صفحه اولآرشيوجستجوتماس با ماپيوندهاورزشيخبرنامه
 نسخه چاپي خبر  ارسال به دوستان   iran web hosting & web design




۲۸ ارديبهشت ۱۳۸۴ - بعد از ظهر ۲۰:۳۹ تعداد بازديد : 22331 كد خبر : ۲۴۴۶۱

حجت‌الاسلام‌والمسلمين مهدي كروبي به حجت‌الاسلام‌والمسلمين هاشمي رفسنجاني نامه نوشت.
به گزارش ايسنا، متن كامل اين نامه به اين شرح است:

برادر عزيز و ارجمندم جناب حجت‌الاسلام‌والمسلمين آقاي هاشمي رفسنجاني
با سلام و اظهار خوشحالي از اعلام رسمي كانديداتوري جنابعالي

اينجانب مايل بودم من و شما به عنوان كساني كه بيش از ساير كانديداهاي اين دوره، در تحولات سالهاي اخير - از ناكاميها و موفقيتهاي به وجود آمده - نقش داشته‌ايم، براي ايجاد فضايي منطقي و كمك به انتخاب مردم تلاش كنيم. در اين راستا تصور مي‌كردم بهترين راه براي رسيدن به اين هدف، نگاهي منصفانه به گذشته و ارائه همكاري‌هايي سازنده براي آينده است.

بر همين اساس اميدوار بودم برخي ادعاهاي غيرمنطقي كه توسط بعضي دوستان مدعي حمايت از شما مطرح مي‌شود از جمله عباراتي كه القاكننده ضعف همه كانديداها به جز جنابعالي است، توسط خود حضرت‌عالي جبران خواهد شد.

اما به نظر حقير آنچه در بيانيه انتخاباتي جنابعالي اعلام گرديد نه تنها در راستاي همان ادعاهايي بود كه توسط دوستان جنابعالي مطرح مي‌شد بلكه مكمل فرمايشات قبلي خود شما بود كه از چند ماه قبل به عنوان شرط كانديداتوري خود اعلام مي‌نموديد. (عدم وجود كانديداي توانمند و مقبول!)

صميممانه عرض مي‌كنم اگر تلفيق مجموعه اظهارات ماه‌هاي اخير جناب‌عالي، اظهار نظر دوستان شما و بيانيه اخير، القاكننده ضعف همه كانديداها و انحصار همه راههاي نجات كشور در وجود حضرت‌عالي نبود، قطعا پاسخگويي را به پس از برگزاري انتخابات موكول مي‌كردم. اما گمان مي‌كنم امروز مهمترين گام براي انتخاب دقيق مردم آن است كه نقش هريك از كانديداهاي مطرح فعلي در شكست‌ها و پيروزي‌هاي سالهاي اخير كه بيانگر ميزان موفقيت‌هاي آتي آنان نيز خواهد بود مشخص شود.

در بخشي از بيانيه مفصل جناب‌عالي با اشاره به ترديد‌هايي كه براي كانديداتوري داشته‌ايد، آمده است: «نمي‌خواستم گمان شود كه نظام جمهوري اسلامي، توان زايش نخبگان و مديران تازه را ندارد ...» و آنگاه به مواردي از نگراني‌ها از جمله گسترش تنش‌ها، بروز گرايش‌هاي افراطي، شكل‌گيري فضاي سرد، تهديد مباني توسعه، اشاره شده كه به تعبير خود شما جناب‌عالي را به اين نتيجه رسانده كه «بنا به ضرورت آمادگي خود را براي ورود به عرصه اجرايي اعلام كنيد». اين جملات گوياي آن است كه ظاهرا جناب‌عالي به اين نتيجه رسيده‌ايد كه تنها فرد قادر به رفع آن نگراني‌ها، خود حضرت‌عالي هستيد. در حالي كه معتقدم بذر بسياري از همين نگراني‌ها در دولت جناب‌عالي گاشته شد و اكنون چيزي را دور مي‌كنيم كه خود حضرت‌عالي سالها شاهد كاشته شدن و روييدن آن بوديد و متأسفانه در برابر آن سكوت يا رفتار تأييدآميز داشتيد.

جناب آقاي رفسنجاني!
شما از گسترش تنش‌هايي سخن گفته‌ايد كه به طرد و انزواي نيروهاي گرانقدر انقلاب منجر مي‌شود. آيا راستي گمان مي‌كنيد اين موضوع دقيقا از روزي آغاز شد كه مردم با راي قاطع خود - كه نشان‌دهنده ديدگاه ملت نسبت به برخي اتغاقات گذشته بود - اداره كشور را به شخصيت ديگري سپردند؟ من معتقدم بلندترين گام در زمينه حذف و طرد نيروها دقيقا در زماني برداشته شد كه شوراي نگهببان در آستانه انتخابات مجلس چهارم، تعداد زيادي از اصيل‌ترين نيروهاي انقلاب و خدمتگذاران مردم را به بهانه‌هاي واهي رد صلاحيت كرد. آيا جناب‌عالي به خاطر نداريد كه تعداد زيادي از اين نيروها به استناد گزارشات غير واقعي وزارت اطلاعات تحت مديريت شما، رد صلاحيت شدند؟ آيا در جريان هستيد - كه بر اساس اخبار موجود - جرم اصلي همسر شهيد رجايي كه منجر به رد صلاحيت او شد، ادعاي اهانت به جناب‌عالي و خانواده محترمتان بود؟ البته قبل از آن و بخصوص از نخستين روزهاي انتخاب شما به عنوان رييس جمهور نيز مقدمات حذف و طرد نيروها ايجاد شده بود كه اينجانب در اكثر آن موارد شخصا موضوع را به شما منتقل و خواستار همكاري شما براي جلوگيري از آنها شدم. جناب‌عالي امروز به صورت علني يكي از دلايل بازگشت خود به صحنه را نگراني از طرد نيروهاي گرانقدر انقلاب اعلام مي‌كنيد. قاعدتا براي مردم جالب خواهد بود كه بدانند شما در برابر رد صلاحيت نيروهاي خدمتگذار به كشور و ساير تلاش‌هاي علني براي حذف نيروهاي انقلاب، كدام موضع‌گيري علني را انجام داديد؟ آيا جناب‌عالي قبول داريد كه در بعضي موارد رفتار خود شما مويد روشهاي حذف و طرد بود؟ مثلا شما نه تنها در برابر استيضاح كاملا سياسي آقاي مهندس بهزاد نبوي موضع‌گيري نكرديد، بلكه بر خلاف رويه معمول قبل و بعد از آن استيضاح، حتي حاضر به اداره جلسه استيضاح نشديد و پس از آن نيز علاوه بر سكوت در برابر رد صلاحيت آقاي نبوي درسالهاي 68 و 71، حتي نامه سرگشاده ايشان كه در اعتراض به رد صلاحيت خود خطابه به شما نوشته بود را بدون پاسخ گذاشتيد و لابد به ياد مي‌آوريد كه كسي كه برابر رد صلاحيت ايشان و برخي افراد ديگر تا حد تهديد به كناره‌گيري از انتخابات ايستادگي كرد اينجانب بودم كه به همراه ساير اضاي مجمع روحانيون مبارز در برابر آن روند ايستادگي كرديم. البته اينجانب اين كار و دفاع از ساير كساني كه صلاحيت آنها به ناحق رد شده بود را نه روندي كاسب‌كارانه بلكه به عنوان وظيفه‌اي ملي و انقلابي تلقي كرده‌ام و اكنون هم از اينكه دوستاني مانند آقاي نبوي پاداش اينجانب را مي‌دهند، دلخور نيستم.

