حيف!
افسوس كه دارد تمام ميشود و باز هم «روزهاي معمولي» از راه ميرسند؛ باز همان آش و همان كاسه و همان در و همان لنگه!
اين چند هفته گذشته، عجب روزهايي بودند. چه عزيز شده بودند اين مردم. به چه عرشي رفته بودند جوانان و چه احترامي پيدا كرده بودند زنان!
ولي حيف كه دارد تمام ميشود ايام تبليغات!
در اين چند هفته و حتي چند ماه گذشته، رئيسجمهوران بالقوه، چه احترامي براي مردم ميگذاشتند، از بنزهايشان پياده شده بودند و با اتوبوس زده بودند به دل اين جادههاي خطرناك و پرپيچ و خم.
آنان در اين چند وقت، حتي در سلام دادن به مردم نيز پيشقدم بودند، به ميان مردم آمده بودند، از تهران و اصفهان و شيراز گرفته تا زاهدان و بوشهر و خرمآباد و از مشهد و گرگان تا تبريز و اروميه و... حتي شهرهايي كه سال به سال نامشان را نميشود شنيد، اين روزها در ليست برنامه رؤساي جمهور بالقوه بود؛ بالاخره، ايراني، ايراني است حتي اگر در دورافتادهترين روستاها زندگي كند. او هم درست به همان اندازه رأي دارد كه هر كدام از كانديداها.
هفتههاي گذشته، بسياري از مسئولان، حسابي پاسخگو شده بودند، حاضر بودند در تلويزيون به پرسشهاي كارشناسان، جوانان و همه و همه جواب دهند؛ در مساجد، دانشگاهها، ورزشگاهها و حتي در پاركها هم جلسات پرسش و پاسخ تشكيل ميدادند تا خداي ناكرده، هيچ سؤالي در دل مردم باد نكند.
بازار سايتهاي اينترنتي و وبلاگهاي كانديداها نيز داغ بود و هر كس ميتوانست با يك كليكي ناقابل، حرفهايش را به آنان برساند. كنفرانسهاي خبري هم كه پشت سر هم تشكيل ميشد تا حتي افرادي كه بعضي از آنان در ساليان دراز مديريت خود حتي يك بار نيز به مردم گزارش كار نداده بودند، با آنان سخن بگويند. اين روزها، خبرنگاران هم براي دسترسي به رؤساي جمهور بالقوه، مشكل چنداني نداشتند. حتي خوشپوشي و خوشتيپي، اين روزها ديگر گناه محسوب نميشد. راستي، دقت كردهايد كه همه كانديداها در عكسهايشان براي مردم لبخند ميزدند.
خلاصه آنكه اوضاع، مردمي مردمي شده بود... اما حيف و صد حيف كه از چند روز ديگر، اتوبوسها به پاركينگ ميروند، شعارهاي خوب بايگاني ميشوند، جوانان كه تا چند روز پيش، «فرصت» و «نعمت» بودند، به «تهديد» تبديل ميشوند. زنان «فرهيخته» نيز «ضعيفه» ميشوند تا بار ديگر، نقش «مظلوم» را در جامعه مردسالار بازي كنند.
ديگر از سفر به دورترين شهرها و دست دادن با فقيرترين مردمان و نشستن پاي صحبت تندترين منتقدان خبري نميماند.
خبرنگاران براي انجام يك مصاحبه ساده نيمساعته، بايد شش ماه دوندگي كنند و آخر سر، عطاي مصاحبه را به لقايش ببخشند. مردمي كه ميتوانستند در مساجد، حسينيهها، سالنهاي اجتماعات و حتي ميادين شهرهاي خويش، رؤساي جمهور بالقوه را ببينند، براي ديدن هر كدام از آنان كه لابد در صورت شكست نيز پست مهمي خواهند داشت، بايد كلي نذر و نياز كرده و آخرش هم حتي نتوانند رئيس دفترشان را ملاقات كنند. سايتها و وبلاگها هم ميروند پي كارشان.
ديگر حتي كسي از مردم نظرسنجي هم نميكند تا لااقل نظريات مردم و خواستهها و مطالبات آنان شيرفهم شود و اين وضعيت، ادامه مييابد تا چهار سال ديگر و انتخاباتي ديگر و نيازي ديگر به آراي مردم و عزيزترين آنان.
اي كاش هم رئيسجمهور منتخب و هم ساير كانديداهايي كه قطعا دفتر و دستكي هم به آنان ميرسد، روش هفتههاي اخير خويش را در طول سالهاي بعد نيز ادامه دهند، اي كاش، مانند اين روزها، باز هم به ميان مردم بروند و متواضعانه پاي صحبتهاي آنان بنشينند. اي كاش شعارهاي آنان در سادهزيستي، اصولگرايي، اصلاح امور، مردم داري، حفظ حقوق مردم، رسيدگي به جوانان و زنان و ... در ايام رياست و صدارت و وكالت نيز تكرار و عمل شود.
اي كاش، كانديداهاي پاسخگوي امروز، فردا نيز مسئولاني پاسخگو باشند.
اما سخني با كانديداها
1ـ شما در اين روزها هم، از نزديك با مردم ملاقات كرديد و هم، سخناني كه گفتيد، نشان داد كه با درد مردم آشناييد، پس، در هر پست و سمتي باشيد، اين عذر از شما پذيرفته نيست كه نميدانيد درد و خواسته مردم چيست؟
2ـ شما در اين ايام، بسيار به ميان مردم آمديد و حتي به دورترين نقاط كشور رفتيد؛ بنابراين از اين به بعد نيز ميتوانيد در هر مقامي كه باشيد، مدام به ميان مردم برويد. لابد در اين روزها، برايتان ثابت شد كه چه راحت ميتوان با مردم ارتباط برقرار كرد و گذشته از آن، مملكت به حدي امن هست كه نتوانيد به بهانههاي امنيتي، خود را در چهارديواريها محصور كنيد.
3ـ اين روزها كه شما نياز به ديدار مردم داشتيد، كسي نگفت كه بايد وقت قبلي بگيريد. شما نيز، ديدار مردم با خود را تسهيل كنيد.
4ـ به شور و اميدي كه اكنون ايجاد شده است، خيانت نكنيد.
باور كنيد اگر اينگونه شود، هواي تازه در همه روزها و لحظههاي مردم جاري ميشود. آنگاه همه با هم براي آباداني ايران كار ميكنند؛ دولت مقتدر تشكيل ميشود؛ دولت رفاه معنا مييابد؛ وطن دوباره ساخته ميشود و زندگي خوبي كه برازنده ايرانيان است، شكل ميگيرد.