صفحه اولآرشيوجستجوتماس با ماپيوندهاورزشيخبرنامه
 نسخه چاپي خبر  ارسال به دوستان   iran web hosting & web design


فرشاد مهدي‌پور

۲۶ مرداد ۱۳۸۴ - بعد از ظهر ۱۳:۲۲ تعداد بازديد : 30353 كد خبر : ۲۷۸۱۹

سرانجام حسين صفارهرندي به عنوان وزير فرهنگ كابينه محمود احمدي‌نژاد معرفي شد.
نام او كه چه وزير كابينه مي‌شد و چه نمي‌شد، استعفاي خود را مدتي قبل از شوراي سردبيري روزنامه «كيهان» داده بود، بيش از سايرين براي صدارت ساختمان قديمي بهارستان شنيده مي‌شد.

پيش‌بيني دشواري‌هاي صفارهرندي، كه از او به عنوان يك چهره متعادل در جريانات اصولگرا ياد مي‌شود، در مديريت فضاي فرهنگي كشور، بازتابي از يك موقعيت دوگانه است: اول، قدرتمندي و منش شخصي وزير تازه و دوم موقعيت فرهنگي ايران.

براي اصولگراياني كه صفار هرندي را از نزديك مي‌شناسند، سخن گفتن در نقد وي مشكل است. چرا كه صفار، خصوصيات مثبت و ويژگي‌هاي مناسبي دارد كه اگر براي مسئوليتي ديگر در دولت پيشنهاد مي‌شد، بي‌شك با استقبال منتقدان كنوني وي در اصولگرايان همراه بود.
سلامت اقتصادي و ساده‌زيستي، قرار نداشتن در حلقه تنگ سليقه‌اي و فكري جناح راست و باز عمل كردن نسبت به نيروهاي انقلاب و وفاداري نسبت به ارزش‌ها، باعث شده است تا از صفار هرندي، چهره‌اي مثبت در ميان نيروهاي اصولگرا، به ويژه طيف نوگراي آن، تصوير شود و قطعا ذكر نكاتي كه در ادامه مي‌آيد، نفي خصوصيات و شخصيت مثبت كانديداي وزارت ارشاد، نيست.

نظامي بودن؟
اولين پرسش درباره صفارهرندي، سابفه نظامي و تحصيلات مرتبط او در اين حوزه است. اين‌كه فعاليت در رده‌هاي سياسي مديريت سپاه پاسداران در چه نسبتي با فرهنگ قرار مي‌گيرد، به ابهام فوق دامن مي‌زند، اما مروري بر سابقه مديران وزارت فرهنگ گوياي اين حقيقت است كه علي لاريجاني، مصطفي ميرسليم، عزت‌الله ضرغامي و بسياري نامهاي ديگر نيز بوده اند كه عمده‌ترين سابقه مديريتي‌شان، فعاليت در يك نهاد نظامي (سپاه، شهرباني و...) بوده است. با اين وصف، انتخابي اينگونه چندان بدون سابقه نيست.

ديگر آن‌كه حضور ده ساله او در راس يكي از جدي ترين روزنامه‌هاي ايران، صرف نظر از مواضع كيهان، وي را به جهت تسلط بر اوضاع فرهنگي بسيار تجهيز نموده كه براي وي جهت طراحي برنامه‌هاي كوتاه مدت بسي سودمند است.

ناشناس ناديده
صفارهرندي، در سوابق خود، آشنايي چنداني با ساز و كارهاي دروني وزارت ارشاد ندارد ـ نكته‌اي كه باعث برانگيخته شدن برخي واكنش‌ها درون اين وزارتخانه شده است ـ و همين مي‌تواند بخش عمده اي از وقت او را مصروف شناخت موقعيت كنوني اين وزارتخانه عريض و طويل، يا دهها معاون و مديركل نمايد.

وزير ارشاد كابينه، در اين نقيصه، تفاوت زيادي با بخشي از وزراي ديگر دولت جديد ندارد، اما موقعيت او از آن رو دشوارتر از ديگران است كه تغييرات مطلوب او تا زمان اجرايي شدن ـ به دليل بافت طبيعي و دروني توليد فرهنگي ـ بسيار زمانبر و كشدار است و آن ناشناخته بودن، مساله برآورده شدن انتظارات را ابعادي فزونتر خواهد بخشيد.


فقط نه!
روزنامه‌اي كه در ساليان گذشته، سردبيري‌اش را وزير جديد بر عهده داشته است در چهار حوزه اصلي سياست (داخلي و خارجي)، فرهنگ، اجتماع و اقتصاد، داراي موضع و به شدت تاثيرگذار بود، اما اين تاثيرگذاري بيش از همه مديون نگاه سلبي كيهان بوده است، به گونه اي كه هر تكي را با پاتكي (يا بالعكس) محكم پاسخ مي‌گفت.

هرچند نمي‌توان همه عملكرد و نقاط ضعف و قوت كيهان را به پاي صفار هرندي نوشت اما قطعا ويژگي‌هاي فكري و شخصيتي صفار هرندي طي ساليان اخير، در متمايز شدن كيهان از نشريات جناحي، فرمايشي و تك‌بعدي مانند «رسالت» كه صرفا تريبون تعدادي از نيروهاي متن و حاشيه جناح راست است، مؤثر بوده است و هيچ روزنامه‌نگاري نمي‌تواند اين دو نشريه را كه هر دو متعلق به اردوگاه اصولگرايان است، با هم مقايسه كند و بر نقاط قوت كيهان، صحه نگذارد.