جناب آقاي رفسنجاني!
شما حق داشتيد به خاطر اختلاف سليقه، در كابينه اول خود وزير كشور دولت قبل از شما - كه امام از او به عنواني فردي هوشمند نام برده بود و داراي سوابق انقلابي بود - را با نيروي ارزشمند ديگري جايگزين كنيد. اما آيا سكوت در برابر برخوردهاي نامناسب با ايشان و از جمله ممنوع‌الخروج ساختن وي و بازگرداندن او از فرودگاه به بهانه فعاليت‌هاي مطبوعاتي را نيز كاري پسنديده مي‌دانستيد؟ بنده يقين دارم اگر شما - كه آن روز بحمدالله قدرت كافي نيز داشتيد - در برابر ممنوع‌الخروج ساختن دو تن از نيروهاي با سابقه انقلاب كه رياست دو كميسيون مهم مجلس سوم را به عهده داشتند - آن هم تنها به بهانه اتهامات مطبوعاتي - سكوت نمي‌كرديد، امروز لازم نبود كه اينگونه در مورد طرد نيروها اظهار نگراني كنيد.

حضرت آقاي هاشمي!
من هم همانند شما نگران تضعيف ارزشها و كاهش شان و منزلت فردي آحاد مردم هستم، اما آيا در دين مبين اسلام، ارزش بالاتر از آبروي مردم وجود دارد؟ قطعا قبول داريم كه آبروي افراد حتي از خون آنان محترم‌تر است، پس جناب‌عالي با چه معياري انتخابات مجلس چهارم كه در آن بعضي از وزراي فعلي، همسر شهيد رجايي، همسر شهيد باكري و صدها نيروي رزمنده، ايثارگر و مخلص - كه برخي از آنها 12 سال نماينده مجلس بودند - رد صلاحيت شدند را “بسيار بسيار خوب” و “بسيار موفق” دانستيد؟ آيا اين تعبير جناب‌عالي صحه گذاردن بر آغاز روند طرد نيروها نبود؟ آيا اقدامات تخريبي صدا و سيماي تحت مديريت اخوي مكرم جناب‌عالي، برادر عزيز آقاي مهندس محمد هاشمي، عليه يكي از جناح‌هاي سياسي در جريان انتخابات بي‌سابقه مجلس چهارم، هيچ سهمي در حذف و طرد نيروها نداشت؟ جناب‌عالي پس از برگزاري انتخابات بي‌سابقه مجلس چهارم كه نخستين تجربه حذف گسترده نيروهاي انقلاب تحت عنوان غير قانوني نظارت استصوابي بود، با لبخندي رضايت‌آميز روند برگزاري آن انتخابات را بسيار بسيار خوب دانستيد. البته اين خنده و ابراز رضايت، دولت مستعجل بود و يك سال بعد از آن در جلسه‌ تحليف دومين دور رياست جمهوري جناب‌عالي، به بغضي تاثيرانگيز تبديل شد.

دوست خوبم!
به‌رغم آن‌كه جناب‌عالي نيز ثمره‌ سكوت توام با رضايت خويش در برابر ردصلاحيت‌هاي غيرقانوني را لمس كرديد، اما مردم فهيم ايران در انتخابات بعد از آن يعني دوره‌ پنجم، ششم و از همه مهم‌تر دوره هفتم مجلس، هيچ‌گاه شاهد اظهارنظر يا برخورد جناب‌عالي با روند حذف و طرد نيروها به بهانه‌ اعمال نظارت استصوابي نبودند.

دوست و همراه خوبم!
شما با اظهار نگراني نسبت به فرسايش توان نخبگان، نشان داديد كه بي‌توجهي به نخبگان را سمي مهلك براي كشور مي‌دانيد اما براي آن‌كه مردم بدانند شما از روز نخست حفظ حرمت نخبگان را لازم مي‌شمرديد، خوب است علت سكوت خود در برابر حملات وحشيانه به تريبون سخنراني برخي از نخبگان در دانشگاه اصفهان و ساير مراكز علمي و حتي بي‌پاسخ گذاشتن تظلم‌خواهي آنها را مطرح كنيد. آيا جرم آن افراد جز اين بود كه با من و شما اختلاف نظر داشتند؟ مردم به خوبي به ميزان قدرت شما و وزارت اطلاعات تحت مديريت شما آگاهي دارند و مي‌دانند در زمان مسووليت جناب‌عالي، نيروي انتظامي در هماهنگي كامل با وزارت كشور بود. پس هركس حق دارد از عدم شناسايي و مجازات عوامل حمله به نخبگان و ايجاد جو ناامني براي آنها و نيز سكوت جناب‌عالي در برابر اين اقدامات فرهنگ‌سوز كه حتي تا مرحله‌ حمله به سينماها نيز پيش رفت تعجب كند و نگران تكرار آنها در دولت بعدي نيز باشد.

