صفحه اولآرشيوجستجوتماس با ماپيوندهاورزشيخبرنامه
 نسخه چاپي خبر  ارسال به دوستان   iran web hosting & web design


نگاهي به كارنامه طبرزدي

۱۸ خرداد ۱۳۸۴ - بعد از ظهر ۱۶:۲۶ تعداد بازديد : 40305 كد خبر : ۲۵۱۲۲

فتاح غلامي
ثبات و تغيير ديدگاه بشر در حوزه‌هاي مختلف اجتماعي، جزو ذات او به حساب مي‌آيد. طبعا انسان‌ها در سير تحولات اجتماعي، متناسب با شرايط روز، مواضع مناسبي اتخاد كرده و خود را با آن تطبيق مي‌كنند. اين مسئله البته از بسياري جهات، نشان از تحول‌خواهي انسان‌ها دارد، اما در سير وقايع اجتماعي بعضا ما شاهد بروز افراط و تفريط‌هايي هستيم كه اساسا تجزيه و تحليل تغييرات صورت‌گرفته در رفتار اجتماعي و سياسي افراد را مشكل مي‌سازد.

تحول‌خواهي در عرصه سياسي از جمله ويژگي‌ها و افراط و تفريط‌ها آفات جوامع پوياست. زماني برخي از افراد در عرصه سياسي موقع بيان مواضع و ديدگاه‌هاي خود از چنان جزميتي برخوردار بودند كه كوچك‌ترين خدشه و تغيير را در آن نمي‌پذيرفتند و زماني ديگر با تغيير 180 درجه‌اي در افكار و اعتقادات خود چنان از عنصر تحول و تغيير سخن به ميان مي‌آورند كه مرور‌گر تاريخ انقلاب با توجه به آ‌شنايي با سوابق اين افراد و گروه‌ها هيچ ربط منطقي بين آن جزميت‌انديشي و اين تغيير پيدا نمي‌كنند. نكته جالب اين‌كه گروه‌ها و افراد مورد اشاره در هر دو مقطع از تاريخ حضورش در عرصه تحولات سياسي و اجتماعي، مظهر افراط‌گري هستند.

گروه طبرزدي نمونه‌اي از اين افراطي‌گري است. زماني كه گروه مذكور با انتشار «پيام دانشجوي بسيجي» براي اولين بار، لفظ «امام خامنه‌اي» را براي رهبر انقلاب برگزيد و قبل از همه از ‌هاشمي رفسنجاني با «آيت‌الله» ياد مي‌كرد و براي آيت‌الله يزدي، رئيس وقت قوه قضائيه، از لقب «علامه» استفاده مي‌كرد، بودند كساني كه بوي تندروي از اقدامات گروه مذكور به مشامشان مي‌رسيد.

حشمت‌الله طبرزدي كه بود؟
وي داراي اصل و نسبي گلپايگاني است كه در سال 38 در روستاي «در» به دنيا آمده است . دوران ابتدايي را در محل تولد خود و دوران دبيرستان را در شهر آبادان گذراند. طبرزدي پيش از انقلاب، دانشجوي مهندسي عمران بود و به دليل شرکت در جنبش دانشجويي قبل از انقلاب براي مدتي هم از دانشگاه اخراج شد. زماني كه خانواده پدري‌اش در آبادان بودند، به واسطه حمله هوايي عراقي‌ها، وي برادرش ابوذر را از دست داد و عنوان خانواده شهيد را پيدا كرد. پس از مدتي، خانواده طبرزدي به گلپايگان آمدند. بعد از بازگشايي دانشگاه‌ها، وي به دانشگاه علم و صنعت رفت و در سال 68، در رشته مکانيک فارغ‌التحصيل شد.
طبزدي مدتي در واحد طرح و برنامه جهاد سازندگي مشغول فعاليت بود (مقاله طبرزدي، دمکراسي، www.marzeporgohar.org).