رويكرد نفي و نقد، اگرچه گذرگاه خوبي براي برون رفت از وضع موجود است، ليكن منزل خوبي براي سكونت نيست ـ منزلي كه كيهان مدتها در آن اطراق كرده است و شايد ماموريت اش را نيز همان مي‌داند ـ و پس از گذشت 27 سال از پيروزي انقلاب، حالا ديگر در عرصه فرهنگ، نگاه منتقدانه داشتن، ناكافي است. وزير جديد فرهنگ، ملزم به خلق دهها و صدها ايده براي نوسازي فرهنگي است، امري دشوار، كه اكتفا به نگاه ناقدانه، ممكن است اين فرآيند را ناممكن هم سازد.

در حلقه دوستان
نام صفارهرندي، از سوي برخي گروه‌هاي هنري خاصـ كه پسوندهايي اسلامي و انقلابي را هم يدك مي‌كشندـ به رئيس جمهور پيشنهاد شده بود، اين امر مي‌تواند بر شبهه سهم خواهي دامن بزند. ديگر آنكه فرهنگ، معركه انحصرطلبي و رانت جويي نيست و توسل به جرياناتي خاص و محدود كه ممكن است حتي در ميان نسل نو هنرمندان انقلابي، كه حالا در فضاي تساهل و تسامح نفس مي‌كشند، از اقبال زيادي برخوردار نباشند، رويه اي غيرمدبرانه تفسير شود. تمسك به اين دوستان محترم، دست يازيدن به ريسماني نازك است، كه بودنش خوب است، اما توان كشيدن چنين بار سنگيني را ندارد.
مديران ارشد ستادي، بايد از جامع نگري و سعه صدري فراوان برخوردار باشند، ماندن در اين حلقه، هم وزير جديد را از شناسايي نيروهاي تازه نفس و خوشفكر باز مي‌دارد و هم اهالي فرهنگ را، كه در طيف گسترده اي از هوادار تا منتقد نظام تعريف مي‌شوند، دستخوش ناآرامي ونگراني مي‌سازد.

رماندن و نماندن
دايره هنروري و فرهنگي بودن در ايران، دايره‌اي باز و خواني گسترده است، دامن زدن برخي بر اين فرض كه با آمدن صفارهرندي، ديگر جايي بر تنوع فرهنگي نيست، داعيه اي كوتاه نظرانه ـ و بعضا نامنصفانه ـ است.
سابقه همه وزار و مديران عاليرتبه ارشاد جمهوري اسلامي نشان مي‌دهد، آناني كه دغدغه‌اي داشته اند و براي اعتلاي ايران كوشيده اند، خيلي زود رابطه خود را با بدنه اصلي فرهنگ، برقرار و در مفاهمه و گفت‌وگويي دو سويه، آنها را با خود و براي كشور همراه ساخته اند. سابقه اي كه مي‌تواند براي وزير جديد، راهكاري كارگشا باشد.

فرهنگ خصوصي خصوصي‌تر
رويكرد فرهنگ در دهه گذشته، حركتي تند و شتاب آلود در مسير خصوصي سازي (تمركزگريزي) داشته است. واگذاري بسياري از امور به گروه‌هاي خصوصي و صنفي، ايده‌اي فراگير و همه جانبه بود، كه بخش بزرگي از آن هم محقق شده است. اين رويكرد، دستان وزير را براي اعمال سياست‌هاي هدايتي و حمايتي بسته است، آن هم در شرايطي كه خبط يك گروه كوچك هنري در جشنواره‌اي گمنام و يا نويسنده‌اي در رماني با شمارگان هزار نسخه، مي‌تواند وزير را تا سراشيب استيضاح و استعفا بكشاند.

وزير جديد اگر بخواهد بر اين تمركزگريزي سازي، مهار بزند، با مقاومتها – كه ممكن است منطقي نيز باشد – چه بايد بكند و اگر قرار بر آن باشد كه در بر همان پاشنه بچرخد كه... اصلا او چرا راهي بهارستان شده است؟!

بر موج مطالبات و وعده‌ها
حسين صفارهرندي وزير رئيس جمهوري شده است كه بيش از همه رقباي خود داعيه‌دار فرهنگ اسلامي بوده است، نه آنكه ديگران كمتر شعار فرهنگي داده اند، بلكه بدان دليل كه احمدي‌نژاد بود كه فقط وعده‌هاي اسلامي و انقلابي در موضوع فرهنگ مي‌داد ـ او در همين مدت كوتاه هم نشان داده كه فرهنگ برايش مهم است، هم با اعضاي كميسيون فرهنگي مجلس به گفت‌وگو نشسته و هم جلسه شوراي عالي انقلاب فرهنگي را برگزار كرده است ـ و اين يعني انتظار تحول.
تحول را از هر طرف كه معنا كنيم، انتهايش ساماندهي وضع موجود است، اقدامي كه جز در سايه تعقل و تدبير جامه عمل بخود نخواهد پوشيد.






نظرات و پیشنهادها:
آدرس پست الکترونيکي :