مبادله پيامهاي کوتاه تلفن همراه (SMS) و نامههاي الكترونيكي با موضوع «تهديد آثار باستاني منطقه پاسارگاد»، «به زير آب رفتن آرامگاه كوروش» و «فروپاشي تدريجي تختجمشيد» در پي آبگيري كامل سد «سيوند» واقع در چند كيلومتري اين منطقه، اين مسئله را به دغدغه بسياري از هموطنان تبديل كرده است و گذشته از آن، در رسانههاي بينالمللي نظير «دويچهوله» (صداي آلمان) و ... بازتاب يافته است.
نگاهي به اخبار رسانهها نشان ميدهد كه گروههايي نيز با اين تلقي از مسئله وارد پيگيري حقوقي براي جلوگيري از تكميل ساخت سد سيوند شدهاند. در صورت تحقق چنين امري، پرونده سد سيوند به دومين پرونده حقوقي پرسروصداي حوزه ميراث فرهنگي كشور (پس از مسائل و تنشهاي مربوط به حفظ حريم بافت ميدان تاريخي نقش جهان اصفهان) تبديل خواهد شد.
البته اين ميتواند اوج دستاوردهاي دوستداران ميراث فرهنگي قلمداد شود، چرا كه چالشهاي جدي در راه تبديل اين مسئله به «نقش جهان»ي ديگر وجود دارد اگر چه هنوز سازمانهاي بينالمللي نظير يونسكو ضرورتي به دخالت در اين مسئله را نديدهاند.
چالش نخست آنكه، نگاهي به واقعيتهاي موجود در رابطه با موقعيت جغرافيايي درياچه سد سيوند روشنكننده ابعادي از قضيه است كه به عمد يا ناخواسته بزرگنمايي شده است.
درياچه سد سيوند در زمان پايان آبگيري و بهرهبرداري از اين سد خاكي، تنها محدودهاي از منطقه پاسارگاد را فرا ميگيرد. منطقهاي كه آرامگاه باستاني كوروش را در خود جاي داده است و البته در كالبد اين منطقه به احتمال قوي يادگارهايي از ايران باستان خفتهاند.
به گفته كارشناسان، درياچه سد «راه شاهي» را كه در زمان هخامنشيان ميان سه مركز سياسي مهم آن (تختجمشيد- شوش- ليدي) كشيده شده بود را منقطع ميكند. اين به آن معناست كه مسير ارتباطي ايران عصر طلايي هخامنشي و گذرگاه «چاپار»ها به يكباره از دسترسي باستانشناسان خارج خواهد شد. اينكه چه گنجينهاي در اين مسير نهفته است موضوع فعاليت يك سال اخير گروهي از باستانشناسان داخلي و خارجي است كه در منطقه در حال ثبت و كاوشهاي باستاني هستند.
به گفته آگاهان، اگر اين گوهرهاي دروني منطقه پاسارگاد قرار باشد براي هميشه دستنخورده و ناشناخته بمانند، اما به هر حال آرامگاه كوروش در اين منطقه همچنان روايتگري از ايران باستان خواهد ماند؛ هرچند كه عدهاي تلاش دارند بگويند اين آثار ثبت شده در ميراث جهاني نيز در قعر آبهاي درياچه سيوند بلعيده خواهد شد.
از ديگر سو، فروكش كردن تختجمشيد نيز شايعهاي بيش نيست؛ به عللي نظير آنكه تختجمشيد كيلومترها (فكر ميكنم چيزي در حدود 100 كيلومتر) از درياچه سد فاصله دارد و نيز اينكه طراحان تختجمشيد با محاسبه بالا بودن آبهاي سطحي در دشت مرودشت، كانالهايي ويژه را براي سيستم فاضلاب بنا در بستر تختجمشيد كشيدهاند، به ديگر عبارت اگر قرار بود تختجمشيد فرو ريزد بايد در 2500 سال گذشته فرو مي ريخت.
نكته ديگر آنكه در سال 72 كه رئيسجمهوري وقت كلنگ ساخت سد سيوند را بر زمين كوبيد زمان انديشيدن و رفع دغدغه هموطنان بود. مشخص نيست كه در آن زمان مسائلي چون زير آب رفتن آرامگاه كوروش و بخشي از مسير جاده شاهي در ارزيابي و محاسبات كارشناسان جايگاهي داشت يا كه نه؛ اما به هر حال شروع يك پروژه عظيم سدسازي كه هزينههاي هنگفتي براي كشور دارد، ميطلبد كه چنين تحقيقاتي انجام ميشده است.
البته پيامدهاي سد سيوند براي حركت عشاير و مناطق زيستي آنها نيز بايد در اين تحقيقات جاي خاص خود را داشت.
به هر حال، امروز اين مسئله به موضوعي مهم در افكار عمومي ايرانيان داخل و خارج تبديل شده و اين مسئله با روي كار آمدن دولت جديد در ايران همزمان شده است.
شايسته است با اعمال حساسيتهاي ويژه و كاستن از آسيبهاي احتمالي به ميراث فرهنگي ايران باستان، دولت دو هديه را به مردم تقديم كند: يك هديه (به نام سد سيوند) به كشاورزان منطقه مرودشت كه ركورد توليد محصول استراتژيك گندم كشور را در اختيار خود دارند و هديه ديگر به همه دوستداران تمدن ايران باستان و از همه مهمتر فرزندان آينده اين مرز و بوم كه درباره عملكرد ما قضاوت ميكنند.
سيد احمد نجفي