زماني كه در سال 58 وي در دانشگاه مشغول تحصيل بود، به عنوان نماينده انجمن اسلامي دانشجويان وارد دفتر تحكيم وحدت شد و به عضويت شوراي عمومي آن درآمد. اين دوران هم‌زمان بود با شروع بحث انقلاب فرهنگي و وي در آن مقطع از اين موضع نظام، دفاع مي‌كرد. در اواخر سال 1359، فراكسيوني از چند انجمن اسلامي با حضور دانشجويان دانشگاه‌هاي ملي، علم و صنعت ايران، خواجه‌نصير، لويزان و چند انجمن اسلامي ديگر به وجود آمد كه طبرزدي از اعضاي فعال آن فراكسيون ـ كه فراكسيون اقليت بود ـ به شمار مي‌رفت.

به گفته طبرزدي، مبناي اين اكثريت و اقليت در بين نيروهاي وفادار به جمهوري اسلامي و رهبري آن يعني آيت‌الله خميني، بيشتر، پذيرش يا رد نظرات امثال دكتر بهشتي و مرحوم مطهري و يا ديدگاه‌هاي امثال بني‌صدر و موسوي خوئيني‌ها بود. اين اختلافات غيرمبنايي، در آستانه مجلس دوم، به اوج خود رسيد.
وي كه به همراه يك نفر ديگر از فراكسيون اقليت در شوراي مركزي دفتر تحكيم در سال 61ـ 62 عضويت داشت، به دليل تشديد اختلافات با گروهي از اعضاي دانشجويان خط امام، مثل ابراهيم اصغرزاده و عباس عبدي ـ كه مي‌خواستند اين دفتر را به نفع ائتلاف مورد نظر خود، وارد رقابت‌هاي انتخاباتي كنند ـ مي‌خواستند به نشانه اعتراض، از دفتر تحكيم كناره‌گيري كنند. از سال 1362 تا 1364 فراكسيون اقليت دفتر كه به صورت جداگانه به اعلام مواضع مي‌پرداخت، تصميم گرفت به يك مركزيتي برسد. دليل اين امر، تك‌صدايي بودن فعاليت دفتر تحكيم وحدت پس از انقلاب فرهنگي در دانشگاه بود. از اين رو، اتحاديه انجمن اسلامي دانشجويان و فارغ‌التحصيلان (دانش‌آموختگان) در سال 1364 تشكيل شد كه طبرزدي هم عضو آن بود (نقدي بر گفت‌وگو‌ي علي تاجرنيا پيرامون جريان دانشجويي، چالش‌ها و راهکارها، www.tabarzadi.org).

اين گروه سپس به عنوان نخستين تشكل دانشجويي، از كميسيون ماده 10 احزاب مجوز فعاليت گرفت در حالي كه مسبوق به سابقه نبود كه تشكل‌هاي دانشجويي از وزارت كشور پروانه فعاليت اخذ كنند (شهرام رستگار، ويترين احزاب محصول يك جامعه سيال، همشهري پنجشنبه 5 تير 1382 ـ شماره 3088).

پس از تشكيل كابينه ‌هاشمي رفسنجاني و آغاز دوران سازندگي، اختلافات راست و چپ تشديد شد. نيروهاي چپ كه تا پيش از روي كار آمدن ‌هاشمي رفسنجاني، در مصدر امور اجرايي، تقنيني و قضايي كشور حضور داشتند. پس از پايان جنگ و تغيير ذايقه سياسي و اقتصادي مردم ايران، عرصه را براي خودنمايي نيروهاي رقيب رها كردند و در عين حالي كه گوشه خلوتي براي خود انتخاب كرده بودند، همواره به عنوان مهم‌ترين منتقد برنامه‌هاي دولت سازندگي، به ابراز نظر مي‌پرداختند. نيروهاي دفتر تحكيم وحدت با توجه به وابستگي‌هايي كه به جريان چپ داشتند، از اين قاعده مستثني نبودند و از اين رو به فراخور موضوعات مختلف، سياست‌هاي دولت سازندگي را نقد مي‌كردند.
در اين ميان، طبرزدي كه به عضويت فراكسيون جديد درآمد، از همان ابتدا با نقطه‌نظرات عناصر دفتر تحكيم وحدت مخالف بود و از سياست‌هاي دولت‌ هاشمي رفسنجاني حمايت مي‌كرد.