جناب آقاي هاشمي!
خوشحالم كه بر توسعه و استقرار امنيت براي تداوم توسعه‌ اقتصادي سخن گفته‌ايد و اين تاكيد را طليعه‌ نيكو براي ايجاد اطمينان در فعالان اقتصادي مي‌دانم. اما توصيه مي‌كنم براي آن‌كه جديت جناب‌عالي در اين موضوع به خوبي آشكار شود، به سوالات موجود در مورد ورود وزارت اطلاعات به فعاليت‌هاي اقتصادي و شائبه‌هايي كه درباره‌ برخورد امنيتي عده‌اي از فعالان اقتصادي آن تشكيلات با رقباي اقتصادي خود وجود دارد، پاسخ دهيد. قاعدتا جناب‌عالي استحضار داريد كه يكي از گام‌هاي مهم دولت آقاي خاتمي، تعطيل فعاليت‌هاي اقتصادي وزارت اطلاعات بود. اظهارنظر صريح جناب‌عالي در اين خصوص، هرگونه نگراني درباره‌ ورود مجدد تشكيلات امنيتي كشور به فعاليت‌هاي اقتصادي را مرتفع خواهد ساخت.

برادر عزيزم!
از شما كه جواني خود را در راه مبارزه با استبداد صرف كرده‌ايد، توقعي جز اين نبود كه از محدود شدن آزادي‌هاي اساسي آحاد مردم ابراز نگراني كنيد. اما لابد به خاطر داريد كه چگونه در سال‌هاي ابتدايي دهه‌ هفتاد، حتي آزادي‌هاي اوليه‌ جوانان توسط عده‌اي خودسر در خيابان‌هاي پايتخت سلب مي‌شد اما هيچ‌گاه عكس‌العملي جدي توسط جناب‌عالي مشاهده نشد. خاطره‌ گرفتاري‌هايي كه در سال‌هاي 69 تا 72 براي عده‌اي از فعالان سياسي به خاطر انتقاد از دولت به وجود آمد نيز هنوز از اذهان پاك نشده است و اكنون تنها راه اطمينان به آينده آن است كه شما به صراحت نسبت به آن مسايل موضع‌گيري كنيد. چرا كه برخي اتفاقات اخير از جمله نفوذي دانستن كساني كه در روز كارگر تعدادي شعار عليه بعضي مسوولان مطرح كردند اين نگراني را ايجاد مي‌كند كه در آينده نيز مانند گذشته، انتقاد از دولت و رييس آن تا حد مخالفت با پيامبر (ص) قبح شمرده شود.

جناب آقاي هاشمي!
شما با هوشمندي از تنش‌زدايي در عرصه‌ بين‌المللي و جلب اعتماد ساير كشورها سخن گفته‌ايد و بر لزوم تبديل تهديدها به فرصت تاكيد كرده‌ايد. اما با شجاعت و انصافي كه از شما سراغ دارم انتظار داشتم كه با صراحت اعلام كنيد كه در آستانه‌ تحويل دولت از سوي جناب‌عالي، حتي يك كشور اروپايي داراي سفير در ايران نبود. اين‌جانب هميشه زياده‌خواهي‌هاي ساير كشورها نسبت به كشور عزيزمان ايران را محكوم كرده‌ام اما جناب‌عالي به خوبي مي‌دانيد پس از واقعه‌ عظيم دوم خرداد و قدرت‌نمايي ملت بزرگ ايران، فرصت‌هاي طلايي در عرصه‌ بين‌الملل ايجاد شد كه بحمدالله دستاوردهايي براي ملت و كشور نيز به دنبال داشت و قطعا در سال‌هاي آينده مردم به خوبي به ثمرات آن پي خواهند برد، اما متاسفانه بعضي حركات نسنجيده در داخل حكومت و بعضي خصومت‌ورزي‌هاي جناح مقابل اصلاح‌طلبان و متاسفانه برخي فرصت‌سوزي‌هاي ناشي از اقدامات نسنجيده توسط برخي اصلاح‌طلبان، آن فرصت‌ها را يكي پس از ديگري سلب و برخي از آنها را به تهديد تبديل كرد. اين‌جانب انتظار داشتم شما در تحليلي منصفانه، از نقش ارزنده دولت فعلي در از بين بردن خصومت‌ها و ايجاد فرصت‌ها ياد مي‌كرديد و آن‌گاه به عوامل از بين رفتن برخي از اين فرصت‌ها نيز اشاره مي‌كرديد. در آن صورت مردم ما مطمئن مي‌شدند كه در دولت آينده، باز هم شاهد كاهش ارتباط با ساير كشورها و يا طرح تهديدها بزرگ عليه كشورمان نخواهيم بود.

