مجمع تشخيص مصلحت نظام امام خميني (ره) را معمار يک مدل مدرن اسلاميدر جهان توصيف کرد و گفت: مهمترين کار کانونهاي تفکر که بايد در دستور کار اساسي آنان قرار گيرد اين است که راه نيمه تمام امام (ره) را به پايان برسانند.
به گزارش مهر، محسن رضايي که پيش از ظهر امروز در همايش کانونهاي تفکر و دولت نهم سخن ميگفت، افزود: امروز دنيا بيش از خود ما، از تفکر ايراني استفاده ميکند و حتي در برخي موارد بسياري از نوآوريها از ايران بيرون ميرود و پس از تبديل شدن به صنعت، دوباره آن را به خودمان باز ميگردانند.
رضايي کانونهاي تفکر را پلي ميان توليد فکر و اداره جامعه و صنعت دانست و افزود: کانونهاي تفکر بايد با افراد متفکر و خلاق مرتبط باشند که اين هدفي ارزشمند و مورد نياز جامعه فعلي ماست.
وي با تاکيد بر حمايت مجمع تشخيص مصلحت نظام از کانونهاي تفکر و استفاده از آن در سياستگذاري کلان کشور، تصريح کرد: ما مخالف صدور صنعت و افکار به خارج ايران نيستيم و معتقديم با استفاده از تفکر خود، ميتوانيم تمام مشکلات را حل کنيم.
دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام، کارآمدي را عصاي موسي و ناکارآمدي را بزرگترين تهديد امروز ايران دانست و گفت: امروز بمب اتم و ارجاع به شوراي امنيت، ايران را تهديد نميکند، بلکه تهديد اصلي، ناکارآمدي است و آنچه ميتواند ايران را به جايگاه اصلي خود در جهان صعود دهد، کارآمدي است.
رضايي جغرافياي ايران را بسيار مناسب ارزيابي کرد و افزود: هر استان ايران، استعدادي 40 برابر دبي دارد و با توجه به اين استعداد ايران، ما ميتوانيم به يک کانون تمدن منطقهاي در جهان تبديل شويم.
رضايي سه شاخصه اساسي کارآمدي را هم راستايي، اثر بخشي و بهره وري دانست و تصريح کرد: موتور چشمانداز 20 ساله، کشور را به حرکت وادار ميکند و از دولتمردان ميخواهد در جهت رسيدن کشور، به نقطه مورد نظر، تلاش کنند.
دبير مجمع تشخيص مصلحت گفت: دولتمردان نبايد مردم را فريب دهند و براي جلب آراي مردم، فضاي عموميجامعه را آلوده نکنند.
وي مهمترين کار کانونهاي تفکر را به نتيجه رساندن راه نيمه تمام امام (ره) دانست و افزود: در گذشته در ايران دوبارش تمدني اسلام و غرب روي داد که ما بعد از چند قرن توانستيم اسلام و ايران را تلفيق و ايران اسلاميبه وجود آوريم.
رضايي با اشاره به آسيبهايي که بارش تمدن غرب به ايران وارد آورد، تصريح کرد: هنر امام (ره) اين بود که آزادي و دموکراسي و مقولات مهم سياسي را اسلاميزه کرد و با اين کار يک مدل مدرن اسلاميدر جهان به وجود آورد چالشها را در عرصه سياسي جبران کرد.
وي با بيان اين که ابداع و نوآوري در اقتصاد، اجتماع و فرهنگ هنوز در کشورمان به وجود نيامده است گفت: به همين علت، دعوا بر سر قدرت همچنان وجود دارد و اکنون آمريکائيها به دنبال ايجاد جمهوري اسلاميآمريکائي در عراق و افغانستان هستند، اما خود ما هنوز اقتصاد و فرهنگ همانند سياست، به اين مرحله نرسيده ايم.
دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام افزود: عده اي منتظر نمانند تا دولت احمدي نژاد سقوط کند، چون اداره کشور با پول نفت، چندان هم مشکل نيست، اما مساله اکنون اداره حکومت نيست، بلکه راه نيمه تمام امام (ره) است که بايد در اداره جامعه خود را نشان دهد.
رضايي تصريح کرد: امروز کشور نياز به تئوري دارد ولي عليرغم علاقه اي که به آيت الله مصباح و ساير دوستان دارم، بايد بگويم متاسفانه فيلسوفان ما نيز وارد مسائل سياسي شده اند و فلسفه را رها کرده اند و از ساخت نظريات بنيادي غافل شده اند.
وي افزود: از سروش گرفته تا مصباح، هيچ کدام، نظريه اجتماعي براي اداره کشور ندارند و به همين دليل بايد عده اي خارج از تعلقات سياسي، براي رفع مشکلات جامعه چاره اي بينديشند.
رضايي گفت: عده اي طرفدار عدالت، توسعه آزادي و يا امنيت در کشور شده اند و سرنوشت مردم مانند توپ فوتبال در بين نخبگان در حال گردش است. در حالي که دعواي نخبگان بايد به سوي نجات جامعه و برطرف کردن دغدغههاي اصلي کشور هدايت شود.
وي کشور را نيازمند يک نظريه اجتماعي دانست و افزود: از زماني که نظريه امام خميني (ره) مبني بر مردميکردن امور، به جريان افتاد، کارهاي بزرگي در طول تاريخ معاصر در ايران صورت گرفت اما از زمان مشروطه تاکنون پارادوکس عدالت و توسعه هنوز حل نشده است.
رضايي در بخش ديگري از سخنان خود با اشاره به اين که آزادي و امنيت تقريبا در ايران حل شده است، گفت: اگر جمهوري اسلامينباشد از يک طرف تندتر از بني صدر، از ناحيه ليبرالها و غربگراها بر سر کار ميآيد و از آن طرف، تندتر از احمدي نژاد در جبهه انقلاب بر سر کار خواهد آمد، اما حسن جمهوري اسلامياين است که اعتدال را ايجاد کرد و نبايد اين سيستم به هم بخورد.
وي افزود: مثال ما مربوط به حق و باطل است که جريان باطل از بني صدر شروع شد و تا رجوي و ديگران ادامه يافت و جريان حق از انقلاب و خاتميوهاشميشروع شده تا به احمدي نژاد رسيد.
رضايي تاکيد کرد: افراطي گري هم در جبهه حق و هم در جبهه باطل وجود دارد.
دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام با بيان اين که امروز نياز به تفکري جديد به نام اقتصاد اجتماعي داريم، گفت: به جاي توزيع عادلانه ثروت، فرصتها بايد عادلانه توزيع شود.
وي دو محور اصلي فعاليت کانونهاي تفکر را تحقيقات بنيادين و مسائل کاربردي دانست و افزود: کانونهاي تفکر اگر خودشان نيز توليد فکر نکنند، اما ميتوانند فکرهاي توليد شده را سازماندهي و بسته بندي مناسب کرده و براي پيشرفت کشور به کار گيرند.