وي در اولين دوره رقابت انتخاباتي ‌هاشمي رفسنجاني در عرصه رياست‌جمهوري، از اعضاي ستاد انتخاباتي بود و اوايل دهه 70 با راه‌اندازي «نشريه پيام دانشجوي بسيجي»، براي اولين بار، لفظ «آيت‌الله» را براي وي برگزيد.
متوليان نشريه، در بدو امر چنان مي‌نمودند كه بر وجهه «بسيجي بودن» خود، تأكيد بيشتري دارند. انتقاد از عملكرد جريان دفتر تحكيم به طور مشخص در لابه‌لاي نوشته‌هاي نويسندگان نشريه به چشم مي‌خورد. در سال 70 زماني كه دفتر تحكيم وحدت به مناسبت فرارسيدن سالروز 13 آبان، برخلاف روند جاري، اقدام به برگزاري مراسمي جداگانه كرد، مورد انتقاد نشريه «پيام دانشجو» قرار گرفت. در ويژه‌نامه‌اي كه همان ايام از اين نشريه منتشر شد، يكي از نويسندگان آن از اقدام روزنامه «جمهوري اسلامي» انتقاد كرد كه چرا پوشش مناسبي به لحاظ خبري در مورد برگزاري مراسم 13 آبان در آن روزنامه صورت نگرفته اما حضور چند صد نفري دانشجويان كه به دعوت دفتر تحكيم وحدت صورت گرفت، با آب و تاب نقل شده است.

اما ديري نپاييد كه ادبيات نويسندگان نشريه تغيير پيدا كرد و «پيام دانشجوي بسيجي» با دنبال كردن بحث مفاسد اقتصادي كه عمدتا حول و حوش اختلاس بود، راه و روش ديگري را براي خود برگزيد. گردانندگان نشريه كه با شعارهاي راستگرايانه، كار خود را شروع كرده بودند، حرف‌هايي مي‌زدند كه چنان به مذاق نيروهاي راست خوش نمي‌آمد. آنان به طور مشخص، عملكرد بنياد مستضعفان را زير سؤال بردند و بعدا به خاطر افشاي جريان اختلاس 123 ميليارد توماني در بانك صادرات و نقش گروه فاضل خداداد و مرتضي رفيق‌دوست در جريان اين اختلاس، حركت جديدي را آغاز كردند. طرح چنين موضوعاتي با استقبال خوانندگان مواجه شد به صورتي كه بعدها مشكلاتي در امر توزيع براي دست‌اندركاران نشريه فراهم شد و نشريه در تيراژ محدود، كفاف تقاضاهاي موجود را نمي‌داد و در بسياري از مناطق كشور، متقاضايان نشريه با بازار سياه مواجه بودند.

افشاي اختلاس در بانك صادرات عمدتا حول محور نقش‌آفريني محسن رفيق‌دوست، رئيس بنياد مستضعفان و جانبازان بود و به همين خاطر، به طرح شكايتي از سوي او در زمستان 1373 منجر شد. موضوع در يكي از شعب دادگاه مستقر در مجتمع قضايي امام خميني، به رياست قاضي سعيدي رسيدگي و باعث توقف انتشار شماره 34 نشريه پيام دانشجو شد (اقتدارگرايان عليه حقوق بشر، حشمت‌الله طبرزدي، www.tabarzadi.org).

در اين شرايط، انتشار خبري در ميان اعضاي انجمن اسلامي دانشجويي، موجب بروز اختلاف و جدايي چند تن از اعضا شد. بنا بر اظهارات اعضاي جداشده، فردي كه پيش از اين در دفتر هاشمي رفسنجاني حضور داشت و حامي اصلي و تأمين‌كننده هزينه‌هاي اين انجمن به شمار مي‌رفت، در روز دوم دولت هاشمي، از دفتر وي حذف شده و پس از منتقل شدن به مكاني ديگر، با تأمين هزينه‌هاي گروه طبرزدي، از آنها خواسته است كه به هاشمي رفسنجاني حمله كنند.