جناب آقاي رفسنجاني!
اين‌جانب باز هم تاكيد مي‌كنم كه به هيچ وجه تمايل نداشتم فضاي انتخابات را با طرح چنين مسايلي تحت تاثير قرار دهم، بلكه معتقد بودم كه بايستي با استقبال از كانديداتوري تمام كساني كه خود را لايق خدمت به مردم مي‌دانند، ميدان انتخاب را گسترش دهيم. بر همين اساس هم در طول چند ماه گذشته همواره از ورود همه‌ كانديداها به‌ويژه جناب‌عالي استقبال كرده‌ام، اما با توجه به شائبه‌هايي كه برخي اظهارنظرهاي سابق بيانيه‌ اخير جناب‌عالي ايجاد كرد، لازم ديدم با ذكر چند نمونه و مثال، غبارهاي ايجاد شده پيرامون شخصيت و توانمندي همه‌ كانديداها جز جناب‌عالي را برطرف و شمه‌اي از مسايل سابق و گوشه‌اي از ريشه‌ نگراني‌هاي حضرت‌عالي را بازگو كنيم. جناب‌عالي به خوبي مي‌دانيد علاوه بر مسايل فوق كه تماما در رسانه‌ها و مطبوعات سال‌هاي گذشته بازتاب داشت، نكات ناگفته‌اي نيز وجود دارد كه اگر قرار بر تداوم روش‌هاي سابق و تحقير ساير كانديداها و گروه‌هاي سياسي باشد، چاره‌اي جز طرح آنها وجود نخواهد داشت، اما اين‌جانب اميدوارم همه‌ كانديداها با خودداري از تحقير ساير كانديداها در جهت تشويق مردم به توجه نسبت به برنامه‌ها گام بردارند. در آن صورت هرچه مورد پذيرش مردم قرار گيرد، براي همه محترم و قابل قبول خواهد بود. ضمن آن‌كه اين روش، حضور گسترده‌تر مردم در انتخابات را نيز به دنبال خواهد داشت.

براي شما سلامتي و بهروزي آرزو مي‌كنم.

با احترام
مهدي كروبي




  •   با سلام...
    آقاي كروبي چند نكته را (با توجه به گفته هاي دوستان) بايد خدمتتان يادآوري كنم:
    1- شما زماني اقدام به افشاگري كرديد كه نفع شخصي خود را در انتخابات در معرض خطر ديديد...
    2- اگر نمي خواهيد از خودتان تعريف كنيد، پس چرا در برنامه تبليغاتي كه از شبكه 2 (و...) پخش شد، اينقدر نابجا از خودتان تعريف كرديد (كه بهترين دوره مجلس، دوره من بود - من با مسائل بودجه بسيار آشنا هستم - اگر مردم به من راي دهند، آينده سياسي خوبي خواهيم داشت و...). آخر مردم كه بهتر از شما مي دانند كه بدترين و مفتزح ترين دوره مجلس، مجلس ششم بود، با آن سياه كاري هايي كه نكردند...
    از طرفي مگر نياز جامعه ما، صرفا نيازهاي سياسي است كه اگر دولت شما روي كار بيايد از اين جهت موفق خواهد شد؟ پس عدالت اجتماعي و اقتصادي چه مي شود؟ تكليف اين همه مفاسدي كه در اين باره وجود دارد چه خواهد شد؟...؟؟
    3- اين حرف هايي است كه هر كوچه و بازاري و دوستي مي زند... كه شما اصلا لياقت نداريد... اگر مي خواهيد يك مستمري براي افراد اين جامعه قرار دهيد، چرا در طي آن مدت كه رئيس مجلس و نماينده بارز مردم بوديد هيچ كاري نكرديد؟ والان آمديد و وعده وعيدهاي سرخرمن مي دهيد...؟؟
    به قول يكي از دوستان، مثال شما، مثال كسي است كه با يك سطل ماست مي رود كنار دريا و مي گويد: "من مي خواهم دوغ درست كنم!!" و اگر بشود چه مي شود...!
    4- همانطور كه دوستان از طرز صحبت كردن شما (چه در زمان رياست مجلس و چه در حال حاضر (تبليغات اخير رياست جمهوري در سيما))، فهميده و ديده اند، شما اصلا قادر نيستيد درست صحبت كنيد... مدام، صدايتان (به قول معروف)، خروسك مي گيرد و نامفهوم است. بعد شما با اين وضع مي خواهيد برويد به نمايندگي از يك ملت در مقابل ساير ملل صحبت كنيد؟؟ اگر اينطور باشد كه آبروي ايران در خطر خواهد بود!!!
    لذا پيشنهاد مي كنم كه اين آخر عمري، كمي تقوا پيشه كنيد و از خدا و روز قيامت بترسيد و توبه واقعي (همچنانكه حضرت علي (ع) در شرايط توبه و استغفار فرموده اند) كنيد و كمتر به مال دنيا بچسبيد و دست از حرص و ولع برداريد... آخر براي آدمي در سن و سال شما (گمان مي كنم 78-77 سال رو داشته باشيد) واقعا زشت است...
    .::اونهايي كه بايد بگيرن، مي گيرن... و واقعيت چيزي نيست كه بخواهيم به زور به كسي تحميل كنيم...::.

