
عليرضا مباركي فرد
عادل فردوسيپور متولد 1354 و تحصيلکرده دانشگاه صنعتي شريف در رشته مهندسي صنايع اولين گزارشگر باسواد و مسلط به زبان خارجي بود که در روزهاي اوج خواندن اشتباه اسامي خارجي در شبکههاي مختلف سيما، به عنوان گزارشگر وارد رسانه ملي شد. از آن روز به بعد، عدهاي به دليل کمسوادي و عدهاي ديگر به دليل رشد غيرقابل پيشبيني، چشم ديدن اين چهره جوان را در رسانه ملي و به خصوص گروه ورزش شبکه سه سيما نداشتند.
اين موضوع آنقدر بالا گرفت که 4 سال پيش، يکي از اسطورههاي هيجانساز شبکه سه در باکسهاي تدوين اين شبکه با الفاظ زشت وي را مورد حمله لفظي قرار داد و موجب برقراري نوعي مرزبندي در فوتباليهاي اين شبکه شد (در ميان قديمي هاي اين شبکه شايع شده بود که او يکبار هم قصد کتک زدن مدير شبکه را داشته که به خير گذشته است).
اما به رغم اين مشکلات، عادل فردوسيپور با بيتوجهي به حواشي، کار خودش را ادامه داد و هر روز نسبت به قبل پيشرفت بسزايي پيدا کرد. اين پيشرفت، الگوي ديگران نيز شد چون با گسترش دوستي عادل و مزدک ميرزايي، اين گزارشگر نيز در جاده پيشرفت قرار گرفت و توانست به راحتي اسطوره هيجان را به مکان سوم گزارشگران شبکه تنزل دهد. از طرفي بالا آمدن دوباره حسين اسماعيلي در شبکه سه و گذشتن از فضاي موجود، موجب شده بود که جوانها نيز اميدهاي تازهاي براي مطرح شدن در رسانه ملي پيدا کنند. مجتبي صادقيان يکي از اين چهرههاست كه به رغم تسلط کامل به دو زبان انگليسي و فرانسه، فقط به خاطر اينکه از شهر همدان آمده و حمايت لازم از وي نميشود، با قابليتهاي فراوان همچنان محدود مانده است.
اين اتفاقات با ناتواني گزارشگر مورد اشاره در بازي استقلال و پرسپوليس سال 80 همراه شد و موجب اعتراضهاي عمومي بر عليه وي شده و او را در شبکه سه محدودتر کرد.
با تغييرات گستردهاي که پس از رفتن صافي به وجود آمد، جواني که در پس ترقي يک شبه از گويندگي بخش خبري صبح شبکه به سردبيري بخشهاي خبري ورزشي در پخش اخبار سيما رسيده بود، توانست نظر مدير شبکه و مدير گروه ورزش را براي در اختيار گرفتن انحصاري تمامي فوتبالهاي پخش زنده شبکه سه به خود جلب کند و در همکاري آشکار تمامي Top Match هاي ليگ برتر انگلستان يا به قولي فوتبال جزيره را به گزارشگر مدعي و عقب مانده سپرد.
توسعه روابط اين دو نيز باز به طرح دوباره اين گزارش انجاميد اما همچنان اقبال عمومي نسبت به وي تيره و تار است و مطبوعاتي ها هم به خاطر فعاليتهاي اقتصادياش ميانه خوبي با وي ندارند.
اما موضوع به درد قديمي اين گزارشگر يعني عدم تحمل تهيهکنندگي و شاخص بودن عادل در برنامه «نود» برميگردد.
سالهاست که گروه خاصي در مطبوعات غيراصيل ورزشي، عليه عادل جنجالهاي بيدليل به پا ميکنند تا او را درگير مسائل حاشيهاي نمايند، اما با حمايت و نظارتهاي حتي به افراط رسيده محمدجعفر صافي، اين تلاشها خنثي ميشد.