طبرزدي در آن ايام ديگر از شعارهاي راستگرايانه خود فاصله گرفته بود و نه تنها دانشجويان چپگرا منتقد دولت ‌هاشمي رفسنجاني را مورد انتقاد قرار نمي‌داد، بلكه از اين پس، خود به صورت منتقد جدي دولت درآمده بود. اين مسئله باعث شد كه حتي نيروهاي بسيج نيز به عملكرد او اعتراض كنند و پس از مدتي به كار بردن نام بسيجي توسط اركان اين تشكل، از سوي برخي مقامات نظامي زير سؤال رفت و اين نشريه پس از شكايت نيروي مقاومت بسيج، واژه «بسيجي» را از پسوند نام نشريه خويش، حذف كرد.
كمي بعد، دفتر نشريه مورد تهاجم قرار گرفت. طبرزدي در كتاب «اقتدارگرايان عليه حقوق بشر» مدعي است كه اين
حمله با مديريت گروه «انصار حزب‌الله» صورت گرفت، در اين خصوص شكايتي هم به قوه قضائيه تسليم شد كه از نحوه رسيدگي به آن، اطلاعي در دست نيست.

طبرزدي و گروه او، راه و روش جديدي را براي خود برگزيده بودند و از اين پس به عنوان منقد جدي سياست‌هاي‌ هاشمي رفسنجاني فعاليت مي‌كردند. انتقادهاي اين گروه عليه اقدامات ‌هاشمي رفسنجاني حتي وارد حوزه‌هاي شخصي نيز شد.
ادامه روند جاري در نشريه، شكايت‌هاي بسياري را در پي داشت به همين خاطر هيأت نظارت بر مطبوعات در تير ماه 74 در اين زمنيه اقدام و حكم توقيف نشريه را صادر كرد و به مدت 213 روز، نشريه در توقيف بود. وقتي كه زمزمه اقدام برخي از نمايندگان مجلس پنجم و كارگزاران دولت مبني بر اصلاح قانون اساسي براي مادام‌العمر كردن دوران رياست‌جمهوري ‌هاشمي رفسنجاني مطرح شد گروه طبرزدي براي راه انداختن موجي عليه اين اقدام به فكر نوشتن نامه‌‌اي به رهبر انقلاب، براي موافقت با انتشار مجدد نشريه شد. گرچه نامه مذكور به علت عدم موافقت طبرزدي، دبير كل اتحاديه دانشجويان و دانش‌آموختگان، با محتواي نامه بدون امضاي او براي رهبري ارسال شد. چندي بعد، دادگاهي براي بررسي شكايات محسن رفيق‌دوست، شهرداري تهران و بانك صادرات عليه طبرزدي برگزار شد كه نهايتا حكم تبرئه وي از شكايات مطروحه صادر شد.

انتشار غيرمنتظره نشريه «پيام دانشجوي بسيجي» در آستانه انتخابات مجلس پنجم و هم‌زمان با آغاز فعاليت كارگزاران، بار ديگر تحليل مأموريت يافتن اين گروه از سوي يك مركز قدرت بانفوذ در درون حكومت براي در هم شكستن پايگاه كارگزاران در ميان قشر متوسط جامعه را تقويت كرد.
«سخنگوي جنجالي باند قدرت در كمين مجلس، مردم: به كارگزاران رأي نمي‌دهيم» به تيتر نخست نشريه «پيام دانشجوي بسيجي» در هفته آخر انتخابات تبديل شد و با توزيع صدها هزار نسخه از آن، نقش مؤثري در شكست نسبي كارگزاران در انتخابات مجلس پنجم ايفا كرد.

پس از اعلام تبرئه طبرزدي، انتشار نشريه «پيام دانشجو» به مدت دو هفته صورت گرفت. اين بار نشريه به صورت بسيار جدي‌، هاشمي رفسنجاني را مورد نقد قرار داد و به بهانه افشاي دست‌هاي پنهان در سودجويي شركت پسته رفسنجان، نام بستگان نسبي رئيس‌جمهور را به عنوان عوامل دخيل، مطرح كرد. با پايان يافتن انتخابات مجلس پنجم و پيروزي چشمگير جناح راست و شكست كارگزاران، تاريخ مصرف طبرزدي، پايان‌يافته تلقي مي‌شد.
به هر حال، روند قبلي در نهايت به تشكيل پرونده مجددي عليه طبرزدي و نشريه «پيام دانشجو» منجر شد تا اين‌كه با رأي دادگاه، وي به پنج سال محروميت از مديريت نشريه و يك سال حبس يا پرداخت يك ميليون تومان جزاي نقدي بدل از حبس، محكوم شد. اين اتفاق در بهار سال 75 رخ داد و تا اين زمان، 57 شماره از نشريه «پيام دانشجو» منتشر شده بود و انتشار نشريه در شماره 58 متوقف شد.