  •   به نام خدا- كاش آقايان هاشمي و كروبي و همه كساني كه بر اثر تلاش مجاهدين و مبارزين اين انقلاب بر مساند قدرت نشستند و متاسفانه از هدف اصلي اين انقلاب يعني عدالت دور شدند بدانند آنها ديگر بر قلبهاي انقلابيون ايران جايي ندارند عشق ما تنها رهبريست كه هنوز پاك و بي آلايش و همچون امامش زندگي ساده اي دارد شماها آخرتتان را به اين دنيا فروختيد امروز ما در مقابل انتقادات فرزندانمان كه اينك نسل سوم انقلاب هستند بخاطر رفاه طلبي ها و بي عدالتيهاي شما پاسخي نداريم يادتان نرفته زمان خدمتتان در بنياد شهيد خانه هاي 26 دستگاه گلبرگ تهرانپارس چند خانواده غير شهيد را در آنجا سكني داديد چند خانواده غير شهيد در شهركهاي اقماري خانواده جاي داديد چه فسادهايي بواسطه سياستهاي غلط شما خانواده هاي شهدا را در بر گرفت آقاي كروبي من نيز همانند دوستان در زماني كه همسر مكرم آن مجاهد في سبيل الله شهيد رجايي رد صلاحيت شد گريان شديم اما چه كار مي توانستيم بكنيم اما شما چرا سكوت كرديد چرا سالها با بي عدالتيها زندگي كرديد ما كه مي دانيم شما از يك سو چپ بوديد ولي در خلوت با هم نرد عشق مي نورديديد بنظر ما هم جناح چپ ما هم جناح راست ما در حق انقلاب اشتباهات جبران ناپذيري كردند اگر نبودند انسانها و مديران خوبي كه ظرف اين دوسال نشان دادند حزب الله هنگام رسيدن به قدرت كمر خدمت به مردم مي بندند ديگر از اصلاح اين بدنه مايوس مي شديم بعد از سالها با روي كار آمدن شوراي شهري كه همتش خدمت است و مجلسي كه شما و همه يارانتان سعي در كوبيدن آن داشتيد و اينك با طرحهاي انقلابي و مردمي در جهت حمايت از محرومين كار مي كند دلهايمان به اين گفته مقام معظم رهبري كه آينده از آن حزب الله است گرم شده ما بدنبال رئيس جمهوري هستيم كه كه ديگر تجربه تلخ مديريتهاي امثال شما را تكرار نكند بدنبال رئيس جمهوري هستيم حزب اللهي پاك و دور از زخارف دنيا كه اين در شما و آقاي هاشمي و بعضي از كانديداها نيست دوستان ديگر مطالب كاملي نوشته اند كاش گوش شنوا داشته باشيد هم شما و هم آقاي هاشمي سعي كنيد با يك خودسازي و بازنگري در زندگي گذشته سعي كنيد به لباسي كه بر تن داريد و براي شيعيان بسيار ارزشمند است احترام بگذاريد و در شان آن لباس زندگي كنيد و اين توبه اي بزرگ و جبران گذشته را مي طلبد خدا كند حرف ناصحين را بشنويد ما دوست داريم شما انقلابي مي مانديد و انقلابي بمانيد

  •   با سلام خدمت مردم شريف ايران مسولين محترم سايت بازتاب اميدوارم اين دفعه سانسور نكنيد.
    روي اول سخنم با آقاي كروبيست جناب آقاي كروبي حرفهايت تكراري و ناقص است ولي به حق .عزيز برادر چرا اينقدر دير اين حرفها را ميزنيد چرا چونكه آقاي هاشمي گفته در بين كانديداهاي احتمالي كسي را در اندازه رياست جمهوري نميبيند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    حال جناب آقاي هاشمي رفسنجاني برهماني نوق: سال 67 بنده 14 سال داشتم در خط مقدم ماووت كه از مرز بين المللي 2 ساعت فاصله داشتيم جانبركفان جبهه توحيد طي چندين عمليات از جمله بيت المقدس 2 و 6 نصر 4 و... انجا را تصرف كرده بودند بسياري از دوستان ما در اين عملياتها پيش چشمان ما به شهادت رسيدند اين داستان مربوط به زمانيست كه حضرتعالي به برادر صدام يزيد كافر نامه نوشته بود يد و قطعنامه 598 از سوي ايران پذيرفته شده بود و هنوز آتش بس انجام نشده بود نميدانم بين شما و برادرتان صدام كه در نامه نگاشته بوديد چه قراري گذاشته شده بود ئر ان روزها مرتب نيروهاي عراقي نيروهاي خود را توجيه ميكردند اب رودخانه را براي عبور ادوات جنگي منحرف كرده بودند همه چيز حكايت از حمله عراقيها در روزهاي اينده ميداد حال در جبهه ما به دستور حضرتعالي عقبه و توپخانه به سرعت باد داشتند مواضع خود را خالي ميكردند و رو به ميهن و پشت به دشمن در حال ترك مواضع بسوي پل سيداشهدا)مرز بين المللي( محل توافق هاشمي و صدام بودند بيچاره ننه مرده بچه بسيجي ها در خط بدون پشتوانه با عراقيها درگير بودند خط مجاور ما دوستان لشك عاشورا اذربايجان بودند كه تيكه پاره ميشدند و از پشتيباني و توپخانه خبري نبود چون قرار بر اين بود كه اين مناطق با درگيري تحويل سردار قلابي قادسيه شود چند روز بعد از ل عاشورا نوبت به ما رسيد عراق همه را اسير كرد هر كس هم مقاومت كرد شهيد شد نيروهاي برادر صدام تا سر مرز بين المللي امدند و انجا توقف كردند اقاي هاشمي شما كه با صدام توافق كرده بودي چرا بهترين جوانان اين مرز و بوم را به كشتن داديد؟ خوب مثل بچه ادم بدون درگيري عقب نشيني ميكرديد . در ان دنيا سر پل صراط منتظرت ميمانم .
    جانباز شيمياي كه در گير و دار زندگي و هزينه درمان خود وامانده است.

  •   انقلابی که اسلامی بود و قرار بود به شیوه محمد(ص) و علی (ع) اداره شود به سرعت و خیلی زود به دست اولاد امیه افتاد و آن شد که شد.
    بعد از امام بد از بدتر شد و بازمانده های گوشه نشین حوزه ها مانند اولاد امیه بر سر بنی هاشم ریختند و مروان ابن حکم های طرفدار برگزاری جشن های نهم آبان و حجتیه ایها به شکستن استخوان ابن مسعودها و ابوذر ها و ملک ها نشستند و همه خندیدند و کف زدند و شادمانیها کردند حتی شما برادر عزیز جناب کروبی و حساب آقای هاشمی که خیلی یلی علیهده است و امثال من که دیگر از ایشان هیچ توقع و امیدی نداریم.
    اما خود شما نیز علی گونه رفتار نکردید و در بوجود آمدن شرایط امروز مقصرید.
    دولت آقای سید محمد خاتمی نیز با مردم رایطه بهتری برقرار نکرد.
    گمان نمی کنم که به این چارچوب ها خیلی بشود دل بست. دیگر ئیس جمهور 21میلیونی در این کشور انتخاب نمی شود اما همه ما می دانیم که یک قاضی مرتضوی خارج از کنترل قوه قضاییه یک تیمسار نقدی خارج از اقتدار وزارت کشور و یک علنقی جهرمی یا الهام خارج اقتدار همه کس و هکه چیز و تنها ÷اسخ گو به خدا ( بخوانید ÷اسخگو به مصباح یزدی) و یک سعید امامی و خسرو حسینیان در اختیار ...کافی است که همه تلاش های این ملت را به همان بادی بدهد که کابینه آقای خاتمی داد ( و نه خود آقای خاتمی ) .
    ما ملت باید برای حل مشکلات خود فکری بهتر بکنیم.

