراق بر كشورهاي منطقه به عمل آمده اند, به نگرش رسمي تركيه خيلي نزديك مي باشند. تركيه به دليل داشتن كاراكتر دولت ايدئولوژيكي و به خاطر وجود مسئله كرد در داخل مرزهايش, دولت كرد در عراق را مسئله اي مي بيند كه تماميت ارضي و يكپارچگي اش را تهديد مي كند. به همين خاطر است كه سياست خصمانه در برابر كردهاي عراقي در پيش مي گيرد, حال آنكه مي تواند با استفاده از اتحادش با آمريكا, دولت كرد را به يك فرصت خوب براي خودش تبديل كند.
    اين نكته را بايد قبول كرد كه روند تشكيل دولت كرد در عراق به قدري پيش رفته است كه ديگر امكان بازگشت به عقب وجود ندارد. بعد از رويدادهاي اخير در منطقه, هيچ ديناميك داخلي نمي تواند كردها را هم وطن معمولي دولت عراق بكند. همان طور كه در پاراگراف اول مقاله نيز اشاره شده است, كردها ديگر به مسئله خودشان بر اساس مبارزات هويت ملي نگاه مي كنند, نه در چارچوب حقوق هم وطني و تابعيت در عراق.
    به علاوه, مي توان گفت كه نيات آمريكا و اسراييل درباره مسئله كرد, با مطالبات كردها كاملاً هماهنگ و سازگار است. اين تثبيت كه نگرش رسمي تركيه مبني بر آنكه "دولت كرد تماميت ارضي كشورهاي منطقه را به مخاطره مي اندازد" را نيز منعكس مي كند, به طور طبيعي يك سياست خصمانه در قبال تشكيل دولت كرد را پيش بيني مي كند.
    كردها با آنكه به دليل رويدادهايي كه هم اكنون در منطقه جريان دارند و در چارچوب تامين منافعشان با قدرتهاي خارج از منطقه متحد شده اند, ولي به دليل موقعيت
    ژئوپلتيك شان مجبورند روابط دوستانه اي با كشورهاي منطقه داشته باشند و زندگي مسالمت آميزي را با آنها در پيش بگيرند. لذا , هم اين نكته كه دولت كرد كشورهاي منطقه را تهديد بكند و هم اين موضوع كه كشورهاي منطقه اين را به يك فرصت تبديل بكنند, به سياستهايي كه در پيش خواهند گرفت بستگي دارد.
    ايران كه يكي از كشورهاي منطقه است, هم به دليل روابط تاريخي و فرهنگي اش با كردها, هم به علت كاراكتر اسلامي اش و هم به خاطر نزديكي اش به كردها؛ بيش از ساير كشورها اين شانس را دارد كه تهديد مذكور را به فرصت خوب تبديل كند. در حال حاضر به دليل رويدادهاي حاكم بر منطقه و دستاوردهايي كه كردها حاصل كرده اند, اين طبيعي است كه برخي از روشنفكران و يا سياستمداران كرد با بلند پروازي شعارهاي ملي سر دهند. ولي اين ايده آلهاي ملي و شعارهاي بلند پروازانه, در برابر حقايق و واقعيات منطقه فوق العاده عاجز هستند.
    به علاوه, ايران اگر بتواند از نفوذ خود بر روي شيعيان عراق به خوبي استفاده كند, به راحتي خواهند توانست با استفاده از معادلات داخل عراق, كردها را هم كنترل كند.
    ارزيابي هاي مربوط به مطالبات اكراد و پيشنهادات ارائه شده در اواخر بخش اول و بخش دوم مقاله, حقيقتاً خيلي عالي هستند. در صورتي كه اقداماتي شاخص در افق اين تثبيتها و پيشنهادات انجام گيرد, ايران در ارتباط با مسئله كرد هم خواهد توانست به كانون جاذبه تبديل شده و هم كردستان عراق و هم كشورهاي منطقه را تحت تاثير بگذارد.

  •   اگراعتقادداريم كه دراسلام ملاك برتري تقواست دراين صورت نبايدبراي واگذاري قدرت به كردها ترديد نمود .درعين حال حفظ يكپارچگي ملي در گرو مشاركت دادن همه ايرانيان درقدرتاست.




  • نظرات و پیشنهادها:
    آدرس پست الکترونيکي :