از اين پس، گروه طبرزدي به عنوان منتقد جدي حاكميت مطرح شد و حتي در جايگاه يك اپوزيسيون، به نقشي‌آفريني پرداخت به طوري كه پس از پيروزي خاتمي در انتخابات خرداد سال 76، ميتينگي به دعوت اتحاديه دانشجويان و دانش‌آموختگان در مقابل سردر دانشگاه برگزار شد كه در آن، حشمت‌الله طبرزدي، جواد امامي و پرويز سفري به سخنراني پرداختند و در سخنان خود به وجود قدرت فراقانوني و غيرپاسخگو و حضور يك دولت موازي و دولت در سايه اعتراض كردند. اين مراسم به آرامي خاتمه پيدا نكرد، بلكه مورد هجوم گروه انصار حزب‌الله قرار گرفت. همين مسئله، زمينه‌ساز تشكيل پرونده ديگري عليه طبرزدي شد.

كمي بعد، زماني كه يكي از اعضاي اتحاديه به نام «مهدي خاكي‌فيروز» در مقابل سردر دانشگاه اقدام به توزيع نشريه مي‌كرد، توسط ضابطان قضايي دستگير شد. وي بعدها در جريان بازجويي عليه گروه طبرزدي، اعترافاتي كرد؛ گرچه بعد از آزادي اعلام كرد كه اين اعثرافات در شرايط سخت از او گرفته شده است.
در روز چهارم خرداد سال 77، بار ديگر اتحاديه دانشجويان و دانش‌آموختگان، اقدام به برگزاري ميتينگي در پارك لاله، تحت عنوان «خبرگان رهبري و شورا» كرد كه با دخالت انصار حزب‌الله، به صحنه درگيري ميان گروه طبرزدي و معترضان منجر شد. وقوع اين حوادت به صورت پي‌درپي باعث ايجاد فضاي پر از سوءتفاهم نسبت به عملكرد گروه طبرزدي و شخص وي در بين گروه‌هاي اصلاح‌طلب شد. تلقي اصلاح‌طلبان بر اين بود كه وي، قصد تحميل كردن خود به جريان اصلاح‌طلبي را دارد و بنابراين اگر چه بر هم زدن تجمعات توسط گروه فشار و عدم پيگيري موضوع از سوي قوه قضائيه، مورد انتقاد اصلاح‌طلبان بود، اما در عين حال سعي مي‌كردند اين نوع اعتراضات، به تأييد گروه طبرزدي منجر نشود.

در سال 78، طبرزدي بار ديگر به فكر فعاليت مطبوعاتي افتاد و از آنجايي كه برابر با حكم دادگاه، وي حق مديرمسئولي نداشت، از اين رو با همكاري حسين كاشاني، به عنوان مديرمسئول، سردبيري نشريه «هويت خويش» را بر عهده گرفت. اين نشريه، چهار شماره بيشتر منتشر نشد و در طي انتشار، به مراتب تندتر از گذشته به اعلام مواضع پرداخت و حتي با اعلام بيانيه‌اي تحت عنوان «ساختار سياسي آينده ايران» با تشريح چهار ديدگاه رايج در مورد حكومت ايران به طور رسمي از ايجاد يك حاكميت سكولار مبتني بر جدايي دين از حكومت طرفداري كرد.
از ديگر مطالب مندرج در اين نشريه، انتشار سخنراني حجت‌الاسلام پروازي در مورد تاريخچه تشكيل گروه انصار حزب‌الله و نحوه فعاليت اين گروه و بيت رهبري در جريان برگزاري انتخابات دوم خرداد بود كه در آن مقطع، جنجال‌برانگيز شد.

اين عوامل، بار ديگر سبب شد كه از ادامه انتشار نشريه جلوگيري شود. طبرزدي و گروه وي پس از اين، كم و بيش به فعاليت‌هاي خود ادامه مي‌دادند تا اين‌كه جريان 18 تير به وجود آمد و بعد از فروكش كردن ماجرا، با اعلام نام طبرزدي به عنوان يكي از عوامل دخيل در ماجرا از سوي قوه قضائيه، بار ديگر نام او بر سر زبان‌ها افتاد.
طبرزدي اين بار به صورت اپوزيسيون مخالف نظام مطرح بود. وي با تشكيل گروهي تحت عنوان جبهه دموكراتيك ايران (IDF) رسما نظام جمهوري اسلامي ايران و ولايت فقيه را مورد انتقاد قرار داد.