  •   باسلام بعنوان يكي ازدوستان شماخصوصا دردوران انزواي جنابعالي وشايعات عروسي فرزندتان كه انصافا مرحوم حاج احمدآقادفاع خوبي كردند، سزاوارنديدم كه دراين برهه اززمان اينگونه با يارديرين خود وانقلاب نامه پراكني شود هرچندكه اظهارداشته ايدانگيزه اتان شفاف سازي بوده است ولي ازاين نامه سوءاستفاده خواهدشداميدوارم سالم وموفق باشيد،

  •   ضمن تشكر از آگاه سازي بعمل آمده توسط آقاي كروبي به نظر بنده در كشور ما قحط الرجال وجود ندارد . بلكه عمدتاً قحط الفكر به مسائل دامن مي زند . نظر جناب آقاي كروبي و مواردي كه ايشان ذكر فرمودند كاملاً صحيح و منطقي و بدور از هر گونه آرايش سياسي است .
    ضروريست آقاي هاشمي نيز به اين نكته توجه داشته باشند كه مملكت اسلامي كه با خون هزاران شهيد شكل گرفته تنها مرهون زحمات فردي ايشان نبوده و بسياري در اين راه از مال و جان و هستي خود گذشته و نهال انقلاب را كه توسط پير جماران پايه ريزي گرديده آبياري نموده و خواهند نمود و واقعاُ مملكت اسلامي در حال حاضر به فداكاران بيشتر نيازمند است تا كساني كه چه در دوره رياست جمهوري و چه بعد از آن همواره خواستار قدرت مطلقه و نظام ديكتاتوري بوده اند .
    البته ناگفته نماند كه فعاليتهاي بسياري در دولت محترم آقاي هاشمي صورت گرفته ولي بايستي به اين نكته اساسي اشاره داشت كه انجام فعاليتها و پروژه هاي زير بنائي مختلف تنها به دست ايشان نبوده بلكه نيروهاي توانمند و فداكار ايران كه از تمام توان خود استفاده نموده اند در شكل گيري آن موثر بوده اند .
    در اين خصوص نكته قابل توجه و تامل آن است كه آقاي هاشمي در بسياري موارد بويژه در دولت آقاي خاتمي بجاي بكار بردن توان خود در پيشبرد اهداف اين دولت بعنوان اهرم نگهدارنده اي بوده و مانع پيشرفت مملكت گرديده است . كه اميد است تاريخ معاصر در صورتيكه اجازه نشر دقيق و واقعي به آن داده شود بر تمامي اين موارد صحه خواهد گذاشت .
    لذا بعنوان يك ايراني و كسي كه سالهاي بسيار را در راه اين مرز و بوم بدون هيچ چشم داشتي فعاليت نموده به ايشان پيشنهاد مي نمايم كه بداند كه قدرتي كه ايشان در حال حاضر كسب نموده را اين مردم به ايشان داده اند و واقعاً بايستي ايشان درتكبري كه بدست آورده تجديد نظر نمايند . ان شا الله خداوند نيز در اين را يار و ياور ايشان باشند .
    به اميد سر بلندي ايران اسلامي در تمامي زمينه ها