ولي از شروع ليگ چهارم حرفهاي، تلاش براي حذف عادل به دست خودش وارد بخشهاي جديتري شد. اضافه شدن بخشهاي تحليل در پايان هر مسابقه فوتبال از شبکه سه (برنامه فوتبال برتر) و تفکرات عصر آهني موجود در آن به حدي جدي بود که براي مثال دکتر سيار را مجبور مي کردند در شلوغي مطب و نديدن صحنههاي بازي بخشهاي داوري را با کمک ديله مورد کارشناسي قرار دهد.
در طرف مقابل بخش هاي سياستگذاري برنامه نود که همواره پنهان است و مدير گروه ورزش پيامرسان آنان به عادل است تصميم گرفتهاند همچنان با علاقه وافر به افرادي مثل امير حاج رضايي، محمد مايلي کهن و حسن انصاري فرد، نود را وارد جنگها و درگيريهاي دون پايه در فوتبال ايران نمايند.
بخش جالب موضوع اين است که زماني «م.الف» بازيکن تيم سايپا در زمان محمد مايلي کهن پس از زدن گل اقدام به درآوردن شورت ورزشي خودش کرد و اگر نبود توصيه عکاسان شايد از فرط خوشحالي کشف عورت ميکرد! در اين زمان عادل فردوسيپور اجازه بررسي اين موضوع را پيدا نکرد و مديريت وقت شبکه سعي در حفظ شخصيت رسانه و البته کمي رانت دادن به مربي مذكور بود.
ولي حالا ميبينيم همان سرمربي در برنامهاي مستقل همه فوتبال ايران را ميکوبد و از تشخيص صداي تاس در تشهد ميان نمازش باب سخن ميراند، اما کسي به عادل گوشزد يا توصيهاي براي دور شدن از اين فضا نميکند و در عوض ميبينيم که در جشنواره غير تخصصي فيلمهاي ورزشي به يک بخش تلويزيوني عادل فردوسيپور جايزه داده ميشود.
جشنوارهاي که هيچ ديدگاه خوبي نسبت به برنامههاي تلويزيوني ندارد و بيشتر نشأتگرفته از سياستهاي ضدانتقادي سازمان تربيت بدني علاقهاي به مطرح شدن برنامهها و چهرههاي تلويزيوني در دل خود ندارد. چطور شده که ناگهان عادل فردوسيپور را با جايزه و مقام تحريک ميکنند تا قويتر در اين سوژههاي زرد رسانهاي فعال باشد؟!
بخش مهم اين تصميم صبورانه و هدفمند براي اين است که باز هم قرار است اسطوره هيجانساز فوتبال سيما، سال آينده اين روزها دومين سابقه خودش براي حضور در جام جهاني با تيم ملي ايران را رقم بزند و اين بار به جاي ايتاليا در سال 98 در سواحل زيباي اسپانيا در سال 2006 مشغول تهيه گزارشهاي جذاب از باشگاههاي اسپانيايي شود!
در اين ميان چهره مزاحمي که از نفس آموختن نيافتاده و جايگاه مردمياش هم متزلزل نميشود بايد به دست خودش و با حاشيههاسازيهاي دستي نابود و از گردونه خارج شود. تا نه کسي متهم به عادلکشي در شبکه سه شود و نه مردم سر از اين موضوع دربياورند.
گرچه به عادل توصيه ميکنيم، اتفاقات اطراف خودش را جدي بگيرد، ولي شايد دوباره مردم به مانند اتفاقات سال 94 که منجر به حذف جهانگير کوثري، گزارشگر فوقالعاده و باسواد تلويزيون شد، آشکار ببينند که يک گزارشگر مردمي از بدنه رسانه ملي جدا ميشود تا در عصر شايستهسالاري کم سوادهاي مدعي در يک گزارش فوتبال از شماره بازيکنان به جاي نام آنها استفاده کنند.
شايد اين آخرين نودهايي باشد که با عادل و جذابيتهاي غيرحرفهاياش ميبينيم، همان جذابيت هاي که اهل فن آن را برنميتابند ولي مردم از آنها استقبال ميکنند.