در تاريخ 17/6/1383، شعبه 26 دادگاه انقلاب اسلامي تهران، حكم طبرزدي را به قرار ذيل صادر كرد:
حسب محتويات پرونده، متهم فوق‌الذکر با تشکيل گروهي به نام «اتحاديه انجمن‌هاي اسلامي دانشجويان و دانش‌آموختگان» به همراه تني چند از دوستان خود، از جمله جواد امامي، پرويز سفري و محمد سلامتي و رهبري اين گروه، اقدام به تهيه نشريه‌اي به نام «پيام دانشجو» نموده و با نزديک شدن به بعضي از مسئولان و کسب اطلاعات، در روزنامه خود مطالبي را عليه نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران و مسئولان مي‌نويسد و کم‌کم پس از چند سال، ماهيت خود را که همانا عناد با نظام جمهوري اسلامي ايران است، روشن ساخته و نهايتا گروهي تحت رهبري نام‌برده ـ که از جواناني پرشور و ماجراجو تشکيل شده بود ـ در تير ماه سال 1378، جريانات دانشگاه‌ها و درگيري‌هايي تا روز 23 تير ماه را به وجود آورده و باعث خسارات فراوان مادي و معنوي مي‌گردند. در آن سال، رسانه‌هاي گروهي ضدانقلاب و دشمنان اين نظام که منتظر فرصت چنان وصفي بودند، آنچه خواستند عليه نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران و مسئولان آن تاختند و آخرالامر ملت بزرگ ايران با راهپيمايي تاريخي خود، جلوي توطئه شوم اين گروه و ساير جيره‌خواران امپرياليسم جهاني را گرفتند.

متهم، پس از آزادي از زندان دست از توطئه و اقدام عليه امنيت کشور بر نداشته، ضمناً مصاحبه با راديوهاي بيگانه و نيز تبليغات فراوان و وسيع عليه نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران، مردم و گروه‌هاي مختلف و نيز اعضاي گروهک خود را تشويق به تجمع و درگيري مي‌نمايد. وي در نامه‌هاي خود که به مسئولان، از جمله مقام معظم رهبري، مي نويسد، مستقيماً به معظم‌له توهين نموده و در مقاله‌اي تحت عنوان «آيا علي شکنجه‌گاه داشت؟» آنچه توانسته است به ايشان توهين نموده است و در اين اثنا نيز ضمن مصاحبه با راديوهاي بيگانه، آنچه در توان داشته است، در جهت برخورد با مسئولان نظام به کار گرفته است. وي در سال 1379 نيز اقدام به تجمع غيرقانوني نموده که منجر به درگيري‌هاي خياباني مي‌گردد. همچنين در تير ماه سال 1380 اقدام به تجمع غيرقانوني نموده که دستگير مي‌گردد تا از اقدامات غيرقانوني دست بردارد و به همين دليل با قرار تأمين مناسب، آزاد مي‌شود که پس از مدتي مجدداً شروع به پخش اعلاميه و اطلاعيه عليه نظام نموده و دعوت به تجمع براي تير ماه سال 1381 مي‌نمايد که مجدداً توسط اداره اطلاعات قرارگاه «ثامن‌الائمه» سپاه دستگير و به شعبه سوم دادگاه، پرونده‌اي ارسال و به لحاظ وجود سابقه پرونده اخيرالذکر نيز به اين شعبه ارجاع مي‌گردد و پس از بازداشت، قرار وثيقه در مواردي صادر که نامبرده به خاطر عجز از توديع آن نگرديده و در بازداشت مي‌ماند ولي سه مرحله براي محاکمه احضار که حاضر به حضور در دادگاه نگرديده و اعلام مي‌دارد که حاضر نيست در اين دادگاه‌هاي رژيم حاضر شود. نامبرده دو وکيل به نام آقاي سفري و بهمنش معرفي که پس از فوت مرحوم سفري، نامبرده شخص ديگري به نام بهراميان را جهت وکيل مدافع خود معرفي که آخرين جلسه رسيدگي به اتهامات وي با حضور دو وکيل در تاريخ 7/6/1383 تشکيل که متهم، به رغم احضار از زندان، حاضر به حضور در دادگاه نشده و دادگاه با حضور وکلاي متهم، تشکيل جلسه دادگاه مي‌دهد که آقاي بهمنش، وکيل مدافع وي، به دفاع از اتهامات نامبرده پرداخته و ضمن اعلام اين‌که هيچ‌يک از اتهامات متهم جرم نيست، تقاضاي برائت نامبرده را مي‌نمايد. وکيل مدافع دوم ضمن ايرادات شکلي از جمله بحث صلاحيت و ...