  •   با سلام خدمت آقاي كروبي و ديگر مسئولين نظام وبخصوص ملت مظلوم شهيد پرور
    ابتدا انتقادي به جناب آقاي كروبي وهمفكران وهم طيفان وي وديگر جناهها داشته باشم وبعد.
    مردم مظلوم وشهيد پرور ايران اسلامي بعد از رحلت حضرت امام (ره) واقعا يتيم وبي پناه شدند هرچند پناه واقعيشان آن يگانه هستي است. چرا كه تا حيات حضرت امام كسي جرئت بازي كردن با اين ملت را نداشت ملتي كه همواره گرده هايشان پلكان ترقي عده اي شد كه در بدست آوردن قدرت ومال از يكديگر سبقت گرفته وموضوعي كه در ذهنشان نماند حق الناس وبيت المل بود.كه در اين ميان خود مسئولين بجز اندكي پرچمدار اين انحرافات بودند.
    اگر امثال شماها كه جز انديشيدن به اخرت و خدا جويي را سرلوحه شعارهايتان قرارداده بوديد در خلوتهايتان با آنان كه درحضور ملت مخالفت ميكرديد يكديگر را در آغوش نمگرفتيد واز خزانه ملت به ريخت وپاچهاي چنين وچنان وتعارفات مضحكانه نمي پرداختيد وواقعا به شعارهايتان جامه عمل ميپوشانديد امروز شاهد اينگونه انتقادات از يكديكر شماها نبوديم.همانطور كه ميدانيد اين دنيافقط براي دوز وكلكهاي ما آفريده نشده از ميليونها سال پيش تا امروز واز امروز تا نميدانم چقدر اين دنيا ادامه خواهد داشت و از شما كوچكترها وبسيار گنده ترها آمده اند ورفته اند وبر اساس كشفيات باستان شناسان در موارد يكه مشاهده شده جز قطعاتي از استخوانهاي در حال تبديل شدن به خاك چيزي نمانده است. وشما نيز همانگونه خواهيد رفت . قدرت فساد آور است اگر حدا را در نظر نداشته باشيم. حداقل به گفته سالار شهيدان اگر دين نداريد لاالق آزاده باشيد. نگاهي به همين اروپائيان كه از نظر شماها مجوس . نجس وغرق در مفاسد هستند نگاه كنيد وكمي بخود آييد. هر دين ومسلكي كه دارند . هر عمل شخصي و بقول شما حرامي دارند حداقل كوششان ايجاد زندگي آرام ومرفه براي ملتشان است . والبته در هرجامعه اي كاستيهايي وجود دارد كه آنها هم از اين امر مستثني نيستند. ولي جريان طبيعي كشورشان را بسمت بهبود سازي زندگي هدايت ميكنند ودليل آن نيز همينكه در ايام جواني فرزندانشان با همه مفاسد ي كه از ديد شما غرق در آن هستند آينده اي روشن ومطمئن را پيش رو دارند.وبا تغيير دولتها آنچه كه درست شده بود كاملتر ميشود نه با آمدن مسئولين جديد همه زحمات قبليها دور ريخته شده وبراي مطرح كردن خود زحمات آنهاوهمه امكانات مصروفه وبخصوص زمان از دست رفته را نديد بگيرند بلكه در رفع اشكالات وتكميل آنها تلاش ميكنند.وبلعكس در كشور ما با همه گونه ثروتهاي خدادادي و وجود استعدادهاي درخشان و تيزهوش متاسفانه دربند مسئوليني دنيا پرست نه امروزمان را مطمئن هستيم نه فردايي را جز تاريكي مي بينيم. اگر مواردي شگفت آور نيز در جامعه بروز ميكند در صد بالايي را مديون تلاشهاي متعهدانه فرزندان همين آب وخاك هستيم. كه حتي شما از آنهم نگذشته بعنوان اميتاز براي خودتان مصادره ميكنيد.بگذريم كه اگر بخواهم ادامه دهم دلي كوچك ولي دريايي از درد دارم كه در اين فرصت اندك مجالي نيست.
    و اما آقاي هاشمي رفسنجاني بزرگ مردي كه مادر زاد ثروتمند وبي توجه به قدرت و مال ملت بدنيا آمد.
    با جام تلخي كه شما نوشيديد واقعا جگر ملت نيز آشوب شد . چرا كه باز بايد شاهد فسادهاي خانوادگي جنابعالي بوده و ياد وخاطره خاندان پهلوي را دوباره در زهن خود حفظ كنند. ياد تظلماتي باشند كه بدليل خودخواهيهاي جنابعالي بر فرزندان اين مرزوبوم رفت. بياد ريخت وپاشهاي مختلف شما بيقتند ودست بر شكم گرسنه خود وفرزندانشان بمالند. بياد شكوه وعظمت خاندان حكومتي شما افتاده وبر ناتوانيهاي خود بگريند كه از عهده يك سفره در مقابل عروس وداماد خود بر نيايند. بياد زنداني كردن فرزندان شهيد يا جانباز خود بيفتند كه ايثارگريهايشان موجب خلاصي امثال شما از بند طاغوت وسوارشدن بر اريكه قدرت شد .
    آقاي هاشمي شما كه به اندازه كافي براي 70 نسل بعد از خود نيز اندوخته اي بيا بخاطر فرزندان خود ونسلهاي بعديت اين جام تلخ را به ديگر نخبگان اين ملت بده و ما هم يك عمر دعا گويت خواهيم بود. شما اگر بداني كه به هنگام حدف شما از مجلس ويا تلاشهايي كه نزديكانت بعمل آوردند ودخول ممكن نشد ملت چه قه قهه اي زدند وچه نفس راحتي كشيدند.خوب اگر ملت را دوست داري ملت دوست ندارند جگر شما تلخي بچشد. وطافت ندارند كه ديگر شما اينهمه بخود زحمت دهيد وبراي آنها تلاش كنيد. من هم يكي از همان ملت هستم كه بمحض گرفتن ديپلم در سال 56 وارد حركتهاي مردمي شده وهمراه با اين انقلاب البته به پرچمداري امام راحل وهدايتهاي جنابعالي وديگر همرزمانتان هرآنچه كه داشتم در طبق اخلاص گذارده و براي استقرار نظام ج اا تلاش كردم وخدا ميداند كه اگر به فيض شهادت نائل شده بودم يا حتي اگر مرگ مرا دريافته بود برايم شيرينتر بود كه بمانم واين همه ناجوانمردي از شما وطيف مافيايي خود وفرزندانتان باشم كه هزكسي را بشكلي وبهانهاي از گردونه خارج ساخته و ميرود كه از جنابعالي رضاخاني ديگر وشاهزادگاني ديگر بسازند. فراموش نكنيم در دوران 8 ساله رياست جمهوري آقاي خاتمي با بازيگريهاي پنهان جنابعالي چه نخبگان وايثارگراني از فرزندان اين سرزمين راهي زندان شدند ومتاسفانه با مشكلاتي كه براي ملت ايجاد كرده ايد حتي يادي از آنها نميشود.
    حال ايثار گران گمنام به وسعت اين سرزمين وجود دارد كه به يمن تلاشهاي شما وامثال شما چازه وانديشه اي جز سير كردن شكم خود وخانواده شان ندارند وديگر آن رمق وانرزي 26 سال يا بيشتر را ندارند كه بخواهند در مقابل قد علم كنند. ولي بياد داشته باشيد كه به فرزندانشان آموخته اند ووصيت خواهند نمود كه به نسلهاي بعدي نيز بياموزند كه دچار احساسات نشده كه خود را پلكان ترقي ديگران قرار دهند و نتيجه آن شود كه بخاطر فرار از گرسنگي آخرت خود را نيز بفروشند.و اگر به آخرت مي انديشند اول عافيت دنيا را فراهم كنند بدنبالش عافيت آخرت نيز خواهد آمد. وضمنا به آنها بديده تحقير نمي نگرند. امروزه با مديريت صحيح شما بايستي براي كوچكترين نيازهاي خود به اشخاصي التماس كنيم
    كه بويي از ارزشها نبرده و قبولشان نداشتيم و آنها هم نيزهمينطور نسبت بما.زماني بخاطر حضور درجبهه ها وانقلاب فرهنگي تحصيل را ضد ارزش تلقي ميكرديم ولي غافل از اينكه مخالفان انقلاب ونظام وفرزندان عزيز شماها براي بدست گرفتن مديريتها فداركاري كرده وبراي تحصيل آنهم در خارج از كشور جانفشاني ميكنند. آنروزها بقول بعضيها فرزندانتان به سيب زميني ميگفتند ديب زميني اكثريتي از فرزندان اين مرزوبوم در جبهه ها در مصاف با دشمن بودند. وحتي از قبل بنيادي بنام آنها وبكام اقرباي شما مانند رفيق دوستها هيچ عايدي ندارند. يادم مي آيد كه دوستي تعريف ميكرد انگشت شصت پاي پسر آقاي محسن رفيقدوست كه سياه شده بود وبراي معالجه به آلمان رفته بود ( درزمان ...) رزيدانس در اختيارش گذاشته شده بود . بنز تشريفات سفارت در اختيارش بود . يك روز راننده بيچاره فقط به او گفته بود كه صندلي چرخدار ش را در صندوق عقب بگذار كه مبادا صندلي پاره شود. وهر آنچه كه لايق خودش بود نثار راننده بيچاره كرده بود. ولي يك جانباز بالاي 50 درصد امروز بايد هزاران واسطه بتراشد تا بتواند مشكلات خود را با مسئولين بنياد مطرح سازد. البته شايد رفيقدوست از آنجا بركنار شد ولي اعوان وانصار وي سركارند. يا چكي كه آقاي مرتضي رفيقدوست بواسطه نفوذ اخوي خود دريافت كرده بود وجه ضرباتي بر اقتصاد اين كشور وارد آورد وبيچاره فاضل خداداد بجاي ا
    و ادعدام شد.
    كمي از اصل موضوع دورشدم ببخشيد كه خاطرتان را مكدر كردم البته اگر خاطري منعطف باقي مانده باشد.
    بهرحال آقاي هاشمي همسر وفرزندان آقاي اكبر گنجي هنوز از عاقبت پدرشان بيخبرند همان كسي كه باعنايت جنابعالي فعلا در نقطه اي از اوين گم شده است . هم آنكسي كه شايد به اندازه خدماتش به شما مديونش باشيد.
    امثال خانم رجاييها هم اصلا از ابتدا ضد انقلاب بوده اند و ملت خبر نداشتند ورجايي مرحوم هم ميخواست شهيد نشود تا خفت وبدبختي نصيب همسر وفرزندانش نشود . ميبينيد كه موهبت الهي وفداكاري خانم رفسنجاني باعث شد ايشان از كشته شدن نجات يابد وهمه خانواده كه هيچ يا همه فاميل كه هيچ بلكه نسلهاي بعدي سربلند وسرافراز در كشور وهرجا ي دنيا بخوبي وخوشي وبياد ملت خوش بگذرانند. وطبيعيست كه مادر بچه ها هم نفوذي در كارهاي ايشان داشته وحتي از دايي بچه ها براي نظم بخشيدن به امورات خانواده ودولت نيز كمك بگيرد.
    واسلام - خود كه خسته شدم شما خواننده محترم قطعا حق داريد خسته شويد.
    صادق دلسوخته

