شنيدهايم، معيار شما براي وزارت نفت اين است: «ميخواهم خودم شخصا وزارت نفت را اداره كنم و لذا تنها معيار من شناخت و اعتماد كامل به فرد است». اولا، در اين صورت چه لزومي به بررسي بود؟ ثانيا، به هزاران دليل متقن اين تفكر سادهانگارانه است؛ چراكه رئيسجمهور ايران در اين موقعيت حساس داخلي و بينالمللي، فرصت و توان اداره هيچ وزارتخانهاي را نخواهد داشت خصوصا نفت.
جمعي از مديران و كارشناسان ارزشي وزارت نفت، طي نامهاي سرگشاده به دكتر احمدينژاد، از رئيسجمهور خواستند براي مبارزه واقعي با مافياي صنعت نفتي از استفاده از چهرهاي كه تجربه و تخصص در اين صنعت ندارد، خودداري كرده و به شعارها و برنامههاي انتخاباتي خود وفادار باشد.
در بخشي از اين نامه آمده است: از روزي كه مطرح شديد، تصميم گرفتيم به شما رأي دهيم. در مراحلي كه احتمال پيروزي شما صفر بود، با اعتقاد از شما دفاع كرديم؛ چرا؟ به خاطر عملكرد شما و گروه شوراي شهر و شهرداري تهران. رأي به شما، تأييد و رأي به طرز تفكر و روند فعاليت مجموعه فوق در دو، سه سال گذشته بود كه جوهره اين طرز تفكر، اعتقاد راسخ به شايستهسالاري بوده است.
به تركيب شوراي شهر نگاه كنيد، به فرآيند انتخاب شخص جنابعالي به سمت شهردار تهران دقت كنيد. تعهد، تخصص و كارآمدي و آن هم به دور از شعارزندگي، تنها معيار انتخاب بوده است. حال حداقل حق مردم نسبت به شما در اين دوره، رعايت همان اصولي است كه منجر به انتخاب شخص جنابعالي شده است.
1ـ خوشبختانه شما چارهاي جز رعايت اصل شايستهسالاري در عمل (برخلاف دولتهاي قبلي) نداريد. بيپرده بگوييم، دولت شما برخلاف دولت قبلي، از اين امكان كه احزاب و گروههاي سازمانيافته و منفعتطلب، بسياري از عيوب احتمالي شما را از چشم مردم دور نگه دارند، محروم است و لذا بايد با عملكرد واقعي، رضايت مردم را جلب كنيد. اين يك مزيت است، به شرطي كه حاميان واقعي و بيمنت خود را بشناسيد و يك تهديد است، به شرطي كه در دام گروههاي به ظاهر خيرخواه قبلي، نيفتيد كه شما را در روزهاي سخت، تنها خواهند گذاشت. برخلاف رؤساي جمهور قبلي، جنابعالي نه حق داريد و نه به صلاح شماست كه به گروهي هرچند كوچك وابسته شويد. متأسفانه شايعات و اسامي مطروحه براي كابينه، نشاندهنده گرايش شما به اين وابستگي است.
2ـ فرموديد «كابينه 70 ميليوني»؛ ميزان و معيار معرفي كرديد و گروههاي كاري منسجم تشكيل داديد و افراد را در ميزان خود سنجيديد. چندين هزار نفر ساعت در پنجاه روز گذشته نيرو در اين راه صرف شد. حال شنيدهايم، معيار شما براي وزارت نفت اين است: «ميخواهم خودم شخصا وزارت نفت را اداره كنم و لذا تنها معيار من شناخت و اعتماد كامل به فرد است».
اولا، در اين صورت چه لزومي به بررسي بود؟ ثانيا، به هزاران دليل متقن اين تفكر سادهانگارانه است؛ چراكه رئيسجمهور ايران در اين موقعيت حساس داخلي و بينالمللي، فرصت و توان اداره هيچ وزارتخانهاي را نخواهد داشت خصوصا نفت. اين تفكر خداي ناكرده، اين شايبه را ايجاد ميكند كه شعارهاي شفاف و بهحق جنابعالي در حوزه نفت بر اساس شناخت نبوده است كه اگر چنين باشد، براي مملكت بسيار خطرناك خواهد بود. اداره وزارت نفت به حداقل پنج مدير عالي كه هر كدام در حد يك وزارتخانه باشند، نياز دارد، نه به تقسيم بخشي از قدرت و فرصت رئيسجمهور.
ثالثا، تفكر دول قبلي به خصوص دولت سازندگي كه عملكرد سياستهاي نفتي آنان به شدت مورد انتقاد و هجمه جنابعالي قرار گرفت نيز همين بود. رابعا، انتخاب فردي خارج از مجموعه نفت در تضاد آشكار با شعارهاي عام جنابعالي و به خصوص تعهد شما مبني بر بازدهي سياستهاي شما تا پايان سال 84 ميباشد. زيرا فرد ناآشنا تا پايان سال 84، تنها بايد دوره آموزشي مقدماتي صنعت نفت را بگذراند.
نفت، مافيا دارد و مافيا قائم به سيستم و در نهايت فرد است. ضروري است در روش گزينش وزير نفت خود تأمل بيشتري كنيد. وزير نفت دولت شما بايد داراي سابقه مبارزه با تفكرات رانتطلبانه باشد كه بيانگر اعتقاد او به مسلك جنابعالي باشد، نه به خاطر جلب رضايت شما براي سمت وزارت.
آقاي رئيسجمهور، خداي ناكرده شكست احتمالي شما، شكست ما و امثال ما است. تضاد در عملكرد و شعار، شروع زوال قدرت است. متأسفانه زمينههاي شيوع اين تضاد بسيار قبل از پيشبيني نمايان شده است. دوستداران خود را كه دوستداران خدمت و سادهزيستي و درك درد مردم ـ كه مظهر تبلور آن در شخصيت شما بود ـ هستند، نااميد نكنيد.