دادگاه بدوي تقاضاي 10 روز مهلت جهت مطالعه پرونده و ارسال لايحه دفاعيه مي‌نمايد که دادگاه به اين امر موافقت نموده و به رغم مطالعه پرونده‌هاي متهم توسط وکيل اخيرالذکر، نامبرده لايحه دفاعيه تقديم دادگاه ننموده است. متهم از ابتداي بازداشت تاکنون، دست از عناد با نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران بر نداشته و از داخل زندان ضمن ارسال نامه‌هايي توانسته کما کان به ضديت خود به نظام جمهوري اسلامي ايران ادامه دهد و اخيراً نامه‌اي تحت عنوان «دفاع در چند صفحه» به بيرون از زندان ارسال داشته که در اکثر سايت‌هاي خبري و رسانه‌هاي گروهي ضد انقلاب ملاحظه شده است. علي اي حال با توجه به مطالب معنونه و نيز گزارش‌هاي مفصل وزارت اطلاعات و اقدامات مستمر و اظهارات وي و اطلاعيه‌ها و اعلاميه‌هاي منتشره از سوي نامبرده، دادگاه ختم رسيدگي را اعلام و به شرح آتي مبادرت به صدور رأي مي‌نمايد.

رأي دادگاه در خصوص اتهام آقاي حشمت‌الله طبرزدي، فرزند فضل‌الله، دائر به اقدام عليه امنيت کشور با تشکيل و تأسيس گروه «اتحاديه انجمن‌هاي اسلامي دانشجويان و دانش‌آموختگان» و گروه‌هاي غيرقانوني منشعب از آن و نيز تشکيل و تأسيس گروه‌هاي غير قانوني موسوم به جبهه دمکراتيک ايران که يک گروه کاملاً سکولار مي‌باشد و انجام اقدامات فراوان عليه امنيت کشور با اعلام تجمعات غيرقانوني و درگيري با مأموران و مردم و همچنين
1ـ ايراد خسارات فراوان مادي و معنوي به نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران
2ـ توهين به مقام معظم رهبري در دفعات متعدد و از طريق مطالب کذب عليه معظم له
3ـ تبليغ عليه نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران به کرات و به نفع گروه‌هاي مخالف نظام با ايراد سخنراني عليه نظام و مسئولان و مصاحبه با راديوها و رسانه‌هاي بيگانه و ضد انقلاب از سال 1376 تا کنون حتي از درون زندان
4ـ تشويش اذهان عمومي با بيان مطالب کذب و غيرواقعي با توجه به محتويات پرونده اعم از گزارش مفصل و تحقيقات کامل وزارت اطلاعات در سال 1378 از ايشان و بعد از آن و نيز تحقيقات انجام شده توسط دادگاه و اقدامات مکرر نامبرده و گروه تحت مسئول وي عليه امنيت کشور در سال‌هاي 1376 تا کنون و ادامه اين فعاليتها توسط متهم و با عنايت به مطالب و اظهارات متهم در جلسات مختلف تحقيق در وزارت و سپاه و دادگاه و با توجه به مدافعات وکيل مدافع ايشان بزه‌هاي ياد شده در مورد متهم محرز بوده، لذا دادگاه با رعايت ماده 47 قانون مجازات اسلامي و مستندا به ماده 498 قانون مجازات اسلامي، متهم را به جهت تشکيل گروه اتحاديه و جبهه دمکراتيک و ساير گروه‌هاي منشعب که تنها با هدف برهم زدن امنيت کشور طراحي گرديده به ده سال حبس تعزيري و به جهت تبليغ عليه نظام به استناد ماده 500 قانون ياد شده به يک سال حبس تعزيري و نيز به جهت توهين به مقام معظم رهبري به دفعات مکرر به استناد ماده 514 قانون ياد شده به دو سال حبس تعزيري و نيز به جهت تشويش اذهان عمومي به يک سال حبس تعزيري به استناد ماده 698 قانون مجازات اسلامي محکوم مي‌نمايد و مقرر مي‌دارد نامبرده مستند به ماده 19 قانون مجازات اسلامي از کليه حقوق اجتماعي خود به مدت دو سال محروم گردد. ضمناً با توجه به وضعيت متهم نامبرده مدت محکوميت خود را در يکي از شهر‌هاي جنوب کشور سير مي‌نمايد. بديهي است مدت ايام بازداشت قبلي از کل محکوميت متهم محاسبه و کسر خواهد شد. رأي صادره حضوري و ظرف مهلت مقرر در قانون قابل اعتراض در دادگاه‌هاي تجديدنظر خواهد بود.