  •   هوالمحبوب (()) جناب كروبي مي دانم شماها چنان خود را بزرگ مي پنداريد كه نيازي به پاسخگويي به ما نمي بينيد
    اما نكاتي چند گفتن همين مطالب نشان از خدايي نبودن نوشتارتان هست آن روزها كه ما خون گريه مي كرديم كه چرا همسر شهيد رجايي مي بايست رد صلاحيت شود شماها بدنبال چيزي ديگر بوديد شماها حق وباطل را با هم قاطي مي كنيد اما چقدر دير بفكر افشاي اين مطلب افتاديد چون تا بحال براي شما مسئله شخصي نبود نوشتار شما اينك براي من و امثال من ارزشي ندارد شما اينها مي دانستيد جناب هاشمي هم مي دانست اما سخن نسلي چون ما از شما اين است چرا از گذشته انقلابي خود دور شديد چرا خانواده هايتان را بر جان و مال مردم حاكم كرديد شما اين سوال نسل پرسشگر و عدالت طلب ماست اقاي كروبي شايد با جو سازيها و با سرمايه اي كه ديگر نمي دانيم از كجا آورده ايد راي بياوريد ولي شما ديگر آن ارزش انقلابي سابق را براي ما نداريد شماها امثال مرا كه عمرم را در راه انقلاب و دفاع مقدس گذرانده ام از خود مايوس نموده ايد چه برسد فرزندان ما را اعمال شما و خانواده هاي شما نقل هر مجلسي در خانه هاست سخن ابوذر را بر شما و جناب هاشمي و ديگر مسئولين حكومت بايد گفت آنها كه كاخ نشين شدند آنها كه ديگر دردهاي مردم فقط در شعارهاي انتخاباتي خلاصه مي شود كه هاي اگر اين قصر ها را از پول خود ساخته ايد اصراف كرده ايد و اگر از پول مردم دزدي شما كجا زندگي مي كنيد چه ماشيني سوار مي شويد و ديگراني چون شما سخنان شما دردهاي گذشته ما را تازه كرد هنوز هم بر مظلوميت شهيد رجايي كه هيچكدامتاه همانند او نيستيد و همسر گراميش خون گريه مي كنيم هنوز هم انتخابات مجلس چهارم را فراموش نمي كنيم و مي دانيم همسر ايشان به علت اعمال و رفتار اشتباه شما و گروهتان بود اما چه خوب بود با مردم روزاست بوديد هر اشتباهي را قاطعانه چون امام در مقابلش مي ايستاديد تا امروز شاهد جامعه اي اينچنين با نفوذي هاي دشمن در بدنه انقلاب نباشيم مرد باشيد از اشتباهات گذشته خود دوري گزينيد /




  • نظرات و پیشنهادها:
    آدرس پست الکترونيکي :