در زير اين حكم به دستخط طبرزدي نوشته شده بود:
اين حکم ظالمانه و فله‌اي به من ابلاغ نشد. اما در نظر دارم دفاعيه خود را در معرض داوري افکار عمومي قرار بدهم. اميد است در روزهاي آينده، اين دفاعيات آماده شود.
حشمت‌الله طبرزدي بعدها با انتشار نامه‌اي تحت عنوان «محكوميت چهارده ساله سند برائت من از جمهوري اسلامي» به دفاع از اقدامات خود پرداخت و حكم دادگاه را ناعادلانه خواند.
اكنون حشمت‌الله طبرزدي در زندان به سر مي‌برد. وي براي بسياري از ناظران سياسي نماد تندرويي و افراط است. از اين رو، به رغم تلاش‌هايي كه براي انتساب خود به جريان اپوزيسيون دارد، هنوز هم نتوانسته جايگاهي در اين جريان پيدا كند.
وي تاكنون نقش‌هاي گوناگوني را آزموده است، دانشجوي بسيجي، اصلاح‌طلب، اپوزيسيون اما در هيج مقطعي مورد اعتماد نبود چون در هر نقشي كه تاكنون ايفا كرده، چنان مسير فعاليت را با تندروي پيمود كه با اعتراض جريان همسو، هر نوع همگرايي با او را نفي كرده است.




  •   شما که راست میگید ولی انصافاً کاری که طبرزد ی برای آغاز گفتمان سیاسی کرد انکار ناپذیر است ، بفرض اینکه گاهی هم تند میرفت . مگر انصار در " یالثارات " یا " صبح " تند روی نمیکردند . من به نویسنده پیشنهاد میکنم سری به آرشیو هفته نامه " صبح " با مدیر مسولی مسغود ده نمکی یا دو کوهه بعدها هم بزنند تا فرآیند انکار ناپذیر افراط و تفریط را در حامیان باصطلاح راست مشاهده نمایند . ضمناً اینکه فکر کنیم حشمت الله بدبخت آلت دست بعضی از قدرتمداران نبوده حماقت محض است . او باید بواسطه پرسش و بحث نظری و تئوریک در زندان باشد ولی شخصیتی بیسواد یا کم سواد مانند سعید ع بعد از انجام کاری شبیه کارهای گروه فرقان یا مجاهدین در شاه عبدالعظیم قدم میزند و به هر کس از دوستانش که میرسد میگوید من آنم که رستم ... . القصه تحلیل شما از ظهور و افول طبرزدی به لحاظ ایام تاریخ و زمانی بسیار دقیق ولی به لحاظ رعایت انصاف در مورد شخصیت وی احساس میکنم بدور از انصاف و با یک عینک " راست بین " یا " انصار گونه " صورت گرفته است . طبرزدی در روزهای آخر فعالیتش طعمه گروه صاحب قدرت کارگزاران شد که متاسفانه انتقاد از آنان سزائی غیر از این ندارد . موفق باشید




  • نظرات و پیشنهادها:
    آدرس پست الکترونيکي :